250-sw-excuses-vs-responsibility

تقویت مسئولیت پذیری را در محیط کار

تقویت مسئولیت پذیری را در محیط کار

تمامی فارغ‌التحصیلان دوره‌ی پزشکی طی مراسمی سوگند می‌خورند تا تمامی تلاش خود را برای یک پزشک خوب بودن انجام بدهند و زیانی به کسی نرسانند. آیا خوب نبود اگر چنین سوگندنامه‌ای برای رهبران نیز داشتیم. سوگندنامه‌ای برای مسئولیت پذیریِ فردی و پاسخ‌گو بودن نه تنها در قبال نتایج تجاری و هدایت دیگران، بلکه در هدایت خود. یاد ضرب‌المثلی می‌افتم که می‌گوید «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی». این ضرب‌المثل به این معنی است که هر فردی ابتدا باید قبل از اینکه خطای دیگران را اصلاح کند به فکر اصلاح خودش باشد. بنابراین من این ضرب‌المثل را پیشنهاد می‌دهم: «اگر رهبر هستی، ابتدا خودت را هدایت کن».

هر کتابی که درباره‌ی اصول ابتدایی رهبری نوشته شده است، توضیح می‌دهد که یکی از صلاحیت‌های کلیدی رهبر این است که از دیگران انتظار داشته باشد در مقابل وظایفی که به آنها محول کرده پاسخ‌گو باشند. این یعنی رهبر باید دستورالعمل‌ها و انتظارات را به وضوح مشخص کند، اهداف و مقاصد را با اعضای تیم در میان بگذارد، کارها را پیگیری و دنبال کند تا از مسئولیت‌پذیری و تعهد افراد مطمئن شود، عملکردها را مورد بازخورد و انتقاد قرار دهد، افرادی که عملکرد رضایت‌بخشی ندارند را هدایت کند و در آخر، هر جا که لازم است اصلاحات انجام دهد. اما تا زمانی که افراد خودشان احساس مسئولیت نکنند مدیر نمی‌تواند از آنها انتظار داشته باشد که مسئول و پاسخ‌گو باشند.

با اینکه این موضوع یکی از مهمترین ابعاد رهبری است، ولی وقتی صحبت از پاسخ‌گویی در مقابل رفتار خودمان به میان می‌آید، آن را نادیده می‌گیریم. این اتفاق حتی ممکن است برای رهبرانی پیش بیاید که خیلی خوب مسئولیت موارد بسیار مهمی، مانند دستیابی به نتایج عالی در فروش، عملیات، بازاریابی، امور مالی، شناسایی ریشه‌های مشکلات تجاری، توسعه‌ی چشم انداز یا استراتژی و مدیریت مؤثر منابع را، می‌پذیرند.

اجازه دهید قبل از اینکه ادامه بدهیم یک مسئله را روشن کنیم: هیچ رهبر توانمندی نیست که صبح، بعد از بیدار شدن از خواب تصمیم بگیرد که امروز جواب‌گوی کارهایش نباشد. هیچ کس دوست ندارد کاری را بد انجام دهد. اما ممکن است اتفاقاتی در طول روز رخ دهند که حتی بهترین افراد را از نیات خوبش منحرف کنند و بی‌غرضانه باعث لغزش او شوند. اکنون می‌خواهیم درباره‌ی همین لغزش‌های غیرعمد صحبت کنیم. آنها اشکال مختلفی دارند. اجازه دهید در اینجا به تعدادی از آنها نگاه دقیق‌تری بیندازیم:

زمان زیادی است با یکی از کارمندان‌تان مشکل دارید ولی نمی‌خواهید او را اخراج کنید، چون می‌خواهید فرد خوبی باشید. بعد از کشمکش‌های فراوان تصمیم می‌گیرید او را به بخش دیگری منتقل کنید، در اصل می‌خواهید مشکل را به بخش دیگری از سازمان بفرستید به این امید که در آنجا به آن رسیدگی شود. در اعماق وجودتان می‌دانید که مشکل به این شکل حل نخواهد شد، اما چون خوشحال هستید که بالاخره از شر این مشکل خلاص می‌شوید، صدای درون‌تان را خاموش می‌کنید. روز بعد با خوشحالی وارد دفتر می‌شوید و از اینکه این بار را از شانه‌های خود برداشته‌اید نفس راحتی می‌کشید.
یکی از اعضای ارشد تیم‌تان عادت دارد در جلسات، با افراد کم نفوذ رفتار بدی از خود نشان دهد. به عنوان مثال، حرف آنها را قطع می‌کند، مشارکت آنها را کم‌ارزش جلوه می‌دهد و در کل رفتار بدی دارد. این رفتار فرد مقابل را به شدت خجالت‌زده می‌کند و باعث ناراحتی دیگر اعضای تیم و حتی خود شما می‌شود. در اینجا هم، به این دلیل که دوست ندارید وارد هر نوع مشاجره‌ای شوید، تصمیم می‌گیرید این رفتار بد را نادیده بگیرید و امیدوار باشید که به خودیِ خود درست شود. این موضوع که فرد بدرفتار کارهایش را به خوبی انجام می‌دهد و نتایج موفقیت‌آمیزی در پرونده‌اش دارد، کار شما را در پا در میانی و اصلاح این موقعیت سخت‌تر می‌کند.
در مورد مقیاس‌های وسیعی که شرکت برای کاهش هزینه‌ها در پیش‌ گرفته است به کارمندان بخش خودتان اطلاع‌رسانی کرده‌اید و از آنها خواسته‌اید که با حذف کردن مخارج غیرضروری در این هدف مشارکت داشته باشند. یک سخنرانی تأثیر‌گذار هم انجام دادید و همه در جریان این موضوع قرار گرفتند. بعد از دو روز، کارمندان می‌بینند که یک صندلی ۳ میلیون تومانی به دفتر شما آورده می‌شود. شما قبلا سفارش خرید این صندلی را داده بودید و فراموش کردید سفارش‌تان را لغو کنید. مسلما دیگران ما را با قصد و نیات‌مان قضاوت نخواهند کرد، بلکه همیشه از روی ظواهر قضاوت می‌کنند.
اشتباهی رخ داده است که افراد زیادی از جمله شما در آن مقصر هستند. شما که تحت تأثیر اضطراب و هرج‌و‌مرجی هستید که از پی این مشکل آمده؛ نقش خود را در این قیل‌وقال کمرنگ می‌بینید و حتی دچار فراموشی سازمانی می‌شوید و یادتان می‌رود قبلا در مورد این مسئله کاملا به شما تذکر داده شده بود. بنابراین دنبال کسی می‌گردید که تقصیرها را به گردنش بیندازید و خودتان را قانع می‌کنید که مصمئنا تقصیر آن فرد بوده است. احتمال روی دادن چنین اتفاقاتی در زمانی که استرس دارید بیشتر است، چون به عنوان مدیر شما باید روزانه، به ده‌ها مسئله رسیدگی کنید. با این حال، افراد دیگری که درگیر این مشکل بوده‌اند اصلا سرشان شلوغ نیست و درگیری ذهنی ندارند و با دقتی لیزری تمامی وقایع را به خاطر می‌سپارند.
خب، مسلما موارد فهرست شده در بالا می‌توانند همین‌طور ادامه پیدا کنند. بعضی از لغزش‌ها به دلایلی که به شخصیت شما مربوط می‌شوند رخ می‌دهند و بعضی دیگر به خاطر حجم کاری بالا و استرسی که معمولا گریبان‌گیر رهبران است. دلایل فراوانی در این میان وجود دارند که نام بردن آنها اهمیت زیادی ندارد. مهم این است که در این اتفاقات چه رفتاری انجام می‌دهید.

