0-2

جذب و استخدام

جذب و استخدام

 

 انتخاب و استخدام

 انتخاب و استخدام

جذب و استخدام

استخدام از مهمترین اقدامات و تصمیمات در حوزه مدیریت منابع انسانی است، آنقدر مهم که برخی صاحبنظران استخدام را سنگ بنای موفقیت سازمان­ها می­دانند. به عقیده آقای پیتر دراکر هیچ سازمانی نمی­تواند کاری بیش از توانایی کارکنانش انجام دهد. استخدام افراد مناسب و شایسته کمک می­کند تا استراتژی­های سازمان بخوبی تحقق یابد. استخدام کارکنان خلاق سازمان را خلاق و استخدام کارکنان منظم سازمان را منظم می­کند، سازمان­ها و مدیران آن­ها مایلند کسانی را استخدام کنند که با فضا، فرهنگ و ارزش­های سازمان سازگارند و به تقویت و تحکیم آن کمک می­کند.

ظریفی می گفت علت اصلی همه طلاق ها ازدواج است. با این استدلال و از این نگاه علت همه ماندن­ها و رفتن­های کارکنان هم به موضوع مهم استخدام بر می­گردد.

 

جذب و استخدام

 

بسیاری از تلاش های آموزشی و انگیزشی سازمان ها به سرانجام مطلوب نمی­رسند و به اهداف خود نائل نمی شوند فقط به این دلیل که در انتخاب و انتصاب افراد اشتباه شده است و افراد در موقعیت­های سازمانی قرار گرفته اند که مناسب آن نیستند. به تعبیر دیگر هیچ برنامه آموزشی یا انگیزشی نمی­تواند اشتباهاتی که در زمان استخدام رخ داده است را جبران کند.  انتخاب درست کارکنان به این معنی است که آن­ها با شغل، همکارشان و سازمان تناسب دارند، و تناسب یکی از عواملی است که موجب حفظ ارتباط و پایداری رابطه استخدامی می­شود.

فرایند استخدام سه رکن اصلی دارد که مثلث استخدام، ارتباط و تعامل این سه رکن را نشان می دهد.

اول: فهرستی از قابلیت ها که نشان می دهد سازمان در جستجوی چه فرد یا افرادی با کدام دانش، مهارت و ویژگی ها و تواناییهاست.

منظور از شایستگی ها، مجموعه­ ای از ویژگی­ها و خصوصیات زیربنایی فرد است که او را قادر می سازد در یک شغل، نقش یا موقعیت تعریف شده، عملکرد پیشرو و برجسته ای داشته باشد،پیش از استخدام می بایست مدلی از شایستگی­ ها در شغل ترسیم نماییم.  از طریق تجزیه و تحلیل شغل به عنوان یک ورودی تعیین شایستگی ها نیز می­توان به فهرستی از ابعاد رفتاری و شایستگی­ های مورد نیاز برای انجام شغل پی برد.

دوم: ابزارها و آزمون هایی که برای سنجش قابلیت های استخدام مورد استفاده قرار می گیرد. انتخاب ابزارهای ارزیابی را می بایست بر اساس مدل شایستگی هاانجام داد به گونه ای که بتواند شایستگی های مورد نظر را با دقت و صحت مورد نظر بسنجد، استفاده از کانون های ارزیابی رویکرد معتبری است که برای ارزیابی شایستگی های داوطلبان به خصوص در مشاغل مدیریتی و کلیدی استفاده می شود.

سوم: تیم های ارزیابی که باید با بکارگیری ابزارها و آزمون های موجود به ارزیابی قابلیت ها ومهارت های داوطلبان استخدام بپردازد.

 این سه رکن با یکدیگر در تعامل هستند و یر یکدیگر اثر میگذارند. برای مثال فقط وقتی تعریف و تعیین شد چه قابلیت هایی مورد نیاز است می توان ابزارها و آزمون های مناسب و مرتبط را انتخاب کرد.

 

نکته آخر این که تصمیم های مرتبط با کارکنان، آخرین و شاید تنها تدبیر اداره کردن هر سازمان است، یکی از مهمترین این تصمیم ­ها این است که چه کسی را استخدام کنیم و به چه کاری بگماریم، پس کارکنان را به اتکا غریزه خود استخدام نکنید، برای یافتن و آزمودن بهترین کارکنان از بین داوطلبان استخدام راه و روش منظم و معتبر فراهم کنید.

 

content-marketing

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا از تاریخچه تا نحوه پیاده‌سازی آن

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا .به نظر می‌رسد که اهمیت بازاریابی محتوا در جهان آن قدر روشن است که صحبت کردن درباره آن دیگر ضرورتی نداشته باشد؛ با این حال جای تعجب است که بخش قابل توجهی از کسب و کارها با این حال بسیاری از کسب و کارها هنوز به درستی ضرورت بازاریابی محتوا را‌ نمی‌دانند، حتی‌ نمی‌دانند که بازاریابی محتوا به چه معنا است و اصلاً چنین روشی هم با چنین عنوانی وجود دارد! برخی افراد تصمیم به راه اندازی یک کسب و کار می‌گیرند بدون آن که حتی به بازاریابی محتوا فکر کنند و برخی دیگر هم با اینکه درباره کلیات آن آشنایی دارند، اما تصور می‌کنند که اختصاص هزینه‌هایی برای بازاریابی محتوا بیشتر یک کار تشریفاتی به نظر می‌‌رسد که هیچ‌گونه نتیجه‌ای را دربرندارد!تمامی این عوامل دست به دست هم داده تا همچنان بخش قابل توجهی از سایت‌ها به دلیل اهمیت ندادن به این موضوع شکست بخورند و نتوانند به اهدافی که از قبل برای خودشان تعیین کرده‌اند برسند. ما در این مقاله قصد داریم تمام نکات مهم درباره بازاریابی محتوا را توضیح دهیم و ضمن آشنا ساختن شما با تاریخچه بازاریابی محتوا به بیان ضرورت‌ها، روش‌ها و فرآیندهای این شاخه از بازاریابی بپردازیم. اگر شما هم جزو علاقه‌مندان به مباحث استارتاپی هستید و یا از مدت‌ها قبل تصمیم گرفته‌اید سایت یا فروشگاه اینترنتی خودتان را راه اندازی کنید مطالعه این مقاله را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

آشنایی با بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا یکی از روش‌های بازاریابی است که در میان مدت و بلندمدت منجر به ایجاد ارزش برای یک کسی و کار یا فروشگاه اینترنتی می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که درصد قابل توجهی از بازاریابان از بازاریابی محتوا استفاده می‌کنند؛ زیرا ین نوع از بازاریابی در حقیقت یک استراتژی بلندمدت است که بر ایجاد یک رابطه قوی با مخاطب هدف متمرکز است و تلاش می‌کند با دادن محتوای با کیفیت به مخاطبان با آن‌ها ارتباط برقرار سازد. بازاریابی محتوا طی چند قرن گذشته راه زیادی را طی کرده است. بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان همچون شرکت مایکروسافت و سیسکو از این روش بازاریابی استفاده می‌کنند. البته بازاریابی محتوا تنها به کسب و کارها و شرکت‌های بزرگ اختصاص ندارد؛ بلکه کسب و کارهای کوچک و حتی فروشگاه‌های یک نفره ای هم در سراسر جهان وجود دارند که از طریق بازاریابی محتوا کسب و کارشان را توسعه داده‌اند. رویکرد این شاخه از بازاریابی استراتژیک است و بر ایجاد و توزیع محتوای با ارزش تمرکز دارد.محتوایی که بتواند به جذب مخاطب بینجامد و در نهایت با مشتری به سوی یک کسب و کار، سودآور باشد. زمانی که مشتریان تصمیم به خرید می‌گیرند، به هرحال به عوامل مختلفی توجه می‌کنند و یکی از این عوامل که شاید مهم‌ترین آن‌ها نیز محسوب شود، احساسی است که مشتریان نسبت به یک برند دارند. بازاریابی محتوا سعی دارد در طول یک فرآیند مشخص احساس مشتریان را به‌گونه‌ای شکل دهد که آن‌ها در بین برندهای مختلف نسبت به یکی از آن‌ها تعهد و وفاداری بیشتری داشته باشند. اگرچه اینترنت و رسانه‌های اجتماعی بستر اصلی بازاریابی محتوا محسوب می‌شوند، اما این شاخه از بازاریابی صرفاً به حوزه دیجیتال محدود‌ نمی‌شود؛ هنوز هم برخی از شرکت‌ها هستند که از طریق تولید محتوای آفلاین فعالیت‌های بازاریابی محتوا را پیش می‌برند. بازاریابی محتوا در مفهوم کلی به معنای به اشتراک گذاری دانش، مشاوره و سرگرمی در یک قالب قابل استفاده است که این قالب ممکن است شامل مقالات وبلاگ، فیلم، پادکست، بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی، ایمیل‌ها، وبینارها، اینفوگرافیک، کاریکاتور، مسابقه و آزمون، ارزیابی‌ها، برنامه‌ها و غیره باشند. در بخش بعد با تاریخچه بازاریابی محتوا آشنا خواهیم شد.

بازاریابی محتوا تنها به کسب و کارها و شرکت‌های بزرگ اختصاص ندارد؛ بلکه کسب و کارهای کوچک و حتی فروشگاه‌های یک نفره ای هم در سراسر جهان وجود دارند که از طریق بازاریابی محتوا کسب و کارشان را توسعه داده‌اند

تاریخچه بازاریابی محتوا

حدس می‌زنید که بازاریابی محتوا از چند سال پیش به وجود آمده است؟ تصور غالب بر این است که تاریخچه بازاریابی محتوا شاید به 50، 70 و یا حداکثر به 90 سال برسد. اما باید گفت که این تصور اشتباه است؛ به طور عام محتوا به نقاشی انسان‌های اولیه روی غارها بازمی‌گردد اما به طور رسمی می‌توان نقطه آغاز فعالیت‌های بازاریابی محتوا را دهه 1730 میلادی دانست؛ زمانی که مردی به نام بنجامین فرانکلین سالنامه‌ای را منتشر کرد که به واسطه آن می‌خواست مردم را از محتوای مورد نظر خود با خبر سازد. او فکر می‌کرد که چنین راهی می‌تواند دیدگاه مردم را تغییر دهد و حتی آن‌ها را به استفاده از این روش برای معرفی فعالیت‌هایشان ترغیب کند. این اتفاق را می‌توان اولین اتفاق در تاریخچه بازاریابی محتوا دانست.

