کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی

کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی

کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی ، کمپین تبلیغاتی یک استراتژی خاص طراحی شده برای دستیابی به نتایج مطلوب مانند افزایش آگاهی از برند ، افزایش فروش و بهبود ارتباطات در یک بازار خاص ، از طریق رسانه های مختلف می باشد. همه اینها از طریق تبلیغات حاصل می شود.

بسیاری از کارآفرینان فکر می‌کنند که انجام یک کمپین تبلیغاتی به سادگی ایجاد یک تبلیغ است، اما آنها در اشتباهند. برای اینکه تبلیغات به بهترین نتایج ختم شود، بسیار مهم است که از ابتدا به درستی ساماندهی شوند.

اگر به راه‌ا‌ندازی یک کمپین که برای کسب و کار شما طراحی شده است فکر می‌کنید، توصیه می‌کنیم با یک متخصص تبلیغات در این‌باره مشورت کنید. به طور خاص آژانس های تبلیغات آنلاین در زمینه طراحی کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی دیجیتال فعالیت می‌کنند. همکاری با شرکت تبلیغات اینترنتی بهترین شرایط و ابزارها را برای شما فراهم می‌کند و با توجه به تجارت موفقی که این شرکت‌ها دارند به شما کمک می‌کنند تا به نتایج دلخواه خود دست یابید.

شروع همکاری با شرکت تبلیغات اینترنتی برای ایجاد کمپین های تبلیغاتی شما را قادر می‌کند تا هم هزینه های تبلیغات را کاهش دهید و هم معیارهای مربوط به فعالیت‌های تبلیغاتی را بهبود دهید.

شرکتها و سازمانهایی که به صورت دائمی برنامه‌های تبلیغاتی گسترده اجرا می‌کنند معمولاً به تدریج به اثربخشی نسبی رسانه ها و تکنیک‌ها و ابزارهای مختلف پی می‌برند.

اما شرکتها و سازمانهایی که تجربه قبلی ندارند یا به سازمانهای طراح کمپین تبلیغاتی به صورت مطلق اعتماد می‌کنند عموماً در معرض یک خطر جدی هستند.

اکثر سازمانهایی که در ایران در حوزه‌ی طراحی کمپین های تبلیغاتی فعالیت می‌کنند، در حوزه‌ی تهیه و اجاره و عرضه رسانه هم فعالیت دارند.

برخی شرکتها به صورت گسترده بیلبوردهای مختلف در سطح شهرها را در اختیار دارند.

برخی دیگر از ارتباط نزدیک با صدا و سیما برخوردار هستند.

برخی دیگر، دسترسی بسیار خوب به داده‌های کاربران آنلاین (مانند ایمیل) دارند.

برخی دیگر شماره تماس بسیاری از مردم را به شیوه های مختلف تهیه کرده اند.

گروه دیگری با رسانه های مکتوب نظیر مجله ها و روزنامه ها رابطه دارند.

حاصل این ارتباط و دسترسی به منابع، این می‌شود که یک شرکت به شدت تاکید می‌کند که استفاده از بیلبوردها اثربخش ترین قسمت کمپین تبلیغاتی است و شرکت دیگری فضای فیزیکی را به طور کامل رد و فعالیت انحصاری در فضای مجازی را توصیه می‌کند.

یکی معتقد است شبکه های داخلی بیننده ندارند و شبکه های ماهواره ای گزینه خوبی هستند. دیگری اصرار دارد که حرکت به سوی شبکه های ماهواره ای به دلیل محدودیتهای قانونی در ایران، یک خودکشی استراتژیک است.

کافی است شرکت طراح کمپین تبلیغاتی، رسانه‌های مختلف را در اختیار داشته باشد تا سبدی از خدمات را ارائه کند و در این حالت کار بسیار دشوارتر می‌شود.

حالا نمی‌توان حدس زد که سبد رسانه‌های پیشنهادی، بر اساس هدفها و نیاز مشتری محاسبه و تعیین شده یا بر اساس ظرفیت های خالی آژانس تبلیغاتی.

ناآگاهی صنایع و کسب و کارها، خصوصاً کسب و کارهای کوچک و متوسط (SME = Small & Medium Enterprises) باعث شده که قسمت عمده‌ای از سود ناشی از کسب و کارها، در رقابت های رسانه‌ای غیر حرفه‌ای، هزینه شود.

کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی

نکات کلیدی ایجاد کمپین تبلیغاتی عالی

1) اهداف کمپین. با وجود اینکه معمولا هدف از تبلیغات مربوط به فروش است، اما حقیقت این است که اهداف تبلیغاتی بسیار دیگری برای تمرکز بر آنها وجود دارد. رایج‌ترین این اهداف دستیابی به مشتریان جدید، تبلیغ محصولات فعلی و معرفی محصولات جدید است. همچنین شما می‌توانید یک کمپین تبلیغاتی ایجاد کنید تا آگاهی از برند را بهبود ببخشید و یا یک برند خاص را با احساسات و هیجانات خاص مرتبط کنید. هدف شما هرچه که باشد، باید پیش از اقدام آن را مشخص کنید.

2) بازار هدف. قسمتی از موفقیت کمپین در این گام از استراتژی شما سنجیده می‌شود. اگر شما بازار یا مخاطب هدف خود را به خوبی شناسایی کرده باشید، رسیدن به اهدافتان بسیار عملی می‌شود.

مشخص کردن جزئیات مسیر پیش رو برای کسانی که شما تلاش می‌کنید به آنها دسترسی داشته باشید در استراتژی کمپین تبلیغاتی شما ضروری خواهد بود: سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات، علایق، عادات و سرگرمی‌ها می‌تواند در شناسایی مخاطبین هدف شما مفید است.

3) تقسیم مخاطبان. وقتی به طور واضح مخاطبین هدف خود را شناسایی کردید، باید آنها را تقسیم کنید، آنها را بر اساس محصولات و یا خدماتی که می‌خواهید بفروشید به گروه‌های مختلف تقسیم کنید. شما باید خود را در جایگاه مشتریان بالقوه خود فرض کنید و به سوالاتی که باعث جلب توجه آنها می‌شود پاسخ دهید. آیا چیزی که شما ارائه می‌دهید برای آنها مفید است؟ آیا آنها توان مالی برای خرید محصول یا خدمات شما با قیمت تعیین شده را دارند؟

4) ابزارهای تبلیغاتی. ابزارهای مفید بسیاری در اختیار دارید که به شما کمک می‌کند، پیام کمپین را به بخش مخاطبان هدف برسانید. در این مرحله لازم است که ابزارهای رایج مورد استفاده در تبلیغات و انواع مختلف تبلیغات را شناسایی کنیم.

  • تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی. همانطور که از نامش می‌توان حدس زد، تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی به شما اجازه می‌دهد که آگهی‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی که مخاطبان هدف شما در آن قراردارند، ایجاد کنید. این به معنای باز کردن خط ارتباطی جدیدی است که اجازه دسترسی آسان به مخاطبان خود را می‌دهد. استفاده از شبکه های اجتماعی و فرمت‌های تبلیغاتی مختلف، با استراتژی‌های شخصی می‌تواند میزان موفقیت کمپین تبلیغاتی شما را افزایش دهد. تبلیغات اینستاگرام، تبلیغات توییتر و تبلیغات فیسبوک از جمله مهمترین شبکه های اجتماعی هستند که می‌توانید در آنها تبلیغ کنید.
  • ایمیل مارکتینگ. بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ ابزار دیگری برای تبلیغات است که می‌تواند کمپین مورد علاقه شما باشد. از ایمیل مارکتینگ می‌توانید برای کسب لیدهای جدید استفاده کنید. (که می‌تواند به مشتریان بالقوه ختم شود) ایمیل مارکتینگ همچنین به افزایش وفاداری مشتریان کمک می‌کند که می‌تواند نتایج باور نکردنی را به همراه داشته باشد. آیا می‌دانید بدست آوردن یک مشتری جدید 7 برابر گرانتر از حفظ خریداران فعال قبلی است؟
  • بازاریابی محتوایی. مطمئنا این نوع کمپین در حوزه کمپین‌های تبلیغاتی، آشنا به نظر می‌رسد. با این حال مفهوم بازاریابی محتوا بسیار مبهم است. برای اجتناب از این ابهام، می‌خواهیم تعریف خوبی از بازاریابی محتوا را بیان کنیم:
    بازاریابی محتوا روشی استراتژیک برای بازاریابی است که بر ایجاد و توزیع محتوای با ارزش و محتوای مرتبط و سازگار تمرکز کرده تا مخاطبان مشخصی را جذب و حفظ و درنهایت تبدیل به مشتریان سودآور کند. بنابراین هر چیزی می‌تواند با ایجاد یک وبلاگ آغاز شود، اما چنین محتوایی نمی‌تواند به صورت انحصاری تبلیغاتی باشد، شما باید آن را ارزشمند کنید. به علاوه به خاطر داشته باشید که در انجام یک بازاریابی محتوایی چهار مرحله وجود دارد: تولید ترافیک، تولید لید، پرورش لید و تولید مشتری. برای آشنایی بیشتر با این ابزار تبلیغاتی ارزشمند، دوره آموزش بازاریابی محتوا را مطالعه کنید.
  • SEO و SEM: اگرچه SEO و SEM با هم متفاوت هستند اما اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند. SEO بهینه‌سازی محتوای وبسایت یا وبلاگ شما برای  موتورهای جستجو است تا بتوانند آن را به خوبی در جستجوهای ارگانیک (بدون پرداخت هزینه) خود قرار بدهند. SEM بیشتر مربوط به تبلیغات کلیکی در موتورهای جستجو می‌شود. تبلیغات گوگل مهمترین نوع SEM است که مخاطبان علاقه‌مندی که در گوگل به دنبال محصولات/خدمات ما هستند را هدف قرار می‌دهد. برای شروع کمپین های تبلیغات در گوگل می‌توانید با کارشناسان متخصص جی ادز تماس بگیرید.

5) ارتباطات. پیامی که از طریق کمپین تبلیغاتی ارسال می‌شود، بسیار مهم است. با وجود تفاوت شرکت‌ها و استراتژی‌های تبلیغاتی، متن و پیام آگهی همیشه باید به خوبی سازمان‌یافته، واضح، مختصر، روان و منسجم باشد. این کار به نظر ساده می‌رسد، اما اگر به این حقیقت توجه کنید که پیام باید مختصر باشد (و برای مخاطبان اذیت کننده نباشد) در این صورت بهتر است از کارشناسان تبلیغات باتجربه کمک بگیرید.

6) طراحی. همانطور که پیام مهم است، طراحی نیز مهم است. طراحی ریسپانسیو و استفاده از آخرین ترندهای طراحی وب و بازاریابی آنلاین، مانند متریال دیزاین می‌تواند سایت و کمپین تبلیغاتی شما را برای مخاطبان‌تان جذاب نماید؛ تا انتخاب اول آنها باشید.

7) معیارها و KPIها. سنجش در بسیاری از زمینه‌ها مهم است اما در دنیای تبلیغات حیاتی است. اگر نتایج را نسنجیم، نه می‌توانیم بفهمیم که چه چیزی کارآمد است و نه میدانیم چه چیزی باید بهبود یابد. بنابراین در یک کمپین تبلیغاتی معیارها باید بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند باشند، تنها با داده‌هایی که کسب می‌کنیم می‌توانیم همه چیز را بدانیم و بر اساس آن عمل کنیم.

کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی

منبع: سایبرکلیک

بیماری کووید 19

کسب و کار آنلاین در دوران قرنطینه

کسب و کار آنلاین در دوران قرنطینه

با سلام خدمت دوستان عزیز

این ویروس کووید19 که دنیا را بهم ریخت باعث شد مدل زندگی کردن های ما خیلی تغییر کنه و در حوزه کاری خودم بخوام بگم خیلی ها به این فکر افتادن که بخوان یه تخصصی رو یاد بگیرن و بتونن تو خونه انجام بدن و از طریق اون کسب درآمد کنن.

