کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی

کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی

کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی ، کمپین تبلیغاتی یک استراتژی خاص طراحی شده برای دستیابی به نتایج مطلوب مانند افزایش آگاهی از برند ، افزایش فروش و بهبود ارتباطات در یک بازار خاص ، از طریق رسانه های مختلف می باشد. همه اینها از طریق تبلیغات حاصل می شود.

بسیاری از کارآفرینان فکر می‌کنند که انجام یک کمپین تبلیغاتی به سادگی ایجاد یک تبلیغ است، اما آنها در اشتباهند. برای اینکه تبلیغات به بهترین نتایج ختم شود، بسیار مهم است که از ابتدا به درستی ساماندهی شوند.

اگر به راه‌ا‌ندازی یک کمپین که برای کسب و کار شما طراحی شده است فکر می‌کنید، توصیه می‌کنیم با یک متخصص تبلیغات در این‌باره مشورت کنید. به طور خاص آژانس های تبلیغات آنلاین در زمینه طراحی کمپین های تبلیغاتی و بازاریابی دیجیتال فعالیت می‌کنند. همکاری با شرکت تبلیغات اینترنتی بهترین شرایط و ابزارها را برای شما فراهم می‌کند و با توجه به تجارت موفقی که این شرکت‌ها دارند به شما کمک می‌کنند تا به نتایج دلخواه خود دست یابید.

شروع همکاری با شرکت تبلیغات اینترنتی برای ایجاد کمپین های تبلیغاتی شما را قادر می‌کند تا هم هزینه های تبلیغات را کاهش دهید و هم معیارهای مربوط به فعالیت‌های تبلیغاتی را بهبود دهید.

شرکتها و سازمانهایی که به صورت دائمی برنامه‌های تبلیغاتی گسترده اجرا می‌کنند معمولاً به تدریج به اثربخشی نسبی رسانه ها و تکنیک‌ها و ابزارهای مختلف پی می‌برند.

اما شرکتها و سازمانهایی که تجربه قبلی ندارند یا به سازمانهای طراح کمپین تبلیغاتی به صورت مطلق اعتماد می‌کنند عموماً در معرض یک خطر جدی هستند.

اکثر سازمانهایی که در ایران در حوزه‌ی طراحی کمپین های تبلیغاتی فعالیت می‌کنند، در حوزه‌ی تهیه و اجاره و عرضه رسانه هم فعالیت دارند.

برخی شرکتها به صورت گسترده بیلبوردهای مختلف در سطح شهرها را در اختیار دارند.

برخی دیگر از ارتباط نزدیک با صدا و سیما برخوردار هستند.

برخی دیگر، دسترسی بسیار خوب به داده‌های کاربران آنلاین (مانند ایمیل) دارند.

برخی دیگر شماره تماس بسیاری از مردم را به شیوه های مختلف تهیه کرده اند.

گروه دیگری با رسانه های مکتوب نظیر مجله ها و روزنامه ها رابطه دارند.

حاصل این ارتباط و دسترسی به منابع، این می‌شود که یک شرکت به شدت تاکید می‌کند که استفاده از بیلبوردها اثربخش ترین قسمت کمپین تبلیغاتی است و شرکت دیگری فضای فیزیکی را به طور کامل رد و فعالیت انحصاری در فضای مجازی را توصیه می‌کند.

یکی معتقد است شبکه های داخلی بیننده ندارند و شبکه های ماهواره ای گزینه خوبی هستند. دیگری اصرار دارد که حرکت به سوی شبکه های ماهواره ای به دلیل محدودیتهای قانونی در ایران، یک خودکشی استراتژیک است.

کافی است شرکت طراح کمپین تبلیغاتی، رسانه‌های مختلف را در اختیار داشته باشد تا سبدی از خدمات را ارائه کند و در این حالت کار بسیار دشوارتر می‌شود.

حالا نمی‌توان حدس زد که سبد رسانه‌های پیشنهادی، بر اساس هدفها و نیاز مشتری محاسبه و تعیین شده یا بر اساس ظرفیت های خالی آژانس تبلیغاتی.

ناآگاهی صنایع و کسب و کارها، خصوصاً کسب و کارهای کوچک و متوسط (SME = Small & Medium Enterprises) باعث شده که قسمت عمده‌ای از سود ناشی از کسب و کارها، در رقابت های رسانه‌ای غیر حرفه‌ای، هزینه شود.

کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی

نکات کلیدی ایجاد کمپین تبلیغاتی عالی

1) اهداف کمپین. با وجود اینکه معمولا هدف از تبلیغات مربوط به فروش است، اما حقیقت این است که اهداف تبلیغاتی بسیار دیگری برای تمرکز بر آنها وجود دارد. رایج‌ترین این اهداف دستیابی به مشتریان جدید، تبلیغ محصولات فعلی و معرفی محصولات جدید است. همچنین شما می‌توانید یک کمپین تبلیغاتی ایجاد کنید تا آگاهی از برند را بهبود ببخشید و یا یک برند خاص را با احساسات و هیجانات خاص مرتبط کنید. هدف شما هرچه که باشد، باید پیش از اقدام آن را مشخص کنید.

2) بازار هدف. قسمتی از موفقیت کمپین در این گام از استراتژی شما سنجیده می‌شود. اگر شما بازار یا مخاطب هدف خود را به خوبی شناسایی کرده باشید، رسیدن به اهدافتان بسیار عملی می‌شود.

مشخص کردن جزئیات مسیر پیش رو برای کسانی که شما تلاش می‌کنید به آنها دسترسی داشته باشید در استراتژی کمپین تبلیغاتی شما ضروری خواهد بود: سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات، علایق، عادات و سرگرمی‌ها می‌تواند در شناسایی مخاطبین هدف شما مفید است.

3) تقسیم مخاطبان. وقتی به طور واضح مخاطبین هدف خود را شناسایی کردید، باید آنها را تقسیم کنید، آنها را بر اساس محصولات و یا خدماتی که می‌خواهید بفروشید به گروه‌های مختلف تقسیم کنید. شما باید خود را در جایگاه مشتریان بالقوه خود فرض کنید و به سوالاتی که باعث جلب توجه آنها می‌شود پاسخ دهید. آیا چیزی که شما ارائه می‌دهید برای آنها مفید است؟ آیا آنها توان مالی برای خرید محصول یا خدمات شما با قیمت تعیین شده را دارند؟

4) ابزارهای تبلیغاتی. ابزارهای مفید بسیاری در اختیار دارید که به شما کمک می‌کند، پیام کمپین را به بخش مخاطبان هدف برسانید. در این مرحله لازم است که ابزارهای رایج مورد استفاده در تبلیغات و انواع مختلف تبلیغات را شناسایی کنیم.

  • تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی. همانطور که از نامش می‌توان حدس زد، تبلیغات در رسانه‌های اجتماعی به شما اجازه می‌دهد که آگهی‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی که مخاطبان هدف شما در آن قراردارند، ایجاد کنید. این به معنای باز کردن خط ارتباطی جدیدی است که اجازه دسترسی آسان به مخاطبان خود را می‌دهد. استفاده از شبکه های اجتماعی و فرمت‌های تبلیغاتی مختلف، با استراتژی‌های شخصی می‌تواند میزان موفقیت کمپین تبلیغاتی شما را افزایش دهد. تبلیغات اینستاگرام، تبلیغات توییتر و تبلیغات فیسبوک از جمله مهمترین شبکه های اجتماعی هستند که می‌توانید در آنها تبلیغ کنید.
  • ایمیل مارکتینگ. بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ ابزار دیگری برای تبلیغات است که می‌تواند کمپین مورد علاقه شما باشد. از ایمیل مارکتینگ می‌توانید برای کسب لیدهای جدید استفاده کنید. (که می‌تواند به مشتریان بالقوه ختم شود) ایمیل مارکتینگ همچنین به افزایش وفاداری مشتریان کمک می‌کند که می‌تواند نتایج باور نکردنی را به همراه داشته باشد. آیا می‌دانید بدست آوردن یک مشتری جدید 7 برابر گرانتر از حفظ خریداران فعال قبلی است؟
  • بازاریابی محتوایی. مطمئنا این نوع کمپین در حوزه کمپین‌های تبلیغاتی، آشنا به نظر می‌رسد. با این حال مفهوم بازاریابی محتوا بسیار مبهم است. برای اجتناب از این ابهام، می‌خواهیم تعریف خوبی از بازاریابی محتوا را بیان کنیم:
    بازاریابی محتوا روشی استراتژیک برای بازاریابی است که بر ایجاد و توزیع محتوای با ارزش و محتوای مرتبط و سازگار تمرکز کرده تا مخاطبان مشخصی را جذب و حفظ و درنهایت تبدیل به مشتریان سودآور کند. بنابراین هر چیزی می‌تواند با ایجاد یک وبلاگ آغاز شود، اما چنین محتوایی نمی‌تواند به صورت انحصاری تبلیغاتی باشد، شما باید آن را ارزشمند کنید. به علاوه به خاطر داشته باشید که در انجام یک بازاریابی محتوایی چهار مرحله وجود دارد: تولید ترافیک، تولید لید، پرورش لید و تولید مشتری. برای آشنایی بیشتر با این ابزار تبلیغاتی ارزشمند، دوره آموزش بازاریابی محتوا را مطالعه کنید.
  • SEO و SEM: اگرچه SEO و SEM با هم متفاوت هستند اما اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند. SEO بهینه‌سازی محتوای وبسایت یا وبلاگ شما برای  موتورهای جستجو است تا بتوانند آن را به خوبی در جستجوهای ارگانیک (بدون پرداخت هزینه) خود قرار بدهند. SEM بیشتر مربوط به تبلیغات کلیکی در موتورهای جستجو می‌شود. تبلیغات گوگل مهمترین نوع SEM است که مخاطبان علاقه‌مندی که در گوگل به دنبال محصولات/خدمات ما هستند را هدف قرار می‌دهد. برای شروع کمپین های تبلیغات در گوگل می‌توانید با کارشناسان متخصص جی ادز تماس بگیرید.

5) ارتباطات. پیامی که از طریق کمپین تبلیغاتی ارسال می‌شود، بسیار مهم است. با وجود تفاوت شرکت‌ها و استراتژی‌های تبلیغاتی، متن و پیام آگهی همیشه باید به خوبی سازمان‌یافته، واضح، مختصر، روان و منسجم باشد. این کار به نظر ساده می‌رسد، اما اگر به این حقیقت توجه کنید که پیام باید مختصر باشد (و برای مخاطبان اذیت کننده نباشد) در این صورت بهتر است از کارشناسان تبلیغات باتجربه کمک بگیرید.

6) طراحی. همانطور که پیام مهم است، طراحی نیز مهم است. طراحی ریسپانسیو و استفاده از آخرین ترندهای طراحی وب و بازاریابی آنلاین، مانند متریال دیزاین می‌تواند سایت و کمپین تبلیغاتی شما را برای مخاطبان‌تان جذاب نماید؛ تا انتخاب اول آنها باشید.

7) معیارها و KPIها. سنجش در بسیاری از زمینه‌ها مهم است اما در دنیای تبلیغات حیاتی است. اگر نتایج را نسنجیم، نه می‌توانیم بفهمیم که چه چیزی کارآمد است و نه میدانیم چه چیزی باید بهبود یابد. بنابراین در یک کمپین تبلیغاتی معیارها باید بخش جدایی‌ناپذیر فرآیند باشند، تنها با داده‌هایی که کسب می‌کنیم می‌توانیم همه چیز را بدانیم و بر اساس آن عمل کنیم.

کمپین تبلیغاتی چیست؟ اثربخشی و استراتژی

منبع: سایبرکلیک

موفقیت و شکست

منبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندگی چیست

منبع کنترل موفقیت ها وشکست ها

همان طور که  محیط اطرافمون ما تغییر می‌کند، ما نیز می‌توانیم موفقیت و شکست خود را به چیزهای تحت کنترل‌مان یا نیروهایی که خارج از نفوذ ما هستند، ارتباط بدهیم. دیدگاه ما روی موفقیت بلندمدت ما اثرگذار است. این جهت، «منبع کنترل» ما نامیده می‌شود. مطالعاتِ انجام‌شده دربارهٔ این مفهوم به دههٔ ۱۹۶۰ بازمی‌گردد، زمانی که جولیان راتر (Julian Rotter) دربارهٔ تأثیر رفتارها و نگرش‌های افراد روی عواقب زندگی‌شان تحقیق کرد.

منبع کنترل نشان‌دهنده این است که موفقیت شما به رفتارهای خودتان مربوط است یا نیروهای خارجی موفقیت شما را کنترل می‌کنند. منبع کنترل، زنجیره‌ای است که یک سر آن کنترل بیرونی و سر دیگر آن کنترل درونی است.

منبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندکی چیستمنبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندگی چیست؟

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، باور دارند که مسئول موفقیت‌های خودشان هستند. برعکس، کسانی که منبع کنترل بیرونی دارند، باور دارند که نیروهای خارجی، نظیر شانس، تعیین‌کنندهٔ عاقبت آنها هستند.

برمنبع کنترل موفقیت ها وشکست های ما در زندکی چیستای اینکه نوع منبع کنترل خودتان را بشناسید، نگرش دو گروه الف و ب را در زیر مقایسه کنید:

درک منبع کنترل خودتان

گروه الف: منبع کنترل بیرونی

  1. در بسیاری از موارد، «بدشانسی» علت ناامیدی از زندگی است.
  2. نمراتی که در مدرسه کسب می‌کنید، بیشتر با میزان علاقهٔ معلم به شما یا اخلاق و رفتار شما در روز امتحان ارتباط دارد.
  3. برای رهبر شدن، باید در جای مناسب و در زمان مناسب باشید.
  4. در این دنیا کسانی هستند که شما را دوست نخواهند داشت و این به آنچه که انجام می‌دهید، ربطی ندارد.
  5. اگر قرار است اتفاقی بیفتد، خواهد افتاد، ما نمی‌توانیم برای تغییر آن کار زیادی انجام بدهیم.
  6. آماده‌شدن برای یک مصاحبه شغلی هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا سؤالاتی که آنها می‌پرسند کاملا تصادفی است و از روی میل و هوس خودشان مطرح می‌شود.
  7. پیدا کردن شغل مناسب، به افراد بانفوذی که می‌شناسید بستگی دارد، نه چیزهایی که می‌دانید.
  8. افراد عادی نمی‌توانند برای تغییر دنیا کار زیادی انجام دهند، نخبگان و سران قدرت تمام تصمیم‌‌ها را می‌گیرند.
  9. از پیش برنامه ریزی کردن و تعیین هدف هیچ فایده‌ای ندارد، زیرا اتفاقات زیادی خواهند افتاد که شما توان کنترل آنها را ندارید.
  10. زندگی بازی شانس است. چیزهایی را که به‌دست می‌آورید یا اتفاقاتی که پیش می‌آیند، اغلب زاییدهٔ سرنوشت هستند.
  11. مدیران و سرپرستان موقعیت‌هایشان را در زمان درست و با شناختن آدم‌های درست، به‌دست آورده‌اند.
  12. حوادث و پیچ‌وخم‌های سرنوشت، مسیر زندگی یک فرد را تعیین می‌کنند.
  13. نحوه‌ٔ برخورد شما با دیگران، تعیین‌کنندهٔ علاقه یا عدم‌علاقهٔ آنها به شماست.
  14. گذشته از همهٔ این‌ها، اتفاقات مثبت و منفی زندگی اساسا پنجاه-پنجاه هستند.
  15. زمانی که سیاست‌مداری برگزیده می‌شود، هیچ‌کس نمی‌تواند کار زیادی برای کنترل او انجام بدهد.
  16. نتایج ارزیابی عملکرد من، کاملا از روی غرض‌ورزی سرپرستم است.
  17. من اغلب احساس می‌کنم روی زندگی‌ام و اتفاقاتی که برایم می‌افتند، کنترل کمی دارم.
  18. اگر دوستانه برخورد می‌کنید و همچنان کسی شما را دوست ندارد، نمی‌توانید در این مورد کار زیادی انجام دهید.
  19. شما کنترل زیادی روی اتفاقات یا مسیر زندگی‌تان ندارید.
  20. چراییِ تصمیمات سیاست‌مداران را کسی نمی‌داند.

گروه ب: منبع کنترل درونی

  1. ناامیدی معمولا نتیجه‌ی اشتباهات خودمان است.
  2. معلمان با دانش‌آموزان منصفانه رفتار می‌کنند و عملکرد آنها را تا جای ممکن بی‌طرفانه ارزیابی می‌کنند.
  3. کسانی که قادر به رهبری هستند اما رهبری نمی‌کنند، نتوانسته‌اند از فرصت‌هایی که داشته‌اند، بهره ببرند.
  4. اگر شما مهارت‌های میان‌فردی خوبی داشته باشید و بدانید چگونه با دیگران کنار بیایید، در آن صورت ترغیب دیگران به دوست داشتن شما دشوار نخواهد بود.
  5. شما تصمیم می‌گیرید چه اتفاقی برای‌تان بیفتد. شما به سرنوشت اعتقاد ندارید.
  6. اگر برای یک مصاحبه آماده باشید، احتمال موفق شدن‌تان را بالا می‌برید.
  7. لازمهٔ موفق‌شدن در یک کار، سخت کوشی و فداکاری است، زیرا همین تلاش است که اهمیت دارد.
  8. حتی یک نفر هم می‌تواند روی سیاست‌ها و تصمیم گیری دولت اثر بگذارد.
  9. اگر یک هدف منطقی برای خودتان تعیین کنید، می‌توانید با سخت‌کوشی و تعهد به آن هدف برسید.
  10. در رسیدن شما به آنچه از زندگی می‌خواهید، شانس نقش زیادی را بازی نمی‌کند.
  11. برای مدیر و سرپرست بودن، باید اثبات کنید که می‌دانید چگونه کارهایتان را به نحو مؤثر و با مشارکت با دیگران انجام ‌دهید.
  12. این ایده که شانس تا حد زیادی تعیین‌کنندهٔ زندگی ماست، یک استدلال غلط است.
  13. انسان‌ها انگیزه های پنهان بسیار زیادی دارند، تعیین اینکه چه کسی واقعا شما را دوست دارد و چه کسی دوست‌تان ندارد، غیرممکن است.
  14. یک اتفاق منفی معمولا نتیجهٔ بی‌علاقگی، عدم‌آگاهی، عدم‌توانایی یا ترکیبی از همهٔ این‌هاست.
  15. اگر همهٔ ما به‌اندازهٔ کافی تلاش کنیم، می‌توانیم جلوی فساد سیاسی را بگیریم.
  16. میزان سخت‌کوشی و وقتی که من صرفِ کارم می‌کنم، تا حد زیادی تعیین‌کنندهٔ نتایج ارزیابی عملکرد من است.
  17. قبول ندارم که شانس نقش زیادی در تعیین اتفاقات زندگی من دارد.
  18. اگر تنها هستید، دلیلش این است که خودتان به‌اندازهٔ کافی تلاش نمی‌کنید تا با دیگران کنار بیایید و با آنها دوستانه برخورد کنید.
  19. اتفاقاتی که در زندگی شما می‌افتند، نتیجهٔ اعمال خودتان هستند.
  20. مردم نیز به‌اندازهٔ سیاست‌مداران، مسئول تصمیمات دولت هستند.

مزایای منبع کنترل درونی

به‌طور کلی، کسانی که منبع کنترل درونی دارند:

  • در فعالیت‌هایی مشارکت می‌کنند که موقعیت‌شان را بهتر خواهد کرد.
  • روی تلاش برای موفقیت تأکید می‌کنند.
  • برای توسعهٔ آگاهی، مهارت‌ها و توانایی‌هایشان سخت کار می‌کنند.
  • کنجکاوی به خرج می‌دهند و در جست‌وجوی یافتن علت‌ها هستند.
  • اطلاعاتی را که می‌توانند برای ایجاد نتایج مثبت در آینده از آنها استفاده کنند، یادداشت می‌کنند.
  • سبک مدیریتی آنها مشارکتی‌تر است.

مدیریت موانعِ یک منبع کنترل درونی قوی

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، معمولا بنا به دلایل بسیار منطقی، انسان‌های موفق‌تری هستند.

با وجود این، گاهی‌اوقات داشتن یک منبع کنترل بیرونی مزیت دارد، به‌ویژه در موقعیت‌هایی که افراد باید باملاحظه‌ و بی‌تکلف‌ باشند. کسانی که منبع کنترل درونی قوی دارند، بسیار به موفقیت اهمیت می‌دهند و این نگرش می‌تواند باعث شود اطرافیان آنها احساس آزردگی و تحقیر ‌کنند. با داشتن یک منبع کنترل درونی بسیار قوی، این تمایل نیز وجود دارد که بخواهید همه چیز را کنترل کنید و این نگرش می‌تواند منجر به مشکلاتی در پیروی از دستورات شود.

اگر شما یک منبع کنترل درونی قوی دارید، حتما به احساسات اطرافیان‌تان توجه کنید، در غیر این صورت، سرکش به نظر خواهید رسید و افراد تمایلی به کار کردن با شما نخواهند داشت.

حتما ریسک‌ها را به‌درستی مدیریت کنید. رویدادهای تصادفی ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتند. شاید بتوانید برخی از این رویدادها را با عزم و اراده‌ٔ کافی مدیریت کنید، اما برخی از آنها هم از کنترل شما خارج هستند.

نکته:

همزمان با افزایش سن، افراد ترجیح می‌دهند منبع کنترل درونی بیشتری داشته باشند. این گرایش به دلیل افزایش توانایی آنها در نفوذ بر اتفاقات زندگی‌شان و رسیدن به این آگاهی است که بسیاری از اتفاقاتی که برای آنها می‌افتد، نتیجه‌ی اَعمال خودشان است.

نکاتی برای توسعهٔ منبع کنترل درونی

این حقیقت اساسی را به رسمیت بشناسید که شما همیشه امکان انتخاب دارید. انتخاب نکردن نیز به نوبهٔ خود یک انتخاب است و این انتخاب شماست که اجازه بدهید دیگران و رویدادهای زندگی برای شما و به‌جای شما تصمیم بگیرند.

اهدافی را برای خودتان تعیین کنید و ببینید که چگونه با تلاش برای رسیدن به این اهداف، کنترل اتفاقات زندگی‌تان را به دست می‌گیرید. با انجام دادن این کار، خواهید دید که اعتماد به نفس شما به‌سرعت بالا می‌رود.

کسانی که منبع کنترل درونی دارند، باور دارند که مسئول موفقیت‌های خودشان هستند. تا اعتمادبه‌نفس بیشتری را احساس کنید و اتفاقات زندگی‌تان را کنترل کنید. با کمک این ابزار، می‌توانید موقعیت‌هایی را درک و هدایت کنید که امکان داشت به شما آسیب برسانند.

به خودگویی های خود توجه کنید. هرگاه چنین جملاتی را به خود گفتید: «من هیچ انتخابی ندارم» یا «من هیچ کاری نمی‌توانم بکنم»، همانجا دست نگه دارید و به خودتان یادآوری کنید که تا حدی کنترل زندگی‌تان با شماست و استفاده کردن یا نکردن از آن، به خودتان بستگی دارد.

منبع: موفقیت

واگذاری کسب وکار و3توصیه ای که اعتبارتان را حفظ میکند

واگذاری کسب وکاروحفظ اعتبار

واگذاری کسب وکاروحفظ اعتبار.همه‌جا صحبت از روش‌های راه اندازی کسب و کار و توسعهٔ آن است. اما اگر لازم شد، باید این را هم بدانیم که شیوهٔ صحیحِ خروج از کسب‌و‌کار چگونه است. به دلایل فراوانی، واگذاری کسب و کار می‌تواند نقطهٔ عطفی در مسیر کار‌آفرینی شما باشد. شما زمان و منابع فراوانی را صرف رشد و توسعه کسب و کار خود کرده‌اید و دوست ندارید آن را به دیگران واگذار کنید. اما گاهی خارج‌شدن از کسب‌و‌کار سود‌آور‌ترین فرصت شما در بازار است. واگذار‌ کردنِ یک شرکت موفق شهرت شما در بازار را هم افزایش می‌دهد. البته شما باید رزومه موفقی داشته باشید. بنابراین باید سعی کنید شرکت‌تان حتی پس از رفتن شما نیز موفق بماند. در ادامه، با دلایل و شیوهٔ واگذاری کسب‌و‌کار آشنا می‌شوید.

واگذاری کسب وکاروحفظ اعتبار

به اصل موضوع برگردیم. اصلا چرا باید کسب‌و‌کار سود‌آور خود را ترک کنید؟ شاید برای پروژهٔ دیگری به منابع مالی نیاز دارید. شاید به اهداف کسب‌و‌کار خود رسیده‌اید و تمایل دارید کاری جدید را شروع کنید. شاید غریزهٔ شما حکم می‌کند که وقتِ رفتن است! یا شاید حتی در فکر بازنشستگی هستید.

