aon_era_of_disengagement_1000x589-1000x589

۴ مهارت مدیریت پروژه که همه باید یاد بگیرند

۴ مهارت مدیریت پروژه که همه باید یاد بگیرند.

ا۴ مهارت مدیریت پروژه که همه باید یاد بگیرند.ین طور به نظر می‌رسد که طی سالیان اخیر، مسئولان سازمان‌های بسیاری سعی کرده‌اند علاوه بر مدیران پروژه، افراد شاغل در سازمان‌ها را هم ملزم به شرکت در جلسات یا کلاس‌های آموزشی مدیریت پروژه کنند. شاید این مسئله در نگاه اول کمی نامتعارف به نظر برسد، اما با مطالعۀ جزئیات این مطلب متوجه چرایی موضوع خواهید شد. حقیقت امر این است که سازمان‌ها به مزایای مهارت‌ها و توانایی‌هایی که مدیریت پروژه به‌ دنبال دارد، واقف شده‌اند. به همین خاطر می‌خواهند تمامی کارکنان‌شان از این مزایا بهره‌مند باشند. در این مطلب شما را با ۴ مورد از مهم‌ترین این مهارت‌ها آشنا خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

با وجود اینکه نمی‌توانیم همه را به‌طور رسمی «مدیر پروژه» بنامیم، تقریبا همۀ ما در برهه‌هایی از زندگی از مهارت‌های مرتبط استفاده می‌کنیم؛ در واقع پروژه‌ای را مدیریت می‌کنیم. مثلا زمانی که برای تولد یکی از بچه‌های‌مان یا دورهمی خانوادگی و دیگر موقعیت‌های مشابه برنامه‌ریزی می‌کنیم، داریم پروژه‌ای را مدیریت می‌کنیم.

دکتر مایکل اوکانر، از افراد صاحب‌نظر در حوزۀ مدیریت و برنامه ریزی است. او در این باره می‌گوید: «مردم بیش از آنچه فکر می‌کنند، از مهارت‌های مدیریت پروژه استفاده می‌کنند. این مهارت‌ها از بسیاری جهات مشابه با آن روش‌هایی هستند که مادرها در طول قرن‌ها از آنها استفاده می‌کرده‌اند.»

نیاز همه به مهارت‌های مدیریت پروژه آن‌قدر پذیرفته‌شده است که بنیادی آموزشی با این منظور برای کودکان و نوجوانان ۵ تا ۱۹ساله تأسیس شده است. بسیاری باور دارند که این مهارت‌ها نه صرفا برای پروژه و سازمان‌ها، بلکه در زندگی روزمره هم قابل‌استفاده هستند.

کتاب‌های مدیریت پروژه پر است از مفاهیم و مهارت‌هایی نظیر تکنیک‌های زمان‌بندی، رهبری اعضای تیم، ساختار جزئیات فعالیت‌ها و … . دانستن این مفاهیم برای مدیران بسیار سودمند است. البته اشخاص شاغل در سازمان‌ها هم با دانستن آنها اطلاعاتی ارزشمند و کاربردی به دست خواهند آورد. اما در این مطلب سعی ما بر آن بوده است که مهارت‌های کمترشناخته‌شده را معرفی کنیم؛ مهارت‌هایی که عملا برای تمامی کارکنان سازمان‌ها مفید و کاربردی خواهند بود.

۴ مهارت مدیریت پروژه که همه باید یاد بگیرند.

۴ مهارت مدیریت پروژه که همه باید یاد بگیرند.

مهارت اول: استفاده از منشور پروژه

در مبحث مدیریت پروژه از ابزارها، تکنیک‌ها و الگوهای متعددی برای نظم‌وترتیب بیشتر فعالیت‌ها استفاده می‌شود. اگر بخواهیم از میان اینها مؤثرترین‌شان را انتخاب کنیم، احتمالا گزینۀ انتخابی‌مان «منشور پروژه» خواهد بود.

سازمان‌های متعددی هستند که از مشکلِ نبودِ هماهنگی میان کارکنان‌شان رنج می‌برند. از سوی دیگر سازمان‌هایی وجود دارند که کارکنان‌شان درمورد اولویت‌های فعالیت‌ها درست توجیه نمی‌شوند. در این مواقع است که منشور پروژه به کمک‌مان می‌آید.

اما منشور پروژه دقیقا چیست؟ این منشور در واقع نوعی توافق‌نامه است که مدیر پروژه پیش از شروع کار تدوین می‌کند و تمامی دست‌اندرکاران پیشبردِ پروژه موظف به پیروی از محتوای آن خواهند بود. به این صورت می‌توان در ادامۀ مسیر از بروز مشکلات پیش‌بینی‌نشده جلوگیری کرد.

در اینجا به تعدادی از مهم‌ترین مواردی اشاره خواهیم کرد که بهتر است در منشور پروژه لحاظ شوند:

  • اقلام تحویل‌دادنی پروژه: منظور محصول نهایی است که قول آن به مشتری داده می‌شود؛
  • نام/ هدف پروژه؛
  • حامی مالی یا همان اسپانسر پروژه؛
  • سهام‌داران پروژه؛
  • محدودیت‌های سه‌گانۀ پروژه: زمان، بودجه و محدودۀ پروژه؛
  • مواردی که در محدودۀ پروژه قرار می‌گیرند و موارد خارج از آن؛
  • نقش و مسئولیت هریک از اعضای گروه؛
  • خطرات یا ریسک‌های احتمالی پروژه؛
  • عوامل کلیدی موفقیت؛
  • فرضیه‌ها؛
  • شاخص یا معیار موفقیت پروژه؛
  • امضای اعضای تیم.

البته مواردی که عنوان شدند بیشتر مثالی برای درک بهتر موضوع هستند. منشور پروژه می‌تواند از لحاظ شیوۀ تدوین، قالب و حتی محتوا، بسته به صلاحدید و اولویت‌های شما تغییر کند. مهم این است که پیش از شروع‌به‌کار، با استفاده از آن، دست‌اندرکاران اصلی پروژه را گرد هم جمع کنید تا دربارۀ مسائل کلیدی و مهم پروژه به اتفاق نظر برسید. درج امضای اعضای گروه پای منشور، به آن حالتی سندمانند می‌دهد و اعتبارش را بیشتر می‌کند.

مهارت دوم: سنجیدن ایده‌های مربوط به پروژه و در نظر گرفتن تمامی جوانب در همان ابتدای امر

شاید راجع به او. جی. سیمسون، بازیکن سابق فوتبال آمریکایی و ماجرای دادگاهی شدنش چیزهایی شنیده باشید. او به جرم قتل همسر سابقش و دوست‌پسر این شخص دستگیر و محاکمه شد. این ماجرا «محاکمهٔ قرن» لقب گرفت و خبرنگاران کشورهای بسیاری به‌صورت زنده ماجرا را پوشش خبری دادند.

تصویری از او. جی. سیمسون در دادگاه محاکمه به جرم قتل

هدف از ذکر این ماجرا آوردن مثالی برای پروژه‌ای است که به شکست انجامید. در آن زمان قرار بود کتابی تحت عنوان «اگر انجامش داده بودم: اعترافات یک قاتل» به چاپ برسد. این کتاب دربارۀ وقایع قتل سیمسون بود. اما بنا به دلایلی در لحظۀ آخر پروژۀ چاپ کتاب متوقف شد. روپرت مرداک، یکی از مدیران این پروژه بود و در جواب به نارضایتی و عصبانیت عموم مردم و حامیان پروژه در بیانیه‌ای اعلام کرد که فعالیت‌شان «پروژه‌ای نسنجیده» بوده است و به همین خاطر در لحظۀ آخر لغو شد.

این در حالی بود که کار نوشتن و چاپ کتاب به اتمام رسیده بود و برای پخش در بازار آماده شده بود. با این تفاصیل، متوقف شدن پروژه در لحظۀ آخر چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟ این اتفاق به این خاطر افتاد که در همان ابتدای امر، دست‌اندرکاران پروژه به‌خوبی جوانب امر و ایده‌های مربوط به پروژه را نسنجیدند. این مثال، به‌خوبی گویای عواقب این اقدامات نسنجیده است.

راه پرهیز از اقدامات نسنجیده در مدیریت پروژه

حالا ببینیم برای برطرف کردن این مسئله چه تدابیری را می‌توانیم در نظر بگیریم. طبق آموزه‌های بحث مدیریت پروژه، برای اینکه از این حیث به مشکلی برنخوریم، باید پیش از شروع برنامه‌ریزی برای پروژه، کار دیگری انجام بدهیم. بسیاری فکر می‌کنند برنامه‌ریزی مرحلۀ اول در شروع هر نوع پروژه‌ای است؛ حال آنکه این‌طور نیست. در این مرحلۀ آغازین که پیش از برنامه‌ریزی قرار می‌گیرد، ایده‌های مربوط به پروژه را به‌طور دقیق و جامع ارزیابی و بررسی می‌کنیم؛ حالا می‌خواهد پروژه‌مان به پیچیدگیِ راه اندازی کسب و کار تازه باشد، یا آنکه به‌سادگیِ ذکر سردستی معایب و مزایای محصولی بخصوص.

اگر این کار را انجام ندهیم، احتمال دارد با عواقبی جدی روبه‌رو شویم و پروژه به‌کلی به شکست بینجامد. مثلا ممکن است یکی از دست‌اندرکاران پیشبرد پروژه نظری ناآگاهانه بدهد یا آنکه به اتفاقی بخصوص از روی هیجان و احساس پاسخ دهد و فعالیت‌های پروژه با اتکا به چنین اظهارنظرهایی پیش برود. اینها هستند که در نهایت موجبات شکست یک پروژه را فراهم می‌کنند. در صورتی گرفتار این پیامدها خواهیم شد که ایده‌ها را درست نسنجیده باشیم.