بیماری کووید 19

بیماری کووید 19

 

حالا یه سری ایده اینجا آماده کردیم که شاید بشه دربارش صحبت کرد و شروع به کار کرد:

1. ایده استارت آپ صنایع دستی
2. عرضه محصولات بهداشتی به صورت آنلاین
3. ایده استارت آپ فروشگاه آنلاین عرضه محصولات غذایی
4. ارائه خدمات پرینت، کپی و … به صورت غیر حضوری
5. ایده استارت آپ فروش کیک و شیرینی خانگی
6. اپلیکیشن رژیم آنلاین
7. تحویل دارو
8. ایده استارت آپ آموزش تولید مواد ضد عفونی کننده
9. تولید محتوای متنی
10. تولید محتوای ویدئویی
11. ایده استارت آپ تولید محتوای آموزشی
12. ساخت تیزر
13. پرورش گیاهان زینتی
14. ایده استارت آپ پرورش ماهیان زینتی
15. پرورش پرندگان زینتی
16. تولید مواد اولیه غذایی
17. ایده استارت آپ مشاوره و ایده پردازی برای بسیاری از صاحبان مشاغل
18. چاب سیلک
19. ساخت جعبه‌های کادویی
20. ایده استارت آپ طراحی وبسایت
21. طراحی لوگو
22. انجام امور گرافیکی
23. ایده استارت آپ طراحی اپلیکیشن
24. راه اندازی پیج آموزشی
25. پیج آشپزی
26. ساخت اپلیکشین غذایی
27. ایده استارت آپ مدیریت دور ریز‌های مواد غذایی
28. اجاره موتور‌های برقی
29. مشاوره و ارائه خدمات پزشکی
30. اعلام وضعیت بیماران کرونایی
31. ایده استارت آپ درست کردن ماسک

همان طور که گفته شد، پس از شیوع جهانی یا پاندمی ویروس کرونا، کسب و کارهای اینترنتی، رونق خاصی یافتند. در این قسمت به بررسی پرسودترین کسب و کارها در دوران شیوع کرونا می پردازیم.

فروشگاه های اینترنتی

بسیاری از مردم به دلیل حفظ سلامتی خود، از منزل خارج نمی شوند؛ اما همچنان به خرید مایحتاج خود نیاز دارند. از طرفی، تعطیلی فروشگاه های سنتی باعث شده است تا فروشگاه های اینترنتی، به عنوان بهترین گزینه برای تأمین نیازهای روزمره، در دوران قرنطینه خانگی و شیوع ویروس کرونا شناخته شوند.

فروشگاه های اینترنتی، در صورتی که بتوانند سفارشات را به سرعت ارسال کرده و خدمات مناسبی به مشتریان خود ارائه دهند، می توانند در این دوران، بسیار موفق و سودآور باشند.

سرویس های خرید آنلاین

موضوعی که در هنگام خرید مایحتاج روزانه و خوار و بار، اهمیت پیدا می کند، تحویل فوری سفارشات است. سرویس های خرید آنلاین، می توانند با توجه به موقعیت جغرافیایی کاربران، نزدیک ترین سوپرمارکت را یافته و این امکان را برای آنان ایجاد می کنند تا با توجه به موجودی فروشگاه انتخابی، خرید خود را انجام دهند. سپس سفارشات ظرف مدت چند ساعت برای کاربران ارسال می شود.

فروشگاه های اینترنتی محصولات خانگی

نتایج تحقیقات نشان دهنده آن است که در دوران شیوع کرونا، فروش اینترنتی محصولات خانگی در فروشگاه های اشتراکی مانند با سلام، افزایش داشته است.

قرنطینه خانگی، بهترین فرصت برای هنرمندان، تولیدکنندگان و صنعتگرانی است که مایلند محصولات و آثار خود را به صورت اینترنتی، به فروش رسانده و در روزهای تعطیلی بازار، کسب درآمد نمایند.

سرویس های آنلاین تماشای فیلم و سریال

قرنطینه خانگی و تعطیلی طولانی مدت بازار، بسیاری از مردم را به سمت تماشای فیلم و سریال کشاند. تماشای فیلم، یکی از سرگرم کننده ترین راه ها، برای فارغ شدن از ناملایمات و گذراندن روزهای قرنطینه خانگی است.

این مطلب هم شاید برایتان کاربردی باشد:   دلایل انتخاب ووکامرس برای راه‌اندازی فروشگاه اینترنتی
 

تماشای فیلم و سریال، در سرویس های آنلاین، در دوران شیوع کرونا، محبوبیت زیادی پیدا کرد و ارائه دهندگان این سرویس ها، توانستند، مشتریان جدید بسیاری جذب کنند.

کاربران، با خرید اشتراک از این سرویس های آنلاین می توانند، بدون دانلود طولانی مدت و اشغال کردن فضای حافظه، فیلم و سریال های مورد علاقه خود را به صورت اینترنتی (استریم) تماشا کنند.

سرویس های برگزارکننده رویدادها و سمینارهای آنلاین

تعطیلی مدارس و دانشگاه ها، و منع اجتماعات، چالش دیگری بود که باعث شد برگزاری اکثر کلاس های درس، جلسات، سمینارها و همایش ها لغو شود. اما خوشبختانه جایگزین اینترنتی برای آنها وجود داشت.

فروش محصولات بهداشتی

تقاضای مردم، برای خرید محصولات بهداشتی، مانند ماسک، دستکش، مواد ضدعفونی کننده و شوینده، به قدری بالاست که نه تنها فروش اینترنتی این محصولات، بلکه فروش حضوری این محصولات نیز افزایش بی سابقه ای پیدا کرد.

متأسفانه منظره تجمع مردم در داروخانه ها برای خرید اقلام بهداشتی، یکی از متداول ترین صحنه ها در روزهای اولیه شیوع ویروس کووید 19 بود. هرچند، تب داغ خرید این محصولات (و  به دنبال آن، افزایش عجیب قیمت برخی از این محصولات) تا حدی فروکش کرده است، اما تقاضای مردم برای خرید محصولات بهداشتی، به مراتب بیشتر از قبل است.

کدام مشاغل در دوران شیوع کرونا تغییری نکردند؟

در این دوران، کسب و کارهایی که به صورت دورکاری (freelancing) انجام می شدند، کمترین تغییرات را تجربه کردند.

متخصصانی که به صورت دورکاری در حوزه طراحی وب، طراحی گرافیک، تولید محتوا، برنامه نویسی، آموزش و تدریس آنلاین، مشاوره آنلاین و … فعالیت می کردند، با وجود رکود بازار، همچنان به فعالیت خود ادامه می دهند.

برای یادگیری فتوشاپ و پریمیر میتونید

به آکادمی آنلاین نورا سر بزنید.

7 اشتباه بهینه سازی اکانت اینستاگرام

7 اشتباه بهینه سازی اکانت اینستاگرام

7 اشتباه بهینه سازی اکانت اینستاگرام

قاعدتا، شما روی سایتتون خیلی سخت کار کردید  که به رتبه های بالای موتور جستجو برسید اما تعداد زیادی از کارآفرینان و بازاریاب ها تکنیک های کاربردی بهینه سازی رو نمیدونن، بینگ ، یاهو یا گوگل

سئو همچنین مناسب پلتفرم های رسانه های اجتماعی هست ، جایی که میتونه در تبلیغ یک حساب کاربری ، به دست آوردن فالوور جدید ، افزایش نرخ تعامل و افزایش فروش کمک کنه.

اینستاگرام صفحات بهینه سازی شده را بالا میاره  و همین امر دنبال کننده های فعال تری را به خود جذب می کنه ، و نمره اعتماد صفحه را بهبود می بخشه. به نوبه خود ، همه اینها منجر به رتبه بالاتری می شه.

اگرچه بهینه سازی صفحات اینستاگرام به نظر آسون میاد، بسیاری از بازاریابان و صاحبان مشاغل هنگام بهینه سازی یک پروفایل چندین اشتباه معمول مرتکب می شوند.

در زیر درباره این اشتباهات به جز صحبت می کنیم و آموزش میدیم چطور پیشگیری کنیم از آنها در آینده.

1. پیج اینستاگرام شما منجسم نیست

یکی از قانون های نانوشته مدیریت اینستاگرام اینه که محتوای منسجم بسازید. پستی که در پلتفرم بارگزاری می کنید باید از نظر مفهوم تصویری منطقی باشد، زمانبندی ، کپشن و هشتگ ها

اما ثبات چیزی نیست که بتوان در طول یک شب انجام داد. شما باید زمان بزارید و روی هر کپشن فکر کنید، ارتباط تگ ها، کل سبک لایه ها و فرکانس ارسال.

برای ساده کردن این روند و برنامه ریزی برای پست ها و استوری های اینستاگرام خود می توانید از برنامه ریزی Combin استفاده کنید.

برای رسیدن به اهداف تجاری خودتون ، هرچه بیشتر ممکنه منتشر کنید و فرکانس ارسال مداوم را حفظ کنید.هیچ موردی برای ارسال مطلوب وجود نداره و هیچ زمان مناسبی برای توزیع محتوا نیست،

اما شما میتونید در هنگام آزمایش ،رویکردهای مختلف مورد نظر خودتونو پیدا کنید.

2. از هشتگ های مرتبط استفاده نمی کنید.


یک چالش معمولی برای بهینه سازی اینستاگرام استفاده از هشتگ هاییه که برای پست و تجارت شما مناسبه. در رسانه های اجتماعی ، اونا به عنوان جستجو عمل می کنند.

به نظر می رسه انتخاب هشتگ مربوط ساده است ، اما در واقعیت ، برند ها و بازاریابان این دو اشتباه اساسی را مرتکب میشن:

7 اشتباه بهینه سازی اکانت اینستاگرام

اونا شامل هشتگ های بی ربط هستن

همانطور که از اسمش پیداست ، این هشتگ ها نه با شغل شما و نه با پست مشخصی مطابقت ندارند. اگر تا به حال تعداد کمی از برداشتهای خودتون رو که از هشتگ نشان داده شده ، متوجه شده اید ، می دونید معنی اون چیه: محتوای شما چیزی نیست که مردم انتظار دارند هنگام جستجو با یک برچسب خاص ببینند.

اگر شما از هشتگ برای بهینه سازی اینستاگرامتون استفاده می کنید، یک مقدار دربارش تحقیق کنید قبل از اینکه زیر پستتون بنویسید. 

نکته های هشتگ اینستاگرام میتونن تو قالب یه مقاله باشن اما اجازه بدید چندتا هک بهتون بگیم: چک کنید که رقبای شما چه هشتگ هایی رو انتخاب کردن. از هشتگ های معروف که بالای 100 هزار پست هستن استفاده نکنید. به عبارت دیگر، محتوای شما گم میشود.

7 اشتباه بهینه سازی اکانت اینستاگرام

برای نشان دادن نحوه کار اجازه بدید تصور کنید شما صاحب یه کافی شاپ هستید و می خواهید یک عکس را با یک فنجان لاته رو  در اون آپلود کنید، شما باید به روز باشید و از هشتگ های معروف استفاده کنید.

با این حال ، نتایج این رویکرد مطلوب باشه ، فقط تعداد کمی از افراد پروفایل رو مشاهده می کنند و حتی کمتر از فرادی که شما را فالو دارند.

چه درسی باید از این بگیریم ، تعجب کردید؟ هشتگ هایی رو پیدا کنید که مربوط به تجارت شما باشد.

اگر می خواهید از این استراتژی بیشترین بهره را ببرید ، اینجا به راه کار به شما میدیم: هشتگ های برند را کنار نگذارید. این های نقش دامنه شما را در اینستاگرام بازی می کنند. زمانی کسب و کار شما بزرگ است که مردم اونو جستجو کنن با هشتگ های خاص.

7 اشتباه برای پیشگیری، زمان بهینه سازی حساب اینستاگرام خود

کلا از هشتگ استفاده نمی کنند.

این یک افراط است. هشتگ ها جریان مطالب را در رسانه های اجتماعی سازماندهی می کنند، بنابراین آنها یک پارامتر اساسی برای بهینه سازی صفحه اینستاگرام هستند.

برای جلوگیری ازین اشتباه، آنها را درج کنید و حضور پروفایل خود را در اینستاگرام افزایش دهید.

7 اشتباه برای پیشگیری، زمان بهینه سازی حساب اینستاگرام خود

هشتگ ها کمک میکنن که پیج و محتوای شما رو در شبکه های اجتماعی جسنجو کنند. این جا چیز دیگری هست برای ماندن در ذهن: هشتگ های مانند هم را در زیر پست اینستاگرام خود استفاده نکنید چون به عنوان اسپم شناخته میشوند.

3. برچسب های مکان را تغییر نمی دهید

برندهایی که مشاغل خود را بصورت آنلاین اجرا می کنند یا حمل و نقل جهانی ارائه می دهند این اشتباه را انجام می دهند. وقتی کار شما محدود به یک منطقه خاص است، مثلا کافی شاپ که در مثال قبل گفتیم.

لوکیشن های زیادی برای تگ کردن ندارید، زیرا مخاطب بی ربط را جلب خواهید کرد. اما هنوز، برخی از مکان های خلاق باعث جذب افراد می شود.