فارغ از این که دلیل شما چیست، باید کسب‌و‌کار‌تان را به بهترین شیوه واگذار کنید. روش متداول برای واگذاری یک شرکت، جانشینی مستقیم است. در جانشینی مستقیم شما مالکیت شرکت را به اعضای خانواده، شرکای تجاری یا کارمندان خود واگذار می‌کنید. شاید هم شرکت خود را به دیگران (حتی رقبا) بفروشید. برای شرکت‌هایی با پتانسیل رشد بالا نیز ممکن است از عرضه اولیه سهام (IPO) استفاده شود.

اجرای صحیح، درست مانند شروع کسب و کار، کلید موفقیت خروج از کسب‌و‌کار است. برای خروج موفق (و همچنین ادامهٔ موفقیت شرکت) باید بر موارد خاصی تمرکز کنید که در ادامه با آنها آشنا می‌شوید.

واگذاری کسب و کار با ۳ توصیه‌ای که اعتبارتان را حفظ می‌کند

واگذاری کسب و کار با ۳ توصیه‌ای که اعتبارتان را حفظ می‌کند

۱. فرایند حفظ مشتریان را بررسی کنید

یکی از حیاتی‌ترین دغدغه‌های هر کسب‌و‌کار، حفظ مشتریان است. پیش از واگذاری شرکت‌، فرایند حفظ مشتریان را دقیق و عمیق بررسی کنید. حفظ مشتریان به دلایل فراوانی، ضروری است.

اولین دلیل این است که هزینهٔ جذب مشتری جدید ۵ تا ۲۵ برابر بیشتر از هزینهٔ حفظ مشتریان کنونی است. پایگاه قابل‌اتکای مشتریان برنامه ریزی بودجه را بسیار آسان‌تر می‌کند. در نتیجه، تمایل خریداران بالقوه به خرید شرکت قطعا افزایش می‌یابد. مشتریان وفا‌دارْ جذب مشتریان جدید را نیز تسهیل می‌کنند. این مدافعانِ برند برای شما معتبر‌ترین شیوهٔ بازاریابی [یعنی بازاریابی دهان به دهان] را اجرا می‌کنند. پژوهشی که دربارهٔ این موضوع انجام شده است نشان می‌دهد ۹۲ درصد از مردم توصیهٔ دوستان خود را از هر نوع بازاریابی دیگری معتبر‌تر می‌دانند.

حفظ مشتریان را با ترویج فرهنگ مشتری مداری در شرکت تضمین کنید و هر جا که ممکن بود این فرایند را با فناوری روز تجهیز کنید. «مک دونالد» الگوی مناسبی برای این موضوع است. این شرکت با پایه‌ریزیِ سیستم مدیریت شبکه های اجتماعی، هر بازخوردی را که در فضای مجازی از مشتریان دریافت می‌کند به‌دقت جمع‌آوری، تحلیل و رسیدگی می‌کند. شما نیز می‌توانید تنبیه و پاداش کارمندان خود را با تجربه و نظرات مشتریان مرتبط کنید. همهٔ این تلاش‌ها نهایتا تضمین‌کنندهٔ حفظ مشتریان پیش و پس از خروج شما از شرکت است.


۲. حسابرسی مالی را فراموش نکنید

پیش از خروج، حتما سلامت مالی شرکت خود را بررسی کنید. تری لمرز یکی از اعضای هیئت‌مدیرهٔ شرکت مشاورهٔ «Innovative Business Advisors» است. او معتقد است: «همان‌طور که برای بررسی سلامتی خود به پزشک مراجعه می‌کنید، برای بررسی سلامت شرکت‌تان نیز باید نظر متخصصان را جویا شوید.»

ارزیابیِ تحلیل‌گر مالی معتبر (CVA) بینش‌های ارزشمندی دربارهٔ وضعیت مالی عمومی شرکت شما فراهم می‌کند. عموم مالکان، پیش از ترک شرکت، محاسبات مالی اشتباهی انجام می‌دهند. به همین دلیل، مرحلهٔ حسابرسی مالی بسیار ضروری است. اشتباهات مالی متداول عبارت‌اند از: گزارش غیردقیق انبار‌گردانی (ممکن است تبعات مالیاتی نا‌خواسته داشته باشد)، نداشتن سیستم حسابداری مناسب و کم‌اظهاری دربارهٔ فروش نقدی. کم‌اظهاری دربارهٔ فروشِ نقدی مالیات شما را کم می‌کند، اما جریان مالی شرکت شما را نیز ضعیف جلوه می‌دهد. بعید است این وضعیت مطلوب کسی باشد که قصد فروش شرکت خود را دارد!

۳. تیم مدیریتی شرکت را آماده کنید

تیم مدیریتی قوی تضمین‌کنندهٔ واگذاری موفقیت‌آمیز شرکت به مالکان جدید است. این تیم اعتماد خریداران بالقوه به شرکت را هم تقویت می‌کند. در واقع، اگر تیم مدیریتی شرکت شما طراز اول نباشد، فروش شرکت بدون تخفیف بالا ممکن نیست.

واگذاری اختیارات خود به دیگر مدیران را به دقیقهٔ ۹۰ موکول نکنید. زمان کافی را در اختیار آنها قرار دهید تا بتوانند با مسئولیت‌های جدید سازگار شوند و مسائل‌شان دربارهٔ نقش جدید را با شما طرح کنند. پیش از آماده کردن تیم باید در مقابل وسوسهٔ شدید خود برای مطرح کردن اخبار واگذاری مقاومت کنید.

اخبار واگذاری را در ابتدا فقط با مدیران ارشد خود در میان بگذارید. این مدیران می‌توانند در تهیهٔ اسناد مورد‌نیاز و تعامل با بانک سرمایه‌گذار یا واسطه‌های تجاری با شما همکاری کنند. اجازه دهید فروش شرکت قطعی شود و سپس آن را با کل تیم مطرح کنید. اگر پیش از موعد اطلاع‌رسانی کنید، ممکن است تیم مدیریتی دچار دستپاچگی شوند. همین مسئله تأثیراتی منفی بر عملکرد شرکت خواهد داشت.

واگذاری کسب وکاروحفظ اعتبار

سخن آخر

واگذاری شرکت تنها زمانی آسان و موفقیت‌آمیز خواهد بود که به‌درستی مدیریت شود. به این سه مورد دقت کنید و مطمئن باشید تمام توان خود را برای رسیدن به بهترین قیمت فروش به‌ کار گرفته‌اید. بدین ترتیب، شما بهترین فرصت‌های رشد شرکت پس از ترک آن را فراهم کرده‌اید. مطمئن باشید آوازهٔ عملکرد درخشان شما در همه‌جا می‌پیچد.

منبع:inc

 

_D8_A8_DB_8C-_D8_AD_D9_88_D8_B5_D9_84_DA_AF_DB_8C-_a80e83296897675c6fb55e8711eb7b4a

علت بی حوصلگی درمحیط کار و راه های درمان آن

دلیل بی‌حوصلگی در محیط کار ،باز هم شنبه از راه رسید. صدای آزاردهندهٔ زنگ ساعت سکوت لذت‌بخش را می‌شکند. چند بار دکمهٔ «چُرت» (snooze) ساعت را می‌زنیم و به تخت‌خواب می‌چسبیم. بعد درست زمانی‌که عقربۀ ساعت به ۸ می‌رسد، تمام عضلات بدن‌مان درد می‌گیرد. نهایتا به محل کار می‌رسیم و کامپیوتر روی میز را روشن می‌کنیم. همه‌چیز به نظر طبیعی می‌آید، جز ذهنی که به هر سو سرک می‌کشد. اگر موقعیت بالا برای‌تان آشناست، احتمال دارد که درگیر بی حوصگی و خستگی در محل کار باشید و حالا به سراغ این نوشته آمده‌اید تا از این شرایط آزاردهنده خلاص شوید. در اینجا به دلایل ایجاد بی‌حوصلگی در محل کار، عواقب کمتر شناخته‌شدۀ آن و راهکارهایی برای رفع خستگی و بی‌حوصلگیِ کاری نگاه می‌کنیم.

دلیل واقعی بی‌حوصلگی و خستگی در محیط کار

بی‌حوصلگی ناشی از مشکلات احتمالی محل کار است:

۱. علایق شما با کاری که می‌کنید همخوان نیست

اتفاق نادری نیست که کارمان با آنچه برای‌مان جالب است منطبق نباشد. اما ممکن است گاهی متوجه این ناهماهنگی نباشیم. خوب است به این فکر کنیم که چرا این شغل را انتخاب کرده‌ایم و در آن مشغول به کار شدیم:

  • درآمد قابل‌توجهی داشت؟
  • گزینۀ دیگری جز آن مصاحبه کاری نداشتیم؟
  • فقط احتیاج به محیط تازه‌ای داشتیم؟

اگر موارد بالا دلایل عمدهٔ ما برای انتخاب شغل فعلی‌مان بوده است، باید دربارۀ علاقه‌مان به این کار بازنگری کنیم.

۲. از توانایی‌های‌تان به‌قدر کافی استفاده نمی‌کنید

هرکس نقاط قوت و استعدادی دارد. هرگاه توانایی‌های ما به‌تمامی در شغل‌مان به کار نیاید، ممکن است وظیفۀ محول‌شده اصلا چالش‌برانگیز به نظر نرسد. بدتر از همه، ممکن است در ارزشمندی‌ خود برای شرکت تردید کنیم و به‌تدریج انگیزه کاری خود را از دست بدهیم.

۳. فرصت‌های رشد و یادگیری کمی دارید

تصور کنید یک وظیفهٔ ثابت را تا دو هفته یا دوماه یا دو سال یا بارها و بارها انجام دهید. احساس‌تان چه خواهد بود؟ مطمئنم که همگی تا حد مرگ، بی‌حوصله خواهیم شد.

اگر محل کارتان فرصت‌های کافی برای رشد و یادگیری فراهم نمی‌کند و قادر به مشاهدهٔ پیشرفتی نیستید، کم‌کم ناامید می‌شوید و دربارۀ کارتان احساس بی‌حوصلگی می‌کنید.

۴. اتلاف وقت زیادی دارید

داشتن زمان تنفس در محل کار ضروری است، اما وقت آزادِ بیش از اندازه دردسرزا است. وقتی زمان بطالت زیاد باشد، ذهن‌ به این شاخه و آن شاخه می‌پرد: به این فکر می‌کنیم که کجا غذا بخوریم و یا به مشکلات رابطه‌های‌مان یا حرفی که همسایه امروز زده است فکر می‌کنیم.

هرچند ذهن مشغول می‌شود، اما دلیل پیدایش این افکار این است که حوصله‌مان سر رفته است.


۵. احساس خستگی و فرسودگی می‌کنید

اهدافی که در زندگی دنبال می‌کنیم و مسائلی که باید بیرون از محیط کار به آنها رسیدگی کنیم فراوان است. وقتی با سایر بخش‌های زندگی خیلی درگیر باشیم، توجه و انرژی خود را به‌سادگی از کار منحرف می‌کنیم. هرچه برای انجام وظایف کاری تلاش کمتری انجام دهیم، علاقه و دلبستگی ما به کارمان کمتر می‌شود؛ همین مسئله حتی بیشتر ما را به بی‌حوصلگی سوق می‌دهد.

۶. هدف روشنی ندارید

افرادی که به‌مدت طولانی در یک پُست مشغول‌اند، به‌آسانی احساس می‌کنند که راه را گم کرده‌اند.

به‌مرور، در مورد اینکه از شغل‌مان چه می‌خواهیم دچار سردرگمی می‌شویم. به روال تکراری روزها عادت می‌کنیم و کم‌کم شور و علاقۀ خود به کار را از دست می‌دهیم.

دلیل واقعی بی‌حوصلگی و خستگی در محیط کار

دلیل واقعی بی‌حوصلگی و خستگی در محیط کار

عواقب کمترشناخته‌شدهٔ اعتنا نکردن به بی‌حوصلگی

ممکن است فکر کنید اشکالی ندارد اگر رسیدگی به بی‌حوصلگی را به وقتی دیگر موکول کنید؛ اما هرچه بیشتر بی‌حوصلگی را نادیده بگیرید، با عواقب بیشتری رو‌به‌رو می‌شوید. بی‌حوصلگیِ خود را جدی بگیرید؛ این حالت می‌تواند عواقبی داشته باشد!

افزایش استرس

تعدادی از شرکت‌کنندگان کارگاه کاهش استرس این‌گونه نظر دادند:

  • کارهای کسل‌کننده می‌توانند واقعا استرس‌آور باشند؛
  • این احساس که مهارت‌های‌مان در کار فعلی‌مان به هدر خواهد رفت، می‌تواند موجب استرس شود.

