کتاب رهبری سرالکس فوگوسن

کتاب رهبری نوشته سرالگس فرگوسن

 

کتاب رهبری نوشته سرالگس فرگوسن درس هایی که از زندگی و سال های حضورم در منچستر یونایتد آموختم – نوشته سِر الکس فرگوسن مربی افسانه ای تیم منچستر یونایتد (معروف به شیاطین سرخ) و مایکل موریتز است.

الکس فرگوسن در سال ۲۰۱۳ کتاب زندگی نامه خود را منتشر کرد اما کتاب رهبری را در سال ۲۰۱۵ نوشته است. بنابراین این کتاب بیشتر از آنکه زندگی نامه فرگوسن باشد، حاوی نکات مدیریتی و درس هایی برای زندگی است.

الکس فرگوسن کتاب رهبری را به خانواده اش تقدیم کرده است و در قسمتی از متن ابتدایی کتاب چنین می گوید:

 

بسیار خوش شانس بودم که دختری شگفت انگیز را ملاقات کنم که پنجاه سال همراهم است. کتی سه پسر خیلی خوب به من هدیه داده که اخلاق کاری ما را به ارث بردند و باعث افتخار ما هستند. فرزندانم شور و شوقی را به ما هدیه دادند که تصورش باورنکردنی است. ما یازده نوه در سنین پنج تا بیست و یک سال داریم.

مطالب مرتبط:

  • کتاب ژوزه مورینیو 
  • کتاب رهبری عملگرا
  • کتاب پپ گواردیولا

 

کتاب رهبری نوشته سرالگس فرگونس.

این کتاب نتیجه گفتگوهای متعددی بین مایکل موریتز و سر الکس فرگوسن است که موضوعات زیادی را دربرمیگیرد. موضوعاتی که به گفته الکس فرگوسن، بعضی از آن ها حتی مورد توجه او نبوده اند! همان طور که از اسم کتاب پیداست، موضوعات این کتاب شامل مواردی می باشد که هر رهبری باید از آن ها آگاهی داشته باشد.

خود فرگوسن در مقدمه کتاب رهبری در جاهای مختلف در مورد کتاب چنین می گوید:

این کتاب نوعی جمع بندی درباره اطلاعاتی است که از زندگی شخصی ام و همچنین مدیریت تیم های مختلف به دست آورده ام (اولین بار در اسکاتلند به مدت دوازده سال با تیم ایست استرلینگ شایر، نت میرن و آبردین، و در ادامه به مدت بیست و شش سال با تیم منچستریونایتد).

 

این کتاب تلاشی است در جهت توضیح اینکه چگونه ساختار کلی تیم منچستر را شکل دادم و با موفقیت پیش بردم. من به هیچ وجه ادعا نمی کنم که این مسائل را به راحتی می توان در جای دیگر به کار برد، بلکه امیدوارم خوانندگان کتاب ایده ها و راهکارهایی را بیابند که بتوانند آن ها را در زندگی خود پیاده کنند.

 

این کتاب در مورد درس ها و مشاهداتی است که من در طول دوره مربیگری ام در رشته فوتبال به دست آوردم.

کتاب رهبری، مصور است و بعد از هر فصل یک عکس آمده است. در انتهای کتاب هم جدول های مختلفی آمده است که آمار مربیگری الکس فرگوسن را به شکل کامل نشان می دهد. همچنین چند نامه در انتهای کتاب آمده که یکی از جالب ترین آن ها نامه یک هوادار به بازنشستگی فرگوسن است.


 

به شکل کلی، کتاب رهبری از دو قسمت تشکل شده است.

۱۳ فصل از آن را سِر الکس فرگوسن بیان می کند و ۴۰ صفحه آخر را مایکل موریتز بیان می کند.

موریتز در سخن پایانی، از زاویه ای دیگر به فرگوسن نگاه می کند و کارها و شیوه رهبری او را با مدیران شرکت های دره سیلیکون مقایسه می کند.

کتاب رهبری نوشته سرالگس فرگونس.

کتاب رهبری نوشته سرالگس فرگونس.

 
  1. به خود واقعی تان تبدیل شوید
  2. پی بردن به اشتیاق
  3. کنار هم چیدن قطعات
  4. کار با دیگران
  5. تدوین استانداردها
  6. سنجش افراد
  7. تمرکز
  8. انتقال پیام
  9. رهبری! بله، مدیریت! نه
  10. خط پایان
  11. توسعه کسب و کار
  12. ارتباط با دیگران
  13. انتقال

کتاب رهبری نوشته سرالگس فرگوسن

نگاهی به کتاب رهبری

قبل از اینکه کتاب رهبری را بخوانم، کتاب ژوزه مورینیو را خوانده بودم و از آن لذت بردم. اما وقتی شروع به خواندن کتاب رهبری کردم، در همان ابتدای کتاب از فوق العاده بودن این کتاب شگفت زده شدم.

یک نکته خیلی زیبا در مورد کتاب رهبری که در جاهای مختلف به چشم می خورد، صادق بودن فرگوسن است. در جاهای مختلف فرگوسن به اشتباهات خودش اشاره می کنه و خیلی جالب به نقد خودش می پردازه، به نحوی که مخاطب فکر می کنه فرگوسن این کتاب را برای اصلاح خودش نوشته است.

 

فرگوسن، علاوه بر اینکه یک مربی فوق العاده در دنیای فوتبال بود، یک آدم محشر در زندگی هم هست که می تواند درس های ارزشمندی به شما بدهد. من به شخصه از خواندن این کتاب بی نهایت لذت بردم و قطعا بارها و بارها قسمت های مختلف آن را که علامت زده ام مرور خواهم کرد. به جرات می توانم به شما هم بگویم، هر سلیقه ای که داشته باشید، در کتاب رهبری قسمت های زیبا و زیادی وجود دارد که از خواندن آن نهایت لذت را خواهید برد. شاید قسمت های مدیریتی این کتاب بسیار پررنگ باشد، اما در لابه لای مطلب، نکات ریز و بسیار ارزشمندی وجود دارد که هرکسی می تواند از آن ها در زندگی خود استفاده کند.