شخصی به نام جان دیر که در یک شرکت تراکتوری کار می‌کرد، در سال 1895 کاری مشابه با فرانکلین انجام داد؛ او و همکارانش یک مجله سبک زندگی برای کشاورزان تولید کردند که آن را به طور رایگان در بین مخاطبان به اشتراک می‌گذاشتند. این کار تنها به این دلیل انجام شد چون جان دیر به اهمیت مفهوم بازاریابی محتوا پی برده بود. او به خوبی کارکرد بازاریابی محتوا را فهمیده بود و دریافته بود که اگر محتوای رایگان و مفید برای بازار هدف خود تولید کند، مخاطبان بسیار بیشتر با صاحبان کسب و کار ارتباط برقرار می‌کنند، پیام آن‌ها را گسترش می‌دهند و حتی محصولاتی را هم خرید می‌کنند. بنابراین می‌توان گفت که تاریخچه بازاریابی محتوا قدمتی تقریباً 300 ساله دارد. البته توجه به ضرورت بازاریابی محتوا یک فرآیند مدرن است و به کار بردن این اصطلاح هم نسبتاً جدید است. سال‌ها است که کسب و کارها و افراد با ایجاد محتوای رایگان یا ارزان قیمت سعی در جلب توجه دیگران کرده‌اند و تلاش‌هایی در راستای بازاریابی محتوا در طول چند صد سال گذشته صورت گرفته است. باید دانست که اگر چه روش‌های بازاریابی محتوا در طول این چند صد سال تغییر کرده، اما فرمول تولید محتوای عالی تا حد زیادی دست نخورده باقی مانده است؛ فرمولی که منجر به صف گرفتن مردم برای خرید محصولات یک کسب و کار می‌شود. با گذر از تاریخچه بازاریابی محتوا باید گفت که در دنیای مدرن بازاریابی محتوا همواره از سه بخش کلی یا سه مرحله تشکیل شده است؛ در مرحله اول نقاط حساس مشتری که اصطلاحاً نقاط درد نامیده می‌شوند، باید شناسایی شوند. در مرحله دوم این نقاط درد باید با طرح سؤالات و گزاره‌هایی تحریک شوند و در نهایت در مرحله سوم، کسب و کار به عنوان یک قهرمان وارد میدان می‌شود.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

تفاوت‌های بازاریابی محتوا با بازاریابی سنتی

وقتی از بازاریابی سنتی صحبت می‌کنیم در حقیقت به روش‌هایی اشاره داریم که تعامل محور نیستند؛ به بیان دیگر باید گفت که در روش‌های قدیمی‌تر بازاریابی کسب و کارها چندان موضوعیتی به مشتریان و جامعه مخاطبان خود‌ نمی‌دادند و تنها در صدد بودند با تبلیغات پیاپی و مستمر خود آن‌ها را بمباران کنند! اما به تدریج توسعه کسب و کارها و افزایش تعداد آن‌ها سبب شد تا افراد از تبلیغات یک سویه خسته شوند و در عوض به دنبال راه‌هایی برای افزایش آگاهی درباره محصولات مورد نیاز خود باشند. در دنیای امروز افرادی که قصد خرید محصولی را دارند، دیگر به ظواهر تبلیغاتی اهمیت‌ نمی‌دهند؛ چون تجربه‌های ناموفق خرید به آن‌ها نشان داده که در بسیاری از مواقع پشت این تبلیغات رنگارنگ و بیلبوردهای بزرگ محصول با کیفیت و قابل عرضه ای وجود ندارد؛ در عوض آن‌ها ترجیح می‌دهند از قبل درباره محصولات آگاهی کسب کنند و در تصمیم‌گیری‌ها اطلاعات محصول، ویژگی‌های منحصربه‌فرد و تفاوت آن محصولات مشابه را لحاظ کنند. در بازاریابی سنتی کسب و کارها تنها می‌توانند افراد را از وجود خود و وجود محصولات خود آگاه کنند؛ اما بازاریابی محتوا به کسب و کارها کمک می‌کند تا از مشتریان خود مراقبت کنند. بازاریابی سنتی در عصر حاضر تأثیرگذاری چندانی ندارد و تجربه نشان داده که تنها باعث از بین رفتن منابع مالی و اتلاف زمان برای یک برند می‌شود. یک بازاریاب محتوا به دنبال راه‌های بهتر برای جذب مشتری است و سعی می‌کند به جای آن که صرفاً محصولات یا خدمات خود را به صورت یک طرفه برجسته سازد، محتوا و اطلاعات مرتبط و مفیدی را درباره آن‌ها تولید کند و آن‌ها را به‌گونه‌ای نشر دهد که مخاطبان با میل و علاقه خود تصمیم به مطالعه آن‌ها بگیرند. در حقیقت یک بازاریاب محتوا به مشتریان خود دیدگاه‌ها و راهکارهایی را ارائه می‌دهد تا آن‌ها بتوانند در حل مسائل و مشکلاتشان از این دیدگاه‌ها کمک بگیرند.

ضرورت استفاده از بازاریابی محتوا

همان‌طور که می‌دانیم اصلی‌ترین کارکرد بازاریابی محتوا را به طور خلاصه می‌توان جذب مشتری دانست. بنابراین برای درک ضرورت بازاریابی محتوا قبل از هر چیز باید نسبت به فرآیند تصمیم‌گیری و انتخاب محصول از سوی مشتری آگاهی پیدا کنیم و ببینیم که چه اتفاقی در این فرآیند می‌افتد. برای پیاده‌سازی بازاریابی محتوا باید دانست که هر خرید از ابتدا تا انتها دارای چهار مرحله است که به ترتیب عبارتند از: اطلاع، پژوهش، توجه و خرید. دو مرحله اول یعنی اطلاع و پژوهش کلیه فعالیت‌هایی را در برمی‌گیرد که افراد در خلال آن‌ها نسبت به یک برند شناخت پیدا می‌کنند. همچنین پژوهش در یک معنا به پژوهش‌های بازار مربوط می‌شود. بازاریابی سنتی در دو مرحله اول می‌تواند نسبتاً موفق عمل کند اما پس از این دو مرحله از کارایی کافی برای حفظ و مراقبت از مشتریان برخوردار نیست. در بازاریابی محتوا دو مرحله اول فرآیند خرید از طریق آشنایی با راه حل‌ها و آموزش مصرف کنندگان اجرا می‌شود و در مورد یک محصول که ممکن است قبل از آن هرگز مورد توجه قرار نگرفته باشد، می‌تواند معرفی را به خوبی انجام دهد. همین حفظ و مراقبت از مشتریان که نقطه قوت بازاریابی محتوا محسوب می‌شود، بازده سرمایه گذاری را برای این نوع از بازاریابی بسیار افزایش می‌دهد. زیرا در بازاریابی محتوا مطالب تولید شده شبکه های اجتماعی را تغذیه می‌کنند و در بلند مدت باعث ایجاد پیوندهای طبیعی و محتواهای پربار در وب سایت می‌شوند؛ از آنجایی که این مطالب جز با میل صاحبان کسب و کار هیچ گاه حذف‌ نمی‌شوند، همواره در سایت و به تبع در حافظه موتورهای جستجو باقی خواهند ماند و محل ارجاع گروه‌ها و افراد مختلف قرار خواهند گرفت. باید توجه داشت که بازاریابی محتوا پایه ای است که از طریق آن بتوان کمپین‌های بازاریابی دیگری را ایجاد کرد. در حقیقت بازاریابی محتوا را می‌توان به دکور و اسباب و وسایل یک خانه نظیر فرش، دکوراسیون، مبلمان و … تشبیه کرد؛ تا زمانی که یک خانه از چنین تجهیزاتی برخوردار نباشد،‌ نمی‌توان میهمانانی را به آن دعوت کرد. در یک کسب و کار و یا سایت اینترنتی نیز تا زمانی که محتوایی وجود نداشته باشد،‌ نمی‌توان از کسی انتظار علاقه به برند و یا خرید از آن را داشت. بازدید کنندگان سایت حتی اگر برای بار اول هم به سایت کشانده شوند، وقتی با یک سایت خالی مواجه شوند، هیچ‌گاه برای بار دوم به آن سایت وارد نخواهند شد. بنابراین بدون بازاریابی محتوا تقریباً تمام فعالیت‌های بازاریابی و تبلیغاتی دیگر بدون نتیجه خواهد بود.

بازاریابی محتوا را می‌توان به دکور و اسباب و وسایل یک خانه نظیر فرش، دکوراسیون، مبلمان و … تشبیه کرد؛ تا زمانی که یک خانه از چنین تجهیزاتی برخوردار نباشد،‌ نمی‌توان میهمانانی را به آن دعوت کرد. در یک کسب و کار و یا سایت اینترنتی نیز تا زمانی که محتوایی وجود نداشته باشد،‌ نمی‌توان از کسی انتظار علاقه به برند و یا خرید از آن را داشت.

چگونگی تاثیر بازاریابی محتوا بر موفقیت کسب و کار

حال که ضرورت آن توضیح داده شد، در این بخش می‌خواهیم ببینیم که این روش بازاریابی چگونه منجر به ایجاد ارزش برای یک کسب و کار می‌شود و تعداد مشتریان را افزایش می‌دهد. در ادامه برخی از موارد را به طور خلاصه ذکر خواهیم کرد.

1 – افزایش ترافیک سایت

اگرچه بالا بودن ترافیک یک سایت لزوماً به معنای موفقیت نیست، اما به هرحال تأثیر زیادی بر موفقیت یک کسب و کار دارد. ممکن است بخش زیادی از افرادی که وارد سایت می‌شوند، به هر دلیلی غیر از خرید محصول در سایت حضور داشته باشند. برخی از آن‌ها حتی ممکن است به دلایل مختلف اشتباهی به یک سایت آمده باشند. اگر پیاده‌سازی استراتژی محتوا برای یک سایت به درستی انجام شود، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که این بازدیدکنندگان در بارهای بعدی نیز به سایت مراجعه کنند. هرچقدر مطالب بارگذاری شده بر روی یک سایت بیشتر باشد، احتمال آن که ترافیک بیشتری را برای سایت به ارمغان بیاورد، بیشتر خواهد بود.

2 – بهینه سایت و سئو

پرداختن بهSEO  در بازاریابی محتوا مسئله‌ای است که می‌تواند یک سایت را برای موتورهای جستجو خاص کند. محتواهایی که عالی باشند، مورد توجه گوگل قرار خواهند گرفت و به دیگران معرفی خواهند شد. بنابراین در نتیجه بازاریابی محتوا شما یک تبلیغات چند صد میلیون نفری توسط گوگل خواهید داشت که در ازای آن هیچ‌گونه هزینه ای پرداخت نکرده‌اید. با این نگاه می‌توان هزینه‌های بازاریابی محتوا را به عنوان هزینه سپردن تبلیغات به گوگل تصور کرد! بنابراین با یک دودوتا چهارتای ساده متوجه خواهید شد که هزینه ای که برای رشد کسب و کار خود و تصاحب جایگاهی برتر در گوگل به ازای تولید محتوا پرداخت کرده‌اید، بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌کنید، ارزش آفرین خواهد بود. در ادامه این مقاله به طور مفصل به مسئله چیستی سئو و اهمیت آن خواهیم پرداخت.

3 – تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل

بازاریابی محتوا به شما این امکان را می‌دهد که برای محصولات خود توصیفات واقعاً عالی بنویسید؛ توصیفاتی که بتواند افراد را به خود جذب کند و از آن‌ها مشتری بسازد. یک کارکرد بازاریابی محتوا آن است که شما به صورت مستقیم اما غیر رودررو با افراد ارتباط برقرار می‌کنید و محصول خود را برای آن‌ها تبلیغ می‌کنید؛ بنابراین آن‌ها در برابر شما موضع مخالف نخواهند گرفت و هیچ عامل دیگری مانند لحن، بیان کلمات و … که در بازاریابی چهره به چهره می‌تواند مشکل‌ساز شود، در اینجا وجود ندارد. در نتیجه افراد بدون هیچ‌گونه جانب‌داری به مطالب شما فکر خواهند کرد و اگر بتوانید توصیفاتی هنرمندانه از محصولات داشته باشید، تصمیم به خرید محصولات شما خواهند گرفت.