در همه موارد دیگر، اگر مشاغل فراتر از یک مکان خاص است و شما علاقه مند به جذب مخاطب از شهرها یا کشورهای مختلف هستید ، باید بارها و بارها برچسب های مکان خود را تغییر دهید.

4. یوزرنیم شما قابل جستجو نیست

یوزرنیم اینستاگرام کلمه کلیدی بزرگیه که باید کوتاه باشه، قابل خواندن و متمایز. به مخاطبان خود کمک کنید تا نام کاربری شما را بفهمند و نمادهای بی ربط را در آن وارد نکنید. شما باید نام کاربری خود را به زبانی بنویسید که مخاطبان هدف شما به جستجوی آن بپردازند.

7 اشتباه برای پیشگیری، زمان بهینه سازی حساب اینستاگرام خود

حتما بخوانید:

5. از متن جایگزین در اینستاگرام استفاده نمی کنید.

ویژگی دیگر اینستاگرام برای SEO که میتونید استفاده کنید متن جایزگین (ALT TEXT) هستش. این عملکرد در ابتدا طراحی شده است تا افراد کم بینا بتوانند از محتوای اینستاگرام خود لذت ببرند. با این حال ، بازاریابان اکنون از آن برای بهینه سازی استفاده می کنند.

برای پیدا کردن این ابزار، در حالی که مطالب جدید خود را ارسال می کنید ، صفحه را به پایین بکشید. در پایین صفحه ، تنظیمات پیشرفته رو می بینید. فشار دهید و به انتها بروید تا به ALT Text برسید.

روی این گزینه بزنید و یه توضیحی بنویسید چیزی که در ذهن شماست.

همراه با این مرحله، یادتون نره عکس هاتونو بهینه سازی کنید. مطالبی که شما منتشر می کنید باید واضح و با کیفیت باشد تا الگوریتم اینستاگرام بتواند آنچه را که تصویر شما به تصویر می کشد مشخص کند.

از آنجا که اینستاگرام محتوا را به افرادی که پست های مشابه را جستجو می کنند ، بسیار مهم است.

7 اشتباه بهینه سازی اکانت اینستاگرام

6. شما کلمات کلیدی را در بیوگرافی خود وارد نمی کنید

این یه استراتژی اضافی و لازم برای SEO اینستاگرام شماست. قسمت BIO اینستاگرام قسمت اصلی برای نوشتن کلمات کلیدی مربوط است — هم اولیه و هم ثانویه. اما آن را با کلمات کلیدی بیش از حد شلوغ نکنید ، و آن را قابل خواندن نگه دارید.

7 اشتباه بهینه سازی اکانت اینستاگرام

BIO پروفایل شما به مشتریان و فالوور های احتمالی شما کمک می کنن تا شما را در اینستاگرام پیدا کنند. اگر پیجتونو به درستی بهینه سازی کرده باشید پیج شما در میان جستجو ها برتر مشخص می شود.

7 اشتباه بهینه سازی اکانت اینستاگرام

7. از کلمات کلیدی در کپشن استفاده نمی کنید.

جدا از BIO و نام کاربری خود ، کلمات کلیدی را در کپشن ها قرار دهید. می توانید کلمات کلیدی را بطور تصادفی در طول متن قرار دهید و همچنین آنها را در کنار نام کاربری خود به عنوان برچسب عنوان تنظیم کنید.

برای مثال، یوزرنیم شما فروشگاه لباس جین Mary Lewis است و پست جدید شما شروع شده با فروش Cyber Monday با 70 درصد تخفیف! قسمت دوم در مورد فروش ، برچسب عنوان شماست.

این دقیقاً چگونگی نگاه در نتایج موتور جستجو است – نام کاربری و سپس برچسب های عنوان.

اعتماد به نفس

افراد موفق برای حفظ اعتماد به ‌نفس خود چه می‌کنند؟

افراد موفق از علت عدم اعتمادبه‌نفس خود آگاه هستند و به‌سرعت آن را شناسایی می‌کنند. افراد موفق از خود واقعی‌شان فراری نیستند و یکی از عادت‌های رفتاری آنها اعتمادبه‌نفس است.

احساس عدم اعتمادبه‌نفس از شایع‌ترین احساساتی است که ممکن است به شما دست بدهد. همه افراد این احساس را تجربه می‌کنند و هیچ‌کس از این احساس در امان نیست. مشکل عدم اعتمادبه‌نفس گاهی چنان حاد و شدید می‌شود که فرد همواره درگیر ایجاد اعتماد به نفس در خود است و این رفتار به‌هیچ‌وجه نشانه خوبی نیست.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که پر از تبلیغات پرزرق‌و‌برق اما دروغین است و شبکه‌های اجتماعی آن پر از تصاویر لحظات شاد و بی‌دردسر دیگران است، این احساس که همه به‌جز شما اعتمادبه‌نفس دارند کاملا قابل‌ توجیه است. زمانی که به زندگی افراد موفق فکر کنید، این تبلیغات دروغین بیشتر نمایان می‌شوند. تصور بسیاری از ما این است که اعتمادبه‌نفس، خودبه‌خود، با رسیدن به سطح معینی از پول و ثروت، قدرت و اعتبار به وجود می‌آید. این باور اشتباه است. افراد موفق نیز به اندازه افراد عادی با مشکلات مربوط به اعتمابه‌نفس روبه‌رو می‌شوند. چون وقتی شما واقعا موفق هستید از دایره آسایش خود خارج می‌شوید و کارهایی انجام می‌دهید که ممکن است موجب هراس شما شوند و تمام این مسائل به‌تدریج در شما عدم اعتمادبه‌نفس به وجود می‌آورند.

تفاوت افراد موفق با دیگران این است که آنها عادت دارند با مشکل عدم اعتمادبه‌نفس روبه‌رو شوند و به همین دلیل، برای غلبه بر این مشکل، آمادگی بیشتری در مدیریت اوضاع و به‌کارگیری ابزار‌های در دسترس دارند. در این مقاله، برخی از این استراتژی‌ها و ابزارها را معرفی می‌کنیم. شما هم می‌توانید در مواقعی که اعتمادبه‌نفس ندارید، با الگوبرداری از افراد موفق، از این راهکارها کمک بگیرید.

۱. از علل عدم اعتمادبه‌نفس خود آگاه هستند و خیلی سریع می‌توانند علت اصلی را شناسایی کنند

بسیاری از افراد هنگامی که دچار کمبود اعتمادبه‌نفس می‌شوند نمی‌توانند تشخیص دهند که دقیقا چه‌چیز باعث بروز این احساس در آنها شده است. اما افراد موفق به‌خوبی علل کمبود یا عدم اعتمادبه‌نفس خود را می‌شناسند و زمانی که در چنین موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند خیلی سریع علت را تشخیص می‌دهند. به‌عنوان‌مثال، شخصی به‌خوبی می‌داند زمانی که دیگران منظورش را به‌درستی متوجه نمی‌شوند او ناراحت می‌شود. بنابراین، به‌جای اینکه اجازه دهد احساسات منفی ساعت‌ها یا حتی روزها او را رنج دهند، به‌سرعت علت را تشخیص می‌دهد و به این نتیجه می‌رسد که بی‌توجهی بقیه چیزی از ارزش واقعی او کم نخواهد کرد. پس در عرض ۱۰ دقیقه اعتمادبه‌نفس و انرژی خود را بازمی‌یابد و به حالت عادی برمی‌گردد.

راهکار

برای شناخت هرچه بهتر احساسات خود و راهکارهای رویارویی با آن از یک فرد متخصص کمک بگیرید.

افراد موفق برای حفظ اعتمادبه‌نفس خود چه می‌کنند؟

۲. در موقعیتی که آداب‌ورسوم آنها را وادار می‌کند که خودشان نباشند، مقاومت می‌کنند

زمان‌هایی که موقعیت شما را مجبور می‌کند خودتان نباشید، اعتمادبه‌نفس شما کم می‌شود و خودتان را گم می‌کنید. افراد موفق به این آسانی‌ها تابع موقعیت و رسوم رایج نمی‌شوند. به‌عنوان‌مثال، گاهی برای پذیرفته‌شدن در یک جمع، مجبور می‌شوید کارهایی را انجام دهید که از خود واقعی شما فاصله دارد. شاید بسیاری از شما این احساس ناخوشایند را تجربه کرده باشید. هرچه بیشتر خودتان را بشناسید و به آنچه هستید ایمان داشته باشید، با اعتمادبه‌نفس بیشتری از گروه‌ها یا موقعیت‌هایی که خود واقعی شما را نمی‌خواهند و آن را بی‌ارزش می‌شمارند فاصله می‌گیرید.

افراد موفق برای حفظ اعتماد به ‌نفس خود چه می‌کنند؟

راهکار

منطقه نبوغ خود را با کمک یک فرد متخصص شناسایی کنید. منطقه نبوغ همان ذات اصلی و خود واقعی شماست: رفتارهایی که از درون شما سرچشمه می‌گیرند، نه آنچه به شما آموزش داده شده است. برای شناخت هرچه بهتر خود مقاله و کتاب بخوانید یا از کسی کمک بگیرید. این روش‌ها به شما کمک می‌کنند تا خودتان باشید و از افراد، مکان‌ها یا موقعیت‌های شغلی که خود واقعی شما را نمی‌خواهند دوری کنید. شناخت صحیح از خودتان، سریع‌ترین راه برای موفق‌شدن در این مسیر است.

۳. اعتمادبه‌نفس عادت آنهاست

افراد موفق خوب می‌دانند که نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود و تنها راه رسیدن به آنچه می‌خواهند تلاش مداوم است. به‌دست‌آوردن اعتمادبه‌نفس هم از این قاعده مستثنی نیست. برای به‌دست‌آوردن اعتمادبه‌نفس باید آن را به جزئی از زندگی خود تبدیل کنید. اعتمادبه‌نفس را کسی به شما آموزش نمی‌دهد. با داشتن اعتمادبه‌نفس، به‌جای اینکه به ترس اجازه دهید سکان زندگی‌تان را در اختیار بگیرد خود شما موانع سخت زندگی را کنار خواهید زد. اعتمادبه‌نفس یعنی به خودتان، هرکه باشید، ایمان داشته باشید و باور کنید که خود شما از پس هر مشکل و مانعی برمی‌آیید.

راهکار

از همین لحظه تمرین کنید که خودتان را باور داشته باشید (خودباوری). پیام‌های منفی را که دائم به خود القا می‌کنید پیدا کنید. یک یا دو مورد از این پیام‌ها را پیدا کنید و خلاف آن را روی کاغذ بنویسید. از همین لحظه، پیام‌های مثبت روی کاغذ را هرروز با خودتان تکرار کنید. تکرار این کار باعث می‌شود که این پیام‌ها به باور شما تبدیل شوند. ابن تمرین اساس ایجاد اعتمادبه‌نفس است. نادیده‌گرفتن پیام‌های منفی و تکرار شکل مثبت این پیام‌ها را فراموش نکنید. هر فردی باارزش است و اگر شما ارزش واقعی خود را باور کنید اعتماد‌به‌نفس نیز به‌دنبال آن خواهد آمد.

منبع: businessinsider

Post-Noora

باز شدنAdobe و Envato

باز شدن سایت های Adobe و Envato

با سلام خدمت همراهان عزیز وبلاگ نورا

چند روزی است که وب سایت های ادوبی (شرکت رسمی ساخت نرم افزار های ادوبی مانند فتوشاپ و افترافکت و ایلاستریتور و انواتو ( بزرگترین فروشگاه اینترنتی فروش قالب های وردپرس ، پلاگین ها و …) به روی کاربران ایرانی باز شده و دیگه محدودیتی برای آی پی های ایران وجود نداره.

باز شدن سایت های Adobe و Envato

باز شدن سایت های Adobe و Envato


بخوانید:
۵روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

 

فعلا خبری منتشر نشده مبنی بر اینکه چرا این سایت ها محدودیت و یا بهتر بگیم تحریم و از روی ایران برداشتند ول در حال حاضر شما میتونید بدون هیچ مشکلی وارد سایت های بالا بشید.

اما هنوز یک سری از سرویس های گوگل برای ایرانی ها باز نیست و هنوز داره ایران رو تحریم میکنه.