این مرحلۀ آغازین می‌تواند بسته به صلاحدید و شرایط شما متفاوت باشد. با وجود این، برای درک بهتر موضوع، تعدادی سؤال کلیدی و مهم در ادامه مطرح می‌کنیم که بهتر است در این مرحله جوابی برای‌شان بیابیم:

  • قصد حل کردن چه مشکلی را داریم؟
  • آیا پروژه‌ای که قصد راه‌اندازی‌اش را داریم بهترین راه‌حل برای این مشکل است؟
  • آیا برای پیشبرد این پروژه، از منابعی که در اختیار داریم به بهترین شکل ممکن استفاده می‌کنیم (زمان، سرمایه، دارایی‌ها و …)؟
  • آیا دستاوردهای احتمالی پروژه ارزش ریسک پذیری و مخاطره‌های پیشبرد آن را دارند؟
  • این ریسک‌ها و مخاطره‌ها چه‌ها هستند؟
  • اگر پروژه را انجام ندهیم، چه هزینه‌ای متحمل خواهیم شد؟
  • آیا باید از پیشبرد آن صرف‌نظر کنیم؟

مهارت سوم: تجزیه‌وتحلیل خطرات و ریسک‌های احتمالی پروژه

برنامه‌ریزی برای هر پروژه‌ای حائز اهمیت است. اما باید در نظر داشته باشیم چیزی که از برنامه‌ریزی‌های‌مان در ذهن داریم کمتر در عالمِ واقع عملی می‌شود. در مسیر پیشبرد فعالیت‌ها ممکن است اتفاقات پیش‌بینی‌نشده‌ای بیفتد؛ گریزی از این مسئله نیست. برای آنکه هریک از این اتفاقات پیش‌بینی‌نشده سردرگم‌مان نکند، باید در مقام مدیر پروژه بدانیم که چطور در همان مرحلۀ برنامه‌ریزی، کار تجزیه‌وتحلیل ریسک‌های احتمالی را هم انجام بدهیم.

با این دست تجزیه‌وتحلیل‌ها، در واقع خودمان را برای مشکلات احتمالی در آینده از قبل آماده می‌کنیم. چشم‌پوشی کردن از این تجزیه‌وتحلیل اگر نگوییم خطرناک، حداقل ساده‌لوحانه است. اما متأسفانه بسیاری از سازمان‌ها از آن چشم‌پوشی می‌کنند. آنان پس از برنامه‌ریزی، روند فعالیت‌های پروژه را شروع می‌کنند و امیدوار به کسب بهترین نتیجه هستند؛ اما طولی نمی‌کشد که بهای این بی‌ملاحظگی‌شان را می‌پردازند.

۴ مهارت مدیریت پروژه که همه باید یاد بگیرند.

مزایای تجزیه‌وتحلیل خطرات احتمالی

حالا بیایید ببینیم چطور می‌توان از این دست مسائل جلوگیری کرد. اول اینکه باید از میان روش‌های موجود برای تجزیه‌وتحلیل خطرات احتمالی یکی را انتخاب کنیم. مهم نیست از کدام روش استفاده می‌کنیم؛ مهمْ درک دقیق و درست روند هر روش و عمل کردن بر اساس دانشی است که از آن پیدا می‌کنیم. عملی کردن این تجزیه‌وتحلیل برای‌مان مزایایی خواهد داشت که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره خواهیم کرد:

  • می‌توانیم از نتایج آن برای انتقال پیامی دشوار به یکی از مدیران ارشد یا سهام‌داران استفاده کنیم؛
  • ممکن است پی ببریم که برای دستیابی به نتیجۀ مطلوب، به منابعی اضافی یا حامی دیگری احتیاج خواهیم داشت؛ حتی ممکن است به این نتیجه برسیم که به‌کلی باید روند پیشبرد فعالیت‌ها را تغییر داد؛
  • نگرانی دست‌اندرکاران پروژه از بابت خطرات احتمالی آینده به حداقل می‌رسد؛
  • می‌توانیم با طرح‌ریزی برنامه‌های ثانویه یا پشتیبان برای فعالیت‌های کلیدی، به‌کلی از خطرات احتمالی اجتناب کنیم یا امکان رخدادشان را به حداقل برسانیم.

مهارت چهارم: تهیۀ گزارشی کامل از فعالیت‌های انجام‌گرفته در پروژه

اینکه دوباره و دوباره کاری مشابه را انجام بدهیم و انتظار نتیجه‌ای متفاوت را داشته باشیم نامعقول است. با وجود این بسیاری از سازمان‌ها دقیقا همین کار را می‌کنند. علت این است که به‌محض به پایان رسیدن پروژه‌ای بخصوص، همه به‌شکلی دیوانه‌وار برای شروع کردن پروژهٔ بعدی تقلا می‌کنند. در این میان، آینده‌ای که به‌طور بالقوه ممکن است دستخوش تغییر شود در نظر گرفته نمی‌شود.

اینکه پس از پایان هر پروژه یا کار بخصوص، با تهیۀ گزارشی کامل نقاط ضعف و قوت آن را بررسی کنیم، فرصتی است که بیشتر سازمان‌ها از استفاده از آن غافل می‌مانند؛ این سبک بررسی‌ها بیشتر در سازمان‌های ارتشی یا نظامی و بیمارستان‌ها رایج است که با مرگ و زندگی انسان‌ها سروکار دارند. مثلا کالبدشکافی در بیمارستان به‌نوعی زیرمجموعۀ همین گزارش‌نویسی‌ها است، چون در آن سعی می‌شود با پی بردن به علت اصلی مرگ کسی، از بروز دوبارۀ مشکلات در آینده جلوگیری شود.

گزارش نویسی صرفا به کلیت پروژه محدود نمی‌شود؛ می‌توان از آن در قرار ملاقات‌ها، رویدادهای مهم و فعالیت‌های دیگر هم استفاده کرد. هدف اصلی در گزارش‌نویسی این است که در پایان هر پروژه، تمامی فعالیت‌ها و جزئیات آن را بازبینی کنیم. فعالیت‌های ثمربخش را از فعالیت‌های دیگر جدا کنیم و مشکل و خطای فعالیت‌هایی را که نتیجۀ مطلوبی به‌همراه نداشته‌اند پیدا کنیم. اگر پروژه بلندمدت باشد، این گزارش‌نویسی را در حین پیشبرد فعالیت‌ها هم می‌توانیم انجام بدهیم.

درک بهتر ایرادها و موفقیت‌های فعالیت‌های گذشته عاملی کلیدی برای بهبود مستمر است. کسانی که بتوانند در پی بردن به این دست اطلاعات، مهارت پیدا کنند، برای سازمان‌شان بسیار ارزشمند خواهند بود.

جمع‌بندی

سازمان‌هایی که دوره‌های آموزشی مدیریت پروژه برای کارکنان‌شان برگزار نمی‌کنند، مرتکب اشتباه بزرگی می‌شوند. روزبه‌روز به اهمیت مدیریت پروژه افزوده می‌شود و مهارت‌ها و تکنیک‌های جدیدی برای کسب نتایج بهتر به آن اضافه می‌شوند. برای کسب موفقیت باید با این روند همگام باشیم و از آخرین اطلاعات آگاهی داشته باشیم. بررسی‌ها حاکی از آن بوده است که تا سال ۲۰۲۷ مسئولان سازمان‌ها حدودا به ۸۷٫۷ میلیون نیروی کاری احتیاج خواهند داشت که در زمینۀ مدیریت پروژه تخصص و مهارت داشته باشند. این در حالی است که از همین حالا کمبود افراد متخصص در این زمینه احساس می‌شود.

چهار مهارتی که در این مطلب به شما معرفی کردیم، به مبحث مدیریت پروژه منحصر نمی‌شوند. با وجود این، تنها کسانی آنها را فرامی‌گیرند که در دوره‌های آموزشی مرتبط شرکت می‌کنند. سایر افراد از این مهارت‌ها بی‌اطلاع می‌مانند. با این تفاصیل، اشتباه است اگر فکر کنیم این مهارت‌ها و نظایر آن، صرفا برای مدیران پروژه مناسب و کاربردی هستند. با استفاده از آنها علاوه بر اینکه اثربخشی‌تان در محیط کار را بیشتر خواهید کرد، موجب بالا رفتن ارزش کلی سازمان در دنیای کسب و کار خواهید شد.

منبع:forbes

6b6eb940bceab359ca676a9b486aae475c1df883_2880x1620

شروع سخنرانی قدرتمند و جذاب با چند نکته‌ای که باید بدانید

شروع سخنرانی قدرتمند و جذاب با چند نکته‌ای که باید بدانید

شروع سخنرانی باید با ارائه‌ی مروری کلی از آنچه قرار است مطرح شود، مخاطب را متقاعد کند که سخنرانی‌ شما مرتبط و مفید خواهد بود. شروع سخنرانی بهترین فرصت برای متقاعد کردن دیگران است تا به آنها نشان دهد که شما سخنی ارزشمند برای گفتن دارید. یک شروع سخنرانی مطلوب باید دارای پنج ویژگی مهم باشد: جلب توجه مخاطب؛ معرفی موضوع؛ توضیح ارتباطش با مخاطب؛ بیان قضیه یا هدف سخنرانی؛ و چکیده‌ای از نکات اصلی. در پایان مقدمه، مخاطب باید بداند که شما به چه سویی می‌روید و سخنرانی‌تان چه مسائلی را پوشش خواهد داد. اگر سخنرانی ترغیب‌کننده ارائه می‌دهید، مسئله‌ی خود را در مقدمه بیان کنید. اگر در حال ارائه‌ی سخنرانی آموزنده‌ای هستید، توضیح دهید که چه‌چیزی به مخاطب خواهید آموخت.

شروع سخنرانی قدرتمند و جذاب با چند نکته‌ای که باید بدانید

شروع سخنرانی قدرتمند و جذاب با چند نکته‌ای که باید بدانید

هنگامی که مقدمه‌ی خود را می‌نویسید، تلاش کنید به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

گستره‌ی ارائه‌تان چیست؟ موضوع‌تان چقدر محدود یا گسترده است؟ چطور به مخاطب ربط دارد؟ اهمیتش برای مخاطب چیست؟ آیا هیچ دیدگاه جدید یا چشم‌اندازهای خاصی دارید که به بحث موجود درباره‌ی موضوع تان بیفزایید؟ چرا مخاطب به جای افراد دیگر باید به شما گوش دهد؟ آیا به مخاطب اطلاعاتی می‌دهید یا بحثی دارید؟

نقشه‌ی راه

تا رسیدن به پایان مقدمه، شما باید مروری خلاصه از نکات اصلی خود ارائه دهید. این «نقشه‌ی راه» به مخاطب کمک خواهد کرد تا نکات اصلی را در زمینه‌ی هدف بزرگ‌ترِ شما بفهمد. بدون پیگیری نقشه‌ی راه، مخاطب در معرض سردرگمی در میانه‌ی راه قرار می‌گیرد. شروع سخنرانی خوب، بهترین راه برای اطمینان از انتقال پیام‌تان است.