4 – شکل‌گیری شخصیت برند

به طور خلاصه و به بیان ساده شخصیت برند یعنی تصور اولیه‌ای از برند که در ذهن افراد شکل می‌گیرد. وقتی درباره انسان‌ها از شخصیت صحبت می‌کنیم، به‌راحتی می‌توانیم یک تصویر کلی از دوستانمان را در ذهن مجسم کنیم که این تصویر کلی با ویژگی‌هایی مانند خونگرمی، شیطنت، منطقی، احساسی، پرتلاش و … توصیف می‌شود. شخصیت درباره برندها نیز معنایی مشابه دارد و به تصویری که از یک برند در ذهن افراد یا مشتریان شکل می‌گیرد، گفته می‌شود. همه ما تا قبل از آن که با دوستانمان ارتباط نزدیک برقرار کنیم، هیچ تصوری از آن‌ها نداشته‌ایم؛ چون هیچ شناختی از آن‌ها نداشته‌ایم! این مسئله درباره برند نیز صادق است؛ یک برند تا زمانی که خود را به دیگران نشناسانده باشد،‌ نمی‌تواند شخصیتی از خود ایجاد کند. این روش بازاریابی امکان پرداخت به تمام جوانب یک برند و محصولات یا خدماتش را فراهم می‌کند و به همین خاطر از طریق ایجاد شناخت در افراد نسبت به برند، شخصیتی را برای آن به وجود می‌آورد که این شخصیت در حقیقت هویت برند و اعتبار آن محسوب می‌شود.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

نکته‌ای در باب اثرگذاری بازاریابی محتوا

باید دانست که بازاریابی محتوا یک فرآیند بلندمدت است؛ به این معنا که پس از آغاز فعالیت‌های مربوط به بازاریابی محتوا نباید به طور سریع انتظار نتیجه را داشت. زیرا هم تولید محتوا کاری زمان بر است و هم بارگذاری، معرفی و مطالعه آن به گذر زمان نیاز دارد تا مخاطبانی را پیدا کند. به ویژه اگر یک سایت در آغاز راه قرار داشته باشد و هنوز چندان برای افراد و موتورهای جستجو شناخته شده نباشد، این فرآیند به مراتب طولانی‌تر خواهد بود. کلیه سایت‌ها و فروشگاه‌های اینترنتی که در ابتدای راه قرار دارند و تازه تأسیس هستند، باید در کنار آن از روش‌های بازاریابی سنتی و تبلیغات دیجیتال مانند تبلیغات کلیکی و بنری نیز استفاده کنند. در حقیقت تبلیغات کلیکی و بنری و روش‌هایی از این دست اگرچه به خودی خود‌ نمی‌توانند به رشد یک کسب و کار و افزایش بازدیدکنندگان سایت کمک زیادی نمایند، اما می‌توانند یک مکمل خوب به حساب آیند. بنابراین بهترین راه برای کسانی که تازه کار بازاریابی محتوا را می‌خواهند شروع کنند آن است که در ابتدا حجمی از محتوا را تولید کرده و بر روی سایت خود بارگذاری کنند؛ پس از آن با انجام تبلیغات درباره سایت خود و صرف هزینه‌هایی برای بک لینک، نیروی محرکه اولیه را تأمین نمایند. بازاریابی محتوا اگرچه خود یک روش تبلیغاتی کاملاً مؤثر است، اما به هیچ عنوان نباید انتظار دستاوردها را در زمان کم داشت؛ به همین خاطر تبلیغات در کنار بازاریابی محتوا یک تاکتیک محسوب می‌شود که می‌تواند ترافیک سایت را تا حد قابل توجهی افزایش دهد. شبکه‌های اجتماعی نیز در این تبلیغات مکمل نقش پررنگی دارند و صاحبان وب سایت می‌توانند با بارگذاری محتواهای سایت در شبکه‌های اجتماعی و دادن لینک به سایت، بخشی از ترافیک را تأمین کنند. البته باید توجه داشت که مطالبی که در سایت بارگذاری می‌شوند، نباید دقیقاً به همان صورت در شبکه‌های اجتماعی بارگذاری شوند؛ بلکه تا حد امکان باید خلاصه باشند و کوتاه و سازگار با شبکه‌های اجتماعی مورد استفاده، تا بتوانند مخاطبانی را جذب کنند.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

مراحل پیاده سازی بازاریابی محتوا

اگر تازه با موضوع بازاریابی محتوا آشنا شده‌اید و یا قصد دارید که فعالیت‌های مربوط به آن را برای کسب و کار خود آغاز کنید، ما در این قسمت به طور خلاصه مراحل کار را برای شما توضیح خواهیم داد تا ذهنیت شفاف‌تری نسبت به این مسئله داشته باشید. ابتدا شما را با مفهوم استراتژی محتوا آشنا خواهیم کرد.

1 – مفهوم استراتژی محتوا

پس از درک کارکرد بازاریابی محتوا اولین گام برای حرکت در مسیر موفقیت بازاریابی محتوا فهم مفهوم استراتژی محتوا و برنامه‌ریزی برای آن است. استراتژی محتوا در حقیقت به اصول راهبردی گفته می‌شود که مسیر حرکت شما را از آغاز تا نقطه هدف مشخص می‌کنند. استراتژی محتوا برای هر کسب و کار با کسب و کار دیگر متفاوت است و‌ نمی‌توان گفت که همه کسب و کارها باید از یک استراتژی معین پیروی کنند. در حقیقت استراتژی محتوا بر اساس اهداف کسب و کار، توان مالی، سطح نیروی انسانی و مواردی از این قبیل تعیین می‌شود. ممکن است استراتژی محتوا برای یک کسب و کار، جذب تمام افراد از تمام طبقه‌های اجتماعی باشد؛ در حالی که یک کسب و کار دیگر تصمیم بگیرد تنها بر روی بخشی از افراد مثلاً پسران جوان در بازه سنی 18 تا 28 سال تمرکز کند. بنابراین تعیین کلی استراتژی محتوا یکی از ضرورت است که بدون آن‌ نمی‌توان تولید محتوا را جهت داد. زیرا محتواهای تولید شده مخاطبانی دارند و با توجه به آن مخاطبان باید از مفاهیم و الگوهایی پیروی کنند.  استراتژی محتوا در حقیقت به مدیریت محتواها و شیوه راهبری آن‌ها اشاره دارد؛ فارغ از اینکه محتواها در چه قالبی تولید می‌شوند. انتخاب استراتژی محتوا بخشی از برنامه بازاریابی محتوا برای هر کسب و کار محسوب می‌شود که به طور مداوم وضعیت آن کسب و کار و جایگاه فعلی را در نسبت با جایگاه آینده نشان می‌دهد.

2 – مراحل تعیین استراتژی محتوا

برای ایجاد استراتژی محتوا مراحل دقیقی وجود دارد و هر کسب و کاری که بخواهد یک استراتژی محتوا برای خود ایجاد کند، باید این مراحل را پیاده‌سازی کند. در ادامه این مراحل را به ترتیب توضیح خواهیم داد.

  • هدف خود را تعریف کنید.

هدف شما برای ایجاد طرح بازاریابی محتوا چیست؟ چرا می‌خواهید محتوا تولید کنید و یک طرح بازاریابی محتوا ایجاد کنید؟ شما باید اهداف خود را قبل از شروع برنامه‌ریزی برای تولید محتوا بدانید. هر کسب و کار برای هدف‌گذاری اولیه باید بتواند به چند سؤال پاسخ‌های دقیق و کامل دهد. این سؤالات عبارتند از:

  • مخاطبان محتوا چه کسانی هستند؟
  • محتوا قرار است در چه بستری منتشر شود؟
  • محتوا باید چه مطالبی را در بر گیرد؟
  • محتوا قرار است در چه قالب‌هایی منتشر شود؟
  • محتوا قرار است چه مشکلاتی را از مخاطبان حل کند؟
  • محتوایی که قرار است تولید شود، چه تفاوت‌هایی با محتواهای مشابه موجود دارد؟
  • محتوا قرار است چه نتایجی را به دنبال داشته باشد؟

البته این سؤالات تنها سؤالاتی نیستند که باید به آن‌ها توجه کرد؛ هرچه ابعاد بیشتری از چیستی و چگونگی محتوا در نظر گرفته شود، استراتژی محتوا دقیق‌تر و راهبردی‌تر خواهد بود و در نتیجه به تولید محتوایی مؤثرتر خواهد انجامید. بسیاری از افراد با اینکه درک می‌کنند که چرا تولید محتوا مهم برای رشد کسب و کار ضروری است و با کارکرد بازاریابی محتوا آشنا هستند، اما به دلیل آن که در پیاده‌سازی بازاریابی محتوا هدف‌گذاری را به درستی انجام‌ نمی‌دهند و یا از کنار آن با بی‌تفاوتی عبور می‌کنند، در بازاریابی محتوا شکست می‌خورند.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

  • درباره کاربران تحقیقاتی را به عمل آورید

برای ایجاد یک طرح موفقیت آمیز، شما باید مخاطبان هدف خود را به طور واضح تعریف کنید؛ همچنین تعیین کنید که کاربران و بازدیدکنندگان شما عمدتاً چه کسانی هستند و شما تصمیم دارید بر روی کدام دسته متمرکز شوید. کار تحقیقات باید بر اساس معیارهایی انجام شود؛ در حال حاضر آژانس‌های بازاریابی محتوا به‌راحتی می‌توانند مخاطبان شما را تجزیه و تحلیل کنند و در سیاست گذاری به شما کمک نمایند. گوگل آنالیتیک نیز یکی از سرویس‌های کاربردی گوگل است که در تجزیه و تحلیل کاربران کمک زیادی به صاحبان وب سایت می‌کند. تحقیقات درباره کاربران به ویژه برای کسانی که در آغاز راه هستند، بسیار مهم است؛ زیرا باید گام‌های بعدی را به درستی بردارند وگرنه از مسیر موفقیت منحرف خواهند شد. با شناخت مخاطبان مورد نظر می‌توان مطالب مرتبط و ارزشمندتری را تولید کرد. یک بازاریاب با تجربه هم به تجزیه و تحلیل کاربران نیاز دارد؛ او باید بداند که قرار است گروه جدیدی از مردم را هدف قرار دهد یا اینکه بازار هدف فعلی خود را گسترش دهد؟ بازخوانی پارامترهای مخاطبان با انجام تحقیقات بازار در هر سال برای رشد مخاطبان بسیار ضروری است.

  • ممیزی محتوا را اجرا کنید

اکثر کسب و کارها کار با به محض احساس کردن ضرورت بازاریابی محتوا، تولید محتوا را با پست‌های وبلاگ شروع می‌کنند؛ اما اگر شما می‌خواهید واقعاً بر روی بازاریابی محتوا سرمایه گذاری جدی انجام دهید، سعی کنید قالب‌های دیگر محتوا را نیز در نظر بگیرید و آن‌هایی را که مناسب می‌دانید، انتخاب کنید. به عنوان مثال، می‌توانید تمام پست‌های مرتبط با یک موضوع را در قالب یک کتاب الکترونیکی جمع‌آوری کنید و آن را به رایگان برای دانلود کاربران قرار دهید؛ و یا خلاصه ای از مباحث مطرح شده را در قالب یک اینفوگرافیک برای کاربران به معرض نمایش بگذارید. سعی کنید متناسب با هر موضوع قالب درست را انتخاب کنید و پس از مدتی محتواهای خود را ویرایش کنید؛ این ویرایش می‌تواند شمال غنی‌سازی، ویرایش زبانی و یا حتی حذف بخشی از موارد غیر ضروری باشد.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

  • یک سیستم مدیریت محتوا را انتخاب کنید.