به نظر شما باز شدن این 2 سایت معروف قدرتمند جهانی برای ایرانی ها چیه؟

ورود به سایت Adobe

ورود به سایت Envato

_D8_AA_D9_86_D9_81_D8_B1-300x179_d3d53c28edd7d1bd379fadc6a0f0b9bc

چرا ازکا رکردن متنفریم وچطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

چرا ازکا رکردن متنفریم وچطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

آیا تا‌کنون از خودمان پرسیده‌ایم که چرا از کار کردن متنفریم؟ آیا این تنفر به‌خاطر افرادی است که با آن‌ها سروکار داریم؛ یا ناشی از کاری است که انجام می‌دهیم یا کلا مسئله چیز دیگری است؟ یافتن علت دقیق تنفر از کار به ما کمک می‌کند تا عامل اصلی این بیزاری را شناسایی کرده و در صورت امکان، آن را برطرف کنیم تا بتوانیم از کاری که انجام می‌دهیم، لذت ببریم یا دست‌کم آن را قابل‌تحمل‌تر کنیم. در ادامه، ۳ پرسشی را مطرح می‌کنیم که با پاسخ‌دادن به آن‌ها می‌توانیم دریابیم چرا از شغل‌مان متنفر هستیم و برای تغییر این شرایط و ذهنیت، باید چه کارهایی انجام بدهیم.


حتما بخوانید: چطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که رضایت از زندگی و رضایت شغلی مردم روبه‌کاهش است. بر اساس پیمایش (نظرسنجی) اجتماعی عمومیِ ایالات متحده (General Social Survey، GSS):

در مقیاسی از ۱ تا ۳ که در آن ۱ به‌معنیِ «نه‌چندان راضی» و ۳ نیز به‌معنیِ «بسیار راضی» است، مردم آمریکا به‌طور میانگین به خود امتیاز ۲٫۱۸ می‌دهند که فقط کمی بالاتر از امتیاز ۲ به‌معنیِ «نسبتا راضی» است.

گرچه ممکن است این نتیجه برای برخی چندان بد به نظر نرسد، نشان‌دهندهٔ اُفت چشمگیرِ میزان خوشنودی در مقایسه با اوایل دههٔ ۱۹۹۰ است. وقتی آمار و ارقام موجود را بیشتر بررسی می‌کنیم، درمی‌یابیم که وقت‌گذرانی در اینترنت، گوش‌دادن به موسیقی و استفاده از رسانه های اجتماعی، همگی کارهایی هستند که با نارضایتی افراد ارتباط دارند.

جالب است که این‌ها همگی سرگرمی‌هایی هستند که در رایانه و گوشی همراه وجود دارند. نکتهٔ جالب دیگر این است که این موارد، همگی فعالیت‌هایی هستند که بیشترِ مردم در حین کار انجام می‌دهند.

۱. آیا فقط بر چیزهای منفی تمرکز می‌کنیم؟

 پادکست‌هایی که گوش می‌دهیم موجب تنفر از کار کردن می‌شود. وقتی به کارآفرینان موفق گوش می‌دهیم که دربارهٔ مسیری که پیموده‌اند و موفقیت هایی که به دست آورده‌اند صحبت می‌کنند، به این فکر می‌افتیم که تعهد ما برای رسیدن به موفقیت چقدر بوده است. آیا مشتاق بوده‌ایم که به زندگی رؤیایی خود برسیم یا فقط درمورد آن حرف زده‌ایم؟

همین حالت درمورد کسانی که برای وقت‌گذراندن در رسانه‌های اجتماعی می‌چرخند یا به موسیقی گوش می‌دهند نیز صدق می‌کند. وقتی موفقیت‌ها و احساسات دیگران را می‌بینیم، آن موفقیت‌ها و احساسات را بلافاصله با زندگی خودمان مقایسه می‌کنیم. وقتی فردی را می‌بینیم که به تعطیلات رفته، خودروی جدیدی خریده یا تشکیل خانواده داده است، احساس نارضایتی می‌کنیم.

چیزی که شاید فهمیده باشید این است که معمولا انجام این کارها موجب می‌شود که در کارمان بر چیزهایی که دوست نداریم تمرکز کنیم. برای نمونه، شاید از این مسئله ناراضی باشیم که شغل ما موجب می‌شود که نتوانیم کسب و کار خودمان را راه‌اندازی کنیم. مسئلهٔ ناخوشایندِ موجود درمورد کارمان می‌تواند موضوع‌هایی مانند این یا چیز کاملا متفاوتی باشد. به هر حال، اگر می‌خواهیم دوباره به کارمان علاقه‌مند شویم، باید بر چیزهایی تمرکز کنیم که به آن‌ها علاقه داریم و برایمان خوشایند هستند.

بر ویژگی‌های مثبت شغل فعلی‌تان تمرکز کنید

تمرکز بر ویژگی‌های مثبت موجب می‌شود به یاد بیاوریم که چرا اصلا به‌سراغ این کار رفته‌ایم و این شغل را انتخاب کرده‌ایم. اگر دلیل انتخاب شغل فعلی‌مان این بوده که حقوق آن ۱۰٪ بالاتر از حقوق شغل قبلی‌مان بوده، بالاتر بودن حقوق چیزی است که وقتی با شرایط سخت روبه‌رو می‌شویم، باید به خودمان یادآوری کنیم. اگر دلیل انتخاب شغل، نزدیکی محل کار به منزل‌مان یا تعادلی که میان کار و زندگی شخصی‌مان ایجاد می‌کند، باید روی همین جنبهٔ شغل‌مان تمرکز کنیم.

وقتی همیشه ویژگی‌های ناخوشایند شغل‌مان را به خودمان یادآوری می‌کنیم، بیشتر از کار کردن بیزار می‌شویم. وقتی روی موارد منفی تمرکز می‌کنیم، پرسش‌هایی مانند موارد زیر را از خودمان می‌پرسیم:

  • چرا در این شغل مانده‌ام؟
  • چرا در شغلم پیشرفت نمی‌کنم؟
  • چرا بدترین افراد، ترقی می‌کنند و ترفیع می‌گیرند؟
  • آیا واقعا باید این کارهای مزخرف را انجام بدهم؟

معمولا پاسخ این پرسش‌ها این است که چون حس می‌کنیم به‌شکلی گرفتار شده‌ایم و گیر کرده‌ایم، مجبور هستیم که به کار کردن در این شغل ادامه دهیم. ولی هرچقدر هم که دچار تنفر از کار باشیم، از کارنکردن و بیکاربودن بیشتر بیزار هستیم.

ترس از شکست چیزی است که هریک از ما با آن روبه‌رو هستیم؛ ولی پرهیز از شکست، تقریبا همیشه به افسوس و پشیمانی منجر می‌شود.

۲. آیا برای کارفرمایی بی‌تفاوت کار می‌کنیم؟

کسی که برایش کار می‌کنیم و فرهنگی که کارفرمای ما در محیط کار شکل می‌دهد، عامل مهمی در رضایت یا نفرت ما از کار کردن است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ۹۲٪ کارکنان، بیشتر تمایل دارند که برای کارفرمایی دل‌سوز و همدل کار کنند. یک لحظه به این مسئله بیندیشیم که ۹۲٪ مردم از شغل خود راضی نیستند و لذت نمی‌برند. ۹۲٪ مردم از پیشرفت شغلی یا حقوق خود راضی نیستند؛ ولی در هر صورت تمایل دارند که در شغل فعلی خود باقی بمانند.

همدلی به‌معنیِ توانایی هر فرد در درک احساسات طرف مقابل و شریک‌شدن در آن احساسات است. دلیل اینکه همدلی در علاقه یا نفرت ما از کار کردن اهمیت بالایی دارد، این است که هرکسی می‌خواهد پذیرفته و درک شود.

با رئیس خود دربارهٔ رؤیاها و آرزوهایتان گفت‌وگو کنید

وقتی با رئیس یا سرپرست خود دربارهٔ رؤیاها و آرزوهایمان صحبت می‌کنیم، دوست داریم او فردی باشد که می‌خواهد به ما کمک کند تا به آن رؤیاها برسیم. حتی اگر رئیس ما نتواند در دستیابی به آرزوهایمان به ما کمک کند، همین‌ که بدانیم به آرزوهای ما اهمیت می‌دهد، ارزش بسیار زیادی دارد. یکی از بررسی‌های اخیرِ مؤسسهٔ نظرسنجی گالوپ (Gallup) نشان می‌دهد که ۳۷٪ کارکنان، اگر بتوانند در شغل جدیدی به‌صورت پاره‌وقت و از راه دور مشغول‌به‌کار شوند، شغل فعلی خود را رها می‌کنند.

دلایل زیادی وجود دارد که کار کردن در خانه را برای بسیاری از افراد شاغل جذاب می‌کند. کار کردن در خانه موجب می‌شود که بهتر بتوانیم در امور خانوادگی شرکت داشته باشیم و به مسائل خانوادگی‌مان بپردازیم. اگر در شهری شلوغ و پُرترافیک زندگی می‌کنیم، کار کردن در خانه موجب می‌شود که دیگر مجبور نباشیم هر صبح و عصر در ساعات شلوغی و ترافیک به محل کارمان رفت‌و‌آمد کنیم. اگر هر روز در راه‌بندان‌های طولانی در ساعات اوج ترافیک گرفتار نشویم، آیا نفرت و بی‌علاقگی‌مان نسبت به کار کمتر نخواهد بود؟

همدلی به کارکنان حس ارزشمندبودن می‌دهد. وقتی نگرانی‌ها یا مشکلات خود را بیان می‌کنیم و فردی علاقه‌مند است که در برطرف‌کردن آن‌ها به ما کمک کند، احساس خوبی پیدا می‌کنیم. باز هم تأکید می‌کنم که همیشه نتیجهٔ نهایی مهم نیست و همین که فقط بدانیم کسی هست که به ما اهمیت می‌دهد و حال ما را می‌پرسد، ارزش زیادی دارد. احساس ارزشمندبودن و اهمیت‌داشتن مسئلهٔ مهمی است که موجب می‌شود از کار خود لذت ببریم؛ حتی اگر سیاست‌های اداری در سایر جنبه‌ها تغییری نکرده باشد.

در کمک به دیگران داوطلب شوید

اگر در محیط و شرایطی کار می‌کنید که در آن همدلی وجود ندارد، پیشنهاد می‌کنم که داوطلب‌شدن در کمک به دیگران را شروع کنید. کمک به دیگران راه بسیار خوبی برای جلوگیری از تنفر از کار است؛ زیرا موجب می‌شود که روی نیازهای دیگران تمرکز کنیم. اگر برای مشارکت در طرح‌ها و ابتکارهایی که در سازمان اجرا می‌شود داوطلب شویم، می‌توانیم با همکاران‌مان ارتباط خوبی برقرار کنیم. این روابط می‌تواند بُعد دیگری را به زندگی کاری‌مان بیفزاید و کاری کند که از کار کردن لذت ببریم.

اگر در شرکت و محل‌کار ما فرصتی برای انجام کارهای داوطلبانه وجود ندارد، می‌توانیم چنین فرصتی را خودمان ایجاد کنیم. به این ترتیب، علاوه بر اینکه در پروژه‌ای که نسبت به آن شور و علاقهٔ بالایی داریم پیش‌گام می‌شویم، فرصت بسیار خوبی به دست می‌آوریم که توانایی‌های رهبری خود را به مدیران‌مان نشان دهیم. وقتی با بهره‌گیری از این فرصت‌ها روابط جدیدی ایجاد می‌کنیم، می‌توانیم موقعیت‌های تازه‌ای را نیز در درون سازمان به دست بیاوریم.

چرا ازکا کردن متنفریم وچطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

۳. آیا کاری که انجام می‌دهیم چیزی نیست که واقعا به آن علاقه داریم؟

تغییر جملهٔ «از کار کردن متنفرم» به جملهٔ «عاشق کار کردن هستم» بر این استوار است که بیشتر، کارهایی را انجام بدهیم که به آنها علاقه داریم و زیاد مجبور نباشیم کارهایی را انجام بدهیم که از انجام آن‌ها متنفر هستیم.

البته فهمیدن اینکه چه چیزی را دوست داریم، کار راحتی نیست. وقتی سال‌های کودکی و نوجوانی را سپری کردیم و فردی بزرگ‌سال شدیم، دریافتیم که باید همهٔ تصمیم‌هایمان بر این اساس باشد که فردی بالغ و مسئول هستیم. گرچه این مسئله برای بسیاری از مردم خوب است، ولی در نهایت این همان چیزی است که موجب می‌شود بسیاری از مردم از کار کردن متنفر باشند. آنها کاری را انجام می‌دهند که فکر می‌کنند دیگران نیز انجام می‌دهند و به‌لحاظی هم واقعا همین طور است. مشکل اینجاست که آن‌ها نتایجی را به دست می‌آورند که هر شخص دیگری نیز به دست می‌آورد.