چند قسمت بی نظیر از متن کتاب از دیدگاه من:

حتما بی دلیل نبوده که خدا به ما دو گوش، دو چشم و یک دهان داده است تا بتوانیم دو برابر حرف زدن، ببینیم و بشنویم.

علاقه من به کتاب، فرایِ حوزه فوتبال است.

از آنجا که والدینم هر دو به سختی کار می کردند، به این نتیجه رسیده بودم که تنها راه برای بهبود زندگی ام سخت کار کردن است. این مسئله در مغز استخوانم نفوذ کرده بود.

همیشه می دانستم به جای خرد کردن بازیکنان با نتقاد، با تحسین آن ها نتایج بهتری به دست می آوردم.

کتاب رهبری نوشته سرالگس فرگوسن

کارلوس کی روش در کتاب رهبری

الکس فرگوسن در قسمت های مختلف کتاب رهبری به کارلوس کی روش اشاره می کند و از او به عنوان فرد شایسته یاد می کند. در قسمتی از کتاب، فرگوسن در مورد او می گوید:

تحسین برانگیزترین مصاحبه ای که انجام دادم با کارلوس کی روش بود. در جستجوی مربی خارجی بودم که بتواند به چندین زبان صحبت کند و به ما در ارتباط با بازیکنان خارجی کمک کند. اندی راکسبرگ مربی اسبق اسکاتلند کارلوس را به من پیشنهاد داد که در آن زمان مربی آفریقای جنوبی بود. کوینتون فورچون که اهل آفریقای جنوبی بود و در یونایتد بازی می کرد نیز کی روش را تحسین می کرد. هنگامی که کارلوس برای مصاحبه آمد همه چیز را درست انجام داد. هرگز قبل از آن او را ندیده بودم. طوری لباس پوشیده بود که انگار برای روز ازدواج خود لباس پوشیده و می توانستم از طریقه نشستن او بفهمم که به شدت مشتاق این شغل است. مشتاقانه به من نگاه می کرد (همیشه نگاه می کنم که ببینم افراد می توانند ارتباط چشمی خود را حفظ کنند یا نه، زیرا نشانه اعتماد به نفس شان است). کارلوس ایده های خوبی نیز داشت و سوالات خوبی می پرسید. او باتجربه و مشتاق بود و من در استخدام او تردید به خرج ندادم.

قسمت هایی از متن کتاب رهبری

بهترین معلمان در حقیقت قهرمانان گمنام جامعه هستند.

اگر مدیر یک شرکت بودم، همیشه به تفکرات جوانان با استعداد گوش می دادم چون بیشتر از همه با واقعیات زندگی امروزی و چشم اندازهای فردا ارتباط دارند.

بهترین فوتبالیست ها معمولا با خودشان مبارزه می کنند تا بهتر از قبل شوند.

دیوید بکام هم بسیار فوق العاده بود. زمانی که به تیم منچستر آمد در یک اتاق اجاره ای زندگی می کرد. دیوید هم در نوبت صبح و بعدازطهر و هم زمان غروب به تمرین مشغول بود. زمانی که در ابتدای فصل می خواستیم از بازیکنان تست آمادگی هوازی بگیریم، دیوید همیشه بالاتر از دیگران قرار داشت. رونالدو هم همین طور بود. او دوست داشت تا به بهترین بازیکن جهان تبدیل شود و برای این کار مصمم بود.

من همیشه به بازیکنانم می گفتم: «لحظه ای که ما سخت تر از دیگر تیم ها تمرین نکنیم، دیگر منچستر نخواهیم بود.»

هر عضوی از تیم باید بداند که بخشی از یک پازل ظریق و پیچیده است. اگر تکه ای جابه جا شود، تصویر دیگر به درستی دیده نمی شود.

در بین اولین جامم در یونایتد و پایان دوره حرفه ایم که بیست و سه سال طول کشید، هرگز پیش نیامد که در دو فصل پیاپی هیچ جامی کسب نکنیم.

هرگز از پیروزی سیر نمی شدم.

افرادی که برای کسب غیرممکن ها از هرگونه تلاشی فروگذار نیستند، سزاوار ستایش هستند.

همه ما روزی شکست را تجربه کرده ایم. شکست بعضی را فلج می کند، و برعکس، بعضی را برمی انگیزاند. این اراده درونی ام برای اجتناب از شکست بود که همیشه انگیزه فوق العاده ای برای موفقیت را برایم فراهم می کرد.

فوتبال یکی از آن موضوعاتی است که همه خود را در آن متخصص می دانند، ولو اینکه به اندازه سر سوزنی هم دانش آن را نداشته باشند. این هم مانند سایر حوزه های سرگرمی و خلاقیت است چرا که منتقد بودن خیلی راحت تر از متخصص بودن است.

منبع: Amazon

مشخصات کتاب

  • کتاب رهبری
  • نویسنده: الکس فرگوسن – مایکل موریتز
  • ترجمه: حسین گازر
  • انتشارات: کتاب کوله پشتی
  • تعداد صفحات: ۴۳۲
  • مصور – سیاه و سفید، رنگی
  • قیمت چاپ نهم: ۲۴۰۰۰ تومان
Biandishid-Va-Servatmand-Shavid-Napoleon-Hill-400x600

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

 یک کتاب فوق العاده عالی و تاثیر گذار است که تاکنون نظیر آن نوشته نشده است.

این کتاب حاصل سال ها تلاش ناپلئون هیل است. او طی ۲۰ سال با ۵۰۰ نفر از افراد ثروتمند و موفق دوران خود گفت و گو و مصاحبه انجام که حاصل آن کتاب بیندیشید و ثرتمند شوید است.