بهتر است یک سیستم داشته باشید که بتوانید محتوای تولید شده و بارگذاری شده را مدیریت کنید. چند بخش حیاتی از مدیریت محتوا عبارتند از ایجاد محتوا، انتشار محتوا و تجزیه و تحلیل محتوا. سیستم مدیریت محتوا به شما این امکان را می‌دهد که برنامه‌ریزی، تولید، انتشار و بازخورد را مدیریت کنید و آن را بر اساس برنامه دلخواهتان پیش ببرید. سیستم وردپرس یکی از سیستم‌های مشهور مدیریت محتوا است که در حال حاضر بسیاری از سایت‌ها از آن استفاده می‌کنند.

بازاریابی محتوا و موتورهای جستجو

همان‌طور که اشاره شد، بستر اصلی بازاریابی محتوا اینترنت است و موتورهای جستجو ابزارهایی هستند که پای عموم کاربران را به یک وب سایت باز می‌کنند. البته موتورهای جستجو این کار را تنها برای وب‌سایت‌هایی انجام می‌دهند که از شرایط لازم برخوردار باشند. منظور از شرایط لازم کلیه معیارهایی است که یک موتور جستجو مانند گوگل با مشاهده آن‌ها در یک سایت تشخیص می‌دهد که آن سایت می‌تواند برای کاربران مفید باشد. به مجموعه این معیارها و فرآیند پیاده‌سازی آن‌ها به بهترین شکل سئو گفته می‌شود.

کلمات کلیدی

امروزه اینترنت بدون گوگل بی‌معنا است و همه افراد در اینترنت به دنبال هر چیزی که باشند، در اولین گام این سایت را باز می‌کنند. کلمات مهم‌ترین واسطه بین کاربران و کسب و کارها هستند و گوگل نیز با دریافت کلمات مورد نظر کاربران برای جستجوهای مختلف، آن‌ها را به نتایج مرتبط متصل می‌کند. اگر چه سئو یک موضوع بسیار گسترده است و از بخش‌های مختلفی تشکیل شده، اما به جرئت می‌توان گفت که کلمات کلیدی مهم‌ترین رکن سئو هستند و توجه به آن‌ها از سوی صاحبان وب سایت در پیاده‌سازی بازاریابی محتوا می‌تواند در موفقیت آن‌ها اثر تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. این کلمات کلیدی در گام اول باید به خوبی شناسایی شوند؛ در گام بعد باید بر اساس استراتژی‌های محتوا و هدف‌گذاری یک فروشگاه اینترنتی یا هر وب سایت دیگر در مطالب تولید شده مورد استفاده قرار گیرند. در حقیقت کلمات کلیدی کلماتی هستند که احتمال جستجوی آن‌ها در گوگل از سوی کاربران بسیار بالا است؛ به همین خاطر هر سایتی که بتواند از این کلمات به بهترین شکل ممکن استفاده کند، به احتمال زیاد می‌تواند در لیست ده تایی صفحه اول گوگل که مربوط به ده سایت مرتبط با جستجوی انجام شده است، ظاهر شود. باید خاطر نشان کرد که اگرچه کارهای زیادی برای بهینه سازی سایت یا سئو وجود دارد، اما هیچ کدام از این اقدامات به اندازه بازاریابی محتوا در روند موفقیت تأثیر ندارند. موتور جستجوی گوگل همواره به دنبال محتواهایی با بالاترین کیفیت است؛ محتواهایی که با جستجوهای کاربران بسیار مرتبط باشد و آن‌ها را در سریع‌ترین زمان ممکن به خواسته‌هایشان برساند. به همین خاطر اگر صاحبان وب سایت نتوانند محتواهای مفیدی تولید کنند و یا این تولید را بر اساس معیارهای سئو انجام ندهند، هیچ گونه شانسی برای قرار گرفتن در رتبه‌بندی بهترین‌ها و پیدا کردن مخاطب نخواهند داشت؛ در این زمینه یک جمله مشهور وجود دارد که می‌گوید: «محتوا پادشاه است!». زمانی شما می‌توانید در موتورهای جستجو رتبه خوبی را کسب کنید که کلمات کلیدی بیشتری را به خود اختصاص دهید و کلمات کلیدی بیشتر به معنای تولید محتوای بیشتر است؛ در نتیجه هر چقدر که بتوانید حجم محتوای تولیدی خود را بالاتر ببرید، رتبه بهتری را کسب خواهید کرد. با توجه به این موضوع تحقیقات درباره کلمات کلیدی یکی از گام‌های اصلی بازاریابی محتوا محسوب می‌شود و بدون انجام آن هر قدر هم که محتوا تولید شود، راه به جایی نخواهد برد.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

بک لینک‌ها

یکی دیگر از عوامل مؤثر برای کسب رتبه بهتر از موتورهای جستجو گرفتن لینک‌هایی است که در اصطلاح بک لینک نامیده می‌شوند. زمانی که سایر وب سایت‌ها به سایت شما پیوند داشته باشند،گوگل سایت شما را به عنوان یک سایت معتبر و مورد اعتماد شناسایی می‌کند و تصمیم می‌گیرد شما را در رتبه‌بندی خود قرار دهد؛ اما سایت‌های دیگر چه زمانی ترغیب می‌شوند که لینک شما را در سایتشان قرار دهند؟ ساده‌ترین راه برای دریافت لینک‌ها کدام است؟ پاسخ این سؤال‌ها ساده است؛ شما باید مطالب مهمی را تهیه کنید که آموزشی یا سرگرم کننده باشند و برای بسیاری از افراد جذاب به نظر برسند. در نتیجه مطالب شما نه تنها آمار بازدید بالایی را به خود اختصاص خواهند داد بلکه افراد دیگر را نیز ترغیب به اشتراک گذاری آن‌ها می‌کنند. زمانی که وب سایت‌های دیگر احساس کنند مطلب شما می‌تواند بازدیدکنندگانی را برای آن‌ها به دنبال داشته باشد، تصمیم می‌گیرند که به مطلب شما لینک دهند. این کار حتی در بیشتر مواقع بدون پرداخت هیچ‌گونه هزینه ای صورت می‌گیرد. البته راه دیگری هم وجود دارد و آن دریافت بک لینک سفارشی از وب سایت‌های معتبر است که معمولاً نیاز به پرداخت هزینه است. گوگل وب سایت‌ها مدام مورد نظارت خود قرار می‌دهد و لحظه به لحظه با توجه به وضعیت آن‌ها رتبه‌بندی جدیدی را ارائه می‌کند. بنابراین، هنگامی که محتوای شما به طور منظم در اینترنت منتشر شود، و به آن لینک‌هایی داده شود، حساسیت گوگل را بیشتر برخواهد انگیخت. از سوی دیگر، اگر تولید محتوا را هر چند برای یک مدت زمان موقت متوقف کنید، گوگل تصور می‌کند که وب‌سایت شما به روز رسانی‌ نمی‌شود و به اصطلاح یک وب سایت رها شده است؛ بنابراین به آن اعتنایی نخواهد کرد.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

انواع قالب های بازاریابی محتوا

وقتی از ضرورت بازاریابی محتوا صحبت می‌شود، منظور تنها تولید محتوای متنی نیست؛ بلکه قالب‌های مختلفی  برای تولید محتوا وجود دارد که  در این قسمت ما چند نمونه از قالب‌های مهم در پیاده‌سازی بازاریابی محتوا را برای شما توضیح خواهیم داد.

 

اینفوگرافیک

اینفوگرافیک نوعی محتوای گرافیکی و متنی است که شامل آمار، نمودارها، نمودارها و سایر اطلاعات است. قالب اینفوگرافیک یکی از قالب‌های بسیار مؤثر است که از آن می‌توان در تمام بسترها مانند سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی مختلف استفاده کرد. تولید اینفوگرافیک یک کار حرفه‌ای محسوب می‌شود و از نظر فنی نیاز به طراحان و گرافیست‌های قوی دارد. اینفوگرافیک‌ها از نظر محتوایی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرند تا اطلاعات لازم را به صورت کاملاً مختصر و مفید به مخاطبان ارائه دهند. در حال حاضر تولید اینفوگرافیک‌های ساده و حتی متوسط کار چندان سختی به نظر‌ نمی‌رسد؛ سایت‌هایی هستند که به صورت آنلاین به شما امکان طراحی اینفوگرافیک‌های ساده را می‌دهند. آژانس‌های تبلیغاتی و بازاریابی محتوا نیز گروه‌های تخصصی را ویژه تولید اینفوگرافیک استخدام کرده‌اند که می‌توانند این کار را برای شما به ازای دریافت هزینه نسبتاً معقولی انجام دهند. اینفوگرافیک‌ها به دلیل جذابیت‌های گرافیکی و کاربردهای آماری و مطالعه سریع، یک قالب پرطرفدار در بین انواع قالب‌های محتوا محسوب می‌شوند.

همه چیز در مورد بازاریابی محتوا

محتوای متنی

شکل غالب تولید محتوا، محتوای متنی است و بسیاری از افراد هنوز وقتی کلمه محتوا را می‌شنوند، اولین قالبی که در ذهنشان مجسم می‌شود، محتوای متنی است. منظور از محتوای متنی هرگونه نوشته ای در قالب یادداشت، مقاله، کپشن و … است که تنها یا به طور عمده با متن سر و کار دارد. البته در محتواهای متنی معمولاً عکس‌هایی هم استفاده می‌شود؛ زیرا تجربه نشان داده که کاربران چندان تمایلی به خواندن متن‌های خشک و خالی ندارند و پس خواندن چند سطر خسته شده و حتی صفحه را می‌بندند! از آنجایی که درصد قابل توجهی از افراد حوصله مطالعه ندارند و یا‌ نمی‌توانند بر روی متن به خصوص متن‌های طولانی تمرکز کنند، باید در نوشتن متون بازاریابی محتوا نکاتی را در نظر گرفت تا بیشترین بازدهی را به دنبال داشته باشد.

پادکست‌ها

پادکست‌ها قالب‌های جذابی هستند که امروزه طرفداران پروپاقرصی را پیدا کرده‌اند. یک پادکست به افراد این امکان را می‌دهد تا در یک جهان کاملاً متفاوت زندگی کنند. پادکست‌ها عموماً فایل‌هایی صوتی هستند که در آن‌ها محتوایی توسط شخص یا اشخاصی خوانده می‌شود. البته این شکل ساده پادکست است؛ اگرچه ممکن است تصور شود که تولید یک پادکست کار چندان سختی نیست و با یک نرم افزار ضبط صدا می‌توان آن را به‌راحتی انجام داد، اما باید گفت که امروزه پادکست از چنان قدرت بالایی برخوردار است که شرکت‌های بزرگی تنها برای تولید همین قالب محتوا به وجود آمده‌اند. تولید پادکست به ویژه اگر با خلاقیت‌هایی همراه باشد، می‌تواند ظرف مدت کوتاهی جای خود را در بین کاربران باز کند.