فهرستی از ویژگی‌های مشترک میان شغل فعلی و شغل رؤیایی‌تان تهیه کنید

اگر می‌خواهیم این نتایج را عوض کنیم، باید کمی وقت بگذاریم و درمورد شغل رؤیایی‌مان فکر کنیم. تا جایی که می‌توانیم ویژگی‌هایی شغل رؤیایی‌مان را بنویسیم. این ویژگی‌ها می‌تواند هر چیزی باشد؛ مانند موقعیت محل‌کار، میزان حقوق، مسئولیت‌ها یا صنعتی که در آن کار می‌کنیم. سپس فهرستی از تمام ویژگی‌هایی را که میان شغل فعلی و شغل رؤیایی‌مان مشترک هستند، تهیه کنیم. گرچه شاید فکر کنیم که این کار امکان‌پذیر نیست؛ ولی با تهیهٔ این فهرست متوجه می‌شویم که شغل فعلی‌مان ویژگی‌های مشترکی با شغل رؤیایی‌مان دارد. پس از تهیهٔ فهرستی از این ویژگی‌های مشترک به این مسئله توجه کنیم که آیا در شغل فعلی‌مان می‌توانیم کارهای بیشتری را که به آن‌ها علاقه داریم انجام بدهیم.

این کارها می‌تواند شامل هر چیزی باشد؛ مانند وارد گروه‌های دیگر شدن، تغییردادن بخش و اداره‌ای که در آن کار می‌کنیم یا فقط تغییردادن تمرکزمان در نقش و مسئولیتی که داریم. برای نمونه، اگر کارهایی که در شغل فعلی‌مان انجام می‌دهیم، شامل ۶۰٪ تعامل با مشتری و ۴۰٪ کارهای اداری است؛ ولی چندان علاقه‌ای به تعامل با مشتری نداریم، ببینیم که آیا می‌توانیم برنامه‌مان را طوری تغییر دهیم که ۶۰٪ کارمان، کارهای اداری باشد و ۴۰٪ آن نیز به تعامل با مشتری اختصاص یابد.

با کمک سرپرست یا شبکهٔ ارتباطی خود، نقش خود را در سازمان ارتقا دهید

بسیار مهم است که دربارهٔ شغل رؤیایی خود با سرپرست‌مان صحبت کنیم و ببینیم آیا او می‌تواند به ما کمک کند تا رؤیایمان را به واقعیت تبدیل کنیم. اگر متوجه شدیم که برای قبول بعضی از مسئولیت‌هایی که می‌خواهیم بر عهده بگیریم شایستگی لازم را نداریم، با کمک سرپرست یا رئیس خود برنامه‌ای تهیه کنیم که با استفاده از آن بتوانیم شکاف موجود را برطرف کنیم.

اگر حس می‌کنیم سرپرست‌مان لزوما بهترین فردی نیست که می‌تواند در رشد مهارت‌ها و توانایی‌هایمان به ما کمک کند، به فرد دیگری در شبکهٔ ارتباطی خود مراجعه کنیم. این فرد می‌تواند همکار یا دوستی باشد که در شرکت یا سازمان قبلی با او کار می‌کردیم.

سخن پایانی

هدف اصلی ما این است که شغل فعلی‌مان را به شغل رؤیایی‌مان نزدیک کنیم تا دوباره بتوانیم از کار کردن لذت ببریم. قطعا یک‌شبه نمی‌توان به این هدف رسید؛ ولی با ایجاد تغییراتی کوچک در ذهنیت و عملکردمان می‌توانیم تنفر از کار را به عشق و رضایت تبدیل کنیم.

آیا شما تا به‌حال در چنین شرایطی قرار گرفته اید؟‌ راهکار شما برای برطرف کردن تنفر از کار کردن چه بوده است؟ نظرات و تجربه‌های خودتان را همین‌جا برای‌مان بنویسید.

منبع:/lifehack

5 روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

5روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

5روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه
 
تکنولوژی برای افراد پرمشغله، شمشیری دولبه است. از یک سو گوشی‌های هوشمند و رسانه های اجتماعی موجب شده‌اند که بدون اینکه حتی متوجه شویم، هر روز ساعت‌ها وقت خود را هدر بدهیم؛ از سوی دیگر هر روز نرم‌افزار جدیدی منتشر می‌شود که برای نظم‌وترتیب دادن به برنامهٔ زمانی ما طراحی شده است. استفاده از برنامه‌ای مؤثر و کارآمد فواید زیادی دارد، مانند افزایش بهره وری، راحتی و آسودگی خیال. بهره گرفتن از تکنولوژی برای کنترل و بهینه کردن برنامهٔ زمانی، قابلیت وسوسه‌انگیزی است که نمی‌توانیم از آن چشم‌پوشی کنیم. بنابراین در این مقاله چند مورد از قابلیت‌های تکنولوژی را معرفی می‌کنیم که می‌توانید برای کنترل و بهینه‌سازی برنامه زمانی‌تان به کار بگیرید. با ما همراه باشید.
 
«استفاده از تکنولوژی برای بهینه‌سازی برنامهٔ زمانی» یعنی حوزه‌هایی را که به توجه نیاز دارند، شناسایی کنیم و سپس به آن حوزه‌ها بپردازیم. گرچه صدها برنامه ارائه شده است که سازندگان آنها ادعا می‌کنند برنامه زمانی شما را کنترل می‌کنند، ولی هیچ‌کدام از این برنامه‌ها به‌تنهایی نمی‌تواند تمام نیازهای شما را برآورده کند. در واقع استفاده از نرم‌افزارِ اشتباه، بیشتر مضر است تا مفید. بنابراین انتخاب نرم‌افزار مناسب اهمیت زیادی دارد، نرم‌افزاری که از قابلیت‌های مفید و ویژه‌ای برخوردار باشد، مانند:

۱. مدیریت تقویم

یکی از راه‌های استفاده از تکنولوژی این است که اجازه دهیم مسئولیت کامل برنامه زمانی ما را در دست بگیرد. برنامه‌های متمرکز بر مدیریت تقویم، برنامهٔ زمانی را در طرح‌هایی نمایش می‌دهند که به‌سادگی قابل‌فهم هستند. همچنین، از بیش از حد سنگین شدنِ برنامهٔ کاری‌تان جلوگیری می‌کنند. این ویژگی‌ها کمک بسیار زیادی به ما می‌کند. ولی تقویمی به‌هم‌ریخته و درهم‌برهم موجب می‌شود که به‌آسانی قرار ملاقات‌های خود را از دست بدهیم و برنامه زمانی ما را به هم می‌ریزد.

برنامهٔ مدیریت تقویم صرفا حساب برنامه زمانی ما را نگه نمی‌دارد؛ همین کار را برای اطرافیان ما نیز انجام می‌دهد. برنامه‌های تقویم پویایی وجود دارند که در آنها کاربر می‌تواند برنامهٔ زمانی خود را با دیگران نیز به اشتراک بگذارد. این نرم‌افزارها برنامه ریزی برای جلسات و رویدادها را به‌طور قابل‌توجهی ساده‌تر می‌کنند؛ همچنین، مانع از هدر دادن زمان برای یافتن بازهٔ زمانی و فرجه‌ای می‌شوند که در آن همه بتوانند در جلسه یا رویداد شما شرکت کنند. برای استفاده از تکنولوژی به‌منظور نظم‌وترتیب دادن به برنامهٔ زمانی‌تان، ابتدا باید نرم‌فزار مناسب را برای برنامه‌تان پیدا کنید.

5روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

۲. تجزیه‌وتحلیل زمان

فهمیدن اینکه دقیقا چقدر زمان را برای انجام فعالیت‌های مختلف در طول روز صرف می‌کنید، کار دشواری است. کارکنان به‌طور میانگین، ٪۲۸ زمان خود را صرف وقفه‌های ناخواستهٔ میان کارهای‌شان می‌کنند. ما نمی‌توانیم دقیقا بفهمیم که چگونه می‌توانیم از هدر رفتن زمان به‌دلیل این وقفه‌ها جلوگیری کنیم. یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه بیشترین بهره را از برنامهٔ زمانی خود ببریم این است که زمان خود را به کوچک‌ترین قسمت‌های ممکن تقسیم کنیم؛ سپس به این مسئله توجه کنیم که چطور هر یک دقیقه از روز خود را سپری می‌کنیم. استفاده از نرم‌افزاری که نحوهٔ سپری کردن زمان را تجزیه‌وتحلیل می‌کند، گام مهمی در جهت متعادل و بهینه کردن برنامهٔ زمانی ما است.

در بعضی از برنامه‌های تقویم، نرم‌افزارهای تجزیه‌وتحلیل زمان نیز تعبیه شده است. بعضی از پلت‌فرم‌ها نیز به‌طور کامل به تجزیه‌وتحلیل زمان اختصاص یافته‌اند. وقتی حس کردید برنامه زمانی‌تان کارایی لازم را ندارد، توجه کنید که کدام قسمت‌های برنامهٔ شما مشکل دارد و باید اصلاح شود. آیا مدت‌زمانی که در جلسات سپری می‌کنید، واقعا مفید و سودمند است؟ تماس‌ها چطور؟ درک اینکه هم‌اکنون چطور از زمان خود استفاده می‌کنید، کلید استفادهٔ بهینه‌تر از زمان در آینده است.

۳. کمک به برگزاری جلساتی پویا

جلساتْ بخش مهمی از ساعت‌های کاری شرکت‌ها را تشکیل می‌دهند. ولی ساختار بیش از حد سنتی آنها جنبه‌های منفی قابل‌توجهی دارد. مدیران تجاری بیش از دو‌سوم جلسات را کاملا ناموفق می‌دانند. وقتی افراد دربارۀ تکنولوژی جلسات صحبت می‌کنند، معمولا منظورشان تکنولوژی ویدئوکنفرانس است. تکنولوژی ویدئوکنفرانس ابزار مهمی برای حفظ ارتباط به‌شکل دیجیتالی است. درست است که ابزارهای ارتباطی برای برقراری ارتباط با مشتریان، پیمانکاران و کارکنان غیرحضوری که از راه دور کار می‌کنند، ارزشمند هستند، ولی استفاده از این ابزارها تنها روش دیجیتالی موجود برای بهبود جلسات نیست.

ابزارهای ساده‌ای مانند نظرسنجی‌های آنلاینِ ناشناس تأثیر زیادی در ایجاد حسّ شنیده شدن صدای کارکنان در طول جلسات دارند. ابزارهای جامع‌تر و کامل‌تری مانند «بورد جلسات گروهی ترلو» (Trello’s Team Meetings Board) نیز همین هدف را دنبال می‌کنند. این ابزارها موجب می‌شوند که جلسات از پایین به بالا اداره شوند، نه از بالا به پایین. در جلساتی که به‌صورت پویا اداره می‌شوند، تمام موضوعات مرتبط پوشش داده می‌شود و تا جای ممکن از هدر رفتن زمان جلوگیری می‌شود.


حتما بخوانید:

چرا از کار کردن متنفریم و چطور می‌توانیم عاشق کارمان باشیم؟

۴. اتوماسیون در مقیاس کوچک

آیا می‌دانید که یکی از بزرگ‌ترین عوامل هدر رفتن زمان چیست؟ انجام کارهای کوچک و پیش‌پاافتاده‌ای که جزء جدانشدنی مشاغل اداری‌اند: کارهایی مانند چک کردن ایمیل‌ها، چاپ کردن اسناد، ویرایش کردن و ذخیره کردن فایل‌ها. بسیاری از این کارها اجتناب‌ناپذیر هستند. بنابراین خودکار کردن آنها تنها راه حذف این کارها از برنامه زمانی ما است.

ابزارهای اتوماسیون اداری مانند Zapier یا IFTTT شما را از انجام کارهای کوچک بی‌نیاز می‌کنند. با ایجاد برنامه‌های ساده‌ای که کارهای تکراری و پیش‌پاافتاده را انجام می‌دهند، برای انجام کارهای مهم‌تر زمان کافی خواهیم داشت. خلوت کردن برنامهٔ زمانی فقط به این معنی نیست که فواصل زمانی بزرگی را خالی کنیم؛ شامل افزایش دادن زمان‌های کوتاه آزاد نیز می‌شود.