پیشنهاد نوشتن این کتاب از سوی اندرو کارنگی بود که یکی از ثروتمندترین افراد تاریخ جهان است.

کتاب شامل پانزده فصل می‌باشد که به این شرح هستند:
  1. اندیشه ثروت است
  2. اشتیاق، نقطه شروع همه موفقیت‌ها
  3. ایمان
  4. تلقین به خود، راه نفوذ بر ذهن نیمه هوشیار
  5. دانش تخصصی
  6. تخیل، کارگاه ذهن
  7. برنامه‌ریزی سازمان یافته
  8. تصمیم گیری، غلبه بر تردید و دودلی
  9. ابرام
  10. قدرت همکارای
  11.  کیمیاگری احساس جنسی
  12. ذهن نیمه هوشیار
  13. مغز، ایستگاه گیرنده و فرستنده اندیشه
  14. حس ششم، قلعه درایت
  15. شش شبح ترس
حتما بخوانید: ای کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم

درباره کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

درباره کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

درباره کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

به جرات میشه گفت از بین تمام کتاب های حوزه موفقیت و انگیزشی، کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید یک جایگاه ویژه و خاص دارد. این کتاب حاصل مصاحبه و گفت و گو با افراد موفق می باشد. افرادی که مسیر را طی کرده و به موفقیت رسیده اند. یعنی شما با یک کتاب روبه رو هستید که حقیقت ها را بیان کرده است و نه صرفا یک سری تئوری برای رسیدن به موفقیت و هدف.

 

این کتاب یک شاهکاره و هر بار که آن را می خوانید با موضوعات تازه روبه رو می شوید انگار که قبلا آن را نخوانده اید. در واقع با هر ذهنیتی که کتاب را بخوانید دقیقا همان نتیجه را که می خواهید به شما می دهد. اگر به دنبال کسب ثروت هستید و با این ذهنیت آن را بخوانید، راه های رسیدن به ثروت را به شما خواهد گفت. اگر به دنبال کسب روابط خوب هستید، همان را به شما می دهد. میشه گفت کتاب به ذهن شما پاسخ می دهد.

قسمت هایی از کتاب

هر کس که طالب پیروزی است باید کشتی‌ ها و پل‌ های پشت سرش را در آتش بسوزاند و راه‌ های عقب‌ نشینی را بر خود ببندد. این‌ گونه است که می‌ توان ذهن را در شرایط اشتیاق سوزان برای پیروزی قرار داد و این شرط لازم موفقیت است. خواستن تنها به ثروت نمی‌ انجامد، اما مشتاق ثروت بودن، با ذهنیتی وسواس گونه و آنگاه برنامه‌ ریزی دقیق و تدارک راه‌ های رسیدن به هدف و در کنار همه این‌ ها مداومت در پایداری در برابر شداید و مشکلات اسباب غنا می‌گردد.

در کار برنامه‌ ریزی برای ثروتمند شدن به کسی اجازه ندهید که رویای شما را از بین ببرد. اگر کاری که می‌ خواهید بکنید درست باشد و به آن باور داشته باشید درنگ نکنید، قدمی به‌ پیش بگذارید و رویای خود را جامعه عمل بپوشانید. هرگز به گفته‌ های این و آن توجه نکنید. توجه نکنید که ممکن است موقتا شکست بخورید زیرا شاید دیگران ندانند که هر شکست بذرهایی از موفقیت و پیروزی به همراه دارد.

اشتیاق سوزان برای بودن و انجام دادن نقطه شروعی است که باید صاحب رویا از آن شروع کند. رویا از بی‌ تفاوتی، تنبلی، یا نداشتن الهام و آرزو ناشی نمی‌شود. هر قدر در زندگی بخواهیم و توقع داشته باشیم همان اندازه به دست می‌ آوریم. توقع زیاد یا کم داشتن تفاوت فکری چندانی ایجاد نمی‌کند.

ایمان مهم‌ ترین عنصر ذهن است، وقتی با اندیشه در هم می‌ آمیزد ذهن نیمه هوشیار بی‌ درنگ ارتعاش آن را درک می‌ کند و آن را به فراست لایتناهی تبدیل می‌ نماید. ایمان حالتی از ذهن است که می‌ توان آن را به کمک تأیید یا آموزش‌ های تکراری برای ذهن نیمه هوشیار و به کمک اصل تلقین به خود ایجاد نمود.

حقیقت شناخته‌ شده‌ ای است که انسان هر چه را به خود تلقین کند، خواه مطلبی دروغین یا حقیقی باشد آن را باور می‌کند. برنامه یا هدف با تکرار اندیشه در ذهن کاشته می‌شود، جملاتی را درباره هدف اصلی خود بنویسید. هدف اصلی خود را مشخص سازید و آن را به حافظه بسپارید. جزییات آن را کلمه به کلمه و روز به‌ روز آن‌ قدر برای خود بگویید تا ارتعاش صدا به ذهن نیمه هوشیار شما برسد. مصمم شوید که عوامل ناخوشایند محیط و شرایط را از ذهن خود دور نگه‌ دارید، برای خود زندگی مورد علاقه‌ تان را سفارش دهید. شاید به این نتیجه برسید که بزرگ‌ ترین نقطه‌ ضعف شما کمی اعتماد به‌ نفس است. برای چیره شدن بر این کمبود از اصل تلقین باید استفاده کرد، کافیست اندیشه مثبت را روی برگه کاغذی بنویسید و آن را آن‌قدر به تکرار بخوانید تا بخشی از ذهنیت شما شود.

