_D8_AA_D9_86_D9_81_D8_B1-300x179_d3d53c28edd7d1bd379fadc6a0f0b9bc

چرا ازکا رکردن متنفریم وچطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

چرا ازکا رکردن متنفریم وچطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

آیا تا‌کنون از خودمان پرسیده‌ایم که چرا از کار کردن متنفریم؟ آیا این تنفر به‌خاطر افرادی است که با آن‌ها سروکار داریم؛ یا ناشی از کاری است که انجام می‌دهیم یا کلا مسئله چیز دیگری است؟ یافتن علت دقیق تنفر از کار به ما کمک می‌کند تا عامل اصلی این بیزاری را شناسایی کرده و در صورت امکان، آن را برطرف کنیم تا بتوانیم از کاری که انجام می‌دهیم، لذت ببریم یا دست‌کم آن را قابل‌تحمل‌تر کنیم. در ادامه، ۳ پرسشی را مطرح می‌کنیم که با پاسخ‌دادن به آن‌ها می‌توانیم دریابیم چرا از شغل‌مان متنفر هستیم و برای تغییر این شرایط و ذهنیت، باید چه کارهایی انجام بدهیم.


حتما بخوانید: چطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که رضایت از زندگی و رضایت شغلی مردم روبه‌کاهش است. بر اساس پیمایش (نظرسنجی) اجتماعی عمومیِ ایالات متحده (General Social Survey، GSS):

در مقیاسی از ۱ تا ۳ که در آن ۱ به‌معنیِ «نه‌چندان راضی» و ۳ نیز به‌معنیِ «بسیار راضی» است، مردم آمریکا به‌طور میانگین به خود امتیاز ۲٫۱۸ می‌دهند که فقط کمی بالاتر از امتیاز ۲ به‌معنیِ «نسبتا راضی» است.

گرچه ممکن است این نتیجه برای برخی چندان بد به نظر نرسد، نشان‌دهندهٔ اُفت چشمگیرِ میزان خوشنودی در مقایسه با اوایل دههٔ ۱۹۹۰ است. وقتی آمار و ارقام موجود را بیشتر بررسی می‌کنیم، درمی‌یابیم که وقت‌گذرانی در اینترنت، گوش‌دادن به موسیقی و استفاده از رسانه های اجتماعی، همگی کارهایی هستند که با نارضایتی افراد ارتباط دارند.

جالب است که این‌ها همگی سرگرمی‌هایی هستند که در رایانه و گوشی همراه وجود دارند. نکتهٔ جالب دیگر این است که این موارد، همگی فعالیت‌هایی هستند که بیشترِ مردم در حین کار انجام می‌دهند.

۱. آیا فقط بر چیزهای منفی تمرکز می‌کنیم؟

 پادکست‌هایی که گوش می‌دهیم موجب تنفر از کار کردن می‌شود. وقتی به کارآفرینان موفق گوش می‌دهیم که دربارهٔ مسیری که پیموده‌اند و موفقیت هایی که به دست آورده‌اند صحبت می‌کنند، به این فکر می‌افتیم که تعهد ما برای رسیدن به موفقیت چقدر بوده است. آیا مشتاق بوده‌ایم که به زندگی رؤیایی خود برسیم یا فقط درمورد آن حرف زده‌ایم؟

همین حالت درمورد کسانی که برای وقت‌گذراندن در رسانه‌های اجتماعی می‌چرخند یا به موسیقی گوش می‌دهند نیز صدق می‌کند. وقتی موفقیت‌ها و احساسات دیگران را می‌بینیم، آن موفقیت‌ها و احساسات را بلافاصله با زندگی خودمان مقایسه می‌کنیم. وقتی فردی را می‌بینیم که به تعطیلات رفته، خودروی جدیدی خریده یا تشکیل خانواده داده است، احساس نارضایتی می‌کنیم.

چیزی که شاید فهمیده باشید این است که معمولا انجام این کارها موجب می‌شود که در کارمان بر چیزهایی که دوست نداریم تمرکز کنیم. برای نمونه، شاید از این مسئله ناراضی باشیم که شغل ما موجب می‌شود که نتوانیم کسب و کار خودمان را راه‌اندازی کنیم. مسئلهٔ ناخوشایندِ موجود درمورد کارمان می‌تواند موضوع‌هایی مانند این یا چیز کاملا متفاوتی باشد. به هر حال، اگر می‌خواهیم دوباره به کارمان علاقه‌مند شویم، باید بر چیزهایی تمرکز کنیم که به آن‌ها علاقه داریم و برایمان خوشایند هستند.