5روش برای داشتن یک برنامه زمانی بهینه به کمک تکنولوژی

۵. تنظیم استراحت‌ها و وقفه‌های هوشمندانه

استراحت کردن و وقفه در کار نقش مهمی در بالا نگهداشتن بهره وری دارد. ولی با این حال یک‌سوم کارکنان در آمریکا حتی برای زمان ناهار نیز به خود استراحت نمی‌دهند. پژوهش‌ها نشان داده است که بهره‌وری کارکنان زمانی به بالاترین سطح خود می‌رسد که کارکنان در فواصل زمانی ۹۰ دقیقه‌ای کار کنند و میان این فواصل زمانی، مدتی استراحت کنند.

برنامه‌های فراوانی که روی کاهش استرس تمرکز دارند، به شما یادآوری می‌کنند چه زمانی وقت استراحت است و در طول این زمان‌ها چه کارهایی را انجام بدهید. وقتی در طول روز چند زمان استراحت داشته باشیم و در این زمان‌ها کارهای مفیدی مانند قدم زدن، مطالعهٔ کتاب یا حتی مدیتیشن انجام بدهیم، بهره‌وری ما به‌میزان قابل‌توجهی افزایش می‌یابد. با استفاده کردن از زمان‌های استراحت برای افزایش بهره‌وری می‌توانید کارهای بیشتری را انجام بدهید و به تمام کارهایی که برنامه‌ریزی کرده‌اید، برسید.

تکنولوژی بسیار ارزشمند است و نباید آن را کنار بگذاریم. باید از تکنولوژی به‌شکلی استفاده کنیم که مفید باشد. برنامه‌های افزایش بهره‌وری می‌توانند تأثیر بسیار زیادی بر روز کاری ما ایجاد کنند، بدون اینکه نیاز باشد کار خاصی انجام دهیم و برای بهبود بهره‌وری خود تلاش زیادی کنیم. در سال ۲۰۱۹ دیگر مجبور نیستیم برنامهٔ آشفته و درهمی داشته باشیم، چون استفاده از تکنولوژی مناسب به ما کمک می‌کند که به برنامهٔ خود نظم‌وترتیبی بدهیم.

منبع:forbes

موفقیت و شکست

منبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندگی چیست

منبع کنترل موفقیت ها وشکست ها

همان طور که  محیط اطرافمون ما تغییر می‌کند، ما نیز می‌توانیم موفقیت و شکست خود را به چیزهای تحت کنترل‌مان یا نیروهایی که خارج از نفوذ ما هستند، ارتباط بدهیم. دیدگاه ما روی موفقیت بلندمدت ما اثرگذار است. این جهت، «منبع کنترل» ما نامیده می‌شود. مطالعاتِ انجام‌شده دربارهٔ این مفهوم به دههٔ ۱۹۶۰ بازمی‌گردد، زمانی که جولیان راتر (Julian Rotter) دربارهٔ تأثیر رفتارها و نگرش‌های افراد روی عواقب زندگی‌شان تحقیق کرد.

منبع کنترل نشان‌دهنده این است که موفقیت شما به رفتارهای خودتان مربوط است یا نیروهای خارجی موفقیت شما را کنترل می‌کنند. منبع کنترل، زنجیره‌ای است که یک سر آن کنترل بیرونی و سر دیگر آن کنترل درونی است.

منبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندکی چیستمنبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندگی چیست؟

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، باور دارند که مسئول موفقیت‌های خودشان هستند. برعکس، کسانی که منبع کنترل بیرونی دارند، باور دارند که نیروهای خارجی، نظیر شانس، تعیین‌کنندهٔ عاقبت آنها هستند.

برمنبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندکی چیستای اینکه نوع منبع کنترل خودتان را بشناسید، نگرش دو گروه الف و ب را در زیر مقایسه کنید:

درک منبع کنترل خودتان

گروه الف: منبع کنترل بیرونی

  1. در بسیاری از موارد، «بدشانسی» علت ناامیدی از زندگی است.
  2. نمراتی که در مدرسه کسب می‌کنید، بیشتر با میزان علاقهٔ معلم به شما یا اخلاق و رفتار شما در روز امتحان ارتباط دارد.
  3. برای رهبر شدن، باید در جای مناسب و در زمان مناسب باشید.
  4. در این دنیا کسانی هستند که شما را دوست نخواهند داشت و این به آنچه که انجام می‌دهید، ربطی ندارد.
  5. اگر قرار است اتفاقی بیفتد، خواهد افتاد، ما نمی‌توانیم برای تغییر آن کار زیادی انجام بدهیم.
  6. آماده‌شدن برای یک مصاحبه شغلی هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا سؤالاتی که آنها می‌پرسند کاملا تصادفی است و از روی میل و هوس خودشان مطرح می‌شود.
  7. پیدا کردن شغل مناسب، به افراد بانفوذی که می‌شناسید بستگی دارد، نه چیزهایی که می‌دانید.
  8. افراد عادی نمی‌توانند برای تغییر دنیا کار زیادی انجام دهند، نخبگان و سران قدرت تمام تصمیم‌‌ها را می‌گیرند.
  9. از پیش برنامه ریزی کردن و تعیین هدف هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا اتفاقات زیادی خواهند افتاد که شما توان کنترل آنها را ندارید.
  10. زندگی بازی شانس است. چیزهایی را که به‌دست می‌آورید یا اتفاقاتی که پیش می‌آیند، اغلب زاییدهٔ سرنوشت هستند.
  11. مدیران و سرپرستان موقعیت‌هایشان را در زمان درست و با شناختن آدم‌های درست، به‌دست آورده‌اند.
  12. حوادث و پیچ‌وخم‌های سرنوشت، مسیر زندگی یک فرد را تعیین می‌کنند.
  13. نحوه‌ٔ برخورد شما با دیگران، تعیین‌کنندهٔ علاقه یا عدم‌علاقهٔ آنها به شماست.
  14. گذشته از همهٔ این‌ها، اتفاقات مثبت و منفی زندگی اساسا پنجاه-پنجاه هستند.
  15. زمانی که سیاست‌مداری برگزیده می‌شود، هیچ‌کس نمی‌تواند کار زیادی برای کنترل او انجام بدهد.
  16. نتایج ارزیابی عملکرد من، کاملا از روی غرض‌ورزی سرپرستم است.
  17. من اغلب احساس می‌کنم روی زندگی‌ام و اتفاقاتی که برایم می‌افتند، کنترل کمی دارم.
  18. اگر دوستانه برخورد می‌کنید و همچنان کسی شما را دوست ندارد، نمی‌توانید در این مورد کار زیادی انجام دهید.
  19. شما کنترل زیادی روی اتفاقات یا مسیر زندگی‌تان ندارید.
  20. چراییِ تصمیمات سیاست‌مداران را کسی نمی‌داند.

گروه ب: منبع کنترل درونی

  1. ناامیدی معمولا نتیجه‌ی اشتباهات خودمان است.
  2. معلمان با دانش‌آموزان منصفانه رفتار می‌کنند و عملکرد آنها را تا جای ممکن بی‌طرفانه ارزیابی می‌کنند.
  3. کسانی که قادر به رهبری هستند اما رهبری نمی‌کنند، نتوانسته‌اند از فرصت‌هایی که داشته‌اند، بهره ببرند.
  4. اگر شما مهارت‌های میان‌فردی خوبی داشته باشید و بدانید چگونه با دیگران کنار بیایید، در آن صورت ترغیب دیگران به دوست داشتن شما دشوار نخواهد بود.
  5. شما تصمیم می‌گیرید چه اتفاقی برای‌تان بیفتد. شما به سرنوشت اعتقاد ندارید.
  6. اگر برای یک مصاحبه آماده باشید، احتمال موفق شدن‌تان را بالا می‌برید.
  7. لازمهٔ موفق‌شدن در یک کار، سخت کوشی و فداکاری است، زیرا همین تلاش است که اهمیت دارد.
  8. حتی یک نفر هم می‌تواند روی سیاست‌ها و تصمیم گیری دولت اثر بگذارد.
  9. اگر یک هدف منطقی برای خودتان تعیین کنید، می‌توانید با سخت‌کوشی و تعهد به آن هدف برسید.
  10. در رسیدن شما به آنچه از زندگی می‌خواهید، شانس نقش زیادی را بازی نمی‌کند.
  11. برای مدیر و سرپرست بودن، باید اثبات کنید که می‌دانید چگونه کارهایتان را به نحو مؤثر و با مشارکت با دیگران انجام ‌دهید.
  12. این ایده که شانس تا حد زیادی تعیین‌کنندهٔ زندگی ماست، یک استدلال غلط است.
  13. انسان‌ها انگیزه های پنهان بسیار زیادی دارند، تعیین اینکه چه کسی واقعا شما را دوست دارد و چه کسی دوست‌تان ندارد، غیرممکن است.
  14. یک اتفاق منفی معمولا نتیجهٔ بی‌علاقگی، عدم‌آگاهی، عدم‌توانایی یا ترکیبی از همهٔ این‌هاست.
  15. اگر همهٔ ما به‌اندازهٔ کافی تلاش کنیم، می‌توانیم جلوی فساد سیاسی را بگیریم.
  16. میزان سخت‌کوشی و وقتی که من صرفِ کارم می‌کنم، تا حد زیادی تعیین‌کنندهٔ نتایج ارزیابی عملکرد من است.
  17. قبول ندارم که شانس نقش زیادی در تعیین اتفاقات زندگی من دارد.
  18. اگر تنها هستید، دلیلش این است که خودتان به‌اندازهٔ کافی تلاش نمی‌کنید تا با دیگران کنار بیایید و با آنها دوستانه برخورد کنید.
  19. اتفاقاتی که در زندگی شما می‌افتند، نتیجهٔ اعمال خودتان هستند.
  20. مردم نیز به‌اندازهٔ سیاست‌مداران، مسئول تصمیمات دولت هستند.

مزایای منبع کنترل درونی

به‌طور کلی، کسانی که منبع کنترل درونی دارند:

  • در فعالیت‌هایی مشارکت می‌کنند که موقعیت‌شان را بهتر خواهد کرد.
  • روی تلاش برای موفقیت تأکید می‌کنند.
  • برای توسعهٔ آگاهی، مهارت‌ها و توانایی‌هایشان سخت کار می‌کنند.
  • کنجکاوی به خرج می‌دهند و در جست‌وجوی یافتن علت‌ها هستند.
  • اطلاعاتی را که می‌توانند برای ایجاد نتایج مثبت در آینده از آنها استفاده کنند، یادداشت می‌کنند.
  • سبک مدیریتی آنها مشارکتی‌تر است.

مدیریت موانعِ یک منبع کنترل درونی قوی

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، معمولا بنا به دلایل بسیار منطقی، انسان‌های موفق‌تری هستند.

با وجود این، گاهی‌اوقات داشتن یک منبع کنترل بیرونی مزیت دارد، به‌ویژه در موقعیت‌هایی که افراد باید باملاحظه‌ و بی‌تکلف‌ باشند. کسانی که منبع کنترل درونی قوی دارند، بسیار به موفقیت اهمیت می‌دهند و این نگرش می‌تواند باعث شود اطرافیان آنها احساس آزردگی و تحقیر ‌کنند. با داشتن یک منبع کنترل درونی بسیار قوی، این تمایل نیز وجود دارد که بخواهید همه چیز را کنترل کنید و این نگرش می‌تواند منجر به مشکلاتی در پیروی از دستورات شود.

اگر شما یک منبع کنترل درونی قوی دارید، حتما به احساسات اطرافیان‌تان توجه کنید، در غیر این صورت، سرکش به نظر خواهید رسید و افراد تمایلی به کار کردن با شما نخواهند داشت.

حتما ریسک‌ها را به‌درستی مدیریت کنید. رویدادهای تصادفی ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتند. شاید بتوانید برخی از این رویدادها را با عزم و اراده‌ٔ کافی مدیریت کنید، اما برخی از آنها هم از کنترل شما خارج هستند.

نکته:

همزمان با افزایش سن، افراد ترجیح می‌دهند منبع کنترل درونی بیشتری داشته باشند. این گرایش به دلیل افزایش توانایی آنها در نفوذ بر اتفاقات زندگی‌شان و رسیدن به این آگاهی است که بسیاری از اتفاقاتی که برای آنها می‌افتد، نتیجه‌ی اَعمال خودشان است.

نکاتی برای توسعهٔ منبع کنترل درونی

این حقیقت اساسی را به رسمیت بشناسید که شما همیشه امکان انتخاب دارید. انتخاب نکردن نیز به نوبهٔ خود یک انتخاب است و این انتخاب شماست که اجازه بدهید دیگران و رویدادهای زندگی برای شما و به‌جای شما تصمیم بگیرند.