اطلاعات کتاب

  • کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید
  • نویسنده: ناپلئون هیل
  • ترجمه: مهدی قراچه داغی
  • انتشارات: شباهنگ
  • تعداد صفحات: ۲۴۸
  • قیمت چاپ پانزدهم: ۱۲۵۰۰ تومان
eykashvaghti20saleboodammidanestam

معرفی کتاب «ای کاش وقتی 20 ساله بودم می دانستم»

معرفی کتاب «ای کاش وقتی 20 ساله بودم می دانستم»

اثر “تینا سلیگ”

نویسنده کتاب “ای کاش وقتی 20 ساله بودم می دانستم” دکتر “تینا سیلیگ”، مدیر اجرایی مرکز کارآفرینی دانشگاه استنفورد کالیفرنیا است. او دوره‌های متعددی را در زمینه ابتکار، خلاقیت ونوآوری در دانشکده‌ی علوم مدیریتی، این دانشگاه تدریس می‌کند.

کاری که “تینا سیلیگ” در این مراکز آموزشی انجام می‌دهد، این گونه‌ است که به محققان و مهندسان آموزش می‌دهد، تا نوآوری را در جزء جزء کار و زندگی‌شان دخالت دهند. سپس با تامین منابع و امکانات مورد نیاز، آنان را برای کارآفرینی در رشته‌ی تخصصی‌شان یاری و حمایت می‌کند.

به اعتقاد این نویسنده، آموزش رسمی در دانشگاه‌هایی که هر روز به تعدادشان افزوده می‌شود، کافی نیست.

پیشرفت افراد زمانی فراهم می‌شود که در محیط کار و سایر جنبه‌های زندگی از چشم‌انداز متفاوت به همه امور نگاه کنند و کارهای متفاوتی هم انجام دهند.

به گفته “تینا سلیگ” صرف نظر از این که افراد چه نقشی دارند و در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنند، بهره‌مندی از نگرش نوآوری، کلید موفقیت و حل و فصل مسائل است؛ چه مسائل ساده‌ای که هر روز با آن‌ها، درگیرهستیم و چه بحران‌های جهانی، که رهایی از آن نیازمند توجه و تلاش همه‌ی مردم جهان است.

کارآفرینی شامل طیف وسیعی از مهارت‌های زندگی است؛ از مدیریت و سازماندهی گرفته تا مذاکره، نوآوری و تصمیم‌گیری.

ترجمه این کتاب توسط “محمد رضا آل یاسین” انجام شده است و نشر هامون انتشار این کتاب را برعهده گرفته است.

کتاب “ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم” ماجراهای جذاب و حیرت‌انگیز افرادی را نقل می‌کند که نویسنده در مقام استاد، محقق، مشاور مدیریت و مربی کارآفرینی با آنان سروکار داشته است.

“جفری مور” نویسنده کتاب “عبور از شکاف” در مورد کتاب “ای کاش وقتی 20 ساله بودم می‌دانستم” می‌گوید:

این کتاب سرشار از آرمان‌ها، الهام‌ها و اندیشه‌های خلاقانه است. مطالعه‌ی آن تلنگری به ذهن و روح شماست تا از حد نیروهایی که بالقوه بازدارنده‌اند، بگذرید و با از قوه به فعل رساندن قابلیت‌های خویش، شاهد آفرینش طرح‌ها و عادات تازه و نوین باشید.

همچنین “جینا دانیل” دانشجوی مرکز کارآفرینی استنفورد در مورد این کتاب می‌گوید:

من گزیده‌ای از این کتاب را به صورت اتفاقی در یک سایت فرهنگی خواندم و حس کردم تمام آن را باید بخوانم. هنگام مطالعه به سختی توانستم کنارش گذارم و به کارهای دیگرم برسم.

می‌توان گفت این کتاب، کیمیا و دُرّ بی‌همتا است و هر اندیشه و عملی که از آن تاثیر پذیرد به بخشی از این کیمیا تبدیل خواهد شد. هدف از این کتاب آزمودن شیوه‌های گوناگون برای تبدیل شدن به چیزی است که در توان ماست.

بسیاری از افکار و آرمان‌هایی که در این کتاب می‌خوانیم به طور دقیق با مطالبی که در مراکز رسمی آموزشی تدریس می‌شود، در تضاد و تقابل است؛ زیرا اصولی که در مدارس و دانشگاه‌ها به آن‌ها اشاره می‌شود، با اصولی که خارج از فضای آموزشی با آن‌ها سروکار داریم تفاوت چشمگیری دارد.

اصولی که در دانشگاه به آن تاکید می‌شود، با اصولی که خارج از این فضا وجود دارد، متفاوت است.

این دوگانگی عامل و مسبب همان تنش‌هایی است که افراد پس از فارغ‌التحصیلی و پیوستن به بازار کار با آن مواجه می‌شوند. حال پرسش ایجاد می‌شود که چگونه می‌توان با این تنش و دوگانگی مبارزه کرد؟

“جان تامسون” استاد دانشکده‌ی مهندسی استنفورد درباره این کتاب می‌گوید:

این کتابی است بزرگ. شاید مثل سایر کتاب‌ها سریع آن را بخوانید. اما به طور قطع بارها به آن مراجعه خواهید کرد تا با توسل به افکار و آرمان‌های هوشمندانه‌اش با دست پر به جنگ مشکلات و موانعی که بر سر راهتان قد علم کرده بروید و آن‌ها را از میان بردارید.

این کتاب ، برخلاف نامش مختص افراد 20 ساله و جوان نیست بلکه به عقیده من در هر سنی که هستیم، می‌تواند کتاب مفیدی باشد که تحولاتی را در زندگی‌مان به وجود آورد.

“گای کاواساکی” موسس شرکت آل تاگ و نویسنده‌ی کتاب “نظارت بر واقعیت” درباره این کتاب می‌گوید:

20 سالگی را فراموش کنید. این همان چیزی است که آرزو می‌کردم همین حالا بدانم. دکتر سیلیگ با نگارش این کتاب افق‌های تازه‌ای را به روی دیدگاه‌های ما می‌گشاید و برای جذب اندیشه‌های بکر، پویا و سازنده یاری و حمایت‌مان می‌کند.