به طور خلاصه، شروع سخنرانی باید:

  • مخاطب را به دام بیندازد.
  • موضوع‌ تان را توصیف کند.
  • توضیح دهد که موضوع‌تان چطور به مخاطب ربط دارد.
  • اهمیت موضوع را تشریح کند.
  • اعتبار بیافریند: شما چه صلاحیتی برای بحث درباره‌ی این موضوع دارید؟
  • نوآوری شما را بیان کند: چه چیز جدید یا خاصی درباره‌ی دیدگاه‌تان وجود دارد؟
  • نقشه‌ی راهی از سخنرانی‌تان فراهم کند.
  • نکات اصلی‌تان را خلاصه کند.
  • قضیه یا هدف‌تان را بیان کند.

نگارش مقدمه

اگر حکایت، نقل‌قول، پرسش، یا «تله‌»ی دیگری دارید که الهام‌بخش شما برای نوشتن مقدمه است، از آن بهره بگیرید. الهام خود را مسلم فرض نکنید! در برخی موارد، داستان سرایی مناسب، توالی طبیعی‌ای برای طرح نکات اصلی شما ایجاد می‌کند و به‌سادگی سخنرانی را به کار می‌اندازد؛ در غیر اینصورت، شاید راحت‌تر باشد که پس از نوشتن درباره‌ی نکات اصلی‌تان، نگارش مقدمه را آغاز کنید. پردازش نکات اصلی، مقصد سخنرانی را مشخص می‌کند و بهتر است که پیش از شروع، ایده‌ی مشخصی داشته باشید که به کجا می‌روید.

شروع سخنرانی قدرتمند و جذاب با چند نکته‌ای که باید بدانید

جلب توجه و علاقه

برای جلب توجه و علاقه‌ی مخاطب در شروع سخنرانی مقدمه‌ای انفجاری بنویسید و سپس، مروری سریع از سخنرانی‌تان ارائه دهید.

سخنرانی اساسا هنر متقاعدکردن مخاطب است؛ حتی وقتی نامحتمل است که به شما گوش بدهد. چطور می‌توانید شنوندگان خود را از دغدغه‌های روزمره‌شان دور کنید؟ چه‌چیز شما را به جذاب‌ترین فرد در زندگی‌شان -دست‌ِکم تا وقتی که سخنرانی‌تان تمام شود- تبدیل می‌کند؟ شما باید سریع و هوشمندانه عمل کنید؛ چون برخوردهای اولیه معمولا همه‌ی برخوردهای بعدی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. شروع سخنرانی شما تمایل مخاطب را به گوش‌دادن تعیین می‌کند. بنابراین، یاد بگیرید که چطور شروعی انفجاری داشته باشید و از این حقیقت به نفع خود بهره ببرید.

راهبردهایی برای شروع سخنرانی

هشت راه برای شروع سخنرانی ماهرانه عبارت‌اند از:

۱. توضیحی تحریک‌آمیز یا بحث‌برانگیز بدهید

شما سپس می‌توانید از این موضع افراطی عقب‌نشینی کنید؛ اما جدل، راهی مؤثر برای جلب توجه مخاطب است.

نمونه: ایالات متحده‌ی آمریکا باید با اِعمال جریمه برای والدینی که بیشتر از یک فرزند دارند، جمعیت خود را کنترل کند.

۲. حقیقتی غافلگیر‌کننده یا نادر بگویید

نمونه: آیا می‌دانستید که خوردن بلوبری می‌تواند با تقویت پیام‌رسان‌های عصبی در مغزتان، شما را واقعا باهوش‌تر کند؟

۳. با یک نقل‌قول آغاز کنید

اگر خودتان نمی‌توانید به جمله‌ای که توجه مخاطبان را جلب کند بیندیشید، از منابع بیرونی کمک بگیرید (البته با اسناد مناسب).

نمونه: اسکار وایلد (Oscar Wilde) می‌گوید: «همیشه دشمنانت را ببخش؛ هیچ‌چیز بیشتر از این، آنها را نمی‌رنجاند.»

۴. با حکایتی کوتاه آغاز کنید

نمونه: در روزی سرد و بارانی، از خانه به سمت محل کارم رانندگی می‌کردم که گربه‌ای لاغر را کنار جاده دیدم. دنده‌هایش از زیر پوستِ کثیف و چرک‌شده‌اش بیرون زده بود؛ کاملا مشخص بود که خیلی گرسنه است. در لحظه تصمیم گرفتم که برای این گربه خانه‌ای پیدا کنم؛ توقف کردم و او را برداشتم و در صندلی شاگرد نشاندم و مسیری را شروع کردم که زندگی‌ام را به طریقی تغییر داد که هرگز نمی‌توانستم تصور کنم.

۵. درباره‌ی ارتباط موضوع‌تان با مخاطب بحث کنید

نمونه: غذاهایی که از نظر ژنتیکی تغییر یافته‌اند، همه‌ی فروشگاه‌های مواد غذایی را در سراسر کشور پر کرده‌اند؛ امروزه پرهیز از آنها ممکن نیست. اگر امروز چیزی خورده‌اید، چیزی خورده‌اید که از نظر ژنتیکی تغییر یافته است.

۶. در برابر موضوعی مشخص جبهه بگیرید

به یک «مرد پوشالی» یا «مخالف ساختگی» مبهم حمله نکنید؛ روشن و واضح باشید.

نمونه: تشریفات اداری و کاغذبازی‌های بیهوده‌ی این دانشگاه هر روز دست‌ و پاگیرتر می‌شوند.

۷. موقعیت خودتان را در بحث جاری محکم کنید

نمونه: فرهنگ جمعی در حال نفوذ به محیط‌های کاری است که مشارکت در گروه را تشویق می‌کنند؛ مانند طرح‌های فضای اداری باز و محیط‌های گروهی جالب. شرکت ما در برابر این گرایش مقاومت کرده است. ما هنوز مجموعه‌ای قدیمی از اداره‌هایی با درهای بسته داریم که از چهارگوشه‌هایی با دیوارهای بلندِ محصور مانند کندوی زنبورعسل تشکیل شده‌اند! نتیجه‌ی این امر چیست؟ روشن است! کارکنان ما هیچ‌گاه با هم معاشرت نمی‌کنند! به نظرم، زمان آن رسیده است که به درک تازه‌ای از محیط کار و تأثیر صمیمیت در بهره وری نیروی کار برسیم.

۸. پرسشی مطرح کنید

نمونه: آخرین باری که پولی به یک نهاد خیریه اهدا کردید، چه زمانی بود؟

شروع سخنرانی قدرتمند و جذاب با چند نکته‌ای که باید بدانید

تکرار

تکرار خسته‌کننده است؛ درست است؟ چه کسی می‌خواهد چیزی را بیش از یک‌بار بشنود؟ در واقع، سخنرانان باتجربه و هوشمند درمی‌یابند که تکرار نباید حشو و زاید باشد؛ تکرار باید کاملا بجا و هوشمندانه باشد و نقش تأکیدی و جلب‌کننده داشته باشد. در این فرهنگ حواس پرتی، گزینش واژه، عبارت یا ایده‌ای جذاب و برگشتن به آن در طول سخنرانی‌تان می‌تواند به مخاطب کمک کند تا میان نکات گوناگون ارتباط برقرار کند. فکر کنید که گوش‌دادن به آهنگی خوب چه حسی دارد: هر بیتی با سرودی جدید داستانی می‌سازد و بعد بیتِ تکرارشونده به زمینه‌ی آهنگ برمی‌گردد. در اینجا تکرار خسته‌کننده نیست؛ بلکه بر جذابیت موضوع و ماندگاری آن در ذهن مخاطب می‌افزاید.

الهام‌گیری

اگر ایده‌ای ندارید و گیر کرده‌اید، برای الهام‌گرفتن با سخنرانان دیگر گفت‌وگو کنید. اگر در سایت‌های مرجعِ ویدئو مانند یوتیوب یا ویمِئو (Vimeo) به دنبال سخنرانی بگردید، می‌توانید سخنرانان ماهری را ببینید که با همان مشکلات شما درگیر هستند. برای خودتان تصمیم بگیرید که چه چیزی راهگشاست و چه چیزی مؤثر نیست.

اعتبارسازی

برای ایجاد اعتبار، سخنران باید با ارائه‌ی خودش به عنوان مرجعی در موضوع، اعتماد و احترام مخاطب را به دست آورد.

در حوزه‌ی سخنرانی، پیام از پیام‌رسان جداشدنی نیست. اگر مخاطب به شما اعتماد نکند، به شما گوش نخواهد کرد. متأسفانه، اعتماد مخاطب غالبا بر اساس عواملی ظاهری، احمقانه و نامرتبط و به‌ ندرت بر پایه‌ی دغدغه‌های درست شکل می‌گیرد. غلبه بر برخوردهای نخست دشوار است و مخاطب پیش از اینکه حتی فرصتی برای معرفی خود داشته باشید، بی‌رحمانه قضاوتتان می‌کند. برای جلب اعتماد و احترام مخاطب، تنها آماده‌کردن یک سخنرانی خوب کافی نیست؛ همچنین باید خودتان را آماده کنید. ایجاد اعتبار شاید مانند وظیفه‌‌ای مهیب به نظر برسد. به هرحال، افراد گوناگون به دنبال چیزهای متفاوتی هستند. چطور امکان دارد که بتوانید همگی آنها را راضی کنید؟ خوشبختانه، سخنرانان می‌توانند با تکیه بر مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های کلی، در موقعیت‌های گوناگون اعتبار کسب کنند.