اهدافی را برای خودتان تعیین کنید و ببینید که چگونه با تلاش برای رسیدن به این اهداف، کنترل اتفاقات زندگی‌تان را به دست می‌گیرید. با انجام دادن این کار، خواهید دید که اعتماد به نفس شما به‌سرعت بالا می‌رود.

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، باور دارند که مسئول موفقیت‌های خودشان هستند. تا اعتمادبه‌نفس بیشتری را احساس کنید و اتفاقات زندگی‌تان را کنترل کنید. با کمک این ابزار، می‌توانید موقعیت‌هایی را درک و هدایت کنید که امکان داشت به شما آسیب برسانند.

به خودگویی های خود توجه کنید. هرگاه چنین جملاتی را به خود گفتید: «من هیچ انتخابی ندارم» یا «من هیچ کاری نمی‌توانم بکنم»، همانجا دست نگه دارید و به خودتان یادآوری کنید که تا حدی کنترل زندگی‌تان با شماست و استفاده کردن یا نکردن از آن، به خودتان بستگی دارد.

منبع: موفقیت

تفاوت افرادمثبت اندیش با منفی نگرها,نگرش مثبت اندیش ها چگونه است

تفاوت افرادمثبت اندیش با منفی نگرها.نگرش مثبت اندیش ها چگونه است.

تفاوت افرادمثبت اندیش با منفی نگرها

همه‌ی ما می‌دانیم که بودن در جمع افراد مثبت اندیش، چقدر متفاوت از زمانی است که گرفتار افراد منفی گرا می‌شویم! چه کسی دلش نمی‌خواهد اطرافیانش، اعضای خانواده و دوستانش، همگی افراد مثبت اندیشی باشند و همیشه نیمه‌ی پُر لیوان را در رابطه‌ی با او ببینند؟ اما خودِ ما چه؟ آیا همان آدم‌های مثبت اندیشی هستیم که از دیگران توقع داریم؟ همراه ما باشید، در این مقاله می‌خواهیم درباره‌‌ی تفاوت طرز فکر افراد مثبت اندیش و افراد منفی‌گرا با شما صحبت کنیم.

۱. شکست جزئی از یادگیری است

افراد مثبت اندیش، شکست را فرصتی می‌بینند برای یادگیری و بهتر شدن. آنها می‌دانند که شکست فقط یک اتفاق است و هویت فردی آنها را تعریف نمی‌کند. آدم‌های منفی‌نگر، بعد از شکست کاملا از پا درمی‌آیند، چون به شکست اجازه می‌دهند هویت فردی آنها را تعریف کند. آنها نمی‌فهمند که شکست جزئی از فرایند یادگیری و رشد است.

۲. از پسِ کارهای سخت برمی‌آیم

آدم‌های مثبت‌اندیش دوست دارند به چالش کشیده شوند. آنها می‌فهمند که بدون چالش، رشدی وجود نخواهد داشت. افراد مثبت اندیش از سختی‌ها استقبال می‌کنند و به‌دنبال راه‌هایی برای غلبه بر آنها هستند. در مقابل، افراد منفی‌نگر همیشه به‌دنبال راه‌های راحت و میان‌بُر هستند. آنها موانع را بلا می‌دانند، چون موانع، احتمال شکست را افزایش می‌دهند. برای آدم‌های منفی‌نگر، روزهای سخت زندگی سازنده نیستند، بلکه شکننده هستند.

۳. همیشه بیشترین تلاشم را می‌کنم

آدم‌های مثبت اندیش به‌جای اوضاع، روی تلاش برای موفقیت تمرکز می‌کنند. آنها می‌دانند که چیزهای زیادی وجود دارند که از کنترل آنها خارج هستند، اما تلاش این‌طور نیست. مثبت اندیش‌ها در هر شرایطی بیشترین تلاش‌شان را می‌کنند، حتی اگر زیاد هم نباشد. افراد منفی‌نگر «هلو برو تو گلو» را دوست دارند! اگر قرار باشد تلاشی بکنند، باور دارند که کار چندانی از دست‌شان برنمی‌آید و زود تسلیم می‌شوند. چنین آدم‌هایی وقتی حس می‌کنند دیگران آنها را زیر نظر دارند، احتمال بیشتری دارد که تلاش خود را زیاد کنند.

۴. فلانی آدمِ الهام‌بخشی است!

مثبت‌اندیش‌ها از موفقیت دیگران الهام می‌گیرند، آنها افراد پیش‌رو در زندگی را می‌بینند و از خودشان می‌پرسند: «چه چیزی می‌توانم از او بیاموزم؟» منفی‌نگرها به موفقیت دیگران حسادت و آن را برای خودشان تهدید تلقی می‌کنند. برای آدم‌های منفی‌نگر، موفقیت دیگران، یعنی شکست خودشان.

۵. چه کارهایی را می‌توانم بهتر انجام بدهم؟

آدم‌های مثبت‌اندیش از بازخورد استقبال می‌کنند. آنها نسبت به یادگیری هر چیزی که مجموعه‌ی مهارت‌هایشان را تقویت کند با روی گشاده برخورد می‌کنند، چون همیشه می‌خواهند بهتر شوند. منفی‌نگرها وقتی بازخوردی دریافت یا فردی رفتار آنها را تصحیح می‌کند، احساس بی‌احترامی می‌کنند. آنها بازخورد را به‌جای آنکه ابزاری برای بهبود ببینند، نشانه‌ی ناشایستگی خود تفسیر می‌کنند.

۶. روی هر چیز تمرکز کنم، به آن قدرت می‌دهم

آدم‌های مثبت اندیش روی چیزهایی تمرکز می‌کنند که می‌توانند کنترل‌شان کنند. آنها می‌دانند که رضایت‌شان در گرو نحوه‌ی واکنش‌شان به اتفاقات است. مثبت‌اندیش‌ها باور دارند به آنچه روی آن متمرکز هستند قدرت می‌دهند، بنابراین خردمندانه از آن استفاده می‌کنند. منفی‌نگرها تمرکز خود را به چیزهایی معطوف می‌کنند که نمی‌توانند کنترل کنند. برای مثال، گفت‌وگوهای مربوط به گذشته را دوباره از نظر می‌گذرانند، خود را به‌خاطر اشتباهات گذشته سرزنش می‌کنند و به ترس‌شان از آینده اجازه می‌دهند تا آنها را در مسیر امروز متوقف کند.

۷. همه می‌توانند تغییر کنند

افراد مثبت اندیش می‌دانند تنها چیزی که تغییر نمی‌کند، خودِ تغییر است. آنها عقیده دارند که می‌توانند تغییر کنند و دیگران هم می‌توانند تغییر کنند. منفی‌نگرها عقیده دارند که آدم‌ها شخصیت ثابتی دارند؛ در نتیجه تلاشی برای بهبودی نمی‌کنند، چون با خود فکر می‌کنند: «فایده‌اش چیست؟» علاوه‌براین، منفی‌نگرها به دیگران هم اجازه‌ی تغییر نمی‌دهند. وقتی آدم منفی‌نگر روی چیزی برچسب می‌زند، دیگر نمی‌تواند آن را طور دیگری ببیند.

۸. هنوز چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم

مثبت‌اندیش‌ها عاشق یادگیری هستند. آنها می‌دانند که اطلاعات در مسیر تکامل است، و آنچه ۱۰ سال پیش عمل می‌کرد، چه‌بسا امروز اثری نداشته باشد. منفی‌نگرها عقیده دارند که همه‌چیز را می‌دانند، و اگر اطلاعات جدید با آنچه از قبل می‌دانستند تناقضی داشته باشد، بعید است آن را بپذیرند. آنها بیش از آنکه تشخیص بدهند چه چیزی درست است و چه چیزی غلط، به گوینده‌ی آن توجه می‌کنند.

۹. باید کار بزرگی انجام دهم!

فرد مثبت اندیش از بلندپروازی نمی‌ترسد. در مقابل، آدم منفی‌نگر نه‌تنها تفکر کوچکی دارد، بلکه سعی می‌کند دیگران را هم قانع کند که رؤیاها و آرزوهایشان دست‌نیافتنی هستند.

۱۰. با کوچک کردن دیگران، من بزرگ نمی‌شوم

مثبت‌اندیش‌ها پشت سرِ دیگران، شخصیت آنها را بالا می‌برند. منفی‌نگرها دیگران را خُرد و خراب می‌کنند تا خودشان حس بزرگی کنند.

۱۱. من بدترین دشمن یا بهترین دوست خودم هستم

آدم‌های مثبت اندیش با خودشان حرف‌های خوبی می‌زنند. آنها از داستانی که برای خودشان می‌گویند آگاه هستند و به افکار خود اجازه نمی‌دهند دل‌سردشان کنند. علاوه‌براین، انتظارات واقع‌بینانه‌ای از خود دارند. مثبت‌اندیش‌ها درباره‌ی نقاط ضعف خود و دشواریِ وضعیت‌شان به خود دروغ نمی‌گویند. در عوض، به خودشان می‌گویند برای موفقیت چه باید کرد. منفی‌نگرها بدترین دشمن خودشان هستند. آنها نمی‌توانند نیمه‌ی پُر لیوان را ببینند، حتی اگر واقعا موفق باشند. آنها استادِ تمرکز روی همه‌ی جوانب منفی هستند و اعتماد به نفس خود را کاهش می‌دهند.

تفاوت افرادمثبت اندیش با منفی نگرها

۱۲. بدنم چه می‌گوید؟

افراد مثبت اندیش با خودشان مثل قهرمان رفتار می‌کنند. با دیگران آگاهانه رفتار می‌کنند و حالات چهره‌شان مثبت اندیشی را نشان می‌دهد. در مقابل، افراد منفی‌نگر خودشان را کوچک می‌دانند. سرشان روی گردن تلوتلو می‌خورد و همیشه نگاه‌شان به پایین است. در نگاه اول فکر می‌کنید عقل‌شان کم است، یا ناراحت و دچار افسردگی هستند، یا بی‌تفاوت‌اند…؛ خلاصه شاد و راضی به‌نظر نمی‌رسند.

۱۳. بهترین نتیجه از کار گروهی حاصل می‌شود

مثبت‌اندیش‌ها اهل کار گروهی هستند، بنابراین به ایده‌هایی که لزوما مال خودشان نیست هم اهمیت می‌دهند و از آنها حمایت می‌کنند، حتی اگر با آنها موافق هم نباشند. منفی‌نگرها اگر با خودشان فکر کنند ایده‌ای موفقیت‌آمیز نیست، از آن حمایتی هم نمی‌کنند. وقتی ایده‌ای که مال خودشان نبوده با شکست روبه‌رو می‌شود، حتما از عبارتی مثل «من از اول هم گفتم…» برای سرزنش همکاران استفاده می‌کنند.

۱۴. باید نیمه‌ی پُرِ لیوان را ببینم

افراد مثبت اندیش اهل سپاسگزاری هستند. آنها در هر وضعیتی می‌توانند نیمه‌ی پُر لیوان را ببینند و همه چیز را سَرسَری رد نکنند. آدم‌های منفی‌نگر نمی‌توانند نکته‌ی مثبتی در شرایط دشوار بیابند. آنها برای بررسی جوانب مثبت یک وضعیت وقت نمی‌گذارند.

۱۵.کار خوب دیگران را تحسین می‌کنم

آدم‌های مثبت اندیش دوست دارند مثبت اندیشی را گسترش دهند. وقتی دیگران کار خوبی می‌کنند، مثبت‌اندیش‌ها به آن توجه و سریعا آنها را تحسین می‌کنند. افراد منفی‌نگر می‌گویند: «چرا برای کاری که او حتما باید آن را خوب انجام بدهد، تشویقش کنم؟» آنچه منفی‌نگرها از درکش عاجز هستند، این است که تشویق و تحسین اهمیتی ندارد، بلکه این توجه به دیگران است که اهمیت دارد. یک تشویق و تحسین ساده می‌تواند باعث تقویت و بهبود روابط شود و برای انجام بهتر و بهتر کارش به فرد انگیزه بدهد. مثبت‌اندیش‌ها تأثیر و قدرت کلمات را دست کم نمی‌گیرند.