اکتساب عادات بد

به‌گمان متخصصان، افراد با زیاده‌روی در مصرف غذاهای ناسالم و انجام کارهای خطرناک در محل کار، بی‌حوصلگی خود را تسکین می‌دهند. زمانی که به خستگی و بی‌حوصلگی‌مان رسیدگی نمی‌کنیم، ممکن است جایی دیگر به محرکی پناه ببریم تا بر بی‌حوصلگی فائق شویم.

کاهش سلامت روانی

پژوهشی نشان می‌دهد جوانان یا تازه‌فارغ‌التحصیل‌شدگان ممکن است دچار افسردگی یا خمودگی شوند؛ زیرا آنها «خود را مجبور به انجام کارهایی می‌بینند که موجب رشد و خوشنودی آنها نیست».

بازدهی پایین

همان‌طور که پیش‌از‌این اشاره کردیم، وقتی برای انجام کار بی‌حوصله و بی‌علاقه باشیم، بازدهی کارمان افت شدیدی می‌کند.

۶ راهکار برای رفع خستگی و بی‌حوصلگی در محل کار

بی‌حوصلگی خود‌به‌خود از بین نمی‌رود و باید برایش کاری کرد. ببینیم چطور می‌شود بی‌حوصلگی را رفع کرد. خوشبختانه راه‌هایی برای تغییر اوضاع وجود دارد:

۱. دربارهٔ شرایط کاری خود با رئیس یا سرپرست‌تان گفت‌وگو کنید

اگر رئیس یا سرپرست‌تان به بازخورد علاقه‌مند است، صحبت کردن با او همیشه برای‌تان خوب خواهد بود. آنها قاعدتا همان آدم‌هایی هستند که باید حرف‌تان را به آنها بزنید؛ چون می‌توانند شما را درک کنند و کاری برای‌تان انجام دهند. می‌توانید درخواست وظایف دشوارتر یا کاری را داشته باشید که با علایق‌تان همسو است. این پیشنهاد نه‌تنها به رفع بی‌حوصلگی‌ کمک می‌کند، بلکه رئیس‌تان از اشتیاق شما برای رشد و یادگیری سپاسگزار خواهد بود.

۲. بیشتر از چیزی که از شما انتظار می‌رود انجام دهید

برای استفادۀ کامل از توانایی و زمان‌تان، سعی کنید بیشتر از نیاز رئیس‌تان کار کنید. پس از اتمام وظایف تکراری و ساده، زمانی را صرف انجام وظایف خارج از دایرۀ مسئولیت‌تان کنید. به‌مرورِزمان، رئیس‌تان متوجه اخلاق کاری شما می‌شود و آن را تصدیق خواهد کرد. در آینده ممکن است وظایف جالب‌توجهی به شما محول شود که مشتاق نگه‌تان دارد!

۳. در وقت آزاد، مهارت‌های تازه بیاموزید

اگر اوقات بی‌کاری‌تان زیاد است، دانش خود را افزایش دهید و چیزی تازه یاد بگیرید. کسی که همه‌فن‌حریف باشد، همیشه در چشم رؤسا می‌درخشد. مثلا اگر در گروهِ طراحی کار می‌کنید ولی با نرم‌افزارهای طراحی آشنا نیستید، خودآموزی در این زمینه فرصت خوبی برای‌تان است.

۴. بدانید چه انتظاری از کارتان دارید

دانستن انتظارات اهمیت دارد زیرا شناسایی اهداف می‌تواند ایجاد انگیزه کند! خوب است برای کشف و تعیین اهداف و آنچه مشتاقش هستید وقت بگذارید. اما لطفا فراموش نکنید که این موارد را یادداشت کنید و به‌عنوان یادیار به میز کارتان بچسبانید. همچنین اگر به کمک نیاز دارید، می‌توانید از توصیه‌های موفقیت شغلی «چطور» بهره بگیرید.

۵. استراحت کنید تا فرسوده نشوید

استراحت برای سفر طولانی پیشِ‌رو حکم مرحلهٔ مقدماتی را دارد. هرگز برای استراحت کردن تردید نکنید زیرا به آن نیاز دارید! اگر قصد دارید به موفقیت بیشتری برسید، استراحت برای‌تان ضروری است. قدرت یک استراحت کوتاه را دست‌کم نگیرید.

۶. اگر شغل‌تان مانعی برای شماست، ترکش کنید

اگر همچنان بعد از به کار بستن تمام توصیه‌های بالا، کارتان را خسته‌کننده و کسل‌کننده می‌دانید، باید به فکر ترک شغل فعلی‌تان باشید. فرصت شغلی همه‌جا هست؛ ممکن است شغلی بهتر منتظر شما باشد. تغییری در زندگی‌تان ایجاد کنید و با خودتان مهربان‌تر باشید.

سخن آخر

زمانی که در محل کار خسته و بی‌حوصله هستیم، در واقع با علامت هشداری مواجهیم که نباید آن را نادیده بگیریم. این احساس می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که هدفی را در زندگی گم کرده‌ایم. اگر اجازه بدهیم این بی‌حوصلگی ادامه پیدا کند، سلامت روان و شادی خود را در معرض خطر قرار داده‌ایم.

هرروز یک کار تکراری را انجام ندهید که شما را بی‌حوصله می‌کند. تغییری ایجاد کنید تا شوروشوق دوباره‌ای به کار و زندگی‌تان بدهد.

منبع: lifehack

حرفه ای بودن درمحیط کاربه چه معناست

حرفه ای بودن درکارچیست

حرفه ای بودن درکارچیست

حرفه ای بودن درمحیط کار به چه معناست؟حتما می‌دانید که اگر می‌خواهید موفق باشید، حرفه ای بودن (Professionalism) بسیار ضروری است. اما «حرفه ای بودن» دقیقا به چه معناست؟ شاید برای بعضی‌ها به معنای هوشمندانه لباس پوشیدن در محل کار، توانایی ایجاد ارتباطات گوناگون یا انجام درست کارشان باشد. برای برخی دیگر، حرفه‌ای بودن به معنای داشتن مدارک پیشرفته یا سایر گواهی‌هایی است که آنها را قاب گرفته و روی دیوار دفتر نصب کرده‌اند. حرفه‌ای‌گری همه‌ی این تعاریف را در بر می‌گیرد، اما تعاریف بیشتری هم دارد.

پس حرفه ای بودن چیست و چرا اهمیت دارد؟ چگونه می‌توانید در نقش روزمره‌تان کاملا حرفه ای باشید؟ در این مقاله ما همه‌ی این پرسش‌ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد تا بتوانید تصویر درستی از حرفه ای گری در محل کار از خود نشان دهید.

تعریف حرفه‌ای‌گری

دیکشنری وبستر حرفه‌ای‌گری را این‌طور تعریف می‌کند: «رفتار، اهداف، یا ویژگی‌هایی که معرف یا نشانگر حرفه یا فرد حرفه‌ای است»؛ و حرفه را «شغلی که مستلزم دانش تخصصی و اغلب آمادگی آکادمیک در درازمدت و به صورت فشرده است» تعریف می‌کند.

این تعاریف می‌گویند حرفه‌ای‌گری شامل ویژگی‌های مختلف بسیاری است و این ویژگی‌ها فرد حرفه ای را مشخص و تعریف می‌کنند. اما این ویژگی‌ها چه هستند؟

دانش تخصصی

نخست آنکه افراد حرفه‌ای به خاطر دانش تخصصی خود شناخته می‌شوند. آنها تعهد شخصی عمیقی به پیشرفت و بهبود مهارت‌های خود داشته و در صورت نیاز درجات و گواهی‌هایی دارند که به عنوان شالوده‌ی این دانش به کار می‌رود. همه‌ی حوزه‌های کسب و کار دارای هسته‌ی ثابت دانش و صلاحیت‌های دانشگاهی مرتبط نیستند؛ همه‌ی حوزه‌ها برای آنکه با موفقیت عمل کنند، به دانش گسترده‌ای نیاز ندارند و همه‌ی افراد حرفه‌ای در حوزه‌های فعالیت‌شان، دارای درجات عالی نیستند.

با این حال، آنچه اهمیت دارد این است که افراد حرفه ای، جدی و اندیشمندانه و با پشتکار کار کرده‌اند تا بر دانش تخصصی لازم برای موفقیت در حوزه‌های کاری‌شان تسلط یابند؛ و آنها این دانش را به‌روز نگه داشته‌اند تا بتوانند هم‌چنان بهترین کار ممکن را ارائه دهند.

حرفه ای بودن درکارچیست

شایستگی

افراد حرفه‌ای کار را به انجام می‌رسانند. آنها قابل اعتماد هستند و به قول خود عمل می‌کنند. اگر شرایطی به وجود بیاید که نتوانند به عهدشان وفا کنند، از قبل انتظارات را مدیریت می‌کنند و نهایت تلاش خود را می‌کنند تا وضعیت را سر و سامان ببخشند. افراد حرفه‌ای بهانه‌تراشی نمی‌کنند، بلکه بر روی یافتن راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

صداقت و راستی

افراد حرفه‌ای ویژگی‌هایی مانند صداقت و اخلاق مداری از خود نشان می‌دهند. آنها به قول‌شان عمل می‌کنند و به همین دلیل قابل اعتماد هستند. هرگز ارزش‌های خود را به خطر نمی‌اندازند و کار درست را انجام می‌دهند؛ حتی اگر این امر به معنای در پیش گرفتن مسیر دشوارتر باشد.

علاوه بر این، افراد حرفه ای متواضع هستند. اگر پروژه یا شغلی خارج از حوزه‌ی مهارت آنها باشد، از قبول آن هراسی ندارند. در صورت نیاز فورا از دیگران کمک می‌گیرند و تمایل به آموختن دارند.

حرفه ای بودن درمحیط کار به چه معناست

حرفه ای بودن درکارچیست

مسئولیت‌پذیری

افراد حرفه‌ای خود را مسئول تفکرات و سخنان و اقدامات خودشان می‌دانند؛ به ویژه اگر دچار اشتباه شده باشند. این مسئولیت پذیری شخصی، پیوند نزدیکی با صداقت و راستی دارد و عنصری حیاتی در حرفه‌ای‌گری است.

خودتنظیمی

آنها تحت فشار نیز حرفه‌ای باقی می‌مانند. برای مثال کارمندی در بخش خدمات مشتریان را در نظر بگیرید که با مشتری عصبانی‌ای مواجه می‌شود. به جای آنکه کارمند هم در واکنش به او آشفته و عصبانی شود، با حفظ آرامش و انجام رفتاری متناسب با محیط کسب‌وکار و با انجام هر کاری که وضعیت را بهتر می‌کند، حرفه‌ای‌گری حقیقی را نشان می‌دهد.

افراد حرفه‌ای واقعی برای افراد پیرامون‌شان، فارغ از سمت یا موقعیت آنها، احترام قائلند. آنها با در نظر گرفتن احساسات و نیازهای دیگران، هوش هیجانی (EI) زیادی از خود نشان می‌دهند و نمی‌گذارند که روز بدی که دارند، بر چگونگی تعامل آنها با همکاران یا مراجعه‌کنندگان تأثیر بگذارد.

حرفه ای بودن درکارچیست

ظاهر

افراد حرفه‌ای ظاهر مناسبی دارند. آنها با لباس شلخته و موهای ژولیده سر کار حاضر نمی‌شوند. آراسته هستند و متناسب با وضعیت لباس می‌پوشند. به همین دلیل از خود اطمینان ساطع می‌کنند و برای این کار احترام هم می‌بینند.

چگونه حرفه‌ای‌گری خود را نشان دهیم

با توجه به این ویژگی‌ها می‌بینید که افراد حرفه‌ای کسانی هستند که دیگران به آنها احترام می‌گذارند و برای آنها ارزش قائلند. آنها اعتباری حقیقی برای سازمان‌شان هستند.

به همین دلیل، باید شهرتی حرفه‌ای در محل کار به دست آوریم. افراد حرفه‌ای حقیقی نخستین کسانی هستند که برای ترفیع در نظر گرفته می‌شوند و پروژه‌ها یا مراجعه‌کنندگان ارزشمند را به آنها ارجاع می‌دهند. این افراد معمولا در حرفه‌ی خود موفق هستند.

حال که تصویر شفافی از آنچه حرفه‌ای‌گری را تشکیل می‌دهد در ذهن‌تان شکل گرفت، آیا این ویژگی‌ها را به افراد پیرامون خود نشان می‌دهید؟ احتمالا تا کنون برخی از این ویژگی‌ها را نشان داده‌اید، اما ممکن است متوجه شوید که فاقد برخی از آنها هستید. به منظور پیشرفت حرفه‌ای‌گری خود، بر روی بهبود هر کدام از این ویژگی‌ها تمرکز کنید. البته هر بار روی یکی از آنها تمرکز کنید تا دچار سردرگمی نشوید.