خود ارائه‌گری

خود ارائه‌گری عاملی مهم در اعتبار سخنران است. راهبردهای زیر می‌تواند اعتبار و احترام ویژه‌ای را برای سخنرانان از سوی مخاطبان‌شان به ارمغان آورد:

  1. لباس مناسب بپوشید. از میزان رسمی‌بودن موقعیت آگاه باشید و نحوه‌ی پوشش‌تان را بر همان اساس تعیین کنید. ساده باشید: الگوهای زرق‌وبرق‌دار، رنگ‌های روشن، جواهرات پرزرق‌وبرق و پوشش‌های بدن‌نما شاید باعث حواس پرتی مخاطبان از پیام شما شوند. وقتی تردید دارید، بر پوشش حرفه‌ای رسمی تکیه کنید.
  2. به مخاطب نگاه کنید. سخنرانانی که با مخاطب ارتباط چشمی برقرار می‌کنند، گشاده‌روتر، قابل‌اعتمادتر و با اعتمادبه‌نفس‌تر به نظر می‌رسند. حتی اگر از روی نوشتار می‌خوانید یا از کارت‌های یادداشت کمک می‌گیرید، هر از گاهی، نگاه‌تان را بالا بیاورید تا ارتباط‌تان را با مخاطب حفظ کنید.
  3. با صدایی رسا، واضح و با اعتماد به نفس سخن بگویید. اگر شما اعتمادبه‌نفس داشته باشید، مخاطب به‌سادگی آن را درک می‌کند.
  4. اعتبار خود را بیان کنید. مخاطب به شما راحت‌تر اعتماد خواهد کرد اگر بتوانید ثابت کنید که افراد دیگر هم برای تخصص‌تان ارزش قائل هستند. اعتبار شامل مدارک مرتبط، گواهینامه‌ها، تقدیرنامه‌ها، توصیه‌نامه‌ها، تجربه‌های کاری، فعالیت‌های داوطلبانه و انواع دیگر دستاوردهای فردی هستند.
  5. ارتباط شخصی خود را با موضوع‌ آشکار کنید. موضوع چه اهمیتی برای شما دارد؟ این موضوع چطور بر زندگی‌تان اثر گذاشته است؟ اگر مناسب است، داستانی شخصی تعریف کنید که رابطه‌تان را با موضوع تشریح کند.
  6. با مخاطب زمینه‌ای مشترک بسازید. چه مشکلات مشترکی دارید؟ اهداف مشتر‌ک‌تان چیست؟

ابراز شایستگی

چرا مخاطب باید به آنچه شما می‌گویید، گوش دهد؟ بارِ اثبات این موضوع بر دوش شماست؛ پس باید درباره‌ی ارزش تجربه، آموزش یا پژوهش خود بحث کنید و آن را برای مخاطب روشن کنید. به مخاطب بگویید که چطور به مرجعی قابل‌اعتماد در موضوع‌ِ مورد بحث تبدیل شده‌اید. با این حال، انتظار نداشته باشید که همه به‌سادگی سخن‌تان را بپذیرند؛ از منابع بیرونی برای افزایش اعتبارتان بهره بگیرید. تشریح کنید که شما با بحث‌های مربوط به موضوع‌ آشنا هستید. به مراجع دیگر در موضوع‌ سخنرانی اشاره کنید یا از آنها نقل‌قول کنید تا نشان دهید که با فعالیت‌های آنها به‌خوبی آشنایی دارید. همچنین، به مخاطب نشان دهید که می‌فهمید چطور موضوع‌تان در زمینه‌ای بزرگ‌تر جا می‌گیرد. به پیشینه‌ی موضوع و کارکردش در زمینه‌ها یا فرهنگ‌های دیگر نگاه کنید. اصل وینستون چرچیل: «هرچه‌بیشتر به‌عقب بنگرید، احتمالا جلو را بیشتر خواهید دید.» استدلالی عالی برای رابطه‌ی میان زمینه و حکمت است.

شروع سخنرانی قدرتمند و جذاب با چند نکته‌ای که باید بدانید

  1. مرجع شایستگی خود را در این موضوع بیان کنید:‌ تجربه، آموزش یا پژوهش
  2. به مراجع بیرونی ارجاع دهید.
  3. درک‌ و دریافت‌تان را از زمینه‌ی بزرگ‌تر به مخاطب نشان دهید.

کسب اعتبار از مخاطب شکاک

اگر با مخاطبی شکاک یا مخالف صحبت می‌کنید، با ایجاد زمینه‌‌ای مشترک آغاز کنید. به باورها و ارزش‌های مشترک متوسل شوید و هدفی را مشخص کنید که همگی بر آن توافق دارید. به این هدف مشترک در طول سخنرانی‌تان بارها ارجاع دهید تا به مخاطب یاد‌آوری کنید که در نهایت، شما هم همان چیز را می‌خواهید که او می‌خواهد. به افراد دودل نشان دهید که با اشتیاقی صادقانه، انگیزه پیدا کرده‌اید تا بهترین پاسخ را بیابید و در نتیجه، با دقت و هوشمندی، دیدگاه‌های آنها را در نظر گرفته‌اید. اگر بدون تأمل، دیدگاه‌های مخالف را در نظر نگیرید، اعتبارتان را از دست می‌دهید. اگر بتوانید تشریح کنید که می‌فهمید چرا دیدگاه‌های مخالف جذاب هستند، هنگام بحث درباره‌ی موضع‌تان اعتبار بیشتری خواهید یافت. اگر نتوانید به نکات مشترک بحث بپردازید، مخاطب بهانه‌ای عالی خواهد داشت تا با بحث‌تان مخالفت کند. به طور خلاصه:

  1. زمینه‌‌ای مشترک پیدا کنید.
  2. به باورها و ارزش‌های مشترک متوسل شوید.
  3. هدفی مشترک شناسایی کنید.
  4. در طول سخنرانی، به این هدف مشترک برگردید.
  5. تشریح کنید که شما از دیدگاه‌های دیگر درباره‌ی این موضوع آگاه هستید.
  6. نشان دهید که ارزش موضع‌‌های مخالف را می‌فهمید.
  7. درباره‌ی موضع‌تان بحث کنید.

معرفی موضوع، قضیه و نکات اصلی

خیلی زود مروری از موضوع، مسئله و نکات کلیدی‌تان فراهم کنید تا به مخاطبان نشان دهید که چرا باید به سخنرانی‌تان علاقه‌مند باشند.

سخنرانان باید در سریع‌ترین زمان ممکن، با معرفی موضوعی، مسئله (یا هدف‌شان) را بیان کنند. پس از آغازی جذاب و توجه‌برانگیز، زمان کمی دارید تا مخاطب را متقاعد کنید که مطلبی ارزشمند برای گفتن دارید.

معرفی موضوع:

  • موضوع‌تان را بیان کنید.
  • موضوع را در سطح مناسب برای مخاطب توضیح دهید.
  • مفاهیم کلیدی را تعریف کنید.
  • با یادآوری اهمیت موضوع، توضیح دهید که موضوع چطور به حاضران ربط دارد.

معرفی مسئله

بیان اولیه‌ی مسئله (یا بیان هدف در سخنرانی آموزشی) را خلاصه و جذاب بگویید.

به یاد داشته باشید: بیان مسئله باید بحث شما را در یک تا سه جمله خلاصه کند.

معرفی نکات اصلی

پیش از اینکه مقدمه‌تان به پایان برسد، به مخاطب مروری از نکات اصلی‌تان ارائه دهید. شاید مفید باشد که به طرح کلی‌تان رجوع کنید و فهرستی موجز از نکات اصلی‌تان فراهم کنید. آن فهرست را به شکل جملات کامل بیان کنید تا مرور خوبی داشته باشید.

نمونه: موضوع، مسئله و نکات اصلی

ویتامین D شاید امروز داغ‌ترین موضوع در رژیم و تغذیه باشد. نشریات دانشگاهی، مجلات مُد و زندگی و برنامه‌های گفت‌وگوی تلویزیونی، از مطالب فراوانی درباره‌ی ویتامین D پرشده‌اند.

هیچ‌کس در اهمیت این موضوع تردید ندارد؛ ویتامین به جذب کلسیم کمک می‌کند؛ سلامت استخوان را افزایش می‌دهد؛ در تقویت سیستم ایمنی و کاهش التهاب بدن مؤثر است. به همین دلیل، بنا بر برآوردِ پژوهش‌های اخیر، بین ۱۰ تا ۷۵ درصد از آمریکایی‌ها از کمبود ویتامین D رنج می‌برند که وحشتناک است.

صبر کنید؛ ۱۰ تا ۷۵؟ این طیف عظیمی است!

برای کشف وسعت مشکل، باید نگاهی دقیق‌تر به این ارقام بیندازیم؛ و این دقیقا کاری است که در این ارائه انجام خواهیم داد. من مروری با ترتیب زمانی و تحلیلی از روش‌های اندازه‌گیریِ سطح ویتامین D در جمعیت آمریکا را آماده کرده‌ام که با پژوهشی انجام‌شده در این دانشگاه آغاز می‌شود.

شروع سخنرانی قدرتمند و جذاب با چند نکته‌ای که باید بدانید

تحلیل نمونه

آغاز این سخنرانی موضوعی را بیان می‌کند (کمبود ویتامین D)؛ اهمیت آن را بیان می‌کند؛ ارتباطش را با مخاطب توضیح می‌دهد و سپس هدف ارائه را می‌گوید: «بررسی طیف گسترده‌ی پیش‌بینی‌های نرخ کمبود ویتامین D بر پایه‌ی مطالعات گوناگون»؛ و در نهایت نکات اصلی را به طور خلاصه فهرست می‌کند.

منبع:lecture preparation

word-image-240

تقویت فن بیان و گویندگی با چند نکته کاربردی

تقویت فن بیان و گویندگی با چند نکته کاربردی.
 

تقویت فن بیان و گویندگی با چند نکته کاربردی.فن بیان و گویندگی یک هنر است. فرقی نمی‌کند که می‌خواهید قصه‌ای تعریف کنید یا شعری را در کلاس با صدای بلند بخوانید. در هر حال باید فن بیان و گویندگی را به‌خوبی بدانید. مثلا باید با محتوایی که ارائه می‌کنید، مأنوس باشید و بتوانید بر نکاتی که لازم است تأکید بیشتری کنید و از بعضی موارد نیز عبور کنید. فن بیان و گویندگی هنری است که می‌تواند مخاطبان شما را تحت تأثیر قرار دهد و به جذابیت شما درحین سخنرانی و صحبت کردن بیفزاید.

تقویت فن بیان و گویندگی با چند نکته کاربردی.

تقویت فن بیان و گویندگی با چند نکته کاربردی.