مطالعه این کتاب فرصت خوبی است، تا گرایش‌هایی که نسبت به زندگی داریم را، دقیق‌تر ببینیم و از الگوهای تکراری رها شویم.

حتما بخوانید: معرفی کتاب دروغ های مصلح

همچنین کتاب ” ای کاش وقتی بیست ساله بودم ” برای افرادی که مایل هستند، انسان کارآمدی باشند و از تمام توانایی‌های خود بهره ببرند، گنجینه‌ای ارزشمند است.

با خواندن این کتاب ممکن است موقعیت‌های به ظاهر پیش پا افتاده و به درد نخور برای ما، تبدیل به فرصت‌های ناب شود که از آن‌ها می‌توانیم نهایت استفاده را ببریم.

با خواندن این کتاب ممکن است موقعیت‌های به ظاهر پیش پا افتاده و به درد نخور برای ما، تبدیل به فرصت‌های ناب شود که از آن‌ها می‌توانیم نهایت استفاده را ببریم.

و در آخرنظر “استیو کیس” مدیر و بنیانگذار شرکت امریکن آن‌لاین در مورد کتاب “ای کاش وقتی 20 ساله بودم، می‌دانستم” این گونه است:

اندیشه‌های نبوغ‌آسای این کتاب یاری‌تان می‌کند طرح‌ها و اهداف خویش را از نو ترسیم کرده و قابلیت‌هایتان را در حد کمال به انجام برسانید.

 

25017100_1955301351458659_8335032182812704768_n

معرفی کتاب دروغ های مصلح

در دنیای امروز، چالشی که در پیش روی ما قرار دارد، در واقع کنکاش در مورد حقیقت است. حقیقتی که گاه ممکن است بسیار دستکاری شود. دروغ های مسلح – شیوه های اندیشیدن انتقادی در عصر پساحقیقت – کتابی است که به ما کمک می کند دید بهتری نسبت به حقیقت پیدا کنیم.


پشت جلد کتاب دروغ های مسلح آمده است:

آنچه دروغ ها را مسلح می سازد، نه رسانه ها هستند و نه فیس بوک در آن نقشی دارد، بلکه آن مسئله ای که می تواند خطرناک باشد، میزان شدت باور و اعتقاد ماست. مواردی که از جانب ما برچسب غیرقابل سوال می خورند و دارای اطمینان حداکثری از طرف ما خواهند بود.

دروغ های مسلح یک کتاب پرفروش در سطح جهانی است و همچنین برنده ی جایزه ی کتاب تجاری سال ۲۰۱۷ شده است.

انتشارات کتاب کوله پشتی این اثر را با اجازه ى رسمى نویسنده و ناشر (خرید حق انتشار در ایران) چاپ کرده است.

 

محتوای کتاب دروغ های مسلح

این کتاب راهنمایی است برای شناسایی انواع مختلف دروغ ها و مغلطه هایی که توسط رسانه های مختلف منتشر می شود. این رسانه می تواند تلویزیون، روزنامه، وب سایت، کتاب، مقالات، شبکه های اجتماعی و… باشند.

دروغ های مسلح در سه بخش اصلی نوشته شده است که در ابتدای هر بخش یک نقل قول هم آمده است:

  • بخش اول: ارزیابی اعداد

چیزهایی که نمی دانی برای تو دردسری پدید نخواهند آورد، بلکه چیزهایی برای تو اسباب دردسر می شوند که از آن ها مطمئن هستی، ولی آن ها تغییر کرده اند و تو در خواب خوش بوده ای. -مارک تواین

  • بخش دوم: ارزیابی لغات

دروغی که نیمی از آن حقیقت دارد، یکی از سیاه ترین دروغ هاست. -آلفرد، لرد تنیسون

  • بخش سوم: ارزیابی جهان

طبیعت فقط به ما اجازه می دهد تا احتمالات را بررسی کنیم و به همین خاطر است که علوم هنوز سر پا ایستاده و فرونپاشیده است. -ریچارد فاین من

دنیل جی. لویتین، نویسنده کتاب، با اشرافی که بر مباحث حوزه علوم شناختی دارد و با بهره‌گیری از منطق، زبان‌ شناسی، علوم آماری، روانشناسی و تحلیل گفتمان، توانسته است شیوه و گفتمان انتقادی ساده ولی مؤثر و کاربردی را در رابطه با مسائل اخبار دروغ و مغلطه ها در فضای بدون کنترل دنیای مجازی، اختیار کند.

 

نگاهی به کتاب دروغ های مسلح

قبل از هرچیزی به این نکته اشاره کنم اگر از مباحث ریاضی مثل آمار و احتمالات بیزار هستید، شاید این کتاب دیدگاه شما را نسبت به آن ها تغییر دهد چون موضوعی که در مورد این کتاب بسیار به چشم میاد، زبان شفاف نویسنده در توضیح دادن مسائل پیچیده است. لویتین یه جوری آمار و احتمال رو در قالب مثال توضیح میده که من به شخصه دوست داشتم به دوران دانشگاه برگردم و دوباره آمار و احتمالات بخونم! اما از این نکته هم غافل نشویم که برای درک تکه هایی از این کتاب دانستن یک مقدار آمار و احتمال بد نیست.


کتاب دروغ های مسلح یک کتاب در مورد تفکر انتقادی، سفسطه و استدلال محسوب میشه که به نظر میاد خواندن آن در این دنیای پیچیده پر از اخبار ضروری می باشد.