بر ویژگی‌های مثبت شغل فعلی‌تان تمرکز کنید

تمرکز بر ویژگی‌های مثبت موجب می‌شود به یاد بیاوریم که چرا اصلا به‌سراغ این کار رفته‌ایم و این شغل را انتخاب کرده‌ایم. اگر دلیل انتخاب شغل فعلی‌مان این بوده که حقوق آن ۱۰٪ بالاتر از حقوق شغل قبلی‌مان بوده، بالاتر بودن حقوق چیزی است که وقتی با شرایط سخت روبه‌رو می‌شویم، باید به خودمان یادآوری کنیم. اگر دلیل انتخاب شغل، نزدیکی محل کار به منزل‌مان یا تعادلی که میان کار و زندگی شخصی‌مان ایجاد می‌کند، باید روی همین جنبهٔ شغل‌مان تمرکز کنیم.

وقتی همیشه ویژگی‌های ناخوشایند شغل‌مان را به خودمان یادآوری می‌کنیم، بیشتر از کار کردن بیزار می‌شویم. وقتی روی موارد منفی تمرکز می‌کنیم، پرسش‌هایی مانند موارد زیر را از خودمان می‌پرسیم:

  • چرا در این شغل مانده‌ام؟
  • چرا در شغلم پیشرفت نمی‌کنم؟
  • چرا بدترین افراد، ترقی می‌کنند و ترفیع می‌گیرند؟
  • آیا واقعا باید این کارهای مزخرف را انجام بدهم؟

معمولا پاسخ این پرسش‌ها این است که چون حس می‌کنیم به‌شکلی گرفتار شده‌ایم و گیر کرده‌ایم، مجبور هستیم که به کار کردن در این شغل ادامه دهیم. ولی هرچقدر هم که دچار تنفر از کار باشیم، از کارنکردن و بیکاربودن بیشتر بیزار هستیم.

ترس از شکست چیزی است که هریک از ما با آن روبه‌رو هستیم؛ ولی پرهیز از شکست، تقریبا همیشه به افسوس و پشیمانی منجر می‌شود.

۲. آیا برای کارفرمایی بی‌تفاوت کار می‌کنیم؟

کسی که برایش کار می‌کنیم و فرهنگی که کارفرمای ما در محیط کار شکل می‌دهد، عامل مهمی در رضایت یا نفرت ما از کار کردن است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ۹۲٪ کارکنان، بیشتر تمایل دارند که برای کارفرمایی دل‌سوز و همدل کار کنند. یک لحظه به این مسئله بیندیشیم که ۹۲٪ مردم از شغل خود راضی نیستند و لذت نمی‌برند. ۹۲٪ مردم از پیشرفت شغلی یا حقوق خود راضی نیستند؛ ولی در هر صورت تمایل دارند که در شغل فعلی خود باقی بمانند.

همدلی به‌معنیِ توانایی هر فرد در درک احساسات طرف مقابل و شریک‌شدن در آن احساسات است. دلیل اینکه همدلی در علاقه یا نفرت ما از کار کردن اهمیت بالایی دارد، این است که هرکسی می‌خواهد پذیرفته و درک شود.

با رئیس خود دربارهٔ رؤیاها و آرزوهایتان گفت‌وگو کنید

وقتی با رئیس یا سرپرست خود دربارهٔ رؤیاها و آرزوهایمان صحبت می‌کنیم، دوست داریم او فردی باشد که می‌خواهد به ما کمک کند تا به آن رؤیاها برسیم. حتی اگر رئیس ما نتواند در دستیابی به آرزوهایمان به ما کمک کند، همین‌ که بدانیم به آرزوهای ما اهمیت می‌دهد، ارزش بسیار زیادی دارد. یکی از بررسی‌های اخیرِ مؤسسهٔ نظرسنجی گالوپ (Gallup) نشان می‌دهد که ۳۷٪ کارکنان، اگر بتوانند در شغل جدیدی به‌صورت پاره‌وقت و از راه دور مشغول‌به‌کار شوند، شغل فعلی خود را رها می‌کنند.

دلایل زیادی وجود دارد که کار کردن در خانه را برای بسیاری از افراد شاغل جذاب می‌کند. کار کردن در خانه موجب می‌شود که بهتر بتوانیم در امور خانوادگی شرکت داشته باشیم و به مسائل خانوادگی‌مان بپردازیم. اگر در شهری شلوغ و پُرترافیک زندگی می‌کنیم، کار کردن در خانه موجب می‌شود که دیگر مجبور نباشیم هر صبح و عصر در ساعات شلوغی و ترافیک به محل کارمان رفت‌و‌آمد کنیم. اگر هر روز در راه‌بندان‌های طولانی در ساعات اوج ترافیک گرفتار نشویم، آیا نفرت و بی‌علاقگی‌مان نسبت به کار کمتر نخواهد بود؟

همدلی به کارکنان حس ارزشمندبودن می‌دهد. وقتی نگرانی‌ها یا مشکلات خود را بیان می‌کنیم و فردی علاقه‌مند است که در برطرف‌کردن آن‌ها به ما کمک کند، احساس خوبی پیدا می‌کنیم. باز هم تأکید می‌کنم که همیشه نتیجهٔ نهایی مهم نیست و همین که فقط بدانیم کسی هست که به ما اهمیت می‌دهد و حال ما را می‌پرسد، ارزش زیادی دارد. احساس ارزشمندبودن و اهمیت‌داشتن مسئلهٔ مهمی است که موجب می‌شود از کار خود لذت ببریم؛ حتی اگر سیاست‌های اداری در سایر جنبه‌ها تغییری نکرده باشد.