فیلم

امروزه ساختن یک فیلم کار چندان سختی نیست؛ به ویژه که همه ما گوشی‌های هوشمندی داریم که می‌توانند با کیفیت‌های خیره کننده فیلم‌هایی را ضبط کنند. از نظر انتشار نیز همه چیز آماده است؛ انواع کانال‌های مختلف انتشار فیلم مانند یوتیوب، ویمئو و … به افراد این امکان را می‌دهند تا شبکه اینترنتی مخصوص به خود را داشته باشند و فیلم‌های مورد علاقه‌شان را برای هزاران بازدید کننده به صوت رایگان منتشر سازند. اگرچه فیلم‌ها و پادکست‌ها شکل گسترده ای از بازاریابی محتوا هستند، اما بیشتر کسب و کارها از مواجهه شدن با این قالب‌ها در خود نوعی ترس احساس می‌کنند؛ شاید به این دلیل که تصور می‌کنند تولید محتوا در این قالب‌ها می‌تواند برای آن‌ها گران تمام شود. اما باید گفت که واقعاً هزینه تجهیزات حرفه‌ای و ساخت ویدیوی با کیفیت بالا و همچنین تولید محتوای صوتی در عصری که ما زندگی می‌کنیم، آسان‌تر از همیشه است. این چهار مورد تنها چند نمونه از بازاریابی محتوا بودند که می‌توان به این فهرست مقاله‌های بلند، کتاب‌های الکترونیکی، برنامه‌های آنلاین، سخنرانی‌های عمومی و وبلاگ‌ها را نیز اضافه کرد.

منبع:https://contentmarketinginstitute.com/

1313113982_0

چهار کسب و کار عالی با کمتر از 5 میلیون تومان سرمایه


چهار کسب و کار عالی با کمتر از 5 میلیون تومان سرمایه

 

بیشتر افراد وقتی صحبت از راه اندازی یک کسب و کار به میان می آید، به دنبال تامین مالی و سرمایه اولیه هستند و اغلب به دلیل نداشتن سرمایه فراوان اولیه، ایده های خود را به آرزو تبدیل می کنند و در دل خود نگه می دارند و حتی آن را بیان نمی کنند. گاهی نیز قضیه برعکس است؛سرمایه ای اندک و زیر 5 میلیون تومان در دست داریم اما ایده ای برای راه اندازی کسب و کار نداریم و فکر می کنیم که با این سرمایه اندک کاری نمی توان انجام داد، اما نمی دانیم که با سرمایه کمتر از 5 میلیون تومان هم می توان کسب و کاری آغاز کرد و به درآمد رسید.
بله این یک واقعیت است که تمام کسب و کارهایی که اطراف ما شکل گرفته اند، سرمایه های اولیه میلیونی و میلیاردی نداشته اند. قصد داریم در این مطلب درباره تعدادی از کسب و کارهایی صحبت کنیم که با کمتر از 5 میلیون تومان هم می توان آنها را تاسیس کرد.
در یک تقسیم بندی، کسب و کارها براساس قلمرو فعالیت به شش دسته تقسیم می شوند؛ مانند کسب و کارهای الکترونیکی، خانگی، خانوادگی، روستایی، کوچک، متوسط و بزرگ که البته از میان آنها کسب و کارهای کوچک، متوسط و بزرگ نیاز به سرمایه اولیه بیشتر از 5 میلیون دارند؛ بنابراین در ادامه از موارد دیگر مثال می زنیم.

1)کسب و کارهای اینترنتی
فروش محصولات یا خدمات از طریق اینترنت را «کسب و کار اینترنتی» می گویند. تجهیزات مورد نیاز برای اینگونه کسب و کارها کامپیوتر، اینترنت و یک خط تلفن است که به وسیله آن می توان یک «فروشگاه اینترنتی» راه اندازی کرد.
به طور کلی برای راه اندازی یک سایت، هزینه ای کمتر از 2 میلیون تومان مورد نیاز است. از نمونه های بارز این کسب و کارها می توان به سایت های فروش شارژ کارت، سایت های تبلیغاتی و همچنین سایت های مرجع در حوزه های بازاریابی اشاره کرد.

2)کسب و کارهای خانگی
هر فعالیتی که در محل سکونت شخص انجام گیرد و با استفاده از وسایل و امکانات منزل راه اندازی شود، «کسب و کار خانگی» نامیده می شود؛ مشاغلی نظیر: «کارگاه تولید شمع تزیینی»، «بسته بندی مواد و فروش به سوپرمارکت های محله؛ یعنی خرید حبوبات به صورت فله و پاک کردن و بسته بندی و در نهایت فروش آنها»، «پرورش قارچ»، «ورمی کمپوست» و «تهیه غذاهای خانگی». تعداد بی شماری از کسب و کارهای بزرگ و موفق امروزی را می توان نام برد که از کسب و کارهای خانگی با سرمایه اندک آغاز کرده اند.

3) کسب و کارهای خانوادگی
کسب و کارهایی که افراد یک خانواده و خویشاوندان راه اندازی می کنند. در این گونه کسب و کارها می توان سرمایه چند خانواده در فامیل را جمع آوری کرد و یک کسب و کار کوچک همانند کسب و کارهای خانگی در قالب یک کارگاه کوچک به راه انداخت؛ نمونه موفق اینگونه کسب و کارها را می توان در شهرهایی چون قم و اصفهان و در تولیدی های گز و سوهان مشاهده کرد.

4)کسب و کارهای روستایی
آن دسته از مشاغل نوپا که در روستاها با هزینه های بسیار کم و منابع طبیعی زیاد قابل راه اندازی هستند که از آن جمله می توان به «پرورش گیاهان تزیینی»، «پرورش انواع حیوانات خانگی و پرندگان زینتی» و «گیاهان دارویی» اشاره کرد.

اینها واقعیت های اطراف ما هستند که اغلب، آنها را نادیده می گیریم؛ به علاوه مزایای خاصی برای کسب و کارهای اینچنینی وجود دارد که از آن جمله می توان به زودبازده بودن آنها، حمایت دولت و صندوق های کارآفرینی و حتی برخی از بانک ها و موسسات مالی برای تامین سرمایه اولیه و گسترش این نوع مشاغل اشاره کرد.

Presenting-1

اضطراب سخنرانی چیست و چطور کنترل کرد؟

اضطراب سخنرانی چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟
 

سخنرانی یکی از ترس‌های بسیار شایع در میان مردم است که باعث اضطراب و سایر واکنش‌های فیزیکی ناخوشایند در سخنرانان می‌شود.

اضطراب سخنرانی چیست؟

اضطراب سخنرانی (Glossophobia) ترسی بسیار واقعی است که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به آن مبتلا هستند. تقریبا ۷۵درصد از افراد برای سخنرانی در جمع مقداری اضطراب را تجربه می‌کنند؛ پس اگر شما هم در این زمینه مضطرب هستید، تنها نیستید. این ترس بیشتر از آنچه فکر می‌کنید شایع است.

مهم‌ترین چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که کاملا عادی است که برای ارائه در مقابل جمعیتی هر چقدر بزرگ یا کوچک، احساس اضطراب کنید. امید داشته باشید؛ شما می‌توانید از این اضطراب به‌راحتی عبور کنید.

ترس یا اضطراب؟

هم اضطراب و هم ترس می‌توانند باعث واکنشی مشابه در ذهن و بدن انسان شوند. با این حال، ترس واکنشی به تهدیدی فوری و بیرونی است؛ و اضطراب می‌تواند بدون هیچ‌گونه تهدید فوری رخ دهد. اضطراب بیش از اینکه آنی باشد، ذره‌ذره رشد می‌کند. پس در هفته‌های منتهی به سخنرانی‌تان، شما شاید احساس اضطراب کنید و دقیقا پیش از اینکه روی صحنه پا بگذارید، شاید ترسی کامل را تجربه کنید.

اضطراب سخنرانی چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟

اضطراب سخنرانی چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟

غلبه بر اضطراب سخنرانی

سازمان‌هایی مانند «مؤسسه‌ی بین‌المللی سخنرانان» با تمرین و ایجاد شبکه‌های حمایتی به سخنرانان مضطرب کمک می‌کنند تا اضطراب خود را به سطحی مهارپذیر برسانند. افزون بر دوره‌های آموزشی سخنرانی، بسیاری از منابع خودیاری هم به بحث اضطرابِ سخنرانی پرداخته‌اند. توصیه‌هایی برای اینکه چطور ارتباط چشمی بهتری داشته باشید، حالت ایستادن و انجام سخنرانی، در کنار اینکه چطور اضطراب را قبل و در طول سخنرانی کاهش دهید، حوزه‌های رایجی هستند که در کتاب‌ها و دوره‌های سخنرانی به آنها اشاره می‌شود.

مهم‌ترین نکته برای داشتن اعتماد به نفس در سخنرانی، آمادگی و تمرین است. این موضوع هم برای سخنرانان تازه‌کار و هم برای سخنرانان باتجربه ضروری است. بهره‌گیری از لوازم کمکی مانند تهیه پاورپوینت عالی برای ارائه، ویدئو، صوت، تخته و برگه‌هایی که در میان مخاطبان پخش می‌شوند، در طول تمرین نیز به گذارهای آرام میان اسلایدها و وقفه‌ها کمک می‌کنند. مزایای دیگر تمرین عبارت‌اند از:

  • تنظیم سرعت درست برای ارائه
  • تمرین در مقابل دیگران و دریافت بازخورد برای بهبود سخنرانی
  • تمرین نمایشی در همان مکانی که قرار است سخنرانی کنید؛ و در نتیجه افزایش میزان راحتی
  • بررسی هرگونه مشکل احتمالی رسایی صدا، که با ضبط‌کردن صدا یا گوش‌دادن دقیق به صدای خودتان در حین تمرین امکان‌پذیر است

ارائه‌دهندگان با سخنرانی‌ای که آهنگ صدای خوبی دارد و کاملا تمرین‌شده است، می‌توانند اضطراب و نگرانی‌شان را کاهش دهند و یک سخنرانی متین و با اعتماد به نفس داشته باشند.

اضطراب موقعیتی

اضطراب موقعیتی که به آن صحنه‌هراسی نیز می‌گویند، شکل کوتاه‌مدتِ اضطرابِ سخنرانی است.

صحنه‌هراسی، در حقیقت، اضطراب، ترس یا هراسی مداوم است که شاید با لزوم اجرا در مقابل مخاطبی که حضور فیزیکی دارد یا ندارد (مثلا هنگام اجرا در برابر دوربین) در یک نفر برانگیخته شود. در زمینه‌ی سخنرانی، این حالت ممکن است قبل یا هنگام هرگونه فعالیتی به هنگام ارائه، برای فرد رخ دهد.

در برخی موارد، صحنه‌هراسی شاید بخشی از الگوی بزرگ‌تری از هراس اجتماعی یا اختلال اضطراب اجتماعی باشد؛ اما اغلب افراد، صحنه‌هراسی را بدون هیچ‌گونه مشکلات گسترده‌تری تجربه می‌کنند. تقریبا در اغلب مواقع، صحنه‌هراسی صرفا در حالت انتظار برای یک اجرا و غالبا زمانی بسیار زودتر از اجرا برانگیخته می‌شود. این نوع اضطراب نشانه‌های زیادی دارد:

  • تپش قلب؛
  • لرزش دست و پا؛
  • عرق کردن کف دست؛
  • حالت تهوع؛
  • تیک عصبی در صورت
  • خشکی دهان.