اینها مثال‌هایی هستند که شما مسلما از افرادی که آنها را پاسخگو می‌دانید انتظار ندارید. و همین‌طور که همه‌ی ما به خوبی می‌دانیم وقتی بین حرف و عمل‌تان تناقض وجود دارد، مردم رفتارتان را باور می‌کنند و نه حرف‌تان را. نتیجه‌ای که این سناریو در پی دارد این است که اعتمادها از شما سلب می‌شوند. این یکی از گران‌ترین هزینه‌هایی است که برای کمبود مسئولیت‌پذیری و جواب‌گویی به خودمان می‌پردازیم.

بهتر است این نکته را نیز فراموش نکنیم که به عنوان رهبر، شما گاهی مجبور هستید تصمیماتی بگیرید که به مذاق دیگران خوش نمی‌آید و این به نوبه‌ی خود می‌تواند باعث شود انگشت انتقاد به سمت شما نشانه برود. مثل این است که همیشه در تنگ شیشه‌ای زندگی می‌کنید.

پس برای اینکه محتاط‌تر باشید و در مقابل اعمالی که انجام می‌دهید به خودتان جواب‌گو باشید، یا به بیان دیگر به خودتان گزارش بدهید از چه راهبردهایی می‌توانید استفاده کنید؟

همین‌طور که شرکت‌ها نگران وجهه‌ی خود نزد مشتریان یا سهام‌داران هستند، شما نیز با دقت به این موضوع فکر کنید که رفتار و اعمال شما از طرف افراد ذی‌نفع به چه شکلی دیده می‌شوند. افراد ذی‌نفع می‌توانند شامل کسانی باشند که مستقیما به آنها گزارش می‌‌دهید، مشتریان و همکارانی که با شما هم ‌رده هستند. فرایند ارزیابی ۳۶۰ درجه را درباره‌ی خودتان انجام بدهید یا اینکه فُرم ارزیابی مدیریتی تهیه و از آن استفاده کنید و به این فکر کنید که هر کدام از اعضای تیم‌تان به موارد ذکر شده در این فُرم چه امتیازی خواهند داد. به عنوان مثال، ترجیح دادن منافع دیگران به منافع خود، همه‌ی افراد را در موفقیت‌ها سهیم دانستن، با روی باز اطلاعات مربوطه را با دیگران در میان گذاشتن، درباره‌ی اعمال و رفتار خود پرسیدن، رفتار محترمانه با همه بدون توجه به موقعیت اجتماعی‌شان، توسعه‌ی کارِ گروهی در تمامی بخش‌ها، حمایت از تصمیماتی که توسط تیم گرفته می‌شود، فراهم آوردن بازخورد صادقانه به صورت دوره‌ای.
در پایان هر روز، قبل از اینکه میزتان را تمیز کنید و به خانه بروید، چند دقیقه به روزی که گذشت فکر کنید. به مکالمات جدی‌ای که داشتید، جلساتی که رفتید، ایمیل‌هایی که فرستادید و دیگر اعمال‌تان فکر کنید. آیا به خودتان افتخار می‌کنید؟ آیا می‌توانید بهتر از این باشید؟ این به شما انگیزه می‌دهد تا برای روز بعد اهداف بزرگ‌تری در نظر بگیرید. عادت کردن به این نوع خود‌کاوی، در بلند‌مدت نتیجه می‌دهد.
تصمیم بگیرید برای توسعه‌ و پیشرفت مدیران دیگر هم جواب‌گو باشید. با کمک به تقویت رشد فردی و حرفه‌ای آنها، در اصل مهارت های رهبری خودتان را هم تقویت می‌کنید و به رهبری نمونه و الگو تبدیل می‌شوید و در نتیجه اراده‌تان را هم در جهت پاسخ‌گو بودن به خود محکم‌تر می‌کنید.
وقتی اشتباهی رخ می‌دهد، در درون خود دنبال راه‌حل بگردید. در موقعیت‌های دشوار است که مسئولیت‌پذیری ما مورد آزمایش قرار می‌گیرد. مارتین لوتر کینگ (Martin Luther King) به این نکته اشاره کرده است: «حد و اندازه‌ی انسان نه در لحظات راحتی و آسایش، بلکه در لحظات چالش‌برانگیز و طاقت‌فرسا شناخته می‌شود».
وقتی اشتباهی رخ می‌دهد، می‌پرسید: «تقصیر کیست؟» یا می‌گویید «از این مشکل چه چیزی می‌توانیم بیاموزیم؟» یا «برای بهتر شدن این موقعیت چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟». چه خوب است که سعی کنید از وسوسه‌ی انداختن تقصیرها به گردن دیگران خلاص شوید و در مقابل مشکلات و اشتباهات جواب‌گو باشید.