در کمک به دیگران داوطلب شوید

اگر در محیط و شرایطی کار می‌کنید که در آن همدلی وجود ندارد، پیشنهاد می‌کنم که داوطلب‌شدن در کمک به دیگران را شروع کنید. کمک به دیگران راه بسیار خوبی برای جلوگیری از تنفر از کار است؛ زیرا موجب می‌شود که روی نیازهای دیگران تمرکز کنیم. اگر برای مشارکت در طرح‌ها و ابتکارهایی که در سازمان اجرا می‌شود داوطلب شویم، می‌توانیم با همکاران‌مان ارتباط خوبی برقرار کنیم. این روابط می‌تواند بُعد دیگری را به زندگی کاری‌مان بیفزاید و کاری کند که از کار کردن لذت ببریم.

اگر در شرکت و محل‌کار ما فرصتی برای انجام کارهای داوطلبانه وجود ندارد، می‌توانیم چنین فرصتی را خودمان ایجاد کنیم. به این ترتیب، علاوه بر اینکه در پروژه‌ای که نسبت به آن شور و علاقهٔ بالایی داریم پیش‌گام می‌شویم، فرصت بسیار خوبی به دست می‌آوریم که توانایی‌های رهبری خود را به مدیران‌مان نشان دهیم. وقتی با بهره‌گیری از این فرصت‌ها روابط جدیدی ایجاد می‌کنیم، می‌توانیم موقعیت‌های تازه‌ای را نیز در درون سازمان به دست بیاوریم.

چرا ازکا کردن متنفریم وچطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

۳. آیا کاری که انجام می‌دهیم چیزی نیست که واقعا به آن علاقه داریم؟

تغییر جملهٔ «از کار کردن متنفرم» به جملهٔ «عاشق کار کردن هستم» بر این استوار است که بیشتر، کارهایی را انجام بدهیم که به آنها علاقه داریم و زیاد مجبور نباشیم کارهایی را انجام بدهیم که از انجام آن‌ها متنفر هستیم.

البته فهمیدن اینکه چه چیزی را دوست داریم، کار راحتی نیست. وقتی سال‌های کودکی و نوجوانی را سپری کردیم و فردی بزرگ‌سال شدیم، دریافتیم که باید همهٔ تصمیم‌هایمان بر این اساس باشد که فردی بالغ و مسئول هستیم. گرچه این مسئله برای بسیاری از مردم خوب است، ولی در نهایت این همان چیزی است که موجب می‌شود بسیاری از مردم از کار کردن متنفر باشند. آنها کاری را انجام می‌دهند که فکر می‌کنند دیگران نیز انجام می‌دهند و به‌لحاظی هم واقعا همین طور است. مشکل اینجاست که آن‌ها نتایجی را به دست می‌آورند که هر شخص دیگری نیز به دست می‌آورد.

فهرستی از ویژگی‌های مشترک میان شغل فعلی و شغل رؤیایی‌تان تهیه کنید

اگر می‌خواهیم این نتایج را عوض کنیم، باید کمی وقت بگذاریم و درمورد شغل رؤیایی‌مان فکر کنیم. تا جایی که می‌توانیم ویژگی‌هایی شغل رؤیایی‌مان را بنویسیم. این ویژگی‌ها می‌تواند هر چیزی باشد؛ مانند موقعیت محل‌کار، میزان حقوق، مسئولیت‌ها یا صنعتی که در آن کار می‌کنیم. سپس فهرستی از تمام ویژگی‌هایی را که میان شغل فعلی و شغل رؤیایی‌مان مشترک هستند، تهیه کنیم. گرچه شاید فکر کنیم که این کار امکان‌پذیر نیست؛ ولی با تهیهٔ این فهرست متوجه می‌شویم که شغل فعلی‌مان ویژگی‌های مشترکی با شغل رؤیایی‌مان دارد. پس از تهیهٔ فهرستی از این ویژگی‌های مشترک به این مسئله توجه کنیم که آیا در شغل فعلی‌مان می‌توانیم کارهای بیشتری را که به آن‌ها علاقه داریم انجام بدهیم.

این کارها می‌تواند شامل هر چیزی باشد؛ مانند وارد گروه‌های دیگر شدن، تغییردادن بخش و اداره‌ای که در آن کار می‌کنیم یا فقط تغییردادن تمرکزمان در نقش و مسئولیتی که داریم. برای نمونه، اگر کارهایی که در شغل فعلی‌مان انجام می‌دهیم، شامل ۶۰٪ تعامل با مشتری و ۴۰٪ کارهای اداری است؛ ولی چندان علاقه‌ای به تعامل با مشتری نداریم، ببینیم که آیا می‌توانیم برنامه‌مان را طوری تغییر دهیم که ۶۰٪ کارمان، کارهای اداری باشد و ۴۰٪ آن نیز به تعامل با مشتری اختصاص یابد.