فنون صحبت کردن

۱. به همزمان صحبت کردن و خواندن عادت کنید

این فن و تکنیک در زمانی‌ که باید متن یا شعری را از رو بخوانید بسیار مهم است. حفظ کردن متن و شعر هم فکر خوبی است اما باید بتوانید به‌راحتی به متن مکتوب هم نگاهی داشته باشید و از درست بودن آنچه می‌گویید، اطمینان حاصل کنید.

  • وقتی قرار است متنی را برای جمع بخوانید، بهتر است آن را چند بار تمرین کنید تا با واژه‌ها و عبارات آشنا شوید. وقتی با متن آمیخته شده باشید و کاملا آن را بدانید، می‌توانید درحین صحبت کردن با مخاطبان نیز ارتباط برقرار کرده و به آنها نگاه کنید.
  • آهنگ واژگان را درک کنید. وقتی شعر یا حتی داستان می‌خوانید به‌ویژه داستان‌هایی که شفاهی هستند، طول جملات و کلمات آهنگ خاصی دارد. باید تلاش کنید تا با آهنگ این جملات و واژه‌ها آشنا شوید تا بهتر بتوانید آنها را با صدای بلند و برای جمع، ادا کنید.
  • درهنگام روایت کردن و تعریف داستان و… نباید صرفا متکی به متن باشید. باید بتوانید سرتان را از روی کاغذ بلند کرده و با مخاطبان ارتباط چشمی برقرار کنید. وقتی در قالب گوینده ظاهر می‌شوید باید نقشی فعال و پویا ایفا کنید. فقط از روی متن چیزی خواندن و بی‌حس جملات را پشت سر هم ردیف کردن هیچ فایده‌ای ندارد.

۲. بلندی، سرعت و لحن صدای خود را بررسی و اصلاح کنید

اگر می‌خواهید فن بیان و گویندگی را به‌خوبی در کلام خود رعایت کنید، باید بتوانید سرعت، لحن و بلندی صدای‌تان را تحت کنترل داشته باشید. اگر فقط با لحنی یکنواخت صحبت کنید، مخاطبان خود را خسته می‌کنید. هر چقدر هم که محتوای کلام شما جالب باشد باز هم تفاوتی نخواهد کرد و مخاطبان با شما همراه نخواهند شد.

  • لحن شما باید با لحن جاری در داستان تناسب داشته باشد. وقتی داستانی حماسی تعریف می‌کنید با زمانی که داستان شما شعری طنزآمیز از شِل سیلورستاین است، کاملا متفاوت خواهد بود. باید بتوانید با توجه به متنی که از آن حرف می‌زنید و آن را تعریف می‌کنید، لحنی درخور و متناسب داشته باشید.
  • وقتی برای تعدادی از مخاطبان صحبت می‌کنید باید سرعت کلام خود را تحت کنترل داشته باشید. طبیعتا سرعت شما باید کمتر از زمانی باشد که در یک مکالمه‌ی عادی گفت‌و‌گو می‌کنید. شمرده صحبت کردن باعث می‌شود تا مخاطب را با خود همراه سازید و به او اجازه بدهید که درک بهتری از مضمون حرف‌هایتان پیدا کند. درهنگام سخنرانی بهتر است که با خود آب به همراه داشته باشید و پس از گذشت مدتی از صحبت‌تان، گلویی تازه کنید. با این کار از سرعت‌تان هم کاسته خواهد شد.
  • در سخنرانی و رعایت فن بیان و گویندگی، باید صدایی رسا و واضح داشته باشید اما یادتان نرود که نباید فریاد بکشید. نفس عمیق بکشید و از دیافراگم صحبت کنید. می‌توانید از این تمرین کمک بگیرید: بلند شوید و صاف بایستید، سپس دست‌هایتان را روی شکم بگذارید. طوری دم و بازدم را فرو ببرید و به بیرون بدهید که احساس کنید شکم‌تان داخل می‌رود و دوباره بیرون می‌آید. در هر مرتبه از نفس‌گیری تا ۱۰ بشمارید. این کار شما را در حالت آرامش قرار می‌دهد.

۳. واضح صحبت کنید

بیشتر افراد درهنگام صحبت کردن و سخنرانی واضح و شفاف صحبت نمی‌کنند. شما باید مطمئن بشوید که مخاطب صحبت‌هایتان را به‌خوبی می‌شنود و درک می‌کند، پس از آهسته صحبت کردن و زیرلب نجوا کردن و نامفهوم بودن کلام بپرهیزید.

تقویت فن بیان و گویندگی با چند نکته کاربردی.

  • سعی کنید، بیان درستی داشته باشید. منظور از رعایت بیان مناسب، ادا کردن صداها به‌درستی است. درواقع به جای تلفظ لغات سعی کنید تا بیان درستی داشته باشید و هر صدا در لغات و کلمات را به‌ طور صحیح بیان کنید. برخی حروف مانند «ب، د، ج، پ، ت و ک» در بیان و تلفظ نیاز به تأکید بیشتری دارند. تأکید بر این حروف باعث می‌شود تا واضح‌تر صحبت کنید.
  • کلمات را درست تلفظ کنید. باید معانی واژگانی را که در شعر یا متن سخنرانی و داستان وجود دارند، بدانید. اگر در به خاطر سپردن تلفظ واژه‌ای مشکل دارید، نشانه و یادآوری کوچکی در کنار آن قرار بدهید تا درحین صحبت اشتباه نکنید.
  • درهنگام صحبت کردن نباید زیاد وقفه داشته باشید. مثلا مدام نگویید اممم… و یا از واژگانی استفاده نکنید که عدم تسلط شما را نشان می‌دهند. این کار باعث می‌شود تا حواس مخاطب نیز پرت شود و دیگر به شما توجه نداشته باشد.

۴. بر قسمت‌های مناسبی از صحبت‌تان تأکید داشته باشید

اگر می‌خواهید مطمئن باشید که مخاطب مهم‌ترین بخش‌های کلامتان را درک می‌کند، باید از صدای خود کمک بگیرد و تأکیدهای لازم را با صدای‌تان نشان بدهید.

  • برای تأکید بر قسمت‌های مهم موردنظر خود، می‌توانید اندکی صدای‌تان را پایین بیاورید و سپس آن را بالا ببرید. این روش برای تحریک مخاطب بسیار مناسب است. اگر آهسته‌تر و با دقت بیشتری هم صحبت می‌کنید، حواس‌تان به یکدستی کلام‌تان باشد.
  • مثلا اگر داستان رستم و سهراب را روایت و تعریف می‌کنید، درهنگام آشکار شدن قضیه پدر و فرزندی باید تأکید بیشتری در روایت خود داشته باشید.
  • شعرخوانی نیز قلق‌های مخصوص به خودش را دارد. بنا به ساختار شعر باید بدانید که کدام بخش‌ها را با تأکید بیشتری بخوانید و چه لحنی را انتخاب کنید.

۵. در نقاط مناسب مکث و توقف کنید

برای رعایت فن بیان و گویندگی باید حواس‌تان باشد که در روایت کردن سرعت زیادی نداشته باشید. تعریف کردن داستان، خواندن شعر و… مسابقه نیست و لازم نیست که با سرعت زیاد پیش بروید. با این کار مخاطب به شما گوش نخواهد کرد و نمی‌تواند درکی از آنچه می‌گویید داشته باشد.

  • بعد از بخش عاطفی یا خنده‌دار صحبت‌تان، کمی مکث کنید تا به مخاطب خود اجازه‌ی ابراز واکنش بدهید. از نقاط مهم صحبت خود بدون ایجاد وقفه نگذرید. مثلا اگر درباره موضوع خنده‌داری صحبت می‌کنید، در نقاط حساس داستان کمی صبر کنید تا هم مخاطب واکنش نشان بدهد و هم منتظر این باشد که در ادامه این نقطه‌ی حساس به کجا رهسپار خواهد شد.
  • علائم نوشتاری هم کمک شایانی در ایجاد مکث‌های به‌موقع می‌کنند. مثلا در متن و شعری که می‌خوانید وجود کاما باعث می‌شود تا به‌موقع متوقف شوید.
  • وجود علائم نوشتاری که به روایت شفاهیِ بهتر کمک می‌کنند، در نمونه‌های خارجی نیز مشاهده می‌شود. برای مثال در متن داستان ارباب حلقه‌ها با تعداد زیادی کاما مواجه هستیم. به‌گونه‌ای که در ابتدا، احساس می‌شود که تالکین یعنی نویسنده‌ی کتاب از کاربرد کاما در نوشتار کاملا بی‌خبر است. اما کافی است متن کتاب را با صدای بلند بخوانید تا به اهمیت وجود این علائم در متن کتاب و روایت شفاهی بهتر داستان پی ببرید.

روایتی خوب با رعایت فن بیان و گویندگی

تقویت فن بیان و گویندگی با چند نکته کاربردی.

۱. موقعیت را به‌درستی توصیف کنید

وقتی چیزی را روایت می‌کنید، بسته به اینکه شرح است یا داستان و حتی لطیفه، باید موقعیتی را که روایت در آن شکل می‌گیرد، به‌خوبی و درستی شرح بدهید. به‌گونه‌ای که مخاطب خود را در بطن آن موقعیت احساس کند.

  • پیش‌زمینه‌ای برای تعریف روایت آماده کنید. شروع به چه ترتیب است؟ زمان‌بندی داستان و روایت به چه موقعی بازمی‌گردد؟ آیا آنچه بازگو می‌کنید در زندگی خودتان رخ داده است یا درمورد شخص دیگری است؟ آیا داستانی مربوط به گذشته است؟ نقل همه‌ی این پیش‌زمینه‌ها به مخاطب برای قرار گرفتن در جریان قصه، کمک زیادی می‌کند.
  • نقطه نظر مناسبی را برای روایت انتخاب کنید. باید انتخاب درستی داشته باشید. این داستان متعلق به چه کسی است؟ آیا داستان آن کلی و عمومی است و برای همه آشناست؟
  • اگر داستانی که تعریف می‌کنید در گذشته رخ داده است، بهتر است آن را به زمان حال تعریف کنید. با این کار مخاطب بهتر با آن ارتباط برقرار می‌کند و سریع‌تر با داستان مأنوس می‌شود.

۲. برای داستان ساختار مناسبی طراحی کنید

وقتی داستانی تعریف می‌کنید باید به ساختار مناسب آن دقت داشته باشید. به‌خصوص اگر این داستان برای خودتان رخ داده است یا به شما ارتباطی دارد، حتما باید به‌گونه‌ای ساختار آن را تنطیم کنید که برای مخاطب جذاب باشد. سالیان درازی است که بشر به داستان‌گویی می‌پردازد. و رعایت تعدادی نکته و جزئیات می‌تواند این داستان‌گویی را بهتر و جذاب‌تر کند.