شاید نکته اصلی این کتاب این باشد که خوش باوری را کنار بذاریم و یکم عمیق تر فکر کنیم. حقیقتش بعد از خواندن دروغ های مسلح سخت میشه به رسانه ها اعتماد کرد. نسبت به هر خبری مشکوک می شوید و دوست دارید دوباره در مورد آن فکر کنید که به خودی خود چیز بدی نیست، اما اگر آدم سخت گیری باشید، با خواندن این کتاب سخت گیرتر می شوید.

 

یک نکته مثبت دیگر در مورد این کتاب مثال هایی است که نویسنده استفاده می کند. بیشتر مثال های این کتاب واقعی هستند و نویسنده علاوه بر بررسی و کشف دروغ های پنهان در آن ها، مرجع آن ها را نیز آورده است.


قسمتی از متن کتاب:

این کتاب در مورد این است که چگونه مشکلات را با حقایقی که با آن ها مواجه هستیم، مشخص کنیم؛ مشکلاتی که ممکن است منجر به یک نتیجه گیری اشتباه بشوند.

قسمت هایی از متن دروغ های مسلح

اندیشه ی انتقادی به معنای این نیست که ما همه چیز را بی اعتبار بشماریم، بلکه به معنای این است که می توانیم میان ادعاهایی با مدارک و شواهد، و ادعاهایی که هیچ گونه مستنداتی برای اثبات آن ها وجود ندارد، تفاوت قائل شویم.

متاسفانه بسیاری از مردم به خاطر هراس از اعداد نمی توانند به درستی در مورد اعداد و ارقام فکر کرده و تصمیم گیری کنند.

اگر شما می خواهید به وسیله ی آمارها دروغ بگویید و قصدتان را پنهان کنید، میانگین متوسط قد افراد را در کنار زمین بسکتبال به دست آورید. در مورد درآمدها می توانید به وسیله ی نمونه برداری نزدیک دفاتر بیکاری نظرسنجی کنید و اگر می خواهید از مبتلایان به سرطان ریه در ایالتی نمونه برداری کنید، فقط از کسانی که در کنار کارخانه های ذوب آهن زندگی می کنند، نمونه گیری کنید. مطمئن باشید اگر شیوه ی گردآوری نمونه هایتان را فاش نکنید، هرگز کسی آن را نخواهد فهمید.

احتمالات به ما این اجازه را می دهند که حوادث آینده را مورد سنجش قرار دهیم و کمکی مهم در تصمیم گیری های منطقی به ما می کنند. بدون احتمالات، ممکن است ما توسط حکایت ها و افسانه ها اغوا شویم.

جهان پر از اتفاق های عجیبی است که خیلی وقت ها اتفاق می افتند، اما زمانی که دو چیز با هم تغییر می کنند، به این معنا نیست که یکی سبب دیگری است و یا حتی مربوط به آن می شود و ممکن است عاملی ناشناخته پشت پرده ی تمام این ماجراها وجود داشته باشد.

این جهان آشفته جایی مناسب باری اتفاق ها و تصادف هایی است که شاید هیچ معنای خاص و قابل فهمی را در بر نداشته باشند. اگر شما دوستی دارید که سال ها از او بی خبر هستید و درست زمانی که به او فکر می کنید، آن شخص به شما تلفن می زند، بدین معنا نیست که یکی از شما دو نفر قدرت ذهن خوانی دارید.

یکی از ویژگی های شگفت انگیز شناخته شده ی انسان این است که اگر برای یک بار ادعا و یا اندیشه ای را باور کرد، حتی اگر مستنداتی بی چون و چرا و برهانی علمی بر علیه آن ها باشد، برای او سخت است که دست از آن بردارد.

مشخصات کتاب

  • کتاب دروغ های مسلح
  • نویسنده: دنیل جی. لویتین
  • ترجمه: ابراهیم رهنما
  • انتشارات: کتاب کوله پشتی
  • تعداد صفحات: ۳۴۴
  • قیمت چاپ اول: ۲۵۰۰۰ تومان
Book-of-Good-to-Awesome-written-by-James-Charles-Collins-01

معرفی کتاب خوب به عالی

معرفی کتاب خوب به عالی

کتاب از خوب به عالی با عنون اصلی Good to great نوشته جیم کالینز است. کالینز به عنوان استادی که سال‌ها به مطالعه شرکت‌های باثبات و عالی پرداخته، امروز در شرکت‌ها و بخش‌های مختلف اجتماعی به مدیران رهنمود می‌دهد. او عضو رسمی دانشکده بازرگانی دانشگاه استنفورد است و جایزه استاد برجسته را نیز از همین دانشگاه دریافت کرده است.

از خوب به عالی در سطح جهانی بسیار موفق بوده و بزرگان در مورد آن بسیار نوشته‌اند:

وال استریت ژورنال:

آقای کالینز در کتاب از خوب به عالی به دو پیام وسوسه‌انگیز اشاره می‌کند: این که افراد معمولی هم می‌توانند به سطح مدیریت عالی دست یابند و کسانی که اصول این کتاب را به کار ببرند، خواهند توانست موسساتی عالی و موفق را پدید آورند.

پیتر اف. دراکر:

کتاب حاضر با بهره‌گیری از تحقیقات دقیق و روشمند، سبک‌های مدیریتی کنونی را به چالش می‌کشاند. از ایده مدیریت مافوق بشری تا فن‌آوری اطلاعات و تمایل به تملک و تلفیق شرکت‌ها. مطالب این کتاب الزاما افراد متوسط را به افرادی باکفایت تبدیل نخواهد کرد، اما موجب می‌شود تا شایستگی به تعالی بدل شود.

فورچون:

آقای کالینز و گروه تحقیقش یکی از مهم‌ترین موضوعات مربوط به دنیای کار و تجارت را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند.