با کمک سرپرست یا شبکهٔ ارتباطی خود، نقش خود را در سازمان ارتقا دهید

بسیار مهم است که دربارهٔ شغل رؤیایی خود با سرپرست‌مان صحبت کنیم و ببینیم آیا او می‌تواند به ما کمک کند تا رؤیایمان را به واقعیت تبدیل کنیم. اگر متوجه شدیم که برای قبول بعضی از مسئولیت‌هایی که می‌خواهیم بر عهده بگیریم شایستگی لازم را نداریم، با کمک سرپرست یا رئیس خود برنامه‌ای تهیه کنیم که با استفاده از آن بتوانیم شکاف موجود را برطرف کنیم.

اگر حس می‌کنیم سرپرست‌مان لزوما بهترین فردی نیست که می‌تواند در رشد مهارت‌ها و توانایی‌هایمان به ما کمک کند، به فرد دیگری در شبکهٔ ارتباطی خود مراجعه کنیم. این فرد می‌تواند همکار یا دوستی باشد که در شرکت یا سازمان قبلی با او کار می‌کردیم.

سخن پایانی

هدف اصلی ما این است که شغل فعلی‌مان را به شغل رؤیایی‌مان نزدیک کنیم تا دوباره بتوانیم از کار کردن لذت ببریم. قطعا یک‌شبه نمی‌توان به این هدف رسید؛ ولی با ایجاد تغییراتی کوچک در ذهنیت و عملکردمان می‌توانیم تنفر از کار را به عشق و رضایت تبدیل کنیم.

آیا شما تا به‌حال در چنین شرایطی قرار گرفته اید؟‌ راهکار شما برای برطرف کردن تنفر از کار کردن چه بوده است؟ نظرات و تجربه‌های خودتان را همین‌جا برای‌مان بنویسید.

منبع:/lifehack

5 روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

5روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

5روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه
 
تکنولوژی برای افراد پرمشغله، شمشیری دولبه است. از یک سو گوشی‌های هوشمند و رسانه های اجتماعی موجب شده‌اند که بدون اینکه حتی متوجه شویم، هر روز ساعت‌ها وقت خود را هدر بدهیم؛ از سوی دیگر هر روز نرم‌افزار جدیدی منتشر می‌شود که برای نظم‌وترتیب دادن به برنامهٔ زمانی ما طراحی شده است. استفاده از برنامه‌ای مؤثر و کارآمد فواید زیادی دارد، مانند افزایش بهره وری، راحتی و آسودگی خیال. بهره گرفتن از تکنولوژی برای کنترل و بهینه کردن برنامهٔ زمانی، قابلیت وسوسه‌انگیزی است که نمی‌توانیم از آن چشم‌پوشی کنیم. بنابراین در این مقاله چند مورد از قابلیت‌های تکنولوژی را معرفی می‌کنیم که می‌توانید برای کنترل و بهینه‌سازی برنامه زمانی‌تان به کار بگیرید. با ما همراه باشید.
 
«استفاده از تکنولوژی برای بهینه‌سازی برنامهٔ زمانی» یعنی حوزه‌هایی را که به توجه نیاز دارند، شناسایی کنیم و سپس به آن حوزه‌ها بپردازیم. گرچه صدها برنامه ارائه شده است که سازندگان آنها ادعا می‌کنند برنامه زمانی شما را کنترل می‌کنند، ولی هیچ‌کدام از این برنامه‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند تمام نیازهای شما را برآورده کند. در واقع استفاده از نرم‌افزارِ اشتباه، بیشتر مضر است تا مفید. بنابراین انتخاب نرم‌افزار مناسب اهمیت زیادی دارد، نرم‌افزاری که از قابلیت‌های مفید و ویژه‌ای برخوردار باشد، مانند:

۱. مدیریت تقویم

یکی از راه‌های استفاده از تکنولوژی این است که اجازه دهیم مسئولیت کامل برنامه زمانی ما را در دست بگیرد. برنامه‌های متمرکز بر مدیریت تقویم، برنامهٔ زمانی را در طرح‌هایی نمایش می‌دهند که به‌سادگی قابل‌فهم هستند. همچنین، از بیش از حد سنگین شدنِ برنامهٔ کاری‌تان جلوگیری می‌کنند. این ویژگی‌ها کمک بسیار زیادی به ما می‌کند. ولی تقویمی به‌هم‌ریخته و درهم‌برهم موجب می‌شود که به‌آسانی قرار ملاقات‌های خود را از دست بدهیم و برنامه زمانی ما را به هم می‌ریزد.