مردم و موقعیت‌هایی که دچار اضطراب می‌شوند

صحنه‌هراسی شاید در افرادی با هر نوع تجربه و پیشینه‌ای دیده شود؛ از افرادی که حضور در برابر جمع برای‌شان کاملا تازگی دارد تا افرادی که سال‌هاست مشغول به این کارند. صحنه‌هراسی معمولا برای افراد عادی امری آشناست و شاید بر اعتمادبه‌نفس یک نفر در مصاحبه شغلی اثر بگذارد. این اضطراب همچنین روی بازیگران، کمدین‌ها، موسیقی‌دان‌ها و سیاستمداران نیز تأثیرگذار است. افراد بسیاری شاید صحنه‌هراسی یا اضطراب اجرا را تجربه کنند؛ اما برخی افراد با صحنه‌هراسی مزمن، دچار اضطراب اجتماعی یا هراس‌های اجتماعی می‌شوند که به معنای احساس شدید اضطراب در هر موقعیت اجتماعی است. صحنه‌هراسی حتی در موقعیت‌های مدرسه، مانند ایستادن و پاسخ‌گفتن به پرسش‌های آموزگار یا سخنرانی‌ها و ارائه‌های درسی نیز دیده می‌شود.

اضطراب سخنرانی چیست و چطور می‌توان آن را کنترل کرد؟

آثار اضطراب موقعیتی

وقتی کسی احساس ترس یا نگرانی می‌کند، در حال تجربه‌ی اضطراب است. بنا به خبرنامه‌ی سلامت ذهنی هاروارد، «اضطراب معمولا نشانه‌های فیزیکی دارد. علائم اضطراب شاید شامل افزایش ضربان قلب، خشکی دهان، لرزش صدا، سرخی صورت، لرزش بدن، تعریق و حالت تهوع باشد.» (و البته این نشانه‌ها فراتر از کمرویی است). این اضطراب در بدن جرقه‌ای می‌زند تا سیستم عصبی خودکار، خود را فعال کند. این فرایند وقتی رخ می‌دهد که بدن آدرنالین را در جریان خون رها می‌سازد که باعث زنجیره‌ای از واکنش‌ها می‌شود. این واکنش بدنی به نام سندرُم جنگ یا گریز شناخته می‌شود که فرایندی طبیعی در بدن برای محافظت از خود در برابر آسیب است. «…عضلات گردن منبقض می‌شوند؛ سر را پایین می‌آورند و شانه‌ها را بالا می‌برند؛ درحالی‌که ماهیچه‌های پشت، ستون فقرات را به شکل منحنی مقعر در‌می‌آورند. این کارها به‌ترتیب باعث می‌شود تا بدن به حالت کلاسیک جنینی دربیاید.» (مدیریت صحنه‌هراسی).

در تلاش برای مقاومت در برابر این موقعیت، بدن در جاهایی مانند دست و پا شروع به لرزیدن می‌کند. چند چیز دیگر هم در کنار آن ممکن است رخ دهد. ماهیچه‌ها در حالت انقباض، سفت و آماده‌ی حمله می‌شوند. دوم، رگ‌های خونی به‌شدت منقبض می‌شوند. این شاید باعث احساس سرما در انگشت‌های دست و پا، بینی و گوش‌ها شود. رگ‌های خونیِ منقبض، جریان خون بیشتری به اعضای حیاتی بدن می‌فرستند.

افزون براین، افرادی که صحنه‌هراسی را تجربه می‌کنند، فشار خون شان بالا می‌رود که بدن را با مواد مغذّی و اکسیژن در واکنش به غرایز جنگ یا گریز تأمین می‌کند. این کارها باعث می‌شود که بدن داغ شده و عرق کند. نفس‌کشیدن بیشتر می‌شود تا بدن بتواند اکسیژن مطلوب را برای ماهیچه‌ها و اعضای بدن به‌دست آورد. مردمک‌های چشم گشاد می‌شوند که این امر مانع از آن می‌شود که سخنران بتواند هرگونه یادداشتی در فاصله‌‌ای نزدیک را بخواند. با این حال، دیدِ راه دور بهتر می‌شود و سخنران، از حالات چهره‌ی مخاطب و نشانه‌های غیرکلامی در واکنش به اجرایش بهتر آگاه می‌شود. سرانجام، دستگاه گوارش از کار می‌افتد تا برای تولید انرژی به‌منظور واکنش اضطراری فوری آماده شود. این کار باعث آثاری مانند خشکی دهان، حالت تهوع یا دل‌پیچه می‌شود.

اضطراب خصلتی

اضطراب خصلتی شکلی از اختلال عصبی است؛ و اضطرابی طولانی‌مدت در رابطه با هر فکری درباره‌ی سخنرانی است.

وقتی در مورد اضطرابِ سخنرانی صحبت می‌کنیم، ترجیحا آن را به شکل دو نوع مختلف تعریف می‌کنیم. اضطراب موقعیتی که با رخدادهای فوری و مشخص جرقه می‌خورد و دیگری اضطراب خصلتی که به نوعِ طولانی‌مدت‌تری از اضطراب اشاره دارد. اضطراب خصلتی گرایشی ثابت به واکنش با حالت اضطراب در پیش‌بینی موقعیت‌های تهدیدکننده دارد. اضطراب خصلتی معمولا در طول زمان ایجاد شده و شاید نتیجه‌ی یک اختلال عصبی باشد. این نوع اضطراب ممکن است آگاهانه یا ناخودآگاه باشد.

 

روان‌رنجوری

افرادی که در روان‌رنجوری امتیاز بالایی می‌گیرند، نسبت به متوسط جامعه، احساساتی مانند اضطراب، خشم، حسادت، احساس گناه و افسردگی را بیشتر تجربه می‌کنند. آنها به شکلی ضعیف‌تر به استرس محیطی واکنش نشان می‌دهند و احتمال بیشتری وجود دارد که موقعیت‌های عادی را تهدیدکننده و ناامید‌‌ی‌های جزئی را به عنوان دشواری‌های نومیدکننده‌ تفسیر کنند. در حقیقت، این گروه از افراد، مکانیزم تدافعی کمتری در برابر موقعیت‌های تهدیدکننده دارند.

نشانه‌های روان‌رنجوری اغلب کمرویی و کمبود اعتماد به نفس است که کارهایی مانند سخنرانی را مانند چالشی انجام‌ناپذیر می‌بیند. نهراسید: هنوز امیدی وجود دارد. شاید شما هم وقتی به برخاستن و سخنرانی در برابر جمعیتی فارغ از هر اندازه‌ای، می‌اندیشید، اضطراب خصلتی را تجربه کنید؛ این نوع اضطراب باعث احساس فوری وحشت می‌شود و شاید برای چند ساعت، چند روز یا حتی هفته‌ها بر اوضاع روانی‌تان اثر بگذارد.

اختلال عصبی در رابطه با سخنرانی شاید به علت رخدادی باشد که در جوانی تجربه کرده‌اید؛ مثلا جلوی جمعی از افراد مورد نقد یا تمسخر قرار گرفته‌اید؛ یا شاید رنج و وسواسی باشد که همیشه با شما همراه بوده است. اما به هر حال، نگران نباشید؛ با درک نوع اضطراب و مدیریت هوشمندانه‌ی آن و کمک‌گرفتن از یک مشاور متخصص می‌توانید اضطراب‌تان را پیش از هر سخنرانی به میزان چشمگیری کاهش دهید.

15606de5-a164-4437-a216-34fa14149a95

جمع بندی کنفرانس توسعه دهندگان اپل 2019

جمع بندی کنفرانس توسعه دهندگان اپل 2019. اپل روز گذشته به‌رسم هرسال، در جریان نطق اصلی توسعه دهندگان خود یا WWDC از قابلیت‌های نرم‌افزاری، سرویس‌ها و محصولات جدید خود رونمایی کرد.

روز گذشته در جریان رویداد WWDC 2019 طیف جدیدی از سرویس‌ها و محصولات نرم‌افزاری اپل، ازجمله جدیدترین به‌روزرسانی سیستم‌های عامل iOS و macOS معرفی شدند.

جمع بندی کنفرانس توسعه دهندگان اپل 2019

جمع بندی کنفرانس توسعه دهندگان اپل 2019

مراسم اپل با معرفی نسخه‌ی جدید سیستم‌عامل اپل تی‌وی شروع شد. tvOS 13 به کاربران این اجازه را خواهد داد تا برای هر اپل تی‌وی چند حساب کاربری تعریف کنند و درنتیجه هرکدام از اعضای خانواده می‌توانند محتوای دلخواه، شخصی‌سازی‌شده و پیشنهادی مخصوص خود را مشاهده کنند. از دیگر قابلیت‌های تی‌وی اواس ۱۳ می‌توان به پشتیبانی از دسته‌های کنسول ایکس‌باکس و پلی‌استیشن اشاره کرد. در ادامه‌ نیز تیزری از سریال «برای تمام بشریت» (For All Mankind) که قرار است به‌صورت اختصاصی برای مشترکین سرویس اپل تی‌وی پلاس عرضه شود، پخش شد.

در ادامه‌ی مراسم، سیستم‌عامل watchOS 6 با افزوده‌شدن اپ‌استور اختصاصی و رونمایی از واچ‌فیس‌های جدید معرفی شد. فروشگاه اختصاصی اپل واچ باعث خواهد شد تا ساعت هوشمند اپل برای نصب اپلیکیشن دیگر متکی به آیفون نباشد. به‌روزرسانی اپل واچ نیز از این پس به‌صورت مستقل انجام خواهد شد.

یکی از مهم‌ترین قسمت‌های کنفرانس توسعه‌دهندگان اپل که هرساله بسیاری از کاربران منتظر آن هستند، معرفی نسخه‌ی جدید سیستم‌عامل آیفون است. همان‌طور که انتظار می‌رفت، شب گذشته iOS 13 با مجموعه‌ای از قابلیت‌های جدید معرفی شد که در میان مهم‌ترین آن‌ها، می‌توان به افزوده‌شدن حالت تیره (Dark Mode) اشاره کرد. اما اتفاقی که شاید کمتر کسی انتظار آن را داشت، معرفی سیستم‌عامل جدید iPadOS برای استفاده در تبلت‌های اپل بود. آیپدهای اپل که تا پیش از این از همان سیستم‌عامل iOS تلفن‌های هوشمند اپل استفاده می‌کردند، از این پس، به سیستم‌عامل اختصاصی خود مجهز خواهند شد. از سیستم‌های عامل موبایلی اپل که بگذریم، به معرفی نسخه‌ی جدید سیستم‌عامل دسکتاپ این شرکت با نام macOS Catalina با قابلیت پشتیبانی از اپلیکیشن‌های آیپد می‌رسیم.

علاوه‌بر معرفی سرویس‌ها و به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری، اپل از مک پرو نمایشگر ۵ هزار دلاری Pro Display XDR هم رونمایی کرد. اگر به‌دنبال یافتن اطلاعات بیشتری درباره‌ی جزئیات محصولات معرفی‌شده در رویداد شب گذشته‌ی اپل هستید، می‌توانید تمامی اخبار این مراسم را در ادامه‌ی مطلب مطالعه کنید.