  • فرقی نمی‌کند که داستان شما درباره‌ی چیست. در هر حال باید در ساختار آن روابط علت و معلولی وجود داشته باشد. یعنی باید در روایت شما اتفاقی رخ بدهد که نتیجه و خروجی آن چیز دیگری است. پس به واژه‌هایی مانند «زیرا» و «به‌خاطر اینکه» و سایر عبارات و کلماتی که روابط علت و معلولی را بازگو می‌کنند، توجه داشته باشید.
  • مثلا علت و معلول در داستانی که برایتان اتفاق افتاده، این است که به‌خاطر ریختن آب روی زمین شما سُر خورده‌اید و این اتفاق باعث مسئله و رویدادی خنده‌دار شده است.
  • نقطه شروع تضاد و تعارض در داستان را سریعا معرفی کنید. مدام حاشیه نروید و زود قسمتی را که موجب پیش‌آمدهای بعدی می‌شود شرح دهید. مثلا در داستان سیندرلا، لازم نیست خیلی به زندگی سیندرلا قبل از ورود نامادری و دخترانش بپردازید. باید زود، تند و سریع به قلب ماجرا بروید.

۳. جزئیات مناسب را شرح بدهید

جزئیات این قابلیت را دارند که داستان شما را شگفت‌انگیز کنند یا آن را با سر به زمین بزنند. اگر زیادی از جزئیات صحبت کنید مخاطب را گیج و خسته می‌سازید. اگر هم در بیان جزئیات خسّت به خرج بدهید، مخاطب به اندازه‌ی کافی در حال و هوای قصه قرار نخواهد گرفت.

  • به جزئیاتی بپردازید که در شکل‌گیری نتیجه‌ی داستان نقش دارند. مثلا دوباره داستان سیندرلا را درنظر بگیرید: لازم نیست که تک‌تک کارهایی را که ناخواهری‌ها از سیندرلا طلب می‌کنند، نام ببرید اما بیان وظایفی که نامادری برای ممانعت از حضور سیندرلا در شب مهمانی شاه به او محول می‌کند، در پیشبرد و نتیجه‌ی داستان ضروری است و باید آنها را مطرح کنید.
  • شما می‌توانید از جزئیاتی بامزه و طنزآمیز نیز در صحبت کردن خود استفاده کنید. فقط حواس‌تان باشد که اعتدال را رعایت کنید و از نکاتی استفاده کنید که به درک بهتر موضوع کمک می‌کنند.
  • در بیان جزئیات از ابهام بپرهیزید. حتما جزئیاتی را که برای درک داستان مهم هستند، بازگو کنید و اجازه ندهید که مخاطب گیج شود؛ مثلا در داستان سیندرلا، مخاطب باید بداند که لباس سیندرلا برای جشن چگونه آماده می‌شود.

۴. پیوستگی و یکدست بودن داستان را حفظ کنید

باید یکدستی داستان را حفظ کنید. مثلا ممکن است داستانی را روایت کنید که در آن وقایع هیجان‌انگیر و عجیبی رخ می‌دهد، تا زمانی‌ که پیوستگی در کلام‌تان منعقد شود، داستان برای مخاطب باورپذیر خواهد بود اما اگر در میان داستانی واقعی و عادی، صحبت سفینه‌ها و فضاپیماها را پیش بکشید، قطعا رشته‌ی افکار و عقاید مخاطب را پاره خواهید کرد.

  • یکدستی و پیوستگی ویژگی‌های شخصیت‌های داستان هم بسیار مهم است. مثلا وقتی درباره‌ی شخصیتی صحبت می‌کنید که در آغاز داستان ترسو و خجالتی است، نمی‌توانید باورپذیری قصه را با بیان ویژگی‌های دلیرانه‌ی او در انتها زیر سؤال ببرید.

۵. به مدت زمان مناسب روایت توجه کنید

تعیین مدت زمان مناسب داستان و شعر کمی دشوار است. این شما هستید که مدت زمان مناسب را مشخص می‌کنید اما در این راه رعایت نکاتی می‌تواند به شما کمک کند:

  • هر چقدر داستان و روایت شما کوتاه‌تر باشد، مدیریت سرعت، لحن، جزئیات و… برای‌تان ساده‌تر خواهد بود. به‌ویژه برای کسانی که به‌تازگی شروع به سخنرانی و… می‌کنند، انتخاب مدت زمان کوتاه‌تر برای داستان و… ساده‌تر و بهتر است.
  • اگر داستان شما بلند و طولانی است، باید مطمئن شوید که این طولانی بودن از ملزومات قصه است. درغیراین‌صورت باید از جزئیات بیهوده و ذکر موارد غیرضروری بپرهیزید.

پرهیز از اشتباهات رایج در فن بیان و گویندگی

تقویت فن بیان و گویندگی با چند نکته کاربردی.

۱. از صدای خود به‌درستی استفاده کنید

از اشتباهات رایجی که بیشتر مردم در فن بیان رعایت نمی‌کنند، یکنواختی و بالا بودن سرعت حرف زدن است. این ۲ مسئله با هم رخ می‌دهند، به این دلیل که وقتی تند صحبت می‌کنید، قادر به تغییر لحن خود نیز نیستید. نمی‌توانید انتظار داشته باشید که با سرعت نور صحبت کنید و صدای‌تان را نیز در نقاط مختلف روایت تغییر بدهید.

  •  اگر از اینکه تند صحبت می‌کنید نگران هستید، باید حواس‌تان به تنفس و وقفه‌ها باشد. وقتی نفس‌های عمیق و آرام نکشید، تند صحبت خواهید کرد و وقتی تند صحبت کنید، مخاطب نمی‌تواند با شما همراهی کند.
  • لحن و ترکیب واژه‌ها را به‌خوبی ادا کنید. حواس‌تان به بخش‌ها و هجاها باشد. با این کار لحن و آهنگی یکنواخت نخواهید داشت و حتی اگر داستانی که می‌گویید چندان جالب نباشد، مخاطب کماکان با شما همراه خواهد شد.

۲. سر اصل مطلب بروید

مشکل رایج دیگر در صحبت کردن بیشتر افراد، حاشیه رفتن است. زیاد حاشیه نروید و به‌موقع به سراغ اصل مطلب بروید. گاهی اوقات، صحبت کردن درباره‌ی حواشی علمی و خنده‌دار مشکلی ایجاد نمی‌کند ولی درغیراین‌صورت باید از جوانب و نکات غیرضروری بپرهیزید.

  • خیلی مقدمه‌چینی نکنید. باور کنید مخاطب زیاد نمی‌پسندد که شما از ریشه‌ی داستان و چگونگی رسیدن آن به ذهن‌تان و… بداند. به عبارت خودمانی لِفت دادن و حاشیه‌بازی خسته‌ کننده است.
  • درطول تعریف کردن داستان نیز مدام به حواشی مختلف سرکشی نکنید. مثلا لازم نیست ماجرای خنده‌دار دیگری را که به ذهن‌تان رسیده است تعریف کنید و… . سریعا به سراغ اساس و استخوان‌بندی اصلی داستان بروید.

۳. لازم نیست نتیجه‌گیری اخلاقی و تفاسیر شخصی را بارگو کنید

وقتی داستانی را روایت می‌کنید، چه مربوط به خودتان باشد و چه مربوط به شخصی دیگر، لازم نیست که مرتبا نتیجه‌گیری‌های اخلاقی و تفاسیر شخصی داشته باشید. کافی است سری به داستان‌های دوران کودکی خود بزنید… همه‌ی آنها حاوی پندها و نکات آموزش و اخلاقی بودند اما اکنون فقط چارچوب محتوای قصه‌ها در خاطر شما مانده است.

  • داستان‌ها براساس حقایقی روایی شکل گرفته‌اند. این حقایق درپایان خود به‌طور غیرمستقیم مفاهیم درونی و نتیجه‌گیری‌های اخلاقی را به مخاطب القا خواهند کرد.

۴. تمرین کنید

فرقی نمی‌کند که می‌خواهید درباره‌ی چه موضوعی و در چه قالبی صحبت کنید: مثلا شعری می‌خوانید یا داستانی را تعریف می‌کنید؛ در هر حال باید به اندازه‌ی کافی تمرین داشته باشید. تمرین کردن در ظاهر بسیار مهم و بدیهی به نظر می‌آید ولی بیشتر افراد از انجام آن برای ارائه‌ی سخنرانی و روایتی تأثیرگذار غافل می‌مانند.

  • هرچه بیشتر تمرین کنید و محتوای موردنظر خود را بهتر بدانید و بشناسید، مسلط‌تر خواهید بود واعتماد‌به‌نفس بیشتری خواهید داشت و در این صورت مخاطب نیز بیشتر جذب شما خواهد شد.

۵. الگوبرداری کنید

شغل بعضی از افراد، داستان‌گویی حرفه‌ای برای کتاب صوتی و… است.

  • سعی کنید به داستان‌گویی و شیوه‌‌ی روایت آنها توجه کنید. به زبان بدن و حالات آنها دقت داشته باشید. نگاه کردن دقیق به آنها، شیوه‌ی تغییر صدای‌شان درحین داستان‌گویی و روایت باعث می‌شود که الگوبرداری مثبتی داشته باشید و بتوانید از تجربه‌ی آنها در جذب مخاطب کمک بگیرید.
  • منبع:.wikihow
استعداد

راه های کشف استعداد

راه های کشف استعداد

استعداد:

یکی از ویژگی های منحصر به فرد انسان ها داشتن توانایی ذاتی و استعداد در یک زمینه خاص است. بر اساس تحقیقات دانشمندان هیچ کس بی استعداد نیست و هر کس در زمینه ای مستعد است. استعداد به معنای آمادگی ذاتی فرد است که یادگیری را تسهیل و تسریع می کند. توفیق هر جامعه ای در گرو شناسایی ، هدایت و حمایت و بهره گیری بهینه از استعدادهای آن جامعه است چرا که مهمترین بخش نیروی انسانی در هر جامعه ای استعدادهای نهفته آن است. اصولاً اگر رشته و شغل آینده بر اساس استعداد واقعی و درونی فرد انتخاب شود می تواند زمینه ساز پیشرفت و موفقیت وی در آینده باشد.