حرفه ای بودن درکارچیست

به علاوه، راهبردهای دیگری نیز وجود دارد که به شما کمک خواهند کرد تا در محل کار حرفه‌ای‌تر باشید:

مهارت‌سازی کنید

نگذارید دانش و مهارت‌هایتان منسوخ شوند. نسبت به یادگیری مهارت‌‌های جدید حساس باشید و در صنعت‌تان به‌روز بمانید.

هوش هیجانی خود را تقویت کنید

افراد حرفه‌ای می‌توانند نیازهای عاطفی دیگران را درک کنند. آنها قادرند به مراجعه‌کنندگان و همکاران‌شان آنچه را نیاز دارند بدهند؛ زیرا می‌دانند چگونه فعالانه گوش بدهند و آنچه را که رخ می‌دهد مشاهده کنند.

بنابراین اگر می‌خواهید حرفه‌ای‌گری خود را بهبود دهید، بر روی افزایش هوش هیجانی تمرکز کنید.

برای تعهدات خود احترام قائل باشید

هر زمان به رئیس یا همکار یا مراجعه‌کنندگان قولی می‌دهید، به آن عمل کنید. اگر فکر می‌کنید نمی‌توانید سر موعد به قول خود عمل کنید، تا حد امکان هر چه زودتر رئیس یا گروه یا مراجعه‌کننده را در جریان بگذارید. با این حال، هر کاری که می‌توانید بکنید تا وضعیت به این مرحله ختم نشود.

بهانه‌تراشی نکنید. در عوض بر روی برآوردن انتظارات به نحو احسن و بر روی سامان بخشیدن به وضعیت تمرکز کنید.

مؤدب باشید

مهربان و مؤدب باشید. با هر کسی که ارتباط دارید، فارغ از سِمَت او و احساس خودتان، رفتار خوبی داشته باشید. این امر ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد، اما تأثیر چشمگیری دارد.

حرفه ای بودن درمحیط کار به چه معناست؟

ابزار موردنیازتان را همراه داشته باشید

آیا بدون همراه بردن نمونه‌ی کالای موردنیازتان، در جلسه‌ای با مشتری شرکت می‌کنید؟ آیا به محل کار می‌رسید و تازه متوجه می‌شوید که فایل بسیار مهمی را در خانه جا گذاشته‌اید؟ آیا مدام خود را در وضعیت‌هایی می‌یابید که فاقد مهارت‌های لازم برای انجام درست کارتان هستید؟

افراد حرفه‌ای واقعی همیشه آمادگی دارند. این امر مستلزم برنامه‌ریزی بهتر، به موقع بودن و توجه است. روی بهبود مدیریت زمان و مهارت‌های برنامه ریزی تمرکز کنید تا همیشه همه چیز را تحت کنترل داشته باشید.
توجه:

اگر چه حرفه‌ای بودن به معنای حفظ تعهدات، انجام کار باکیفیت و داشتن خبرگی است، اما گاهی اوقات، حرفه‌ای بودن یعنی برای پروژه‌هایی که خارج از توانمندی‌هایتان است داوطلب نشوید.

حرفه ای بودن درمحیط کار به چه معناست؟

با این حال، این امر الزاما به این معنی نیست که شما نباید آزمون و خطا کنید! ابتدا ریسک‌ها را تحلیل کنید تا عواقب عملکرد اشتباه را به حداقل برسانید. در مورد هر خلأ حرفه‌ای که دارید صادق باشید و برای پر کردن‌شان تلاش کنید. بعد هم تا جایی که امکان دارد، نهایت تلاش‌تان را بکنید.

منبع:desarrollo de carrera

 

موفقیت شغلی

چگونه درکسب وکارتان پیشرفت داشته باشید.

چگونه درکسب وکارتان پیشرفت داشته باشید.
 
 
 حتما بخوانید:

امروزه نیازها و شرایط لازم برای موفقیت در دنیای کسب و کار، رشد و تغییر بسیار زیادی کرده است و شرکت‌ها نیازمند افرادی هستند که از خطر کردن واهمه‌ای ندارند و دست به ابتکار و نوآوری می‌زنند. در چشم‌انداز حرفه‌ای رقابتی امروز، کارفرمایان به‌دنبال افرادی هستند که ایده‌های تازه‌ای را مطرح می‌کنند، ابتکار و نوآوری دارند، پروژه‌های جدیدی را شروع می‌کنند، راه‌حل‌های جدیدی ارائه می‌دهند و فرصت‌های تازه‌ای را برای شرکت ایجاد می‌کنند.

۲. خودتان عملکردتان را ارزیابی کنید

یکی از بهترین راه‌های رسیدن به موفقیت در کار این است که همواره عملکردتان را ارزیابی کنید. منتظر ارزیابی سالانه‌ی خود نباشید و این کار را خودتان انجام بدهید. یکی از راه‌های انجام این کار تعیین اهدافی قابل سنجش و مشخص و تنظیم جدول زمانی برای رسیدن به آنهاست. وقتی تازه مشغول‌به کاری شده‌اید، اهداف کوتاه‌مدتی را برای خود مشخص کنید. برای رسیدن به این اهداف، برنامه‌ی دقیق و کاملی داشته باشید. وظایف خود را به وظایف هفتگی یا حتی روزانه تقسیم کنید. در پایان هفته، با پر کردن فرم کوچکی، به‌راحتی می‌توانید بررسی کنید که در کجای مسیر قرار دارید و آیا لازم است استراتژی خود را تغییر دهید، یا نیازی به این کار نیست. حتی در مقطعی می‌توانید گزارش عملکردتان را به مدیران‌تان ارائه دهید تا میزان پیشرفت خود را به آنها نشان دهید. این کار به مدیران نشان می‌دهد که شما اهمیت خودارزیابی همیشگی و پیشرفت را درک کرده‌اید

چگونه درکسب وکارتان پیشرفت داشته باشید

چگونه درکسب وکارتان پیشرفت داشته باشید

۳. همیشه آماده‌ی یادگیری باشید

برای موفقیت در کار باید مشتاق یادگیری باشید. فرقی نمی‌کند در کدام دانشگاه تحصیل کرده‌اید یا چه نمره‌هایی گرفته‌اید؛ چون زندگی حرفه‌ای با دانشگاه تفاوت بسیار زیادی دارد. هر روز آمادگی پرسیدن یک میلیون سؤال را درمورد کارهایی که انجام می‌دهید، داشته باشید. شاید روزها طول بکشد تا بر انجام وظایف خود در شغل جدیدتان تسلط پیدا کنید، پس به مدیران نشان بدهید که قابلیت بهبود و اصلاح خود را دارید، به همه‌چیز توجه می‌کنید و همیشه مشتاق یادگیری چیزهای جدید هستید.

۴. نیازها را پیش‌بینی کنید

برای موفقیت در کار جدید و رسیدن به پیشرفت شغلی باید از نیازهای شغلی مدیرتان به‌خوبی آگاه باشید. همیشه یک گام جلوتر از رئیس‌تان باشید و از خودتان بپرسید: «اگر من به‌جای رئیس بودم می‌خواستم که در مرحله‌ی بعد چه کاری انجام شود؟» با انجام مؤثر و به‌موقع کارها، پیش از اینکه از شما خواسته شود، به مدیران‌تان نشان می‌دهید که ذهنیت و نگرش مثبتی دارید و کارمند زرنگ و فعالی هستید.

۵. به‌خوبی ارتباط برقرار کنید

برقرای ارتباط کلید موفقیت هر کارمند و سازمانی است. اگر مدیر از شما بخواهد که گزارش وضعیت (status report) را به او ارائه دهید، آماده کردن و ارائه دادن این گزارش تنها کاری نیست که می‌توانید انجام بدهید. شما باید به‌طور فعال با او ارتباط برقرار کنید و به او اطلاع دهید که چه زمانی کاری را انجام می‌دهید و پس از انجام وظیفه‌ی خود، به‌سراغ کارهایی بروید که باید در مرحله‌ی بعدی انجام شود.

۶. اهدافی را برای خود مشخص کنید

فراموش نکنید که شما برای «سخت کار کردن» یا «مشغول بودن» حقوق نمی‌گیرید. در پایان روز آنچه برای کارفرمای شما اهمیت دارد، این است که شما چه کمکی به تحقق اهداف و رسالت کوتاه‌مدت و بلندمدت شرکت کرده‌اید. بنابراین همیشه به‌یاد داشته باشید که شما برای کمک در رسیدن به هدف مشخصی حقوق می‌گیرید که به‌طور چشمگیری بر عملکرد، رسالت و چشم‌انداز کلی شرکت تأثیر می‌گذارند. در هر کجای نردبان شرکت که قرار داشته باشید، نگرش و ذهنیت هدف‌گرا به شما کمک می‌کند تا به موفقیت شغلی برسید.

۷. حرف نزنید، عمل کنید

این اصل را همواره در تعاملات و رفتارهای خود در محل کار به‌خاطر داشته باشید که ارزش عمل کردن بیشتر از صرفا حرف زدن است. به‌جای لاف زدن درمورد کارهایی که می‌توانید انجام بدهید (و سپس انجام ندادن آنها) در عمل به مدیران نشان دهید که چه توانایی‌هایی دارید.

۸. اعتماد دیگران را به‌دست بیاورید

جلب اعتماد دیگران یکی از مهم‌ترین نکات برای موفقیت هنگام پذیرفتن شغل جدید است. این طور به قضیه نگاه کنید که هر چقدر سریع‌تر اعتماد رئیس‌تان را به خود جلب کنید، او نیز نگرانی‌های کمتری خواهد داشت و می‌تواند برای تمرکز بر سایر موضوعات و مسائل مهم، زمان بیشتری داشته باشد. اگر رئیس، شما را فرد مطمئنی بداند، وظایف بیشتری را به شما محول می‌کند. همیشه به مهلت‌های مشخص‌شده برای انجام کارها پایبند باشید و کارها را به‌موقع تمام کنید و به قول‌هایتان عمل کنید. عمل به تمام تعهدات‌تان (هرچقدر هم که دشوار به‌نظر برسد)، به‌ویژه در اوایل ارتباط با رئیس‌تان، بسیار مهم است.

۹. راه‌حل ارائه دهید

هر کارمندی می‌تواند مشکلات خود را مشکلات مدیر خود بداند، ولی شما باید ارائه‌دهنده‌ی راه‌حل باشید نه ایجادکننده‌ی مشکل. کارمندان عالی کسانی هستند که مشکلات را حل می‌کنند. اگر درمورد مشکلی که مربوط به کار یا اداره‌ی شماست، اختیارات لازم برای دادن حکم و رأی نهایی را ندارید، می‌توانید راه‌حل‌هایی به رئیس خود پیشنهاد دهید و تا جایی که می‌توانید و از صمیم قلب برای حل آن مشکل تلاش کنید.

۱۰. مهربان و دلسوز باشید

برای اینکه به‌عنوان کارمند خوب و نمونه‌ای شناخته شوید، باید دلسوز باشید و این مسئله را درک کنید که مدیران و همکاران‌تان تمام تلاش خود را می‌کنند. بداخلاقی و شکایت همیشگی از اینکه چقدر کار می‌کنید، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. در پایان روز، هر کسی وظایف خود را که بابتش حقوق می‌گیرد، انجام خواهد داد.

چگونه درکسب وکارتان پیشرفت داشته باشید.

حرف آخر

بسیاری از این ویژگی‌ها و رفتارهایی که در موفقیت شغلی شما مؤثر هستند، در رهبران بزرگ نیز وجود دارند. با درنظر داشتن این ۱۰ نکته‌ی مهم برای موفقیت در کار می‌توانید در مسیر رسیدن به بزرگی و عظمت واقعی قرار بگیرید و به اهداف شغلی نهایی خود برسید.

منبع:topresume.com

کسب وکار

راهکارهای رشدسریع کسب وکار

 

راهکارهای رشدسریع کسب وکار

راهکارهای رشدسریع کسب وکار.معمولا صاحبان کسب‌وکارها در آغاز فعالیت‌شان انرژی زیادی دارند و می‌خواهند به‌سرعت به همه‌ی امور رسیدگی کنند. اما دیری نمی‌پاید که متوجه می‌شوند کارهای زیادی وجود دارد که یا وقت کافی برای انجام آنها ندارند یا تجربه و دانش آنها در آن موارد کافی نیست. از سوی دیگر نقدینگی‌شان محدود است و نمی‌توانند افرادی را برای انجام آن کارها استخدام کنند و بنابراین سرخورده و ناامید می‌شوند.