منبع:

 

 

A couple celebrating.

چگونه از زندگی لذت ببریم؟

چگونه از زندگی لذت ببریم؟

بسیاری از ما فکر می‌کنیم، برای خوشحال بودن در هر لحظه از زندگی خود باید عادت‌ها و روال معمولی‌مان را تغییر بدهیم یا حساب بانکی پرپولی داشته باشیم. موضوع اصلی این نیست که ما در زندگی خود دلایل کافی برای شاد بودن نداریم، داستان اصلی آن است که یاد بگیریم چگونه از زندگی لذت ببریم؟

این موضوع یک مهارت است و آموختن آن مانند هر مهارت دیگری به تمرین و تداوم نیاز دارد. در حال حاضر، همهٔ آن چیزی که برای لذت بردن از زندگی مورد نیاز است، در اختیار اغلب ما قرار دارد و اصلی‌ترین موضوع برای لذت بردن از زندگی، روش اولویت‌بندی ماست.

اکنون بیایید به سوالِ «چگونه از زندگی لذت ببریم؟» این‌طور پاسخ دهیم: برای لذت بردن از زندگی باید توانایی اولویت‌بندی کارها را براساس میزان اهمیت آن‌ها به دست آوریم.

چگونه از زندگی لذت ببریم؟

خیلی از افراد، همیشه به دنبال راه‌هایی برای لذت بردن از زندگی و داشتن احساس خوشحالی هستند. ما در این مقاله می‌خواهیم دربارهٔ ۲۵ راه ساده برای بیشتر لذت بردن از زندگی، صحبت کنیم. پس برای لذت بردن از زندگی، باید از همین امروز شروع کنیم و زمان را از دست ندهیم.

۱. روی خودمان تمرکز کنیم

ما همواره در معرض توصیه‌ها و نظرات دیگران قرار داریم. دیگران همیشه به انتقال تجربیات و نظرات خود و تأکید بر درست بودن آن‌ها علاقه‌مند هستند. البته در نهایت، تمامی تصمیمات و عواقب انتخاب‌هایمان بر عهدهٔ خودمان خواهد بود. پس باید روی خودمان تمرکز کنیم و بهترین مسیرها را برای پیش بردن اهداف‌مان انتخاب کنیم.

۲. زمانی را به استراحت اختصاص دهیم

در زمان‌های چالش‌برانگیز زندگی، بهتر است زمانی را به استراحت شخصی اختصاص دهیم. استراحت، بهترین و مؤثرترین کار برای بازگشت به خود و بازیابی دوبارهٔ انرژی‌های ازدست‌رفته است.

۳. از اخبار دوری کنیم

افتادن در تله اخبار بسیار آسان است و تحت‌تأثیر درام‌های عمومی قرار گرفتن، از آن هم راحت‌تر است. بهتر است مطمئن باشیم اگر اخبار را پیگیری نکنیم، باز هم از مهم‌ترین رویدادها بی‌خبر نخواهیم ماند.

پس بهتر است با وقت گذاشتن روی اخبار مختلف، انرژی و زمان ارزشمند خود را بیش از این‌ها هدر ندهیم و برای موارد مهم‌تر و تأثیرگذارتری وقت صرف کنیم.

۴. ارتباطات مثبت خود را گسترش دهیم

برای لذت بردن از زندگی، می‌توانیم زمانی را به ایجاد روابط مثبت با همسر، خانواده و دوستان خود اختصاص دهیم. باید افرادی را پیدا کنیم که باعث ارتقای زندگی ما می‌شوند و انرژی خودمان را روی برقراری ارتباط با این افراد متمرکز کنیم.

۵. با افراد جدید ملاقات کنیم

وقتی می‌خواهیم به سوال «چطور خوشحال باشیم و چگونه از زندگی لذت ببریم» پاسخ دهیم، در قدم اول باید به آسان‌ترین و در دسترس‌ترین راه‌ها برای لذت بردن از زندگی فکر کنیم.

زندگی در جمع، یکی از نیازهای اساسی انسان است. بنابراین ملاقات و آشنایی با افراد جدید، باعث بهبود روحیه انسان می‌شود. وقتی با افراد جدید ملاقات می‌کنیم، نیاز ما برای حضور در جامعه برطرف می‌شود و با ایده‌ها و دیدگاه‌های جدید آشنا می‌شویم.

۶. مکان‌های جدید را کشف کنیم

برای آشنایی بیشتر با فرهنگ‌های مختلف دنیا و کسب تجربه‌های متنوع، می‌توانیم به مکان‌های جدید سفر کنیم و درباره فرهنگ سرزمین‌های جدید اطلاعات کسب کنیم.

۷. آرزوهای خود را در قالب فهرستی بنویسید

زمانی که در ذهن خود، برای رسیدن به هدفی برنامه ریزی می‌کنیم، قصد سفر به مکانی را داریم،‌ ایدهٔ خرید کالایی را در ذهن‌مان می‌پرورانیم و یا می‌خواهیم شرایط خاصی را برای روزهای آیندهٔ خود فرآهم کنیم، بهتر است فهرستی تهیه کنیم و تمام این موارد را به این فهرست اضافه کنیم.

داشتن لیستی از آرزوها و رویاها به ما کمک می‌کند تا هیچ‌وقت آن‌ها را فراموش نکنیم و همواره برای رسیدن به آن‌ها تلاش کنیم. تلاش برای رسیدن به رویاها، باعث لذت بردن از زندگی می‌شود.


۸. به دنبال تحقق آرزوهایمان باشیم

باید به خودمان تعهد بدهیم که هر سال تعدادی از آرزوهای فهرست خود را به انجام برسانیم. به این ترتیب احساس خواهیم کرد که رویاهایمان به سرانجام رسیده‌اند و در مرحله آرزو باقی نمانده‌اند. انجام این کار تأثیر زیادی بر لذت بردن از زندگی دارد.

۹. پول‌ خود را برای کسب تجربیات جدید خرج کنیم

کسب تجربیات جدید، خاطرات منحصربه‌فردی برای ما می‌سازد و به زندگی‌مان معنا می‌بخشد. با نگه داشتن دارایی‌هایمان و ترس از خرج کردن آن‌ها، فرصت کسب تجربیات و لذت‌های جدید را از دست می‌دهیم.

۱۰. لوازم به‌دردنخور خود را دور بیندازیم

شلوغی و درهم‌برهمی‌های فیزیکی، یکی از عوامل ایجاد اختلالات روحی است. باید اطراف خود را از لوازم اضافی خلوت کنیم و وسایل به‌دردنخور خود را دور بیندازیم. این کار باعث احساس آرامش ما می‌شود.

۱۱. زمانی را به قدردانی و سپاسگزاری اختصاص دهیم

بهتر است هر روز سه دلیلی را که باعث خوشحالی و رضایتِ خاطر ما می‌شوند، در دفترچه‌ای بنویسیم و به خاطر آن، از خدا سپاسگزاری کنیم. احساس قدردانی به ما کمک می‌کند، هر روز بیشتر از گذشته روی داشته‌های خود تمرکز کنیم و برای آن‌ها خوشحال باشیم.

۱۲. دلایل اتلاف وقت خود را بررسی کنیم

شاید برای شما هم پیش بیاید که در پایان یک روز، از سریع گذشتن زمان تعجب کرده باشید و هیچ‌یک از کارهایتان پیش نرفته باشد. برای آنکه با این شرایط مواجه نشویم، بهتر است روی وقت‌گذرانی‌های خود حساس باشیم.

با بررسی زمان‌هایی که در طول روز به هر کاری اختصاص داده‌ایم، می‌توانیم بدانیم که بیشتر اوقات ما در طول هفته صرف چه فعالیتی شده است. زمانی که دربارهٔ وقت‌گذرانی‌های خود آگاه شویم، بهتر می‌توانیم برای وقت‌هایمان برنامه‌ریزی کنیم.

۱۳. انتخاب‌های خود را آگاهانه انجام دهیم

هیچ‌کس در زندگی، آن‌قدر عمر ندارد که هر چیزی را خودش تجربه کند و زندگی را دقیقا آن‌طوری بسازد که دلش می‌خواهد. بنابراین بهتر است برای انجام کارها و بهترین انتخاب‌ها، آگاهانه و دقیق تصمیم بگیریم.

مسئولیت زندگی هر کس به طور کامل برعهده خودش است، پس برای ایجاد بهترین شرایط، باید در انتخاب هر موضوعی دقیق و آگاه باشیم.

۱۴. برای توسعه فردی خود تلاش کنیم

هر قدر خودآگاه‌تر باشیم و اعتماد‌ به نفس بیشتری داشته باشیم، رضایت درونی بیشتری خواهیم داشت. مطالعه کتاب‌‌هایی که موضوعات متنوعی دارند، به ما کمک می‌کند تا خود را بیشتر بشناسیم و در جهت توسعه فردی قدم برداریم.

۱۵. به یاد داشته باشیم که هر احساسی گذراست

اصلی‌ترین موضوع برای فهم چگونگیِ لذت‌بردن از زندگی، پذیرش این واقعیت است که باور کنیم، هیچ‌کس در همه زمان‌ها ۱۰۰٪ خوشحال نیست. در زمان‌های پرچالش زندگی، باید به یاد داشته باشیم، زندگی پر از بالا و پایین‌ و ناهمواری است و همهٔ احساسات گذرا هستند.

۱۶. موفقیت‌هایمان را جشن بگیریم

در یک جامعهٔ هدف‌محور رفتن از گامی به گام بالاتر و موفقیت در یک مسیر بسیار آسان است، اما اغلب هیچ‌کس مزهٔ موفقیت را نمی‌چشد. برای داشتن انگیزه و لذت بردن از زندگی، باید برای موفقیت‌های خود جشن بگیریم؛ هر چند آن موفقیت‌ها کوچک باشند. در زندگی نباید فقط روی به‌نتیجه‌رسیدن تمرکز کنیم، بلکه بهتر است به لذت بردن از مسیر فکر کنیم.

۱۷. از کوچک‌ترین اتفاقات و لحظات معمولی هم لذت ببریم

حتما نباید اتفاقات خاصی بیفتد که ما احساس خوشحالی داشته باشیم و از زندگی لذت ببریم. همه لحظه‌های زندگی ناب هستند و اگر با نگاهی متفاوت به آن‌ها نگاه کنیم، از بدیهی‌ترین لحظه‌ها نیز لذت خواهیم برد.

۱۸. ذهن‌آگاهی را تمرین کنیم

وقتی احساسات خود را بشناسیم و از چگونگی اتفاقات اطراف‌مان آگاه باشیم، راه مؤثری برای بیرون کردن نگرانی‌ها و استرس‌ها از ذهن خود پیدا کرده‌ایم. این کار باعث می‌شود، به زندگی واقعی بازگردیم و خوشحالی را در زندگی حقیقی خودمان تجربه کنیم. با یادگیری و تمرین ذهن آگاهی می‌توانیم احساس بهتری در زندگی داشته باشیم.

۱۹. بیرون از خانه به گشت‌وگذار بپردازیم

برای خوب شدن حال و احوال‌مان، می‌توانیم از خانه بیرون بزنیم و وزش نسیم و تابش نور خورشید روی پوست خود را احساس کنیم. هوای تازه به بازیابی روحیه ما کمک می‌کند و با تابش آفتاب، پوست‌مان ویتامین D کافی جذب می‌کند.