منبع:lifehack

نع گفتن

چطور به دوستان نه بگوییم که ناراحت نشوند؟

چطور به دوستان نه بگوییم که ناراحت نشوند؟ همیشه کلمه‌ی مذاکره، تداعی‌کننده فشار و استرس زیاد برای ما بوده، شرایطی که فکر می‌کردیم اگر در آن مرتکب اشتباه شویم، برای‌مان گران تمام می‌شود، غافل از اینکه ما تقریبا در تمام بخش‌های زندگی‌مان در حال مذاکره هستیم. از تصمیم گرفتن در مورد اینکه شام چه چیزی بخوریم گرفته تا به توافق رسیدن در مورد جزئیات یک قرارداد کاری. پس حتی اگر خودمان هم تا کنون متوجه نشده‌ایم، باید بدانیم که ما در طول زندگی‌مان مذاکرات زیادی انجام داده‌ایم. اما چقدر در این کار مهارت داریم؟ آیا عناصر اصلی یک مذاکره‌ موفق و موثر را می‌شناسیم؟
چطور بدون اینکه طرف مقابل را ناراحت کنیم، به او «نه» بگوییم؟

چطور بدون اینکه طرف مقابل را ناراحت کنیم، به او «نه» بگوییم؟

در این مقاله به بررسی برخی از اصول و قواعد یک مذاکره‌ی موفق می‌پردازیم و خواهیم دید که چگونه و در مواقع ضروری، بدون هیچ کشمکش و تعارضی به طرف مقابل نه بگوییم و از حق خود دفاع کنیم.

اصول مذاکره

مذاکره در حقیقت عمل رسیدن به توافق با دیگران برای برداشتن گامی رو به جلو حول یک موضوع و مسئله است. مذاکره فرآیندی است که در آن با توجه به موقعیت، با حرکت رو به جلو و یا عقب‌نشینی، به سمتی می‌رویم که در نهایت بر سر یک راهکار مشترک با طرف مقابل به توافق می‌رسیم.

راه‌های بسیاری برای رسیدن به توافق وجود دارد. برخی افراد به مذاکره به مثابه یک بازی نگاه می‌کنند که باید در آن پیروز شوند. آنها از تکنیک‌های مذاکره‌ی سخت استفاده می‌کنند که در اغلب موارد منجر به رضایت یکی از طرفین و عدم رضایت طرف دیگر می‌گردد. مشکل اصلی این رویکرد، آسیب رابطه‌ی طرفین مذاکره است. یکی از طرفین به آنچه می‌خواهد دست می‌یابد اما طرف دیگر احتمالا احساس می‌کند که از او سوءاستفاده شده و عصبانی و رنجور خواهد شد. در این نوع مذاکره باید به خاطر داشته باشیم که اگر بله‌ای که از طرف مقابل‌مان می‌گیریم با رضایت‌خاطر و به میل او نباشد، وی علاقه‌ای به انجام کاری که به او سپرده می‌شود نخواهد داشت و آن را به درستی و با نگرشی مثبت انجام نخواهد داد.

رویکردی که در مقابل رویکرد قبلی وجود دارد، رویکرد تطبیق دادن است. در این نوع رویکرد، یکی از طرفین برای رسیدن به توافق و رسیدن طرف مقابل به خواسته‌های اصلی‌اش از برخی از اهداف و خواسته‌های خود می‌گذرد. از این تاکتیک نرم معمولاً در زمانی استفاده می‌شود که یکی از طرفین و یا هردوی آنها خواهان ادامه‌ی رابطه‌ی دوستانه با یکدیگر هستند. اما مشکلی که در این این رویکرد نیز وجود دارد این است که باز هم یکی از طرفین به همه‌ی خواسته‌های خود دست نخواهد یافت و کنترل مذاکره را از دست می‌دهد.

بهترین نوع مذاکرات، مذاکراتی هستند که با هدف به دست آوردن توافقی که هر دو طرف را راضی کند، صورت می‌گیرند. تکنیک‌هایی که برای انجام چنین مذاکراتی استفاده می‌شود، به مذاکره کنندگان کمک می‌کنند تا نشان دهند که برای برآورده کردن نیازهای هر دو طرف تلاش می‌کنند. نتیجه‌ی چنین مذاکره‌ای رسیدن به یک راهکار برد-برد برای مسئله‌ی پیش آمده است. در این نوع مذاکره، به جای اینکه یکی از طرفین مجبور باشد برای رسیدن طرف مقابل از خواسته‌های خود چشم پوشی کند، تمرکزش را روی یافتن یک راه جدید می‌گذارد که از طریق آن، هر دو طرف مذاکره شاد و راضی باشند.

چطور به دوستان نه بگوییم که ناراحت نشوند؟

راجر فیشر و ویلیام یوری (Roger Fisher and William Ury )، نویسندگان کتابی با نام “Getting to Yes” که کتاب خود را بر اساس نتایج یک پروژه تحقیقاتی درباره مذاکره در دانشگاه هاروارد تألیف کرده اند، چهار اصل را برای یک مذاکره‌ی موفق این‌گونه مطرح می‌کنند:

  1. مسئله‌ی پیش آمده را شخصی نکنید.
  2. بر روی منافع کلی تمرکز کنید، نه موقعیتی که در مذاکره در آن قرار دارید.
  3. قبل از اینکه تصمیم نهایی را بگیرید همه‌ی احتمالات موجود را در نظر گیرید.
  4. اهداف خود را به عنوان معیاری برای تصمیم‌گیری در نظر داشته باشید.

اگر اصول گفته شده را رعایت کنید، این توانایی را پیدا می‌کنید که برای حل مسئله‌ای که با آن موجه شده‌اید، راهکارهای خلاقانه بیابید.

قاطع بودن در مذاکره

وقتی که رئیس‌تان از شما می‌خواهد به بخش دیگری در سازمان‌تان انتقال پیدا کنید، و شما تمایلی به انجام این کار ندارید، مجبور نیستید با بلی و خیر به این درخواست پاسخ دهید، بلکه می‌توانید به موقعیت پیش آمده به مثابه فرصتی برای مذاکره کردن نگاه کنید. به این موضوع فکر کنید که آیا رفتن به بخش جدید باعث پیشرفت شغلی شما و رسیدن به اهداف بلند مدت‌تان می‌شود؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است، شاید با تغییر جزئی در شرح شغل‌تان و یا درخواست داشتن دستیار برای کاهش سنگینی کارتان، پذیرش این انتقال به سود شما باشد. حتی شاید زمان آن رسیده باشد که در خصوص شرح شغل‌تان با رئیس‌تان مذاکره کنید و با بهبود قوانین و مسئولیت‌های کاری‌تان، شرایط بهتری برای خود به وجود آورید.

اگر به مذاکره به چشم همکاری نگاه می‌کنید، می‌توانید در حالی که به خواسته طرف مقابل‌تان، احترام می‌گذارید، وظیفه و مسئولیتی که می‌خواهد به دوش شما بگذارد را نپذیرید.

چه موقع، «نه» بگوییم؟

قطعا همه‌ی درخواست‌هایی که از شما می‌شود انجام پذیر و قابل‌مذاکره نیستند. مواقعی هست که ما باید جواب‌مان منفی باشد. حتی گاهی لازم است حتی به رئیس‌مان هم نه بگوییم. ولی قبل از این‌کار، باید جوابی برای سوالات زیر داشته باشیم.

  • آیا زمان کافی برای انجام این کار را دارم؟ انجام این کار چقدر ضروری و مهم است؟ با توجه به میزان اهمیت و ضرورت این کار در کدام قسمت از اصول اهمیت و ضرورت آیزنهاور قرار می‌گیرد و اولویت چندم ما خواهد بود؟
  • آیا من شخص مناسب برای انجام این کار هستم؟ آیا شخص مناسب‌تری برای انجام این کار وجود دارد؟
  • آیا انجام این کار در راستای اهداف و خواسته‌های من است؟

اگر پاسخ شما حتی به یکی از سوالات بالا «خیر» باشد، برای شما بهتر است آن کار را انجام ندهید.
به خاطر داشته باشید که نه گفتن به انجام یک کار، صرفا به دلایلی نظیر این که نمی خواهید آن کار را انجام دهید، نمی‌دانید چگونه آن را انجام دهید، وقت زیادی از شما می‌گیرد و یا کار پیچیده‌ای است، عملی غیرحرفه‌ایست.


بخوانید


چطور «نه» بگوییم؟

اگر می‌خواهید به درخواست انجام کاری نه بگویید، راهی را انتخاب کنید که طرف درخواست‌کننده را نرنجانید. بدین منظور اول باید دلایل خود را برای او شرح دهید و بگویید که شما کاملا علاقه مند به همکاری با وی هستید، ولی صرفاً در مورد اینکار خاص و آن هم در زمان فعلی قادر به انجام آن نیستید. اگر طرف مقابل متوجه شود که چرا شما درخواست او را رد می‌کنید، از اینکه به او کمک نکرده‌اید کمتر ناراحت خواهد شد. مضاف بر اینکه خود شما نیز باید کاملا از دلایل نه گفتن خود آگاه باشید.

چطور به دوستان نه بگوییم که ناراحت نشوند؟

همان‌طور که گفته شد، نه گفتن به یک درخواست بدون ناراحت کردن درخواست کننده، در حقیقت مذاکره کردن به شیوه‌ای متفاوت است. برای نه گفتن به درخواست طرف مقابل‌تان، ابتدا باید به این ۳ سوال پاسخ دهید:

۱. خواسته اصلی این شخص چیست؟

  • تا چه اندازه انعطاف پذیر است؟
  • اولویت‌های او کدامند؟

۲. چطور می‌توان خواسته او را برآورده کرد؟

  • از زاویه‌ی جدید و متفاوتی به خواسته او نگاه کنید.
  • چه جایگزین‌هایی برای برآورده کردن نیاز او (از نظر زمان و منابع مورد نیاز) وجود دارد؟

۳. چطور می‌توان او را در راه برآورده کردن خواسته‌اش حمایت کرد؟

  • اهداف بزرگتر را مشخص کنید.
  • نیازها و منافع معمول را بررسی کنید.

برای اینکه بتوانید آنچه گفته شد را پیاده‌سازی نمایید، باید رابطه‌ شما با طرف مقابل، دوستانه بوده و حدی از اعتماد متقابل بین‌تان وجود داشته باشد. ممکن است وجود اعتماد هم تضمینی برای اینکه به یک راهکار خوب و مناسب برسید، نباشد، اما عدم وجود آن، قطعاً به همکاری بین طرفین لطمه خواهد زد.

معمولا افرادی که به همدیگر اعتماد ندارد حالت تدافعی می‌گیرند و از دادن اطلاعات بیشتر امتناع می‌کنند. اما افرادی که به یکدیگر اعتماد دارند، ارتباطات موثری ایجاد می‌کنند و روابط آنها بر اساس درک متقابل است. وقتی اعتماد وجود داشته باشد،‌ مکاله‌ها آسان‌تر شکل می‌گیرد و افراد با یکدیگر تبادل اطلاعات می‌کنند و همین اطلاعات می‌توانند کمک کند که فرد درخواست کننده زودتر به خواسته‌‌اش برسد. اگر در یک محیط سرشار از اعتماد و احترام متقابل کار کنید، دستیابی به توافق بدون چشم‌پوشی از نیازهایتان کار آسان‌تری خواهد بود. بدین منظور و برای اینکه بتوانید بدون ناراحت کردن دیگران به آنها نه بگویید، باید یک مکالمه محترمانه و تاثیرگذار ترتیب دهید. به مثال‌های زیر دقت کنید.

  • «ببخشید، ولی من نمی‌توانم این تحلیل‌ها را تا آخر هفته آماده کنم. می‌توانم تا اولین سه شنبه‌ی ماه آینده آنها را تحویل دهم؟»
  • «ببخشید، نمی‌توانم این تحلیل‌ها را در زمان مشخص‌ شده انجام دهم چون آقای رضائیان از من خواسته تا کار دیگری را هرچه زودتر به پایان برسانم. اما فکر کنم آقای صابرزاده در این کار مهارت دارد و شاید بتواند در زمان مورد نظر آن را انجام دهد، اگر مایلید می‌توانم شما را به او معرفی کنم.»
  • «خیلی دوست دارم این کار را برای‌تان انجام دهم اما من اطلاعات دقیقی از جزئیات این کار ندارم و نمی‌توانم به نتایج مورد نظر برسم. اگر در زمینه‌ی دیگری کمکی از دستم بربیاید خوشحال می‌شوم کمکی کنم.»

بر اساس آنچه گفته شد، نتیجه می‌گیریم اینکه ما درخواست کسی را برای انجام کاری رد کنیم یا نه، یک طرف، ولی چیزی که بیشتر از این، برای طرف مقابل‌مان اهمیت دارد، شیوه ایست که درخواست وی را رد می‌کنیم. ما باید با ترتیب دادن مکالمه‌ای درست و محترمانه دلیل رد درخواست وی و پیشنهاد جایگزین‌مان را برایش توضیح دهیم تا او از شنیدن جواب منفی، آزرده خاطر نشود