در پشت جلد کتاب نیز آمده است:

وجه تمایز کتاب از خوب به عالی از سایز کتاب‌های مدیریتی، نگرش خلاق آن است بدین معنا که اصول و روش‌های مدیریتی را از قالب کلیشه‌های همیشگی خارج می‌کند و می‌گوید که همه‌ی ما در هر زمینه‌ای که فعال باشیم می‌توانیم بالا و بالاتر برویم. می‌توانیم افق دید خود را وسعت بخشیم و خود را از چمبره‌ی ماندن در وضعیت صرفا خوب برهانیم.
کتاب از خوب به عالی ظاهرا یک کتاب اقتصادی و به عبارتی مدیریتی است اما در نهایت، هدف آن ارتقاء سطح تفکر بشر و رسیدن به رفیع‌ترین جایگاه‌هاست.

کتاب از خوب به عالی

ایده اصلی کتاب این است که: چرا بعضی از شرکت‌ها موفق هستند و رشد می‌کنند اما برخی دیگر هیچ رشدی ندارند؟ در واقع سوالی که ذهن جیم کالینز را به خود درگیر کرد این بود که:

آیا شرکت‌هایی که بتوانند با خطرات مقابله کنند و متوسط بودن در دراز مدت یا وضعی بدتر از آن را به برتری در درازمدت تبدیل کنند وجود دارند؟ اگر چنین است، پس ویژگی‌های متمایز و جهانی فرآیند تبدیل شدن یک شرکت از مرحله خوب به عالی کدامند؟

در پی یافتن پاسخ این سوال، کالینز با گروهی از محققان و متخصصان در طول مدت ۵ سال به بررسی این موضوع پرداختند و مجموعه‌ای از شرکت‌های ممتاز را شناسایی کردند که از مرحله خوب به عالی جهش کرده و این نتایج را به مدت حداقل ۱۵ سال حفظ کرده بودند. لازم به ذکر است که گروه تحقیقاتی کالینز، شرکت‌های رهسپار تعالی را با مجموعه‌ای از شرکت‌های همتراز آن‌ها مورد قیاس قرار دادند. شرکت‌هایی که از جهش رهسپاری به سوی تعالی بازمانده بودند.

در کتاب از خوب به عالی جیم کالینز و گروه تحقیقاتی‌اش تلاش دارند به خواننده اثبات کنند که فرآیند تبدیل شدن به یک شرکت عالی برای همه امکان‌پذیر است و تنها باید اصول و قواعد بازی را رعایت کنید.

کتاب در ۹ فصل نوشته شده است و در هر فصل به بررسی یک دلیل برای تبدیل شدن از خوب به عالی می‌پردازد. سرفصل‌های کتاب عبارت است از: خوب، دشمن عالی است / رهبری سطح پنجم / اول فرد، بعد هدف / با واقعیات ناخوشایند روبرو شوید / مفهوم خارپشتی / فرهنگ مبتنی بر نظم / شتاب دهنده‌های تکنولوژی / چرخه رشد و چرخه نابودی / از رهسپاری به تعالی تا ماندگاری.

در قسمت دیگری از پشت جلد کتاب به نقاط قوت کتاب اشاره شده است:

کتاب از خوب به عالی همان‌گونه که از نامش برمی‌آید، مسیر رشد و بالندگی را ترسیم می‌کند. عرصه‌های بزرگ اقتصادی را ارائه می‌دهد. راز موفقیت موسسات برتر دنیا را بازگو می‌کند و ما را با عملکرد مدیران برتر آشنا می‌سازد. با متنی ساده و به دور از الفاظ تخصصی، مفاهیم مدیریتی را شرح می‌دهد.

همیشه اینکه که چه‌چیزی باعث موفقیت می‌شود موضوع جالبی بوده و کنجکاوی ایجاد کرده است. برای خود جیم کالینز هم اینگونه بوده است و او در کتاب عنوان می‌کند که من و تیمم به دلیل کنجکاوی به سراغ این موضوع رفتیم و می‌خواستیم بدانیم واقعا چرا برخی موفق و برخی دیگر موفق نمی‌شوند.

اما واقعیت این است که رازی مخفی وجود ندارد. وقتی که کتاب را می‌خوانید به این فکر می‌کنید که چقدر اصول و راهکارها ساده هستند و تقریبا هر کسی که در زمینه کسب و کار مطالعات و کارهایی انجام داده باشد از این موارد آگاه است. اما در مقابل وقتی به این موضوع به شکل عمیق‌تر فکر می‌کنید که: پس چرا ما به عالی نمی‌رسیم؟ در واقع چرا در بسیاری از موارد به خوب هم نزدیک نمی‌شویم؟ به نتایج جالب توجهی می‌رسیم. شاید تفاوت ما با دیگر شرکت‌های عالی در عمل کردن به دانسته‌هایمان باشد. شاید راه‌های پیچیده را بیشتر دوست داریم و یا شاید نمی‌خواهیم که عالی باشیم. دلایل مختلفی وجود دارد و هر شرکتی با توجه به موقعیتی که دارد می‌تواند خطاها را مورد بررسی قرار دهد. اما جیم کالینز و گروه تحقیقاتی‌اش مسیر روشنی به سوی تعالی پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

جیم کالینز درباره برخی از مفاهیم کتاب نیز توضیح می‌دهد:

برخی از مفاهیم مهمی که در این کتاب به آن‌ها اشاره شده با دنیای کاری مدرن ما هماهنگی دارند و اذعان می‌دارم که برخی با آن‌ها مخالفند. اما اگر هم اینطور باشد، آیا می‌توان این یافته‌ها را انکار کرد؟

خوب ماندن، سد راه تعالی است. و این یکی از مهم‌ترین دلایلی است که موجب می‌شود، سازمان‌ها یا افراد، به ندرت از خوب به عالی برسند. ما معمولا، مدارس خیلی خوب نداریم، زیرا به داشتن مدارس خوب اکتفا می‌کنیم. دولت خیلی خوب نداریم، چون فکر می‌کنیم داشتن دولت خوب، کافیست. تعداد اندکی از مردم به زندگی‌های سطح عالی دست می‌یابند و علت آن تا حدود زیادی این است که داشتن یک زندگی صرفا خوب آسان‌تر است. بخش عظیمی از موسسات هرگز به درجه‌ی عالی نمی‌رسند، زیرا بسیاری از آنها به خوب بودن قانع‌اند و این مشکل اساسی آنهاست. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۱۱)

با مطالعه کتاب بارها و بارها سوالات مختلفی در ذهن مخاطب به وجود می‌آید که در واقع هدف کتاب نیز همین است. که شما را به فکر فرو ببرد که چرا عالی نیستید. در ابتدای کتاب نیز جیم کالینز اشاره می‌کند که این کتاب برای آن است که به فکر کنید، نه اینکه مطالب را کورکورانه قبول کنید.