1.در کودکی، چه چیزی شما را هیجان‌زده می‌کرد؟

کمی وقت بگذارید و شادترین خاطرات خود در دوران ابتدایی را به یاد بیاورید. چه چیزی آن لحظات را آنقدر لذت‌بخش می‌کرد؟ چه ویژگی‌های مشترکی وجود داشت؟ آیا وقتی ۹ ساله بودید، فردی رقابتی بودید؟ شاید به فوتبال علاقه داشتید و هر روز بی‌صبرانه منتظرِ زنگ تفریح بودید. به عشق فوتبال زندگی می‌کردید و عاشق لحظه‌ای بودید که می‌توانستید بیرون بدوید و به زمین تمرین بروید و بازی را شروع کنید. یا شاید از کار کردن بر روی پروژه‌های گروهی بزرگ و رقابتی لذت می‌بردید؟ دوستان‌تان می‌خواستند که در گروه آنها باشید و استعداد زیادی در بالا بردن نمره‌ی کل گروه داشتید. بله شما از این فرصت‌ها لذت می‌بردید و برای‌تان هیجان‌انگیز بود.

در کنار فکر کردن به این خاطرات کودکی، به این مسئله نیز فکر کنید که در دوران بزرگسالی، چه فعالیت‌های مشابهی شما را هیجان‌زده می‌کند. شاید هنوز هم اهل رقابت باشید، ولی با این تفاوت که اکنون برای به دست آوردن مشتری‌های جدید برای استارتاپ‌تان رقابت می‌کنید. شاید هنوز هم پروژه‌های استراتژیک و پیچیده را دوست دارید، ولی با این تفاوت که اکنون این پروژه‌ها را برای یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی انجام می‌دهید.

چرا ما بعضی چیزها را انتخاب می‌کنیم و از کارهای خاصی لذت می‌بریم؟ چرا در انجام بعضی از کارها، بهتر از سایر کارها عمل می‌کنیم؟ «تم استعداد» (talent theme، اصطلاح استفاده شده توسط گالوپ)، یک الگوی طبیعیِ تکرارشونده از اندیشه، احساس یا رفتار است که می‌توان آن را به طور سازنده‌ای به کار گرفت.

شناخت استعدادهای منحصر به فرد، به شما کمک می‌کند تا به این پرسش‌ها پاسخ دهید. استعدادهای منحصر به فرد، به شما نشان می‌دهد که چرا چیزهای خاصی را انتخاب می‌کنید، از کارهای خاصی لذت می‌برید و در بعضی کارها بهتر از کارهای دیگر عمل می‌کنید. در واقع، احتمال اینکه ۵ تم استعداد برتر شما مانند شخص دیگری باشد، فقط ۱ در ۳۳ میلیون است!

بنابراین باید بدانید که آنچه در دوران ابتدایی شما را هیجان‌زده می‌کرده و آنچه در دوران بزرگسالی شما را هیجان‌زده می‌کند، بسیار شبیه یکدیگر هستند. شما فقط از تم‌های استعداد یکسانی (مثلا رقابتی بودن و علاقه به پروژه‌های استراتژیک) در محیط‌های متفاوتی استفاده می‌کنید.

امروز چه کارهایی بیش از سایر کارها، همان لذتی را در شما ایجاد می‌کند که ۲۰ یا ۳۰ سال پیش و در دوران کودکی حس می‌کردید؟ برای نزدیک کردن کارهای امروزتان به لحظاتی که در گذشته شما را هیجان‌زده می‌کرده، راه‌هایی را پیدا کنید. خاطرات دوران دبستان، داستان‌های قدرتمندی هستند که نشان می‌دهند چه استعدادهایی دارید و چگونه باید از آنها استفاده کنید.


حتما بخوانید: آیا پول خوشبختی می آورد؟

زمان

زمان

2. چه وقت‌هایی کاملا زمان را فراموش می‌کنید؟

فرض کنید که ساعتِ ۹ صبح روز پنجشنبه است. زمان شما، کاملا به خودتان تعلق دارد و قرار نیست که بازی فوتبالی انجام بدهید، به جایی بروید یا گزارش کاری‌ای را انجام بدهید و تا چند ساعت، هیچ کاری برای انجام دادن ندارید. می‌توانید فعالیت مورد علاقه‌تان را انجام دهید که می‌تواند نواختن گیتار، باغبانی یا نوشتن رمان باشد. شاید هم کار مورد علاقه‌تان، برنامه‌نویسی پایتون برای پروژه‌ی شخصی باشد که چند ماهِ قبل شروع کرده‌اید.

این فعالیت، هر زمان که آن را انجام دهید، شما را جذبِ خود می‌کند و طی آن ذهن، جسم و ادراک شما در تقارن کامل کار می‌کند. در این وضعیت زمان را فراموش می‌کنید و پیش از آنکه بدانید، ساعت ۱۲:۳۰ شده است و شما هنوز حتی به ناهار فکر هم نکرده‌اید. اگر شغل شما نیز به اندازه‌ی پروژه‌ی شخصیِ روز پنجشنبه‌تان لذت‌بخش باشد، چطور؟ آیا می‌توانید دوباره همان جادو را مهار و اسیرِ خود کنید؟

به لحظاتی مانندِ این، توجه زیادی داشته باشید. اگر آنقدر در انجام کاری غرق می‌شوید که زمان را فراموش می‌کنید، این یکی از نشانه‌های مهمِ رسیدن به حالت فِلو (flow، اصطلاحی در روانشناسی به معنیِ غرق شدن در کار) است. اگر در حینِ انجام یک پروژه، هر میزانی از حالتِ فلو را تجربه می‌کنید، به احتمال زیاد در حال استفاده از یک یا چند مورد از استعدادهای طبیعی‌تان هستید.


3. برای انجام چه کاری اشتیاق دارید؟

درست در همین لحظه که این مطلب را می‌خوانید، چه آتشی در درون شما شعله‌ور است؟ در طول تاریخ بشر هیچ زمانی برای شروع انجام ماموریت زندگی‌تان، ساده‌تر از همین الان نبوده است. آیا عاشق نوشتن هستید؟ این خیلی خوب است، می‌توانید برای خود یک وبلاگ ایجاد کنید. آیا بهتر از هر کسِ دیگری قلاب‌دوزی می‌کنید؟ این عالی است. چند شال و روسری اضافه ببافید و آنها را در سایت‌های خرید و فروش کالا، به فروش برسانید.

آیا حتی فکر کردن در مورد ملاقات و برقراری ارتباط با افراد جدید، شما را بی‌نهایت خوشحال می‌کند؟ برای مثال می‌توانید برای مدیران محلی در شهر خود، جلسه‌ای غیررسمی ترتیب بدهید. آیا از هر سه کار لذت می‌برید؟ در این صورت می‌توانید برای وبلاگ‌نویسانِ قلاب‌دوزی حرفه‌ای، جلسه‌ای ماهیانه برگزار کنید.

در دنیای ایده‌آل، همه می‌توانند هر روز در محل کار، از استعدادها و توانایی‌های خود استفاده کنند. ولی متاسفانه، برای بیشتر مردم اینگونه نیست. در واقع، طبق آمار موسسه‌ی گالوپ، ۶۳ درصد از شاغلین در سراسر جهان، به کار خود علاقه ندارند. البته این رقم، ۲۴ درصدی را که به طور جدی از شغل خود بیزار هستند، شامل نمی‌شود. اگرچه دلایل متعددی برای این مسئله وجود دارد، یکی از عوامل مهم این است که بیشتر شاغلین، به طور روزانه از استعدادهای طبیعی خود در محل کار استفاده نمی‌کنند.

به این مسئله فکر کنید که در طبیعت، عقاب می‌تواند بین ۱۲۰ تا ۲۰۰ کیلومتر در روز پرواز کند. فیل می‌تواند تا ۸۰ کیلومتر در روز بر روی زمین پرسه بزند. اگر عقاب یا فیل را در قفسی اسیر کنیم، آنها دیگر نمی‌توانند به صورتی زندگی کنند که برای آن ساخته شده‌اند. در این حالت،این موجودات خاموش، خفه و اسیر می‌شوند. به همین ترتیب، میلیون‌ها نفر نیز در جهان نمی‌توانند هر روز کاری را انجام دهند که برای آن ساخته نشده‌اند.

برای شما درک این مسئله که در جایی هستید که نمی‌توانید از استعدادهای‌تان استفاده کنید، دردناک و ناراحت‌کننده خواهد بود. خوشبختانه زندگی یک سفر است و یک روز منفرد و مجزا نیست. دست‌کم یک راه کوچک برای دوباره بازگرداندن بعضی از شادی‌های دوران کودکی‌تان پیدا کنید. مثلا در یک روز پنجشنبه، در کار مورد علاقه‌تان غرق شوید و زمان را فراموش کنید یا بر کاری که آرزوی انجام آن را دارید تمرکز و آن را شروع کنید.

سازمان

آموزش در سازمان و انواع آن

در مطالب قبلی درباره آموزش و توسعه منابع انسانی در سازمان بحث کردیم، مفاهیم و تعاریف آن و مزایای آموزش منابع انسان را بیان کردیم. در این مطلب قصد داریم تا انواع آموزش در سازمان را ارائه دهیم.

مقدمه

آموزش در هر سازمانی میتواند به دو صورت انجام شود:

  • آموزش قبل از خدمت

  • آموزش ضمن خدمت

هریک از انواع آموزش ها برای منظورهای خاص انجام گرفته و دارای ویژگیهای مخصوص می باشد که در زیر به شرح آنها پرداخته می شود:

آموزش قبل از خدمت

آن نوع آموزشی است که قبل از ورود فرد به سازمان به وی ارائه می گردد تا شایستگی و توانائیهای لازم را در او ایجاد نماید و او را برای احراز مشاغل در آینده آماده سازد. این نوع آموزش برای رفع مسائل و مشکلات خاص سازمانی صورت نمی گیرد بلکه هدف عمده آن تربیت نیروی انسانی برای نهاد یا سازمان میباشد.

آموزش قبل از خدمت برحسب مدت آموزش می تواند کوتاه مدت یا بلند مدت باشد.