برنامهٔ مدیریت تقویم صرفا حساب برنامه زمانی ما را نگه نمی‌دارد؛ همین کار را برای اطرافیان ما نیز انجام می‌دهد. برنامه‌های تقویم پویایی وجود دارند که در آنها کاربر می‌تواند برنامهٔ زمانی خود را با دیگران نیز به اشتراک بگذارد. این نرم‌افزارها برنامه ریزی برای جلسات و رویدادها را به‌طور قابل‌توجهی ساده‌تر می‌کنند؛ همچنین، مانع از هدر دادن زمان برای یافتن بازهٔ زمانی و فرجه‌ای می‌شوند که در آن همه بتوانند در جلسه یا رویداد شما شرکت کنند. برای استفاده از تکنولوژی به‌منظور نظم‌وترتیب دادن به برنامهٔ زمانی‌تان، ابتدا باید نرم‌فزار مناسب را برای برنامه‌تان پیدا کنید.

5روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

۲. تجزیه‌وتحلیل زمان

فهمیدن اینکه دقیقا چقدر زمان را برای انجام فعالیت‌های مختلف در طول روز صرف می‌کنید، کار دشواری است. کارکنان به‌طور میانگین، ٪۲۸ زمان خود را صرف وقفه‌های ناخواستهٔ میان کارهای‌شان می‌کنند. ما نمی‌توانیم دقیقا بفهمیم که چگونه می‌توانیم از هدر رفتن زمان به‌دلیل این وقفه‌ها جلوگیری کنیم. یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه بیشترین بهره را از برنامهٔ زمانی خود ببریم این است که زمان خود را به کوچک‌ترین قسمت‌های ممکن تقسیم کنیم؛ سپس به این مسئله توجه کنیم که چطور هر یک دقیقه از روز خود را سپری می‌کنیم. استفاده از نرم‌افزاری که نحوهٔ سپری کردن زمان را تجزیه‌وتحلیل می‌کند، گام مهمی در جهت متعادل و بهینه کردن برنامهٔ زمانی ما است.

در بعضی از برنامه‌های تقویم، نرم‌افزارهای تجزیه‌وتحلیل زمان نیز تعبیه شده است. بعضی از پلت‌فرم‌ها نیز به‌طور کامل به تجزیه‌وتحلیل زمان اختصاص یافته‌اند. وقتی حس کردید برنامه زمانی‌تان کارایی لازم را ندارد، توجه کنید که کدام قسمت‌های برنامهٔ شما مشکل دارد و باید اصلاح شود. آیا مدت‌زمانی که در جلسات سپری می‌کنید، واقعا مفید و سودمند است؟ تماس‌ها چطور؟ درک اینکه هم‌اکنون چطور از زمان خود استفاده می‌کنید، کلید استفادهٔ بهینه‌تر از زمان در آینده است.

۳. کمک به برگزاری جلساتی پویا

جلساتْ بخش مهمی از ساعت‌های کاری شرکت‌ها را تشکیل می‌دهند. ولی ساختار بیش از حد سنتی آنها جنبه‌های منفی قابل‌توجهی دارد. مدیران تجاری بیش از دو‌سوم جلسات را کاملا ناموفق می‌دانند. وقتی افراد دربارۀ تکنولوژی جلسات صحبت می‌کنند، معمولا منظورشان تکنولوژی ویدئوکنفرانس است. تکنولوژی ویدئوکنفرانس ابزار مهمی برای حفظ ارتباط به‌شکل دیجیتالی است. درست است که ابزارهای ارتباطی برای برقراری ارتباط با مشتریان، پیمانکاران و کارکنان غیرحضوری که از راه دور کار می‌کنند، ارزشمند هستند، ولی استفاده از این ابزارها تنها روش دیجیتالی موجود برای بهبود جلسات نیست.

ابزارهای ساده‌ای مانند نظرسنجی‌های آنلاینِ ناشناس تأثیر زیادی در ایجاد حسّ شنیده شدن صدای کارکنان در طول جلسات دارند. ابزارهای جامع‌تر و کامل‌تری مانند «بورد جلسات گروهی ترلو» (Trello’s Team Meetings Board) نیز همین هدف را دنبال می‌کنند. این ابزارها موجب می‌شوند که جلسات از پایین به بالا اداره شوند، نه از بالا به پایین. در جلساتی که به‌صورت پویا اداره می‌شوند، تمام موضوعات مرتبط پوشش داده می‌شود و تا جای ممکن از هدر رفتن زمان جلوگیری می‌شود.


حتما بخوانید:

چرا از کار کردن متنفریم و چطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

۴. اتوماسیون در مقیاس کوچک

آیا می‌دانید که یکی از بزرگ‌ترین عوامل هدر رفتن زمان چیست؟ انجام کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده‌ای که جزء جدانشدنی مشاغل اداری‌اند: کارهایی مانند چک کردن ایمیل‌ها، چاپ کردن اسناد، ویرایش کردن و ذخیره کردن فایل‌ها. بسیاری از این کارها اجتناب‌ناپذیر هستند. بنابراین خودکار کردن آنها تنها راه حذف این کارها از برنامه زمانی ما است.