به قول‌هایی که به افرادِ تازه استخدام شده، داده‌اید و چرب‌زبانی‌هایی که در زمان مصاحبه انجام دادید فکر کنید. گاهی به این دلیل که می‌خواهیم مستعد‌ترین افراد و باهوش‌ترین‌ها را در شرکت خود استخدام کنیم، ممکن است بیشتر از حد عادی قول بدهیم. یادداشتی از صحبت‌هایی که در مصاحبه انجام شده و قول‌هایی که داده‌اید به همراه داشته باشید. اگر رویدادها طوری جریان پیدا کرده‌اند که نمی‌توانید روی قول‌تان بمانید، حداقل می‌توانید این موضوع را صادقانه با افراد در میان بگذارید. این کار بهتر از این است که قول‌هایتان را به کلی فراموش کنید.
قول‌هایی که به خودتان داده‌اید چطور؟ اهداف فردی و حرفه‌ای خود را به وضوح یادداشت کنید. هفته‌ای یک بار آنها را بخوانید. آیا اعمال روزانه‌ی شما با ارزش‌ها، استانداردها و فلسفه‌ی مدیریتی‌تان هماهنگ هستند؟ حد و مرزهایتان کدام‌ هستند؟ آیا حاضرید اقداماتی برای محافظت از آنها انجام دهید؟ اگر پاسخ شما به این سؤالات منفی است، ببینید دلیل آن در کجاست. این کار چه بینشی به شما می‌دهد؟ از این اطلاعات کمک بگیرید تا باعث شوند به جای اینکه احساس گناه کنید، دست به کار شوید و اقدامات لازم را انجام بدهید.
مولیر (Moliere)، نمایشنامه‌نویس فرانسوی قرن ۱۷، می‌گوید: «نه تنها باید برای کارهایی که انجام می‌دهیم جواب‌گو باشیم بلکه باید مسئولیت کارهایی که انجام نمی‌دهیم را نیز بپذیریم.» آیا کاری هست که باید انجام دهید ولی از انجام آن طفره می‌روید؟ به عنوان مثال، آیا مکالمه‌ی دشواری را به تعویق می‌اندازید؟ آیا تصمیم مهمی را پشت گوش می‌اندازید؟ آیا مسئولیت‌های خود را بر دوش دیگران می‌گذارید؟
پاسخ‌گو بودن به خود، یعنی علی‌رغم تمامی مشکلات با خودمان صادق باشیم. یعنی همیشه کار درست را انجام بدهیم و حتی وسوسه نشویم به خاطر مصلحت، قوانین را نادیده بگیریم. شاید دبورا لی (Deborah Lee) به بهترین شکل به این نکته اشاره می‌کند: «پاسخ‌گو بودن در مقابل خود‌، یعنی در تنهایی و دور از نگاه دیگران چه می‌کنیم». همچنین این بهترین پادزهر در مقابل احساس گناه است و با این کار انرژی خلاقانه‌ی ما آزاد می‌شود تا بتوانیم به چیزی که برای‌مان مهم است دست پیدا کنیم. از همه مهم‌تر اینکه، باعث می‌شود مسئولیت تصمیمات و انتخاب‌های خودمان را بر عهده بگیریم، چون بدون پاسخ‌گو بودن، انتخاب معنایی ندارد.

getty_511932822_327300

کارآفرینی چیست؟

کارآفرینی چیست؟

اغلب به کسی که تجارت خود را آغاز کرده است، کارآفرین خطاب می‌شود. همچنین با شنیدن واژه کارآفرین، ما تمایل داریم آن را به فردی که سرمایه‌گذاری‌های خود را شروع کرده است، نسبت دهیم. در حقیقت تعریف رسمی کارآفرینی، فرآیند شروع یک تجارت یا سازمان برای سودآوری یا تأمین نیازهای اجتماعی است. ما از این عبارت برای سود یا نیازهای اجتماعی استفاده کرده‌ایم تا کارآفرینی تجاری را از کارآفرینی اجتماعی و خیریه جدا کنیم. پس از تعریف کارآفرینی، اکنون زمان تعریف این موضوع است که چه کسی یک کارآفرین است و چه کاری انجام می‌دهد.

یک کارآفرین کسی است که یک مدل تجارت را توسعه می‌دهد، سرمایه فیزیکی و انسانی لازم برای شروع یک سرمایه‌گذاری جدید را فراهم می‌کند، آن را عملیاتی می‌کند و مسئول موفقیت یا شکست آن است. به تأکید عبارت مسئول موفقیت یا شکست توجه داشته باشید زیرا کارآفرین از مدیر حرفه‌ای متمایز است؛ به این معنی که کارآفرین یا سرمایه خود را از منابع خود سرمایه‌گذاری می‌کند یا سرمایه را از منابع خارجی افزایش می‌دهد و در نتیجه مسئول شکست و همچنین پاداش در صورت موفقیت است، در حالی‌که مدیر حرفه‌ای کار اختصاص داده شده به وی را با در نظر گرفتن پرداخت پول به انجام می‌رساند. به‌عبارت دیگر، کارآفرین علاوه بر خلق یک شرکت جدید، ریسک‌پذیر و نوآور است در حالی‌که مدیر حرفه‌ای تنها اجراکننده است.