قطعا هر خواننده‌ای می‌توانند از این کتاب استفاده خوبی ببرد اما در این میان یک سری افراد می‌توانند استفاده بیشتری از این کتاب بکنند. مثل مدیران، صاحبان کسب و کارها، کارآفرینان و هر فرد دیگری که در نظر دارد از خوب به عالی برسد.

جملاتی از متن کتاب از خوب به عالی

در حقیقت، مدیران نامداری که از بیرون سازمان آمده، و به اداره امور می‌پردازند، نقشی در رساندن یک شرکت، از مرحله‌ی خوب به عالی ندارند. در میان مدیران شرکت‌های رهسپار تعالی، ده نفر از هر یازده نفر از درون خود سازمان به منصب مدیریت رسیده‌اند، حال این که شرکت‌های هم‌تراز شش برابر بیش از دیگرانف سعی داشته‌اند مدیران خود را از میان افراد بیرون سازمان انتخاب کنند. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۲۲)

رهبران سطح پنجم نیازهای مبتنی بر خودخواهی و غرور را از خود دور کرده و به هدفی بزرگ‌تر یعنی ساختن یک شرکت عالی می‌اندیشند. این بدان معنا نیست که این رهبران هیچ گونه غرور یا عزت نفسی ندارند. در واقع آنها به طرز باور نکردنی جاه‌طلب‌اند، اما جاه‌طلبی آنها در وهله اول و قبل از هر چیز برای سازمان است نه برای خودشان. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۳۵)

مدیرانی که تحولات خوب به عالی را پدید می‌آورند، این طور نبود که نخست، مبدا حرکت را انتخاب کنند و بعد افراد مناسب را بیابند. آنها ابتدا افراد مناسب را انتخاب می‌کردند (و افراد نامناسب را حذف می‌کردند) و بعد هدف خود را تعیین می‌کردند. آنها در واقع می‌گفتند: «ببینید، من واقعا نمی‌دانم چه هدفی دارم. اما تا این حد می‌دانم: اگر افراد مناسب را انتخاب کنیم، آنها را در جایگاه‌های مناسب قرار دهیم و افراد نامناسب را حذف کنیم، آن گاه می‌توانیم هدفی عظیم و ارزشمند برای خود تعیین کنیم.» (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۶۴)

افراد شایسته مهم‌ترین سرمایه به شمار می‌روند. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۹۳)

آیزایا برلین در رساله معروف خود به نام «خارپشت و روباه» مردم جهان را به دو گروه: خارپشت‌ها و روباه‌ها تقسیم می‌کند، که برگرفته از این گفته یونانی قدیمی است: «روباه خیلی چیزها می‌داند، اما خارپشت فقط یک چیز خیلی مهم را می‌داند.» (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۱۳۰)

شرکت‌های رهسپار تعالی نمی‌گفتند: «خوب، مردم، بیایید نسبت به کاری که انجام می‌دهیم، شور و علاقه داشته باشیم.» آنها به گونه‌ای معقول روشی کاملا متفاوت را در پیش می‌گرفتند و می‌گفتند: ما فقط باید کاری را انجام دهیم که می‌توانیم نسبت به آن شور و اشتیاق داشته باشیم. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۱۵۴)

شرکت‌های رهسپار تعالی رهبرانی سطح پنجم داشتند که فرهنگی ماندگار و مبتنی بر نظم را بنا می‌نهادند، حال آن که شرکت‌های هم‌تراز و ناپایدار با مدیران سطح چهارمی اداره می‌شدند که شخصا و با اتکا به اهرم زور خواستار برقراری نظم بودند. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۱۸۲)

فن‌آوری بدون یک مفهوم خارپشتی روشن و بدون قانونمندی کافی برای ماندن در محورهای فکری نمی‌تواند شرکت را به سطح عالی برساند. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۲۱۶)

لحظه‌ای تامل کنید و به این موضوع بیندیشید. افراد شایسته بیش از هر چیز خواهان چه هستند؟ آنها می‌خواهند بخشی از تیم برنده باشند. آنها می‌خواهند در حصول دستاوردهای قابل رویت و ملموس نقش داشته باشند. آنها می‌خواهند هیجان موثر بودن را در چرخه‌ای که با سرعت تمام حرکت می‌کند احساس کنند. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۲۴۸)

عالی شدن به مراتب آسان‌تر از عالی ماندن است. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۲۸۲)

داشتن یک زندگی پرمعنا بدون یک کار پرمعنا، بسیار دشوار است. (کتاب از خوب به عالی – صفحه ۲۹۰)

مشخصات کتاب

  • عنوان اصلی: از خوب به عالی
  • عنوان فرعی: چرا برخی از شرکت‌ها جهش می‌کنند و برخی دیگر خیر
  • نویسنده: جیم کالینز
  • ترجمه: ناهید سپهرپور
  • ویراستار: دکتر نصرت‌الله حلمی
  • انتشارات: آورین
  • تعداد صفحات: ۳۰۱

اگر از کتاب خوشتون اومد حتما در فضای مجازی به اشتراک بزارید