ابزارهای اتوماسیون اداری مانند Zapier یا IFTTT شما را از انجام کارهای کوچک بی‌نیاز می‌کنند. با ایجاد برنامه‌های ساده‌ای که کارهای تکراری و پیش‌پاافتاده را انجام می‌دهند، برای انجام کارهای مهم‌تر زمان کافی خواهیم داشت. خلوت کردن برنامهٔ زمانی فقط به این معنی نیست که فواصل زمانی بزرگی را خالی کنیم؛ شامل افزایش دادن زمان‌های کوتاه آزاد نیز می‌شود.

5روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

۵. تنظیم استراحت‌ها و وقفه‌های هوشمندانه

استراحت کردن و وقفه در کار نقش مهمی در بالا نگهداشتن بهره وری دارد. ولی با این حال یک‌سوم کارکنان در آمریکا حتی برای زمان ناهار نیز به خود استراحت نمی‌دهند. پژوهش‌ها نشان داده است که بهره‌وری کارکنان زمانی به بالاترین سطح خود می‌رسد که کارکنان در فواصل زمانی ۹۰ دقیقه‌ای کار کنند و میان این فواصل زمانی، مدتی استراحت کنند.

برنامه‌های فراوانی که روی کاهش استرس تمرکز دارند، به شما یادآوری می‌کنند چه زمانی وقت استراحت است و در طول این زمان‌ها چه کارهایی را انجام بدهید. وقتی در طول روز چند زمان استراحت داشته باشیم و در این زمان‌ها کارهای مفیدی مانند قدم زدن، مطالعهٔ کتاب یا حتی مدیتیشن انجام بدهیم، بهره‌وری ما به‌میزان قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. با استفاده کردن از زمان‌های استراحت برای افزایش بهره‌وری می‌توانید کارهای بیشتری را انجام بدهید و به تمام کارهایی که برنامه‌ریزی کرده‌اید، برسید.

تکنولوژی بسیار ارزشمند است و نباید آن را کنار بگذاریم. باید از تکنولوژی به‌شکلی استفاده کنیم که مفید باشد. برنامه‌های افزایش بهره‌وری می‌توانند تأثیر بسیار زیادی بر روز کاری ما ایجاد کنند، بدون اینکه نیاز باشد کار خاصی انجام دهیم و برای بهبود بهره‌وری خود تلاش زیادی کنیم. در سال ۲۰۱۹ دیگر مجبور نیستیم برنامهٔ آشفته و درهمی داشته باشیم، چون استفاده از تکنولوژی مناسب به ما کمک می‌کند که به برنامهٔ خود نظم‌وترتیبی بدهیم.

منبع:forbes

موفقیت و شکست

منبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندگی چیست

منبع کنترل موفقیت ها وشکست ها

همان طور که  محیط اطرافمون ما تغییر می‌کند، ما نیز می‌توانیم موفقیت و شکست خود را به چیزهای تحت کنترل‌مان یا نیروهایی که خارج از نفوذ ما هستند، ارتباط بدهیم. دیدگاه ما روی موفقیت بلندمدت ما اثرگذار است. این جهت، «منبع کنترل» ما نامیده می‌شود. مطالعاتِ انجام‌شده دربارهٔ این مفهوم به دههٔ ۱۹۶۰ بازمی‌گردد، زمانی که جولیان راتر (Julian Rotter) دربارهٔ تأثیر رفتارها و نگرش‌های افراد روی عواقب زندگی‌شان تحقیق کرد.

منبع کنترل نشان‌دهنده این است که موفقیت شما به رفتارهای خودتان مربوط است یا نیروهای خارجی موفقیت شما را کنترل می‌کنند. منبع کنترل، زنجیره‌ای است که یک سر آن کنترل بیرونی و سر دیگر آن کنترل درونی است.

منبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندکی چیستمنبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندگی چیست؟

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، باور دارند که مسئول موفقیت‌های خودشان هستند. برعکس، کسانی که منبع کنترل بیرونی دارند، باور دارند که نیروهای خارجی، نظیر شانس، تعیین‌کنندهٔ عاقبت آنها هستند.

برمنبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندکی چیستای اینکه نوع منبع کنترل خودتان را بشناسید، نگرش دو گروه الف و ب را در زیر مقایسه کنید:

درک منبع کنترل خودتان

گروه الف: منبع کنترل بیرونی

  1. در بسیاری از موارد، «بدشانسی» علت ناامیدی از زندگی است.
  2. نمراتی که در مدرسه کسب می‌کنید، بیشتر با میزان علاقهٔ معلم به شما یا اخلاق و رفتار شما در روز امتحان ارتباط دارد.
  3. برای رهبر شدن، باید در جای مناسب و در زمان مناسب باشید.
  4. در این دنیا کسانی هستند که شما را دوست نخواهند داشت و این به آنچه که انجام می‌دهید، ربطی ندارد.
  5. اگر قرار است اتفاقی بیفتد، خواهد افتاد، ما نمی‌توانیم برای تغییر آن کار زیادی انجام بدهیم.
  6. آماده‌شدن برای یک مصاحبه شغلی هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا سؤالاتی که آنها می‌پرسند کاملا تصادفی است و از روی میل و هوس خودشان مطرح می‌شود.
  7. پیدا کردن شغل مناسب، به افراد بانفوذی که می‌شناسید بستگی دارد، نه چیزهایی که می‌دانید.
  8. افراد عادی نمی‌توانند برای تغییر دنیا کار زیادی انجام دهند، نخبگان و سران قدرت تمام تصمیم‌‌ها را می‌گیرند.
  9. از پیش برنامه ریزی کردن و تعیین هدف هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا اتفاقات زیادی خواهند افتاد که شما توان کنترل آنها را ندارید.
  10. زندگی بازی شانس است. چیزهایی را که به‌دست می‌آورید یا اتفاقاتی که پیش می‌آیند، اغلب زاییدهٔ سرنوشت هستند.
  11. مدیران و سرپرستان موقعیت‌هایشان را در زمان درست و با شناختن آدم‌های درست، به‌دست آورده‌اند.
  12. حوادث و پیچ‌وخم‌های سرنوشت، مسیر زندگی یک فرد را تعیین می‌کنند.
  13. نحوه‌ٔ برخورد شما با دیگران، تعیین‌کنندهٔ علاقه یا عدم‌علاقهٔ آنها به شماست.
  14. گذشته از همهٔ این‌ها، اتفاقات مثبت و منفی زندگی اساسا پنجاه-پنجاه هستند.
  15. زمانی که سیاست‌مداری برگزیده می‌شود، هیچ‌کس نمی‌تواند کار زیادی برای کنترل او انجام بدهد.
  16. نتایج ارزیابی عملکرد من، کاملا از روی غرض‌ورزی سرپرستم است.
  17. من اغلب احساس می‌کنم روی زندگی‌ام و اتفاقاتی که برایم می‌افتند، کنترل کمی دارم.
  18. اگر دوستانه برخورد می‌کنید و همچنان کسی شما را دوست ندارد، نمی‌توانید در این مورد کار زیادی انجام دهید.
  19. شما کنترل زیادی روی اتفاقات یا مسیر زندگی‌تان ندارید.
  20. چراییِ تصمیمات سیاست‌مداران را کسی نمی‌داند.

گروه ب: منبع کنترل درونی

  1. ناامیدی معمولا نتیجه‌ی اشتباهات خودمان است.
  2. معلمان با دانش‌آموزان منصفانه رفتار می‌کنند و عملکرد آنها را تا جای ممکن بی‌طرفانه ارزیابی می‌کنند.
  3. کسانی که قادر به رهبری هستند اما رهبری نمی‌کنند، نتوانسته‌اند از فرصت‌هایی که داشته‌اند، بهره ببرند.
  4. اگر شما مهارت‌های میان‌فردی خوبی داشته باشید و بدانید چگونه با دیگران کنار بیایید، در آن صورت ترغیب دیگران به دوست داشتن شما دشوار نخواهد بود.
  5. شما تصمیم می‌گیرید چه اتفاقی برای‌تان بیفتد. شما به سرنوشت اعتقاد ندارید.
  6. اگر برای یک مصاحبه آماده باشید، احتمال موفق شدن‌تان را بالا می‌برید.
  7. لازمهٔ موفق‌شدن در یک کار، سخت کوشی و فداکاری است، زیرا همین تلاش است که اهمیت دارد.
  8. حتی یک نفر هم می‌تواند روی سیاست‌ها و تصمیم گیری دولت اثر بگذارد.
  9. اگر یک هدف منطقی برای خودتان تعیین کنید، می‌توانید با سخت‌کوشی و تعهد به آن هدف برسید.
  10. در رسیدن شما به آنچه از زندگی می‌خواهید، شانس نقش زیادی را بازی نمی‌کند.
  11. برای مدیر و سرپرست بودن، باید اثبات کنید که می‌دانید چگونه کارهایتان را به نحو مؤثر و با مشارکت با دیگران انجام ‌دهید.
  12. این ایده که شانس تا حد زیادی تعیین‌کنندهٔ زندگی ماست، یک استدلال غلط است.
  13. انسان‌ها انگیزه های پنهان بسیار زیادی دارند، تعیین اینکه چه کسی واقعا شما را دوست دارد و چه کسی دوست‌تان ندارد، غیرممکن است.
  14. یک اتفاق منفی معمولا نتیجهٔ بی‌علاقگی، عدم‌آگاهی، عدم‌توانایی یا ترکیبی از همهٔ این‌هاست.
  15. اگر همهٔ ما به‌اندازهٔ کافی تلاش کنیم، می‌توانیم جلوی فساد سیاسی را بگیریم.
  16. میزان سخت‌کوشی و وقتی که من صرفِ کارم می‌کنم، تا حد زیادی تعیین‌کنندهٔ نتایج ارزیابی عملکرد من است.
  17. قبول ندارم که شانس نقش زیادی در تعیین اتفاقات زندگی من دارد.
  18. اگر تنها هستید، دلیلش این است که خودتان به‌اندازهٔ کافی تلاش نمی‌کنید تا با دیگران کنار بیایید و با آنها دوستانه برخورد کنید.
  19. اتفاقاتی که در زندگی شما می‌افتند، نتیجهٔ اعمال خودتان هستند.
  20. مردم نیز به‌اندازهٔ سیاست‌مداران، مسئول تصمیمات دولت هستند.