ویژگی‌های کارآفرینان

در ابتدا و مهم‌تر از همه، مهارت‌ها و توانایی‌هایی که یک کارآفرین باید داشته باشد را بررسی می‌کنیم؛ وی باید ابتکار عمل داشته باشد و یک ایده تغییر یا یک مفهوم بالقوه جدید را که می‌تواند در بازار شلوغ موفق شود، ارائه دهد. توجه داشته باشید که سرمایه‌گذاران معمولاً تمایل به سرمایه‌گذاری در ایده‌ها و مفاهیمی دارند که احساس می‌کنند بازده کافی برای سرمایه و سرمایه‌گذاری خود را ایجاد می‌کنند و از ‌این‌رو، کارآفرین نیاز به یک ایده واقعاً ابتکاری برای سرمایه‌گذاری جدید دارد.

ویژگی‌های رهبری

صرف‌نظر از این، کارآفرین به‌علت ساخت یک سازمان یا سرمایه‌گذاری از ابتدا و ارتباط با کارکنانش و همچنین اطمینان دادن به سهامدارن از موفقیت در این سرمایه‌گذاری، نیاز به داشتن مهارت‌های مدیریت سازمانی و مدیریتی عالی دارد.

علاوه بر این، کارآفرین باید یک رهبر باشد که بتواند برای کارکنانش الهام‌بخش باشد و همچنین فردی با ویژگی آینده‌نگری با حس مأموریت شناخته شود زیرا مهم است که کارآفرین، سرمایه‌گذاری را با انگیزه کرده و هدایت کند. این بدان معنی است که رهبری، ارزش‌ها، مهارت‌های ساخت تیم و توانایی‌های مدیریتی، مهارت‌ها و ویژگی‌های کلیدی هستند که یک کارآفرین باید داشته باشد.

تخریب خلاقانه و کارآفرینی

اغلب زمانی‌که درباره حذف برخی از شرکت‌ها یا موفقیت برخی دیگر و همچنین حفظ موضع رهبری خود در بازار، صحبت به میان می‌آید به واژه تخریب خلاقانه برخورد می‌کنیم. تخریب خلاقانه به جایگزینی محصولات و شرکت‌های ضعیف‌تر با محصولات و شرکت‌های کارآمدتر، نوآورانه‌تر و خلاقانه‌تر اشاره دارد که در آن، بازار سرمایه‌داری مبتنی بر اکوسیستمی را تضمین می‌کند که تنها بهترین‌ها باقی می‌مانند، در حالی‌که دیگران با اهداف تخریب خلاقانه از بین می‌روند. به‌عبارت دیگر، کارآفرینانی که دارای ایده تغییر و مهارت‌ها و ویژگی‌هایی برای موفقیت هستند، اطمینان حاصل می‌کنند که محصولات، برند‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایشان، سهم بازار شرکت‌های موجود که یا ارزش‌ها را ایجاد نمی‌کنند یا به‌سادگی ناکارآمد هستند، از آن خود کرده است. بنابراین، این روند تخریب ایده‌های قدیمی و ناکارآمد از طریق ایده‌های جدید و خلاقانه به‌عنوان تخریب خلاقانه شناخته می‌شود که غالباً کارآفرین وقتی یک سرمایه‌گذاری جدید را راه‌اندازی می‌کند، انجام می‌دهد.

یک کارآفرین، خطرپذیر است

کارآفرینی و مهارت‌ها و ویژگی‌های مورد نیاز کارآفرینان همراه با چگونگی تعامل آن‌ها در تخریب خلاقانه را مورد بحث قرار دادیم. این بدان معنا نیست که همه کارآفرینان موفق هستند؛ زیرا این واقعیت وجود دارد که آن‌ها می‌توانند قربانی تخریب خلاقانه شوند؛ به‌علاوه به‌دلیل فقدان صفات دیگر، اکثریت سرمایه‌گذاری‌های جدید بیشتر از یک سال دوام نمی‌آورند. زمانی‌که سرمایه‌گذاری‌ها ناکام می‌شوند، سؤال واضح این است که چه کسی مسئول نقص است و پول چه کسی از بین رفته است. پاسخ این است که کارآفرین پول خود را سرمایه‌گذاری می‌کند یا سرمایه را از سرمایه‌گذاران فرشته و سرمایه‌داران می‌گیرد، یعنی اگر سرمایه‌گذاری دچار مشکل شود، کارآفرین و سرمایه‌گذاران پول خود را از دست می‌دهند. توجه داشته باشید همان‌طور که قبلاً ذکر شد، کارکنان و مدیران حرفه‌ای مشاغل خود را از دست می‌دهند مگر این‌که آن‌ها در سرمایه‌گذاری مشارکت داشته باشند؛ در غیر این‌صورت پول‌شان در معرض خطر نیست. این بدان معنی است که کارآفرین در معرض ریسک قرار می‌گیرد یعنی موفقیت یا عدم موفقیت شرکت بر روی کارآفرین منعکس می‌شود.