این موضوع برای همه‌ی کسب‌وکارهای کوچک اتفاق می‌افتد و امری کاملا طبیعی است. یکی از بهترین شیوه‌ها برای رفع این مشکل، برون‌سپاری امور به شرکت‌ها و افراد متخصص است. در این مطلب، ۶ کار مهم را که برون‌سپاری آنها برای کسب‌وکارهای کوچک ضروری است بررسی می‌کنیم.

۱. بازاریابی محتوا

امروزه بیشتر افراد ازطریق تلفن هوشمند و موتور جست‌وجو به‌دنبال کسب‌وکارها می‌گردند، بنابراین بازاریابی آنلاین گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر برای جلب نظر مشتریان است. برای اینکه مشتریان کالا یا خدماتی را بخرند، باید از وجود یک یا چند برند آگاه شوند و درادامه با توجه به اطلاعات ارائه‌شده تصمیم‌ بگیرند که آن کالا یا خدمت را می‌خواهند یا نه؛ مهم‌ترین مرحله در این زنجیره همان آگاهی از وجود برند است و این کار ازطریق بازاریابی محتوا صورت می‌پذیرد.

اگر صاحبان کسب‌وکارهای کوچک بدون داشتن تجربه‌ی چندانی برای انجام این کار، بخواهند بازاریابی محتوایی انجام دهند، به‌احتمال زیاد زمان و پول‌شان هدر خواهد رفت. بنابراین بهتر است بازاریابی محتوا را به شرکت‌هایی بسپارند که سال‌ها روی تکنیک‌های بازاریابی محتوایی کار کرده‌اند و می‌دانند چگونه و چه زمانی باید استراتژی‌های مناسب را برای آن کسب‌وکار اتخاذ کنند. برخی از خدمات این شرکت‌ها عبارت‌اند از:

۲. طراحی وب‌سایتطط

جهان امروز، جهان آنلاین است. چیزی که برند یا کسب‌وکاری را به مشتریان و کسانی که به‌دنبال کسب‌وکارها می‌گردند معرفی می‌کند، وب‌سایتی با طراحی حرفه‌ای و منحصربه‌فرد است. بیل اریکسون (طراح وردپرس) می‌گوید برای ساخت وب‌سایت ۱۴ هفته زمان لازم است. اگر یک کسب‌وکار بخواهد سه ماه و نیم برای طراحی وب‌سایتش وقت بگذارد، بقیه‌ی امور مهم کسب‌وکار را چه کسی باید انجام دهد؟

با توجه به این موضوع، برون‌سپاری طراحی وب‌سایت کار عاقلانه‌ای به‌نظر می‌رسد. متخصصان این کار با نظر خودتان اجزای وب‌سایت را هم ازلحاظ سبک و هم ازلحاظ تکنیک طراحی می‌کنند و علاوه‌بر صرفه‌جویی در زمان، نیازهای کسب‌وکار شما را نیز برطرف خواهند کرد. خدماتی که این افراد انجام می‌دهند، به شرح زیر است:

وب‌سایت باید با اندازه‌ها و رزولوشن صفحه‌نمایش تلفن‌های همراه نیز سازگار باشد تا موجب افزایش رضایت مشتریان شود.

۳. عکاسی و فیلم‌برداری

تصاویر و ویدئوها برای افزایش درآمد یک کسب‌وکار ابزار قدرتمندی هستند، اما آیا می‌دانید اگر این تصاویر و ویدئوها بی‌کیفیت یا غیرحرفه‌ای باشند به‌جای جذب مشتریان آنها را فراری می‌دهند؟

برای انتشار تصاویر و ویدئوهای حرفه‌ای باید دوربین‌ها و تجهیزات پیشرفته‌ای داشته باشید که خب بسیار گران‌قیمت هستند. علاوه‌براین، برای عکاسی،‌ فیلم‌برداری و ویرایش عکس و فیلم نیز مهارت‌هایی لازم است. بهتر است این کار را به عکاسان حرفه‌ای که چشم‌های دقیقی دارند و می‌توانند با تهیه‌ی تصاویر فوق‌العاده، بازدیدکنندگان وب‌سایت‌تان را جذب و پیام برندتان را به آنها منتقل کنند بسپارید.

برای بنرها یا طرح‌های گرافیکی موردنیاز هم می‌توانید از شرکت‌های مجرب کمک بگیرید تا از شر دردسرهای طراحی خلاص شوید.

۴. مدیریت شبکه‌های اجتماعی

امروزه شبکه‌های اجتماعی در نقش پلی ارتباطی با بازار هدف، اهمیت زیادی پیدا کرده‌اند. اما ارسال مطالب به این شبکه‌ها ممکن است بیشتر از آنچه فکر می‌کنید وقت‌تان را بگیرد و مسلما این مدت‌زمان را می‌توانید به کارهای مهم‌تری اختصاص دهید. برخی از شرکت‌ها یا افراد می‌توانند محتوای رسانه‌های اجتماعی‌تان را دائما به‌روزرسانی کنند و با انتشار مطالب جدید این رسانه‌ها را فعال نگه‌ دارند.

۵. مسائل مالی و مالیاتی

یکی از پیچیده‌ترین امور مربوط به کسب‌وکار، حسابداری و قوانین مالیاتی است. حتی بزرگ‌ترین کسب‌وکارها خودشان نمی‌توانند از پسِ مسائل مالی شرکت‌شان بربیایند و نیاز به مشاوره‌ی مالی دارند. اما استخدام مشاور مالی و تیم حسابداری هزینه‌ی زیادی دارد و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک نمی‌توانند این هزینه را بپردازند.

براساس مطالعه‌ای، ۷۱% از شرکت‌های کوچک مسائل مالیاتی خودشان را برون‌سپاری می‌کنند. ۵۰% از آنها مسائل مربوط به حقوق و دستمزد و ۱۴% حسابداری شرکت را به یک مؤسسه خدمات مالی می‌سپارند. ۲۸% از این شرکت‌ها اظهار داشتند که هر ماه با بستن دفاتر و حساب‌ها مشکل پیدا می‌کنند. به‌همین‌دلیل اشتباهات مالی فراوان در دفاتر این شرکت‌ها رخ می‌دهد که سبب می‌شود شرکت ازنظر مالی به‌خطر بیفتد. شرکت‌های مالی هم در زمینه‌ی حسابداری و هم در زمینه‌ی امور مالیاتی می‌توانند به شرکت‌های کوچک و متوسط خدمات ارزنده‌ای ارائه دهند. این خدمات ارزنده از یک سو سبب می‌شود صاحبان کسب‌وکارها با خیال راحت به امور اصلی شرکت بپردازند و از سوی دیگر در هزینه‌هایشان صرفه‌جویی می‌شود.

خدماتی که شرکت‌های خدمات مالی ارائه می‌دهند، شامل موارد زیر است:

  • خدمات حسابداری؛
  • خدمات مالیاتی؛
  • خدمات حسابرسی؛
  • ارزیابی ریسک؛
  • مشاوره مالیاتی؛
  • مشاوره مالی.

هرچه کسب‌وکار بیشتر رشد کند و دفاتر پیچیده‌تر شوند، برون‌سپاری آن مهم‌تر می‌شود. کوتاهی در این مورد می‌تواند به‌معنای شکست یا یک فاجعه‌ی مالی باشد. علاوه‌بر خدمات حسابداری، این شرکت‌ها می‌توانند در زمینه‌ی امور مالیاتی و قانونیِ کسب‌وکارتان، خدماتی نیز به شما ارائه دهند. ناآگاهی از قوانین مالیاتی و قانونی‌بودن امور کسب‌وکار ممکن است برایتان دردسرساز شود. بنابراین اگر در زمینه‌ی مالیاتی و کار قانونی کارشناس نیستید اجازه بدهید دیگران این کار را برایتان انجام دهند.

منبع:Business growth

bazarekar

۴ حقیقت ناگفته که برای داشتن کسب و کاری ماندگار باید بدانید

4 حقیقت برای کسب وکار ماندگار.

اگر علاقه‌مند به دنیای کسب و کار باشید و مطالب و اخبار مرتبط با آن را دنبال کنید، احتمالا از زبان کارآفرین ها صحبت‌های زیادی دربارۀ دشواری‌های پیش‌ِرو برای راه اندازی کسب و کار تازه شنیده‌اید. مسئله اینجاست که کمتر کارآفرینی راجع به چگونگی کسب موفقیت در بلندمدت و ماندگاری کسب و کار صحبت می‌کند و از تجربه‌هایش در این باره حرف می‌زند. به بیان بهتر، همان مراحل اولیۀ شروع کسب و کار جدید است که همۀ توجه‌ها را به خود جلب می‌کند. اما در این میان، کاری وجود دارد که به‌مراتب از آن دشوارتر است: این کار چیزی نیست جز ماندگار نگه داشتن کسب‌وکار در بلندمدت. این مطلب را به همین موضوع اختصاص داده‌ایم. در ادامه، شما را با ۴ حقیقت ناگفته برای ایجاد کسب و کاری ماندگار آشنا خواهیم کرد.

4 حقیقت برای کسب وکار ماندگار.

4 حقیقت برای کسب وکار ماندگار.

۱. راجع به وعده‌ها و قول‌هایی که می‌‌خواهید بدهید، خوب فکر کنید

وعده ها

کارآفرین‌های بسیاری هستند که از روی هیجان یا هر چیز دیگری، قول‌های زیادی به مشتری‌ها و مخاطبان‌شان می‌دهند، اما در ادامهٔ مسیر، در عملی کردن این وعده‌ووعیدها ناتوان می‌مانند. هیچ‌وقت نباید تأثیر و قدرت کلمات و گفته‌های‌مان را دست‌کم بگیریم: کافی است دهان‌به‌دهان میان مخاطب‌های شما بگردد که فرضا کیفیت محصولات‌تان آن‌قدر که ادعا می‌کنید خوب نیست؛ یا مثلا خدمات شما با انتظاراتی که در ابتدای امر به وجود آوردید هم‌خوانی ندارد. در چنین شرایطی، دیگر دشوار بتوان به آیندهٔ کسب و کار امیدوار بود.

قول‌ها و وعده‌ ووعیدهای بی‌پایه‌واساس فقط مشتری‌ها را کلافه یا ناامید نمی‌کند، بلکه باعث بی‌اعتمادی آنها هم می‌شود. رابطهٔ کسب و کار با مشتری، مثل هر رابطهٔ دیگری در زندگی، در درجهٔ اول بر پایهٔ اعتماد شکل می‌گیرد. اگر نتوانیم این اعتماد را در مشتری‌ها به وجود بیاوریم یا به هر دلیلی اعتمادشان را از دست بدهیم، ادامهٔ کار دشوارتر از چیزی خواهد شد که در نگاه اول ممکن است به نظر برسد. پس خوب راجع به وعده‌ها و قول‌هایی که می‌خواهید بدهید، فکر کنید و تمامی جوانب امر را بسنجید و ببینید آیا توان عملی کردن‌شان را دارید یا خیر؟ بعد از آن با مشتری‌های‌تان در میان بگذارید.

۲. قدردان کارکنان خوب و مستعدِ خود باشید

4 حقیقت برای کسب وکار ماندگاراگر واقعا می‌خواهید کسب و کار ماندگاری داشته باشید، یکی از اولویت‌های‌تان باید به خدمت گرفتن افراد مستعد و حفظ آنها باشد. کارکنان خوب هستند که کسب و کار را ماندگار می‌کنند؛ در سوی دیگر اگر کارکنان از صلاحیت کافی برخوردار نباشند، کسب و کارتان جز رؤیایی زودگذر چیز دیگری نخواهد بود.

کارکنان خوب می‌توانند از پسِ کارهای روزمره به بهترین نحو ممکن بربیایند و به این صورت، زمان کافی در اختیار شما قرار می‌گیرد تا روی مسائل مهم‌تری نظیر چگونگی گسترش و رشد بیشتر و بهتر کسب و کار تمرکز کنید.

درست است که نرخ بیکاری بالا است، اما فراموش نکنید کسی که واقعا در کارش حرفی برای گفتن داشته باشد، به دریافت دستمزد کم رضایت نمی‌دهد و ترجیح می‌دهد بیکار بماند. وقتی چنین کارکنانی پیدا کردید، دستمزدی منصفانه برای‌شان در نظر بگیرید و به آنها نشان بدهید که قدردان زحمات‌شان خواهید بود.