مزایای منبع کنترل درونی

به‌طور کلی، کسانی که منبع کنترل درونی دارند:

  • در فعالیت‌هایی مشارکت می‌کنند که موقعیت‌شان را بهتر خواهد کرد.
  • روی تلاش برای موفقیت تأکید می‌کنند.
  • برای توسعهٔ آگاهی، مهارت‌ها و توانایی‌هایشان سخت کار می‌کنند.
  • کنجکاوی به خرج می‌دهند و در جست‌وجوی یافتن علت‌ها هستند.
  • اطلاعاتی را که می‌توانند برای ایجاد نتایج مثبت در آینده از آنها استفاده کنند، یادداشت می‌کنند.
  • سبک مدیریتی آنها مشارکتی‌تر است.

مدیریت موانعِ یک منبع کنترل درونی قوی

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، معمولا بنا به دلایل بسیار منطقی، انسان‌های موفق‌تری هستند.

با وجود این، گاهی‌اوقات داشتن یک منبع کنترل بیرونی مزیت دارد، به‌ویژه در موقعیت‌هایی که افراد باید باملاحظه‌ و بی‌تکلف‌ باشند. کسانی که منبع کنترل درونی قوی دارند، بسیار به موفقیت اهمیت می‌دهند و این نگرش می‌تواند باعث شود اطرافیان آنها احساس آزردگی و تحقیر ‌کنند. با داشتن یک منبع کنترل درونی بسیار قوی، این تمایل نیز وجود دارد که بخواهید همه چیز را کنترل کنید و این نگرش می‌تواند منجر به مشکلاتی در پیروی از دستورات شود.

اگر شما یک منبع کنترل درونی قوی دارید، حتما به احساسات اطرافیان‌تان توجه کنید، در غیر این صورت، سرکش به نظر خواهید رسید و افراد تمایلی به کار کردن با شما نخواهند داشت.

حتما ریسک‌ها را به‌درستی مدیریت کنید. رویدادهای تصادفی ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتند. شاید بتوانید برخی از این رویدادها را با عزم و اراده‌ٔ کافی مدیریت کنید، اما برخی از آنها هم از کنترل شما خارج هستند.

نکته:

همزمان با افزایش سن، افراد ترجیح می‌دهند منبع کنترل درونی بیشتری داشته باشند. این گرایش به دلیل افزایش توانایی آنها در نفوذ بر اتفاقات زندگی‌شان و رسیدن به این آگاهی است که بسیاری از اتفاقاتی که برای آنها می‌افتد، نتیجه‌ی اَعمال خودشان است.

نکاتی برای توسعهٔ منبع کنترل درونی

این حقیقت اساسی را به رسمیت بشناسید که شما همیشه امکان انتخاب دارید. انتخاب نکردن نیز به نوبهٔ خود یک انتخاب است و این انتخاب شماست که اجازه بدهید دیگران و رویدادهای زندگی برای شما و به‌جای شما تصمیم بگیرند.

اهدافی را برای خودتان تعیین کنید و ببینید که چگونه با تلاش برای رسیدن به این اهداف، کنترل اتفاقات زندگی‌تان را به دست می‌گیرید. با انجام دادن این کار، خواهید دید که اعتماد به نفس شما به‌سرعت بالا می‌رود.

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، باور دارند که مسئول موفقیت‌های خودشان هستند. تا اعتمادبه‌نفس بیشتری را احساس کنید و اتفاقات زندگی‌تان را کنترل کنید. با کمک این ابزار، می‌توانید موقعیت‌هایی را درک و هدایت کنید که امکان داشت به شما آسیب برسانند.

به خودگویی های خود توجه کنید. هرگاه چنین جملاتی را به خود گفتید: «من هیچ انتخابی ندارم» یا «من هیچ کاری نمی‌توانم بکنم»، همانجا دست نگه دارید و به خودتان یادآوری کنید که تا حدی کنترل زندگی‌تان با شماست و استفاده کردن یا نکردن از آن، به خودتان بستگی دارد.

منبع: موفقیت