برخی از کارآفرینان معروف

با توجه به این مقدمه اولیه کارآفرینی، اکنون می‌توانیم به نمونه‌هایی معروف از کارآفرینان اشاره کنیم که با وجود شانس کم، موفق شده‌اند؛ چرا که آن‌ها دارای ایده‌های تغییر و مهم‌تر از همه، ویژگی‌ها و مهارت‌های لازم بودند که آن‌ها را افسانه‌ای می‌ساخت. به‌عنوان مثال، بنیانگذار مایکروسافت، بیل گیتس و مرحوم استیو جابز، بنیانگذار اپل، از کالج ترک تحصیل کرده بودند، هرچند موفقیت آن‌ها بدین معنی بود که آن‌ها نه تنها ایده‌های ابتکاری داشتند، بلکه آماده بودند برای مدت زمان طولانی این ایده‌ها را اجرا کنند و در هنگام سختی تحمل داشته باشند. حتی بنیانگذار فیس‌بوک، مارک زوکربرگ، و همچنین لری پایت گوگل و سرگی برایان می‌توانند به‌عنوان کارآفرینان واقعاً انقلابی در نظر گرفته شوند. آنچه در همه این شخصیت‌های افسانه‌ای مشترک است این است که آن‌ها چشم‌انداز و حس مأموریت تغییر دنیا را داشتند و با کار سخت، استقامت و اکوسیستم پرورشی، توانستند ایده‌های خود را به واقعیت تبدیل کنند.

کارآفرینی نیاز به یک اکوسیستم پرورشی دارد

در نهایت، به اصطلاح «اکوسیستم پرورشی» توجه کنید. این بدان معنی است که اگر کارآفرینان ویژگی‌های لازم را نداشته باشند نمی‌توانند موفق شوند، حتی اگر دارای این ویژگی‌ها باشند اما در محیط یا کشوری زندگی کنند که خطر را تشویق یا شکست را تحمل نکند و مهم‌تر از همه، قادر به ارائه پول و سرمایه انسانی مورد نیاز برای موفقیت نباشد، نمی‌توانند موفق شوند. این بدان معنی است که ایالات متحده کشور مناسبی برای کارآفرینی است؛ زیرا اکوسیستم لازم برای موفقیت این کارآفرینان موجود است، در حالی‌که در بسیاری از کشورها، اغلب یافتن منابع مالی، کار را از طریق پرونده‌های رسمی و اطمینان از این‌که عوامل محیطی مانع از فعالیت کارآفرینی نشود، غیرممکن یا دشوار است.

منبع: وب سایت مدیریت آموزش

albert-einsteins-letter-to-close-friend-on-relativity-may-fetch-30000-at-auction

۲۰ نقل قول از انیشتین درباره طرز تفکر

۲۰ نقل قول از انیشتین درباره طرز تفکر

آلبرت اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در شهر اولم آلمان متولد شد. او فیزیک‌دان و نظریه‌پرداز بود و مهم‌ترین فعالیتش ارائه‌ی نظریه‌ی نسبیت است. اینشتین در سال ۱۹۲۱ موفق به کسب جایزه‌ی نوبل شد. علاوه‌براین، او عاشق نواختن ویلون بود، به سفرکردن علاقه داشت و در زمینه‌های مختلفی اظهارنظر می‌کرد. اکثر جملات او معانی بسیار عمیقی دارند و واقعا راه‌گشا هستند. در زیر، چند مورد از معروف‌ترین و کاربردی‌ترین سخنان او را بیان می‌کنیم. این نقل‌قول‌ها با اینکه ساده و کوتاه‌اند اما مطالعه و درک درست معانی‌ آنها می‌تواند تغییرات مثبتی در طرز فکرتان ایجاد کند.

آلبرت اینشتین در زمان خودش، مرد بسیار بزرگی بود: فیزیک‌دان معروف نظری، ارائه‌دهنده‌ی تئوری نسبیت، پدر فیزیک مُدرن. امروز‌ه نام او مترادف است با خلاقیت و نبوغ؛ مردی که قادر بود ساز‌وکار واقعیت را بهتر از هر کس دیگری شرح دهد – البته بعد از نیوتن.

امروزه به‌سختی می‌توان کسی را پیدا کرد که نام آلبرت اینشتین را نشنیده باشد و به‌نحوی تحت‌تأثیر سخنان حکیمانه‌ی او قرار نگرفته باشد. به دلیل استعداد زیاد و توانایی او برای درک مفاهیم والایی که بقیه متوجه‌ی آن نمی‌شدند، اغلب از او خواسته می‌شد در مورد موضوعات بسیاری که فراتر از قلمرو علم و فیزیک بودند، اظهارنظر کند.

آلبرت انیشتین

آنچه اینشتین را جذاب‌تر و فریبنده‌تر می‌کرد، این واقعیت بود که او فقط یک دانشمند و متفکر نبود، بلکه شگفت‌زده و مسحور زندگی بود و در تمام عمرش، حس تعجب کودکانه داشت. رابرت اوپنهایمر، فیزیک‌دان هسته‌ای در مورد انیشتین این‌گونه اظهارنظر می‌کند: «او به‌هیچ‌وجه فرد دنیادوستی نبود و به مادیات علاقه نداشت… او همیشه نوعی پاکی و خلوص فوق‌العاده داشت و درعین‌حال مانند کودکان، سمج و خیره‌سر بود.»

امروزه نقل‌قول‌های او هنوز هم به اندازه‌ی صد سال پیش، مفید و کاربردی هستند. اینها ۲۰ مورد از خردمندانه‌ترین نقل‌قول‌های اینشتین هستند که به شما کمک می‌کنند نبوغ و استعداد‌تان را شکوفا کنید.

به طبیعت عمیق نگاه کنید. پس از آن همه‌چیز را بهتر درک خواهید کرد.

سعی نکنید به فرد موفقی تبدیل شوید، درعوض سعی کنید که انسان باارزشی باشید.

آموزش همان چیزی است که پس از فراموش کردن چیزهایی که در مدرسه آموخته‌ایم، می‌توانیم به‌یاد بیاوریم.