۳. رودرروی مشکلات و سختی‌ها بایستید و پا پس نکشید

4 حقیقت برای کسب وکار ماندگارکارآفرینی و راه‌اندازی کسب و کار تازه سخت و دشوار است. در این مسیر، مشکلات زیادی پیشِ‌روی‌تان قرار خواهد گرفت. درست در همان لحظه‌ای که فکر می‌کنید همهٔ کارها طبق انتظار پیش می‌رود، ناگهان گرهی به کارتان می‌خورد. اگر می‌خواهید کسب و کار ماندگاری داشته باشید، نباید در مقابل این مسائل و مشکلات شانه خالی کنید و ناامید شوید.

در کسب و کار تازه گاهی کارها به‌قدری بهم می‌ریزد و شرایط بغرنج می‌شود که شاید دل‌تان بخواهد قید همه‌چیز را بزنید. در چنین مواقعی بهتر است کمی راجع به انگیزه‌تان از راه‌اندازی این کسب و کار در روزهای اول فکر کنید و به این شکل به خودتان دلگرمی بدهید. بعد از آن با تکیه بر توانایی‌ها و نقاط قوت کارکنان‌تان برای هر مشکلی به‌طور جداگانه راه‌حلی پیدا کنید. مطمئن باشید که به‌ مرور، روند کارها همانی خواهد شد که انتظارش را دارید.

اشتباه کردن جزء جدایی‌ناپذیر هر نوع کسب و کاری است، به‌ویژه در اوایل کار. به این اشتباه‌ها به چشم فرصتی برای کسب تجربه‌های جدید نگاه کنید و به‌عنوان کسی که وظیفهٔ دشوار کارآفرینی را متحمل شده است، سعی کنید با برداشتن قدم‌های بهتر و لحاظ کردن تغییرات لازم در جهت بهبود کسب و کارتان تلاش کنید.

4 حقیقت برای کسب وکار ماندگار


۴. همیشه با مشتری‌ها در ارتباط باشید

. کافی است مشتری قرارداد را امضا کند یا محصول را خریداری کند؛ بعد از آن به‌کلی فراموشش می‌کنند و به سراغ جذب مشتری جدید می‌روند.

شما این اشتباه را نکنید و همیشه با مشتری‌ها در ارتباط باشید، حتی مشتری‌های سابق‌تان. گاه‌به‌گاه با ارسال پیام یا ایمیلی جویای نظر آنها شوید و از آنها بخواهید صادقانه بازخورد خود را مطرح کنند. هرچند گرفتنِ بازخورد صادقانه گاهی کار راحتی نیست (مثلا اینکه از شخصی بپرسید چرا دیگر نمی‌خواهد مشتری کسب و کار شما باشد)، اما به هر حال، به بهتر شدن وِجههٔ کسب و کار شما و رابطه‌تان با مشتری‌های سابق کمک می‌کند. در این صورت، اگر بعدها کسی از او سراغ کسب و کاری قابل‌اعتماد را بگیرد، به‌احتمال زیاد از شرکت یا سازمان شما اسم خواهد برد.

نظر شما چیست؟ به‌نظرتان برای ماندگار شدن کسب و کار چه کارهای دیگری می‌توان انجام داد؟ نظرات و تجربه‌های خود را با ما و خوانندگان این مطلب به اشتراک بگذارید.

منبع:inc

working-relationships

۷ روش برای برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار

۷ روش برای برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار

۷ روش برای برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار.گاهی اوقات تشخیص موانعی که سبب سوءتفاهم در محیط کار می‌شوند، آن‌قدرها که فکر می‌کنیم دشوار نیست. سوءتفاهم هنگامی روی می‌دهد که شفافیت در محیط کار وجود نداشته باشد؛ البته گاهی هم ممکن است ناخواسته اتفاق بیفتد. درهرصورت اگر سوءتفاهم حل‌نشده باقی بماند، ممکن است به درگیری در محیط کار یا کاهش بهره وری منجر شود.

 

واقعیت این است که داشتن تحصیلات یا تجربهٔ کاری لزوما به این معنا نیست که قدرت برقراری ارتباط مؤثر هم داریم. حتی تحصیل‌کرده‌ترین و باتجربه‌ترین افراد هم ممکن است در رساندن درست پیام‌شان به دیگران با مشکل مواجه شوند. می‌دانیم که ارتباط نامؤثر به هدر رفتن فرصت، زمان و منابع می‌انجامد. دلیل اصلی این مسئله این است که مکالمات ما در محیط کار معمولا سازنده نیست.

ویژگی‌های شخصی، فاصلهٔ فیزیکی، موضوع پیام، اصطلاحات خاصی که به‌کار می‌بریم و نیز فرهنگ، از جمله عواملی هستند که بر داشتن ارتباطی روشن، مؤثر و شفاف در محیط کار تأثیر می‌گذارند. در این مطلب، ۷ روش برای برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار را با هم مرور می‌کنیم که به افزایش بهره وری محیط کاری می‌انجامند.

۱. شناخت مخاطب

شناخت مخاطب برای ارتباط مؤثر در محیط کار کاملا ضروری است. منظور از ارتباط در اینجا، همۀ ارتباطات کلامی و نوشتاری، سخنرانی، ایمیل‌های روزانه، اطلاعیه‌های شرکت یا ارائهٔ به‌روزرسانی وضعیت پروژه‌هاست.

اینکه پیام‌مان را به‌خوبی به مخاطب انتقال دهیم یا نه، بستگی به این دارد که تا چه اندازه او را درک کرده‌ایم. به پرسش‌های زیر دقت کنید:

  • چه کسی طرف صحبت من است؟
  • هدف پیامی که می‌خواهم انتقال دهم چیست؟
  • مخاطب من چه چیزی را از این پیام باید درک کند؟
  • از او می‌خواهم چه کاری انجام دهد؟
  • بهترین روش انتقال پیام به او کدام است؟
  • چه برداشتی ممکن است از این پیام داشته باشد؟
  • پس از اینکه پیام را دریافت کرد، چه احساسی خواهد داشت یا چه واکنشی ممکن است نشان دهد؟

برای اینکه بتوانیم این پرسش‌ها را پاسخ دهیم، باید از قبل، رفتارهای مخاطب را مشاهده، تحلیل و بررسی کنیم. در یک کلام باید بدانیم با چه کسی طرف هستیم. مثلا رویکردی که برای ارتباط با گروه یا همکاران‌مان داریم، مسلّما باید متفاوت از نوع ارتباط با رئیس‌مان باشد، زیرا این دو گروه با هم تفاوت‌هایی اساسی دارند.

۲. درک موقعیت و صریح‌ بودن

باملاحظه‌ بودن و سنجیده رفتار کردن نقشی اساسی در برقراری ارتباط مؤثر دارند. برای اینکه این دو صفت خوب را در خودمان نهادینه کنیم، باید برای آنها وقت صرف کنیم. برای برقراری ارتباط با دیگران در محیط کار، باید کمی صبر کنیم و موقعیت را درک کنیم، صحبت‌هایمان را واضح و صریح بیان کنیم و درعین‌حال، رفتار همدلانه‌ای با دیگران داشته باشیم. در اینجا چند نکتهٔ مهم وجود دارد که به برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار کمک می‌کند:

کنجکاو باشید

کنجکاوی در معنای خوب آن، در درک مخاطب بسیار سودمند است. با استفاده از سؤالاتی که با «چه چیزی» و «چگونه» آغاز می‌شوند می‌توانیم انتهای پرسش را باز بگذاریم تا مخاطب به‌ناچار به پرسش پاسخ دهد. به‌این‌ترتیب به‌راحتی می‌توانیم از توضیحات آنها اطلاعاتی را جمع‌آوری کنیم که نیاز داریم. همچنین، می‌توانیم با مطرح‌ کردن پرسش‌هایی کاوشگرانه، زمینهٔ بهتری از موقعیت به‌دست آوریم. هرچه موقعیت را بیشتر درک کنیم، احتمال انتقال بهتر پیام به مخاطب بیشتر خواهد شد.

مانند کودکان یاد بگیرید

معمولا کودکان هیچ پیش‌زمینه یا اطلاعات قبلی دربارهٔ چیزهایی که می‌آموزند ندارند. به‌همین‌دلیل در هنگام یادگیری می‌توانیم نوعی احساس فروتنی را در آنها ببینیم. این رویکرد بسیار مؤثر است. کافی است خودمان را به‌جای مخاطب قرار دهیم تا شرایط را از زاویۀ دید آنها ببینیم. اگر خودمان را پذیرا، آماده و مشتاق نظرات مخاطبان نشان دهیم، از آنها چیزهای زیادی یاد خواهیم گرفت.

پیش‌فرض‌های‌تان را بررسی کنید

معمولا وسعت دانسته‌های ما روی برداشت‌ها و قضاوت‌هایمان سایه می‌اندازد. به‌همین‌دلیل بهتر است ابتدا تصوراتی را که از قبل دربارهٔ مخاطب‌مان داریم بررسی کنیم. باید بدانیم دقیقا با چه کسی باید صحبت کنیم یا اینکه چه تحقیقاتی باید انجام دهیم تا بفهمیم که پیش‌فرض‌های‌مان درست است یا نه. بهتر است قبل از هر اقدامی خوب فکر کنیم.

همه را درگیر کنید

تقریبا همهٔ افراد دوست دارند در محیط کار احساس ارزشمند بودن داشته باشند و حس کنند که حضورشان مهم است. باید همهٔ ایده‌ها را بشنویم و هیچ دیدگاهی را از قلم نیندازیم. مثلا اگر در جلسه‌ای قرار است از افراد دربارهٔ موضوعی اطلاعات کسب کنیم، باید زمان کافی درنظر بگیریم تا همه نظرات‌شان را ابراز کنند. اگر زمان جلسه به‌پایان رسید، در همان جلسه اعلام می‌کنیم که بعدا با بقیۀ افراد صحبت می‌کنیم.

۳. خوب گوش‌ دادن

شاید بسیاری از ما با فنون و مبانی مهارت گوش‌ دادن صحیح آشنا باشیم. اما هنگامی‌که با انبوهی از جلسات، اولویت بندی ها و کارهای مهم درگیر می‌شویم، واقعا تا چه حد اصول مهمی را به‌یاد می‌آوریم که به برقراری ارتباط مؤثر کمک می‌کنند؟ تمرین نکات عملی زیر می‌تواند به گوش‌ دادن صحیح به مخاطب کمک کند:

تفسیر کردن

وقتی درحال صحبت با مخاطب هستیم، می‌توانیم با تکرار کلمات او یا بازگویی آنها به زبان خودمان گفته‌هایش را تأیید کنیم. به‌این‌ترتیب، او مطمئن می‌شود که منظورش را درک می‌کنیم و از آن بهتر اینکه اگر چیزی که ما فهمیده‌ایم همانی نیست که او می‌گوید، بلافاصله می‌توانیم موضوع را روشن کنیم.

سؤال‌ کردن

گاهی ممکن است در هنگام صحبت‌ کردن با مخاطب احساس کنیم به اطلاعات بیشتری نیاز داریم. در این زمان، بهترین کار این است که دربارهٔ جزئیاتِ بیشتر سؤال کنیم.

روشنگری

وقتی چیزی را به‌طور کامل درک نمی‌کنیم، بهتر است درباره‌اش بیشتر سؤال کنیم.

به‌خاطر سپردن

یکی از مهم‌ترین تمریناتی که برای ارتباط مؤثر ضروری است، تقویت مهارت به‌خاطر سپردن است. اگر تلاش کنیم مواردی را که می‌دانیم برای مخاطب‌مان مهم است به‌خاطر بسپاریم، می‌توانیم در آینده آنها را به او یادآوری کنیم. این به مخاطب نشان می‌دهد که ما خوب به او گوش داده‌ایم و برای حرف‌هایش اهمیت قائل شده‌ایم.

اینها مهارت‌های گوش‌ دادن بودند که برای برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار ضروری هستند. برای تقویت این مهارت‌ها باید تمرین کنیم. فراموش نکنیم که:

  • باید با دیگران همدلی کنیم؛
  • نباید فقط به احساسات خودمان اهمیت بدهیم؛ باید احساسات دیگران را هم درک کنیم؛
  • باید رفتارهای هیجانی و واکنش‌های خودمان و دیگران را بسنجیم؛
  • از ارزش‌ها و عقاید خودمان و دیگران آگاه باشیم؛
  • نشانه‌های ارتباط غیرکلامی مانند زبان بدن را ببینیم و درک کنیم.