چگونه از زندگی لذت ببریم؟

۲۰. نظر خود را به‌صراحت مطرح کنیم

زمانی که از گفتن افکار و عقاید خود می‌ترسیم و نمی‌توانیم نظر خود را دربارهٔ مسائل مختلف بیان کنیم، یعنی به خودمان اعتماد نداریم. صحبت کردن دربارهٔ افکار، عقاید و خواسته‌هایمان شاید در قدم اول ناراحت‌کننده باشد، اما در طولانی‌مدت باعث لذت ما از زندگی خواهد شد.

۲۱. لحظات خوش را ثبت کنیم

برای داشتن احساسات خوش، می‌توانیم عکس‌های قدیمی، مجلات محبوب و نقاشی‌های دوران مختلف زندگی خود را ثبت و نگهداری کنیم. این کار خاطرات و لحظات خوب را در ذهن‌مان زنده می‌کند و باعث ایجاد شادی درونی می‌شود.

۲۲. فعال باشیم

انجام تمرینات و حرکات ورزشی روزانه باعث آزاد شدن اندورفین در بدن ما و باعث کاهش دردهای بدن به طور طبیعی می‌شود. تمرینات فیزیکی همچنین باعث کاهش بروز استرس در بدن‌مان می‌شود.

۲۳. یادگیری را ادامه دهیم

داشتن هدف و اختصاص وقت برای کشف موضوعات جدید، باعث داشتن احساس خوب می‌شود و ما را به طور مؤثر سرگرم می‌کند. به‌هرحال هیچ‌وقت نمی‌دانیم دنبال کردن علایق و کشف چیزهای جدید ما را به کدام سمت‌وسو می‌برد.

۲۴. مهربانی را تمرین کنیم

هنگامی می‌توانیم با دیگران مهربان باشیم، که در ابتدا یاد بگیریم با خودمان مهربان باشیم. حتی در سخت‌ترین شرایط، مهربان بودن و بخشندگی، باعث احساس خوشایندِ فرد می‌شود.

۲۵. فعالیت‌های داوطلبانه و انسان‌دوستانه انجام بدهیم

حضور در فعالیت‌های داوطلبانه و انسان‌دوستانه، به زندگی ما معنا می‌دهد. برخی فعالیت‌های داوطلبانه، هر چند که جالب و هیجان‌انگیز نباشند،‌ اما باز هم باعث ایجاد احساسی خوشایندی در ما خواهند شد و همین موضوع به ما کمک می‌کند تا هر چه بیشتر از زندگی خود لذت ببریم.

منبع: زندگی در لحظه

the-secret-to-controlling-your-s-1

آیا پول خوشبختی می آورد؟

آیا پول خوشبختی می آورد؟  بارها در مورد این مسئله که پول چقدر می‌تواند باعث شادی کسی شود، صحبت شده است. شما چه عقیده‌ای دارید؟ آیا پول می‌تواند واقعا باعث خوشبختی شود؟ در این مقاله به این مسئله و روش‌هایی که پول می‌تواند فرد را خوشبخت کند، پرداخته شده است.

آیا پول خوشبختی می آورد؟ مطالعات علمی متعددی در آمریکا نشان داده که افزایش درآمد تا حدود ۷۵هزار دلار در سال می‌تواند سطح شادی افراد را افزایش دهد، اما بیش از این مقدار دیگر موجب شادی و خوشبختی نمی‌شود

(این میزان درآمد کمی از بالاتر از درآمد متوسط سالانه مردم آمریکا دسته‌بندی می‌شود). برخی از افراد تصور می‌کنند اگر بیش از ۱۰۰۰ برابر این درآمد، پول داشته باشند، در زندگی خوشبخت هستند. اما بنابر بررسی‌ها، مشخص شده که با افزایش پول، اضطراب افراد هم بیشتر می‌شود.

نتایج بررسی‌های علمی

محققان در بررسی‌های علمی خود، نگاهی به درآمد و ارتباط آن با احساس خوشبختی در عامه مردم انداخته‌اند. آنها فقط تجربه خاصی از افراد را در نظر نگرفته‌اند و به طور کلی مردم را در این خصوص مورد بررسی قرار دادند.

آنها به این نتیجه رسیدند که افراد وقتی بتوانند برای برخی از کارهای خاص مورد نظرشان، پول خرج کنند، احساس شادی و خوشبختی می‌کنند. بنابراین پول اگر به شکلی صحیح خرج شود، می‌تواند خوشبختی بیاورد.

داشتن امنیت مالی

پول فقط می‌تواند تا اندازه خاصی خوشبختی بیاورد، زیرا در ابتدا موجب احساس امنیت مالی می‌شود، اما بعد این احساس خوب فراموش می‌شود.

داشتن پول به اندازه کافی به این معناست که وقتی برای خرید به فروشگاه می‌روید یا در رستوران هستید یا می‌خواهید اجاره‌خانه‌تان را بپردازید، نگران نمی‌شوید. در واقع، وقتی به اندازه کافی پول و در نتیجه امنیت مالی دارید.

اگر این موضوع را که می‌توانید بدون هیچ دغدغه و نگرانی، هر چیزی را که می‌خواهید بخرید، به یاد داشته و قدردان آن باشید، احساس خوشبختی بیشتری خواهید کرد. بدون شک، داشتن پول کافی برای برطرف کردن نیازهای ضروری، شادترتان می‌کند.

خرید تجربه‌های جدید

پول می‌تواند فرصت‌هایی برایتان فراهم کند که تجربه‌های خاطره‌انگیز داشته باشید. البته برای داشتن بعضی از تجربه‌های خاص نیازی به داشتن پول زیاد نیست، اما برای گشتنِ دور دنیا با آسودگی خیال، پول کافی و زیادی لازم دارید.

بنابراین صرف هزینه در خصوص این نوع تجربه‌ها، نه‌تنها موجب شادی بسیاری برایتان می‌شود، بلکه وقتی به گذشته نگاه کنید، خاطرات خوشایند زیادی هم برایتان به وجود می‌آورد.

موضوع مهمی که باید به آن توجه کنید، این است که شما باید دقیقا برای کارهایی که واقعا از آنها لذت می‌برید، هزینه کنید؛ نه کارهایی که جامعه برای آنها ارزش قائل است.

مثلا اگر علاقه‌ای به حضور در کنسرت‌ها ندارید، بنابراین صرف هزینه در این برنامه‌ها، روش مناسب خرج کردن پول‌تان نیست.

در واقع شما باید پول‌تان را صرف کسب تجربه‌هایی کنید که واقعا از آنها لذت می‌برید. بی‌نهایت مثال در این زمینه وجود دارد که از بین آنها می‌توان به گذراندن تعطیلات، انجام ورزش‌های خاص، تجربه خوردن غذاهای منحصربه‌فرد، سفرهای گردشگری و تماشای نمایش‌های سرگرم‌کننده اشاره کرد.

درضمن پول می‌توان در یادگیری چیزهای جدید به شما کمک کند. می‌توانید در کلاس‌های آموزشی موسیقی شرکت کنید یا برای داشتن اندامی بهتر، زیر نظر یک مربی زبده ورزش کنید.

آموختن مهارت‌های جدید یا پیدا کردن سرگرمی‌هایی که آنها را دوست داریم، ما را شادتر می‌کنند. بنابراین برای کشف سرگرمی‌ها و تجربه‌های دوست‌داشتنی، خوب است که هزینه کنید.

کمک به مؤسسات خیریه

توجه به دیگران احساس‌مان را بهتر می‌کند. وقتی بخشی از ثروت‌تان را با افراد نیازمند تقسیم می‌کنید، بیش از آنها احساس خوبی خواهید داشت. دیدن اثر خوبی که روی زندگی دیگران گذاشته‌اید، احساس خوب و لذت‌بخشی به شما می‌دهد.

بنابراین، ثروت می‌تواند فرصت‌های بیشتری برای کمک به امور خیریه و تأثیر مثبت بعد آن روی شما و کسی که کمک را دریافت می‌کند، در اختیارتان بگذارد.

بیشتر مؤسسات خیریه با افرادی سروکار دارند که نیازمند کمک هستند و وقتی بتوانیم به آنها در این امر کمک کنیم، به خودمان افتخار می‌کنیم و احساس خوشبختی خواهیم کرد.

آیا پول خوشبختی می آورد؟

کمک به عزیزان

روش عالی دیگری برای خرج کردن پول، صرف هزینه برای کسانی است که برایتان مهم هستند. کمک به خواهر و برادر، والدین یا یک دوست در روزهای سخت، می‌تواند احساس خوبی در شما ایجاد کند. حتی صرف هزینه برای جشن تولد کودک یا دوستی عزیز، شادترتان می‌کند.

نداشتن پول کافی، بودجه‌بندی پول و صرف هزینه در خصوص این موارد را سخت می‌کند. بنابراین اگر فرصت انجام چنین کاری را داشته باشید، مسلما شادتر خواهید بود.

صرف هزینه برای خریدن وقت

معمولا هزینه کردن در خصوص کارهایی که برایمان وقت می‌خرد، نادیده گرفته می‌شود. ما معمولا روزانه کار و وظایف متعددی داریم که از انجام دادن آنها هیچ لذتی نمی‌بریم. این کارها برای هرکس متفاوت است، اما از مهم‌ترین‌شان می‌توان به شستن لباس، آشپزی، رانندگی و انجام دادن کارهای دیگر خانه اشاره کرد. وقتی پول بیشتری داشته باشید، می‌توانید از انجام دادن این کارهای کسل‌کننده رها شوید.

می‌توانید افراد دیگری را برای انجام دادن این کارها استخدام کنید یا با خرید دستگاه‌های مجهز به فناوری‌های روز، کارها را به صورت اتوماتیک انجام دهید. بدین ترتیب می‌توانید زمان بیشتری برای انجام دادن کارهایی موردعلاقه‌تان داشته باشید.

هزینه برای داشتن چیزهای ارزشمند

عادی شدن خرید و لذت نبردن از آن، یکی از مشکلاتی است که ممکن است به‌مرور زمان برایتان پیش بیاید. خرید لوازم موردعلاقه ممکن است در ابتدا به نظرتان بسیار تازه و هیجان‌انگیز بیایند،

اما این امکان هم وجود داد که پس از مدتی تازگی خود را از دست بدهد و شما دیگر قدردان آن نباشید. به همین دلیل است که کسب تجربه‌های جدید بیش از خرید کالا می‌تواند موجب شادی و احساس خوشبختی شود.

البته این موضوع در مورد همه‌چیز صحت ندارد. برخی کالاها هستند که می‌توانید همیشه از وجود آنها لذت ببرید و داشتن آنها به طور کلی احساس خوبی به شما بدهد. مثال خوب در این زمینه، خرید آثار هنری است.

اگر شما از آن دسته افراد باشید که دیدن آثار هنری شادتان می‌کند، پس خرید تابلوها و نقاشی‌های زیبا برای خانه، شادترتان می‌کند. شما با دیدن و تحسین این آثار می‌توانید احساس خوبی داشته باشید و این احساس، کهنه نمی‌شود.

بنابراین سعی کنید بفهمید که به چه چیزی علاقه‌مند هستید و برای آن برنامه ریزی کنید تا از درآمد و ثروت‌تان لذت ببرید و احساس خوشبختی کنید.

آیا پول خوشبختی می آورد؟