ما نمی‌توانیم مشکلات‌مان را با همان طرز فکری حل کنیم که با آن، مشکلات را به‌وجود آورده‌ایم.

زندگی مانند راندن یک دوچرخه است؛ برای آنکه تعادل‌تان را حفظ کنید، باید به حرکت ادامه دهید.

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

انسان باید هر چیزی را همان‌طور که هست ببیند، نه آن‌طور که دوست دارد.

از آدم های منفی فاصله بگیرید، آنها برای هر راه‌حلی یک مشکل دارند.

منطق، شما را از نقطه «الف» به نقطه «ب» می‌رساند اما تخیل (تصور) شما را همه جا می‌بَرَد.

دنبال کردن رویاها – چندین نقل قول از اینشتین

هرگز از کاری که واقعا قصد انجامش را دارید، دست نکشید. شخصی که رؤیاهای بزرگی دارد، قدرتمندتر از کسی است که همه‌ی حقایق را می‌داند.

مردم ضعیف انتقام می‌گیرند، مردم قوی می‌بخشند، اما افراد باهوش نادیده می‌گیرند.

یک کشتی در ساحل همیشه امن است اما این چیزی نیست که برایش ساخته شده است.

چیزی که درست است، همیشه محبوب نیست و آنچه محبوب است، همیشه درست نیست.

آموزش، یادگیری حقایق نیست، بلکه پرورش ذهن برای تفکر است.

تخیل، مهم‌تر از دانش است.

ترس از مرگ، بی‌موردترین ترس‌هاست، چون هیچ حادثه‌ی ناگواری یک آدم مرده را تهدید نمی‌کند.

درمیان هر مشکلی یک فرصت وجود دارد.

من با همه به یک شیوه صحبت می‌کنم؛ خواه آن فرد یک رفتگر باشد یا رئیس دانشگاه.

دو شیوه برای زندگی کردن وجود دارد. یکی آن است که فرض کنیم هیچ معجزه‌ای وجود ندارد و دیگری آن است که همه‌چیز را معجزه بدانیم.

من از همه‌ی کسانی که به من «نه» گفتند، متشکرم. به خاطر آنهاست که من اکنون در چنین جایگاهی هستم.

آلبرت انیشتین، کسی بود که زندگی را دوست داشت و به‌نحو احسن از آن استفاده کرد. او فردی بود که به وجود انسان اهمیت می‌داد و برای یافتن پاسخ‌هایی برای رایج‌ترین و دشوارترین سؤالات انسان به جست‌وجوی درونی عمیق می‌پرداخت. او در ارائه‌ی پاسخ در زمینه‌هایی که مردم قادر به درکش نبودند، بسیار موفق عمل می‌کرد.

دستاوردهای فکری انیشتین، اصالت، خلاقیت و حس بشردوستی او، نامش را با نبوغ مترادف ساخت.

هنوز چیزهای زیادی وجود دارد که باید از این مرد بزرگ بیاموزیم؛ کسی که در زمان حیاتش تغییرات بزرگی در جهان ایجاد کرد و حتی پس از مرگش نیز همچنان به این کار ادامه می‌دهد.

1_lVfJFrxmv5WYXnfm7Tbf3A

اینترنت اشیا (IOT) چیست؟

اینترنت اشیا (IOT) چیست؟

اینترنت اشیا یا به‌بیانی دقیق‌تر، «اینترنت چیزها» یعنی اتصال دستگاه‌های فیزیکی نظیر وسایل نقلیه، لوازم خانگی، گوشی‌های هوشمند و… به‌هم‌دیگر از طریق نرم‌افزارهای خاص، حسگرها و… است. در این فناوریِ به‌نسبت نوپا، تمامی دستگاه‌های متصل به یک شبکه، توانایی این را دارند که کارهایشان را به‌صورت خودکار انجام دهند؛ بر اساس تغییراتی که در محیط اطرافشان رخ‌ می‌دهد، یک سری پاسخ ویژه را به‌صورت کاملا خودکار از خود نشان دهند و همچنین می‌توانند داده‌های مختلف را بدون هرگونه دخالت انسان، با دیگر دستگاه‌های شبکه مبادله کنند.

شاکله‌ی اصلی این فناوریِ جدید، بر پایه‌ی شبکه‌ی بی‌سیم و اینترنت ساخته شده و هدف اصلی آن، بهبود کارایی و دقت دستگاه‌های مختلف است. Internet of Things در کنار موارد یادشده، می‌تواند از لحاظ اقتصادی و حتی به‌منظور جلوگیری از اتلاف وقت، کمک‌حال مردم باشد.

شاید این مورد را ندانید، اما عبارت اینترنت اشیا را می‌توان برای اکثر دستگاه‌هایی که می‌شناسید، تعریف کرد؛ همین نکته را می‌توان وجه تمایز IoT نسبت به دیگر فناوری‌ها به‌شمار آورد. اینترنت اشیا شامل دستگاه‌هایی نظیر گوشی‌های هوشمند، هدفون‌ها، وسایل نقلیه، لامپ‌ها، یخچال‌ها، دستگاه‌های قهوه‌ساز، سیستم‌های امنیتی و هشداردهنده و بسیاری دیگر از دستگاه‌های خانگی و موبایلی می‌شود.

اینترنت اشیا

کارشناسان این حوزه تخمین زده‌اند که اینترنت اشیا تا سال ۲۰۲۰ می‌تواند بیش از ۳۰ میلیارد دستگاه را در سراسر دنیا به‌هم متصل کند؛ همین موضوع باعث خواهد شد تا ارزش جهانی این بازار تا همین سال، به حدودا ۷.۱ تریلیون دلار برسد.