۴. بررسی نحوهٔ دریافت بازخوردها

نحوهٔ دریافت بازخوردها، ابتدا بر واکنشی که نشان می‌دهیم و سپس نحوهٔ برقراری ارتباط مؤثر با دیگران تأثیر می‌گذارد. گفتنِ اینکه باید بازخوردها و انتقادها را بپذیریم، از انجام‌دادنش خیلی راحت‌تر است. ما انسان هستیم و طبیعت‌مان ایجاب می‌کند که گاهی آسیب‌پذیر باشیم. هنگامی‌که به‌دلیل رویدادهای زندگی پریشان می‌شویم یا وقتی که در محیط کار احساس فشار می‌کنیم، با کوچکترین بازخورد منفی حالت تدافعی می‌گیریم. به‌همین‌دلیل، نحوهٔ دریافت بازخورد بسیار مهم است.

اما چطور می‌توانیم مهارت انتقادپذیری و توانایی‌مان را برای جذب بازخوردها بهبود بخشیم؟ روش کلی کار این است که تمرین کنیم موارد سودمند را از بازخوردها بیرون بکشیم و از آنها یاد بگیریم. از سوی دیگر، باید از بخش‌هایی که سازنده نیستند خلاص شویم و دیگر به آنها فکر نکنیم. راهبردهای زیر می‌توانند در تقویت این مهارت کمک‌کننده باشند:

  • شناخت، درک‌ کردن و مدیریت واکنش‌ها و نیز هر آنچه که پس از دریافت بازخوردها به ما انگیزه می‌دهد؛
  • گرفتن پیام اصلی از بازخوردها بدون توجه به اینکه چه کسی این بازخورد را داده است؛
  • بازخورد را نوعی مشاوره درنظر گرفتن: نباید به این فکر کنیم که دارند قضاوت‌مان می‌کنند؛
  • تفکیک بازخورد به بخش‌های کوچک‌تر و قابل‌فهم‌تر؛
  • بازخورد گرفتن فقط برای یک موضوع خاص (هروقت بازخورد می‌خواهیم، فقط و فقط باید دربارهٔ یک موضوع خاص سؤال کنیم و این موضوع نباید کلی باشد)؛
  • آزمودن روش‌های پیشنهادشده در بازخوردها به‌شکل مرحله‌به‌مرحله و با گام‌های کوچک (نباید بلافاصله برای اجرای کامل هر پیشنهادی که به ما می‌دهند شیرجه بزنیم)؛

بازخوردها می‌توانند درس‌های زیادی به ما بیاموزند و در پیشرفت و رشدمان نقش مهمی داشته باشند. تفکیک بازخورد به بخش‌های کوچک می‌تواند در بررسی پیام‌ها و نشان‌ دادن واکنش مناسب سودمند باشد.

۵. ارائهٔ بازخورد بی‌طرفانه و ملموس (قابل‌مشاهده)

این یکی از سخت‌ترین بخش‌های تمرین برای ارتباط مؤثر است. دادن بازخورد به دیگران کار ساده‌ای نیست. می‌ترسیم کسی را برنجانیم، قصدمان پیشگیری از بروز درگیری‌هاست اما نمی‌دانیم چطور آن را انجام دهیم. خیلی مواقع از نظر هیجانی آماده نیستیم یا پیش‌فرض‌های‌مان مانع درک درست واقعیت می‌شوند.

یکی از روش‌های بسیار مؤثر در ارائهٔ بازخورد صریح و روشن استفاده از مدل «موقعیت، رفتار، اثر» (SBI) است:

  • موقعیت: ابتدا زمینه را آماده می‌کنیم. از خودمان می‌پرسیم چه اتفاقی، کجا و چه‌وقت افتاده است.
  • رفتار: رفتار را توضیح می‌دهیم. این سخت‌ترین بخش کار است، زیرا باید پیش‌فرض‌های‌مان را بررسی کنیم. رفتار مخاطب را باید طوری توضیح دهیم که قابل‌مشاهده باشد. مثلا لحن بازخورد با گفتن عبارت «تو بی‌ادبانه رفتار کردی» به‌جای «تو حرف مرا قطع کردی» تغییر می‌کند، زیرا بی‌ادب دانستن فرد برداشتی شخصی است، درحالی‌که قطع‌کردن صحبت‌مان رفتاری است که همه می‌توانستند ببینند و قابل‌مشاهده بوده است.
  • اثر: برای توصیف نتایج رفتار باید از عباراتی استفاده کنیم که اول‌شخص باشند؛ به‌این‌ترتیب به مخاطب می‌گوییم که این گفته‌ها از جانب خودمان است.

بعد از آن باید به گفت‌وگو ادامه دهیم. از آنها سؤال می‌کنیم تا با توجه به پاسخ‌های‌شان درک بهتری از موضوعِ پیش‌آمده پیدا کنیم. می‌پرسیم:

  • نظرتان چیست؟
  • چه اتفاقی برایتان افتاده است؟
  • چه چیزی از این موضوع فهمیدید؟
  • چه برنامه‌ای برای بهبود شرایط در آینده دارید؟

مثال اول

«توی جلسهٔ دیروز وقتی داشتید ارائه می‌دادین (موقعیت)، متأسفانه دربارهٔ دو تا از اسلایدها یه کم نامطمئن حرف می‌زدین و محاسبات فروش‌تون اشتباه دراومد (رفتار). راستش تا حدودی خجالت کشیدم، چون همهٔ اعضای هیئت‌مدیره توی جلسه حضور داشتند. نگرانم این مسئله روی اعتبار و خوشنامی تیم‌مون تأثیر منفی بذاره (اثر).»

مثال دوم

«جلسهٔ امروز عصرمون با مشتریان خیلی عالی بود. جلسه رو درست به‌موقع برگزار کردین و از قبل، همهٔ بروشورها رو روی میز چیده بودین (موقعیت). همهٔ تحقیقات‌تون درست انجام شده بود و به همهٔ سؤالات مشتریان پاسخ دادین (رفتار). من بهتون افتخار می‌کنم و با اعتماد به نفس میگم که با این کار فوق‌العاده سازمان‌مون می‌تونه تو موقعیت ویژه‌ای قرار بگیره. می‌تونم ببینم که به همهٔ اهداف‌مون می‌رسیم و از همه به‌خاطر اینکه سخت کار کردن، تشکر می‌کنم (اثر).»

دانستن چگونگی ارائه‌ دادن بازخوردی واضح، دقیق و قابل‌مشاهده، از مهارت‌های ضروری برای برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار است.

۶. پیگیری، تأیید، مسئولیت‌پذیری

برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار، فرایندی همیشگی و نیازمند پیگیری، تأیید و مسئولیت پذیری است. باید به‌شکل مداوم بر روند پیشرفت نظارت کرده و به‌شکل پیوسته از دیگران پشتیبانی کنیم. در این راستا باید پیشرفت همکاران، گروه‌ها یا حتی مافوق‌مان را تأیید کنیم.

پرسش‌های زیر برای ارزیابی و اطمینان از مؤثربودن ارتباطات در محیط کار سودمند هستند:

  • چه فرصت‌هایی را می‌توانیم ببینیم؟
  • چگونه می‌توانیم خودمان را با آنها وفق دهیم؟
  • چه تصمیماتی باید بگیریم؟
  • چگونه می‌توانیم نقش حمایتی داشته باشیم؟
  • چطور بفهمیم که پیام‌مان را به‌درستی دریافت می‌کنند؟

۷. استفاده از هفت واژهٔ اساسی در ارتباط مؤثر

برای هر نوع ارتباط در محیط کار می‌توانیم از این هفت واژهٔ مهم استفاده کنیم و آنها را به کار ببندیم:

  • شفافیت: هدف پیام‌مان چیست؟ آیا درک آن برای مخاطب آسان است؟
  • مختصرگویی: چه بخش‌هایی را می‌توانیم در صحبت‌مان حذف کنیم؟ آیا چیزی که می‌خواهیم بگوییم واقعا مهم است؟
  • ملموس‌ بودن: چه حقایقی را می‌خواهیم بیان کنیم؟ آیا این حقایق ملموس و قابل‌مشاهده هستند؟
  • درست‌ بودن: آیا پیامی که می‌خواهیم انتقال بدهیم کاملا درست است و اشتباهی در آن وجود ندارد؟ آیا اصلا برای مخاطب‌مان مناسب هست؟
  • منسجم‌ بودن: آیا جریانی منطقی در صحبت‌های‌مان وجود دارد؟ یا موارد ضدونقیضی در آن دیده می‌شود؟
  • کامل‌ بودن: آیا اطلاعات مربوطه به‌طورکامل ارائه شده است؟ آیا مخاطب می‌داند دقیقا چه کاری از او می‌خواهیم؟
  • مبادی‌آداب‌ بودن: لحن پیام‌مان چگونه است؟

کلام آخر

روش‌های ارتباط مؤثر در محیط کار به تمرین و صرف زمان نیاز دارد. ۷ روشی که در این مطلب گفته شد، می‌تواند به شما در برقراری ارتباط مؤثر در محیط کار کمک کند. با استفاده از آنها می‌توانید مهارت های ارتباطی خود را بهبود بخشید.

شما از کدام‌یک از روش‌های فوق در محیط کارتان استفاده می‌کنید؟ کدام‌یک از موارد بالا را در همین ماه پیش‌ِرو می‌توانید در محیط کارتان اجرا کنید؟ آیا تجربه‌ای از برقراری ارتباط مؤثر در محیط کارتان دارید؟

خوشحال می‌شویم تجربۀ خود را با ما و دوستان‌تان در میان بگذارید.

منبع:.lifehack

Strategy

تصمیم گیری استراتژیک چیست؟ انواع و نتایج آن

تصمیم گیری استراتژیک چیست؟ انواع و نتایج آن

مشخصه و ویژگی بارز مدیریت استراتژیک ، تأکید آن بر اتخاذ تصمیم گیری های استراتژیک است.

تصمیم گیری استراتژیک چیست؟ انواع و نتایج آن.

هر چه که سازمان بزرگتر و پیچیده تر می شود و هر قدر که محیط نامطمئن تر می گردد ، کار تصمیم گیری دشوارتر و پیچیده تر می شود . ما در یک چارچوب تصمیم گیری استراتژیک را پیشنهاد می کنیم که می تواند به اعضای سازمان در اتخاذ چنین تصمیم های پیچیده و دشوار کمک کند. در ادامه با الی گشت همراه باشید.

تصمیم گیری استراتژیک

مشخصه و ویژگی بارز مدیریت استراتژیک ، تأکید آن بر اتخاذ تصمیم گیری های استراتژیک است . هر چه که سازمان بزرگتر و پیچیده تر می شود و هر قدر که محیط نامطمئن تر می گردد ، کار تصمیم گیری دشوارتر و پیچیده تر می شود . ما در یک چارچوب تصمیم گیری استراتژیک را پیشنهاد می کنیم که می تواند به اعضای سازمان در اتخاذ چنین تصمیم های پیچیده و دشوار کمک کند.

 

ویژگی تصمیم های استراتژیک

بر خلاف بسیاری از تصمیم ها ، تصمیم های استراتژیک به آینده بلند مدت کل سازمان مربوط می شود دارای سه ویژگی اساسی و اصلی است .

۱- نادر بودن : تصمیم های استراتژیک اتفاقی هستند و مشخصاً سابقه ای برای پیشگیری و دنبال کردن ندارند .

۲- نتیجه محور بودن : تصمیم های استراتژیک منابع قابل توجهی را جذب می کند و تعهد جدی سازمان را می طلبند .

۳- هدایتگر بودن : تصمیم های استراتژیک را می توان در تصمیم های کم اهمیت تر و انتخاب اقدامات بعدی در سازمان مورد توجه و استفاده قرار داد .

 

سبک های تصمیم گیری استراتژیک مینتز برگ

برخی تصمیم های استراتژیک در یک لحظه توسط فردی ( اغلب یک فرد کار آفرین یا مدیر عامل مقتدر ) که از بینش قوی برخوردار است گرفته می شود . فردی که قادر است به سرعت دیگران را به پیروی و تبعیت از افکارش متقاعد سازد . به نظر می رسد دیگر تصمیم های استراتژیک نشأت گرفته از انتخاب های تدریجی باشد در طول زمان سازمان را به یک سمت بیشتر سوق می دهد . براساس نظر هنری مینتز برگ ، مشخص ترین سبک های تصمیم گیری استراتژیک عبارتند از : کارآفرینی ، تعدیلی ، برنامه ریزی

برای انتخاب هر یک از سبک های تصمیم گیری استراتژیک در شرایط و موقعیت های خاص می توان مباحث و بررسی های خوبی انجام داد البته ما در بیشتر شرایط ، سبک تصمیم گیری استرتژیک « برنامه ریزی » را پیشنهاد می کنیم ؛ زیرا شامل عناصر اساسی و اصلی مدیریت استراتژیک می باشد.

برگرفته از:وب سایت الی گشت