به روش‌های مختلفی می‌توان دستگاه‌های گوناگون را از طریق اینترنت اشیا به‌هم متصل کرد؛ همانطور که قطعا تاکنون از نام این فناوری حدس زده‌اید، اولین و مهم‌ترین موردی که برای اتصال دستگاه‌ها نیاز داریم، اینترنت است. اینترنت را در حقیقت می‌توان مرکز کنترل دستگاه‌های متصل‌شده از طریق IoT به‌شمار آورد.

دومین موردی که به آن نیاز داریم، یک گوشی هوشمند یا دستگاه مشابهی است که از اتصال بلوتوث پشتیبانی کند. تمامی اشیایی که از طریق IoT به‌هم متصل شده‌اند، برای تبادل داده‌های مختلف با یک‌دیگر، به یک یا چند دستگاه نیازمند هستند. با استفاده از یک دستگاه کنترل‌کننده نظیر گوشی هوشمند، می‌توانید از راه دور به‌راحتی اشیای مختلف را کنترل کنید.

بدیهی است که اگر کاربر بخواهد دستگاه‌های مختلف را از طریق گوشی هوشمندش کنترل کند، لازم است پیش از هر کاری اپلیکیشن ویژه‌ای را که برای این کار تعبیه شده است، نصب کند.

اینترنت اشیا

چگونه دستگاه‌ها از طریق اینترنت اشیا به‌هم متصل می‌شوند؟

اینترنت اشیا برای متصل کردن هزاران دستگاه‌ به‌هم و به‌اشتراک‌گذاری داده بین آن‌ها، از روش‌های مختلفی بهره می‌گیرد؛ دفاتر کاری و خانه‌ها به‌طور معمول برای اتصال دستگاه‌ها، از وای‌فای یا بلوتوث استفاده می‌کنند. گفتنی است که دو مورد یادشده، محبوب‌ترین روش‌ها برای عملی‌کردن این کار هستند. 

علاوه‌بر این‌ها، می‌توان برای اتصال دستگاه‌های الکترونیکی از طریق اینترنت اشیا، از شبکه‌ی LTE و فناوری‌های ماهواره‌ای هم بهره گرفت که البته این دو روش، چندان مرسوم نیستند.

چه کارهایی را می‌توان با اینترنت اشیا انجام داد؟

اگر شما نیز جرو افرادی هستید که میزان کارایی اینترنت اشیا برای‌تان تبدیل به سوالی بزرگ شده، بهتر است بدانید که از طریق این فناوری تقریبا می‌توان هر کاری که فکرش را بکنید، انجام داد. واقعیت این است که توانایی‌های اینترنت اشیا برای عملی‌کردن کارهای مختلف، فراتر از آن است که خیلی‌ها تصور می‌کنند.

اصلی‌ترین کاربردهای اینترنت اشیا

فناوری اینترنت اشیا در زمینه‌های مختلفی مورداستفاده قرار می‌گیرد و توانایی این را دارد که انجام کارهای گوناگون را برای انسان‌ها ساده کند. در ادامه، اصلی‌ترین کاربردهای این فناوریِ انقلابی را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

اینترنت اشیا

خانه‌های هوشمند

عبارت «خانه‌ی هوشمند» به‌بیانی ساده، یعنی اتصال یک خانه و لوازم داخلی آن به‌هم، از طریق یک سیستم کاملا خودکار. در ادامه، به‌شرح مهم‌ترین کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در خانه‌های هوشمند می‌پردازیم:

  • نورپردازیِ خانه

اگر در خانه‌‌ی هوشمند خود از لامپ‌های متصل‌شده به اینترنت اشیا استفاده کنید، این لامپ‌ها می‌توانند زمان خروج شما از خانه یا حتی اتاق‌ها را تشخیص دهند و این یعنی دیگر لازم نیست نگرانِ خاموش کردن لامپ‌ها پیش از خروج از خانه باشید؛ چرا که به‌لطف وجود IoT، لامپ‌ها خود به خود خاموش می‌شوند.

کاربرد مهم دیگر، این است که می‌توانید از طریق دستگاه کنترل‌کننده (نظیر گوشی هوشمند) به‌راحتی در گوشه‌ای از خانه بنشینید و لامپ‌ها را خاموش و روشن کنید؛ نکته‌ی جالب اینجا است که از لحا‌ظ تئوری حتی اگر آن سرِ دنیا هم باشید، می‌توانید به‌راحتی از طریق دستگاه خود، لامپ‌های خانه را کنترل کنید! این قابلیتِ مهم می‌تواند باعث امنیت هرچه بیشتر خانه به‌هنگام خالی بودن آن شود؛ برای مثال، شما می‌توانید شب‌ها با گوشی خود، لامپ‌های خانه را روشن کنید تا اطرافیان فکر کنند که در خانه حضور دارید و فکر ورودِ بی‌اجازه به‌خانه‌ی شما به سر سارقان نزند. 

  • سیستم‌های امنیتی خانه

کاربران می‌توانند به‌راحتی، دوربین‌های مداربسته را به‌صورت ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته، از طریق اینترنت اشیا کنترل کنند و خیالشان از بابت امنیت خانه راحت باشد.

کاربر همچنین می‌تواند با نصب دوربین و میکروفون در جلوی خانه‌اش، قبل از باز کردن در، از طریق میکروفون با افرادِ جلوی خانه صحبت کند و آن‌ها را ببیند. 

یکی دیگر از ویژگی‌های کاربردی و جالب، این است که کاربران می‌توانند از درهایی که به‌صورت خودکار باز و بسته می‌شوند نیز در خانه‌ی خود استفاده کنند. این درها برای باز و بسته شدن، از یک‌سری حسگر ویژه استفاده می‌کنند که در آن‌ها تعبیه شده است.

  • دستگاه قهوه‌ساز

اگر آن‌قدر تنبل هستید که حتی حوصله‌ی خاموش کردن دستگاه قهوه‌ساز را نیز ندارید، اینترنت اشیا دوای دردتان است. دستگاه‌های قهوه‌ساز می‌توانند پس از اینکه شما قهوه‌تان را میل کردید، به‌صورت خودکار خاموش شوند.

کاربر می‌تواند دستگاه را طوری تنظیم کند که در وقت مشخصی از روز، به‌صورت خودکار روشن شود؛ فرض کنید که عصر شده است و شما از سر کار بر می‌گردید، دیگر لازم نیست سراغ روشن کردن دستگاه و درست کردن قهوه بروید؛ کافی است پس از ورود به خانه، از طریق گوشی‌تان دستور ساخت قهوه را صادر کنید.

  • سیستم‌های حرارتی خانه

دستگاه‌های مختلفی در بازار وجود دارند که با استفاده از آن‌ها می‌توان میزان حرارت خانه را تنظیم کرد. چنین دستگاه‌هایی به‌طور معمول توانایی این را دارند که با اطلاع از دمای هوای داخل و خارج از خانه، سیستم‌های گرمایشی را روشن و خاموش کنند. اگر این دستگاه‌ها را به اینترنت اشیا متصل کنید، آن‌ها می‌توانند به‌هنگام کاهش بیش از حد دمای خانه، سیستم گرمایشی را روشن و به‌‌هنگام رسیدن به دمای مطلوب، این سیستم را خاموش کنند؛ نکته‌ی جالب‌توجه اینجا است که تمامی این‌کارها به‌صورت خودکار صورت می‌گیرد.

شیائومی می بند ۳ / Xiaomi mi ban 3

گجت‌های پوشیدنی

یکی دیگر از کاربردهای اینترنت اشیا که همه‌روزه در سراسر دنیا درحال رشد است، به استفاده از آن در گجت‌های پوشیدنی نظیر ساعت‌ها و مچ‌بندهای هوشمند مرتبط می‌شود. شرکت‌های بزرگی نظیر گوگل و سامسونگ طی سال‌های اخیر، سرمایه‌گذاری عمده‌ای را روی فناوری اینترنت اشیا انجام داده‌اند.

گجت‌های پوشیدنی شامل یک‌سری حسگر هستند و از نرم‌افزاری ویژه برای جمع‌آوری اطلاعات کاربرانشان بهره می‌گیرند؛ این گجت‌ها در نهایت داده‌های جمع‌‌آوری‌شده را تحلیل می‌کنند و نتایج را به‌کاربر گزارش می‌دهند.

شرکت‌های مختلف در نظر دارند تا پوشیدنی‌های مختلفی را در زمینه‌ی سلامتی، تناسب اندام و موارد مشابه، به اینترنت اشیا تجهیز کنند. 

خوردروها

استفاده از فناوری در خودروها اساسا یک هدف اصلی را دنبال می‌کند: بهینه‌سازی عملکرد اجزای داخلی. با این‌همه، وقتی خودروها به فناوری اینترنت اشیا تجهیز شوند، می‌توانند به‌‌خوبی از خودشان مراقبت کنند. IoT همچنین می‌تواند باعث شود که خودروها با بهره‌گیری از حسگرهای ویژه و البته اینترنت، امنیت مسافران را بالا ببرند.

شهر هوشمند

شهرهای هوشمند

یکی از جذاب‌ترین مقوله‌هایی که در مورد اینترنت اشیا مطرح می‌شود، توانایی آن برای هوشمندسازی شهرها است. در یک شهر هوشمند، می‌توان با بهره‌گیری از سیستم‌های خودکارِ پیشرفته، تقریبا همه‌چیز را از طریق یک اتاق مخصوص، کنترل کرد. تصور کنید که کارهایی نظیر نظارت همگانی، تأمین آب، تأمین برق، حمل‌‌و‌نقل و حتی تأمین امنیت شهری به‌صورت هوشمند صورت گیرند؛ این‌ موارد تنها بخشی از کاربردهای اینترنت اشیا برای ساخت شهرهای هوشمند هستند.

صنایع وابسته به اینترنت اشیا

  • سلامتی
  • ساخت‌‌وساز
  • حمل‌‌و‌نقل
  • بانک‌ها
  • خدمات غذایی
  • اکتشاف نفت
  • زراعت
  • ساختمان‌های هوشمند
  • و…

امنیت اینترنت اشیا

یکی از اصلی‌ترین مواردی که همواره در مورد اینترنت اشیا مطرح می‌شود، بحث امنیت آن است. از آنجایی که در این فناوری، دستگاه‌های زیادی از طریق اینترنت به‌هم متصل می‌شوند، هک‌شدن آن‌ها می‌تواند ضررهای جبران‌ناپذیری را نظیر لو رفتن اطلاعات حساس شخصی و اقتصادی، به‌همراه داشته باشد.

همواره دو دلیل برای راحتیِ هک‌شدن دستگاه‌های مبتنی بر اینترنت اشیا مطرح مطرح می‌شود: مورد اول این‌ است که دستگاه‌های یادشده از طریق اینترنت به‌هم متصل شده‌اند و اینترنت هم در حالت کلی در معرض خطرِ هک قرار دارد. مورد دوم این است که بسیاری از دستگاه‌های مبتنی بر این فناوری، توسط شرکت‌های بعضا کوچک ساخته شده‌اند و این شرکت‌ها، منابع و زمان کافی را برای قرار دادن ساختارهای امنیتی قدرتمند در دستگاه‌هایشان نداشته‌اند. 

اینترنت اشیا می‌تواند در آینده‌ای نزدیک به یکی از تحولات عظیم در حوزه‌ی فناوری تبدیل شود و نحوه‌ی زندگی کردن ما را از جهات زیادی، دستخوش تغییر کند. 

دیدگاه‌ شما در مورد اینترنت اشیا چیست؟