آموزش های پیش از خدمت در سازمان

آموزش های پیش از خدمت در سازمان

آموزش ضمن خدمت

اگرچه در اکثر سازمانها، افراد قبل از تصدی مشاغل، آموزشهای کلاسیک را پشت سر می گذارند ولی معمولاً به علت اینکه این آموزش ها جنبه عمومی و کلی دارد، افراد نیازمند آموزشهای تخصصی و کاربردی دیگری میباشند و به عبارت دیگر همگام با استخدام کارمند در سازمان، شرایط و ویژگی های کاری و مسائل و مشکلات شغلی کارمند را محتاج به آموزش های مستمر در ارتباط با شغل مورد تصدی می سازد. مضافاً اینکه تحولات سریع در شیوه ها و تکنیکهای ویژه ضرورت آموزشهای ضمن خدمت را توجیه می کنند.

در حال حاضر نیز آموزش ضمن خدمت کارکنان در سازمان های مختلف از جایگاه خاصی برخوردار است زیرا در چند دهۀ اخیر بیش از هر دوران دیگر در طول تاریخ بشری، علوم و تکنولوژی پیشرفت نموده است این تحول و دگرگونی بحدی است که عصر حاضر را عصر نیم عمر اطلاعات ۲ نامیده اند. یعنی دورانی که در هر ۵ سال، نیمی از اطلاعات بشری منسوخ گردیده و اطلاعات و دانش جدید جایگزین آن میشود.

مراحل طرح جامع آموزش کارکنان

  1. شناسایی نیازهای آموزشی کارکنان و مشاغل سازمان با تاکید بر فرایندها و تحقق اهداف استراتژیک؛

  2. تدوین استانداردهای آموزشی مشاغل؛

  3. طراحی و تدوین الگوی سنجش اثربخشی عمل کرد واحد آموزش و اندازه گیری اثر بخشی دورههای آموزشی

شناسایی نیازهای آموزشی

سازمانها با استفاده از ارزیابی عملکرد کارکنان، متوجه نارسایی های مهارتی میشوند و در می یابند که چه نوع برنامه های آموزشی را باید به اجرا در آورند و تعیین نمایند چه کسانی و در چه سطحی نیاز به آموزش دارند. بایستی توجه نمود که احتمال دارد سهمی از ضعفها، ناشی از فقدان آموزشهای لازمی باشد که می تواند ناشی از تغییر و تحولات یا اینکه نامناسب بودن سیستم آموزش باشد. لذا از طریق نیازسنجی آموزشی متناسب با تغییر و تحولات، می توان این ضعفها را کاهش و برطرف کرد.

با توجه به مطلب فوق این نتیجه حاصل میشود که هر سازمانی قبل از شروع به آموزش و برنامه ریزی آموزشی برای کارکنانش، باید ارزیابی عملکردی از آنها ارائه دهد و مطابق با آن، نیازسنجی آموزشی را داشته باشد. چرا که با توجه به نتایج ارزیابی، میتوان نقاط قوت و ضعف و نیازهای آنی و آتی آموزشی کارکنان را شناسایی و برنامه های آموزشی را به بهترین وجه تدوین کرد.

روشهای آموزشی و ویژگی های برنامه های آموزشی کارکنان

برای بالا بردن مهارت کارکنان اجرایی روش های آموزشی مختلف به کار برده میشود.

متداول ترین روش های آموزشی:

  • کارآموزی ضمن خدمت

  • کارآموزی استاد- شاگردی

  • کارآموزی در شرایط مشابه، قبل از آغاز کار

  • کارآموزی همراه با آموزش نظری

  • کارآموزی مکاتبه ای

  • کارآموزی با ماشینهای آموزشی

  • دورههای خارج از مؤسسه

همچنین باید توجه داشت که فقط توجه به روش های آموزشی کافی نیست، بلکه برنامه های آموزشی و یادگیری که طراحی و ارائه می شوند باید ویژگی های زیر را نیز دارا باشند:

  1. به کارکنان شایستگی و اعتماد به نفس لازم را بری تأمین استانداردهای عملکرد مورد انتظار، بدهند.
  2. تقویت مهارت ها و شایستگی های موجود را داشته باشند.
  3. به کارکنان کمک کنند تا شایستگی ها و مهارت های جدید را به دست آورند و بدین وسیله بهتر بتوانند از توانایی های خود استفاده کنند و مسئولیت های بزرگتری را قبول کنند و انواع بیشتری از وظایف را بپذیرند و براساس طرح های پرداخت براساس شایستگی و مهارت، درآمد بیشتری دریافت کنند.
  4. تضمین کنند که کارکنان جدید به سرعت دانش و مهارت اساسی لازم برای داشتن آغازی خوب در کار خود را به دست می آورند و فرامی گیرند.
  5. بهره وری کارکنان را در داخل و خارج سازمان افزایش دهند.

ارزشیابی برنامه های آموزشی کارکنان

حال با توجه به مطالب مطرح شده این سؤال پیش می آید که، چگونه می توان پی برد نتایج به دست آمده از اجرای دوره های آموزشی در راستای تحقق اهداف مورد نظر سازمان بوده است یا خیر؟

ارزشیابی آموزشی، فرایند تفسیر نتایج از طریق سنجش اطلاعات برای قضاوت در مورد اهداف کلی آموزش یا میزان موفقیت شرکت کنندگان در دوره آموزشی است. به طور کلی، ارزشیابی آموزشی رویکرد منظم برای جمع آوری داده ها است که به مدیران برای رسیدن به تصمیمات مفید و با ارزش در مورد برنامه آموزش کمک میکند. در اجرای یک برنامه آموزشی، ارزشیابی از نتایج آن برنامه ها بسیار مهم است به اعتقاد ترسی و تئو ( ۱۹۹۵ ) برنامه آموزشی زمانی موفق خواهد بود که اطلاعات حاصل از ارزشیابی در مورد برنامه نشان دهند که:

  1. نیازهای زمانی تیم یا افراد ذینفع رفع شده باشد.
  2. به بهترین ارزشها رسیده باشد.
  3. باعث بهبود مهارت و کسب نتایج مثبت در محل کار شود.

و اشاره میکنند که ارزشیابی یک روش ثابت و یک فرایند آسان برای انجام دادن نیست بلکه روش های پیچیده برای انجام آن وجود دارد.

ارزشیابی آموزشی می تواند ابراز مهمی در بهبود کیفیت برنامه های آموزشی باشد در صورتی که به صورت منسجم بعد از اجرای برنامه آموزشی انجام پذیرد. دست اندرکاران برنامه آموزشی احتمال دارد بیشترین استفاده را از ارزشیابی، زمانی بکنند که نقش یک تصمیم گیرنده را بازی می کنند. کرک پاتریک سه دلیل اساسی برای ارزشیابی آموزشی بیان میکند:

  1. توجیه دلایل وجودی واحد آموزش با نشان دادن نقش و اهمیت آن در تحقق اهداف و رسالت های سازمان؛
  2. تصمیم گیری نسبت به ادامه برنامه آموزشی؛
  3.  بهبود آموزش

مسائل و مشکلات آموزش کارکنان و راه کارها

با توجه به آن چه گفته شد، این نتیجه حاصل می شود که آموزش برای مدیران و کارکنان باید یک امر روزمره، مداوم و عادی تلقی گردد، ولیکن متأسفانه به دلایل مختلف، برخی از مدیران و مسئولان، با امر آموزش کارکنان بسیار سطحی و کم اهمیت برخورد میکنند. گاهی هم دیده میشود که آموزش کارکنان توسط افرادی برنامه ریزی، اداره و اجرا میشود که کوچک ترین اطلاعی در مورد آموزش کارکنان ندارند. این دو موضوع باعث میشود که برنامه های آموزشی کارکنان، چنان که در مواردی ملاحظه می گردد، بی محتوا، پراکنده و بدون هدف اجرا شود و کوچک ترین اثری در میزان دانش، بینش و توانش یا نوع رفتار کارکنان نداشته و یا بعضاً نتیجهای معکوس به همراه داشه باشد.

مشکل عمده و اساسی دیگر این که، به فرض اگر برخی از دورههای آموزش کارکنان توسط صاحب نظران و متخصصین امر، برنامه ریزی و اجرا گردید و به اهداف آموزشی هم دست یافتیم، ولیکن چون کارکنان آموزش دیده عملاً در محیط کار نمیتوانند آموخته های خود را به کار گیرند، اغلب ناگریز خواهند شد کارها را بر عکس آن چه آموخته اند، انجام دهند، لذا نسبت به امر آموزش بی علاقه ویا بی تفاوت میشوند یا آن که عملاً تضادهایی بین آنان و مسئولان رده بالای آنان به وجود می آید.

راهکارهای پیشنهادی:

  • امور آموزش کارکنان را باید به افرادی محول نمود که دارای دانش، تعهد، آگاهی، مهارت، تجربه و سابقه قابل قبولی در امر آموزش باشند. که در آن صورت مشاهده خواهیم نمود که برنامه ریزی و اجرای صحیح دوره های آموزشی کارکنان چه اثرات مفید و مؤثری به همراه خواهد داشت.
  • برای تقلیل موانع و مشکلات آموزش کارکنان بهتر است آموزش کارکنان در کلیه سطوح سازمانی به موازات یکدیگر صورت پذیرد و اگر امکانات، اجازه این کار را نداد، آموزش از سطوح بالای سازمان شروع و به سطوح پایین تر تسری پیدا کند، تا بدین وسیله یک زبان مشترک بین مدیریت و سایر کارکنان به وجود آید.
  • برای به وجود آوردن انگیزه در دورههای آموزشی کارکنان، باید سعی نمود محیط کار را برای اجرای آموخته های علمی کارکنان آماده ساخت و وسایل و ابزار و اختیارات لازم را به موازات مسئولیت ها به آنان واگذار نمود تا آثار آموزش کارکنان در سازمان ملموس گردد
عناصر طرح‌ریزی و مدیریت استراتژیک

عناصر طرح‌ریزی و مدیریت استراتژیک

عناصر طرح‌ریزی و مدیریت استراتژیک

چشم انداز (Vision)

چشم‌انداز سازمان توصیف می‌کند که شرکت می‌خواهد در آینده‌ای دور به چه سازمانی تبدیل شود و افق آینده آن چیست.

_ چشم انداز باید به همان نسبت که زاده قلب شماست، پرورده مغز شما نیز باشد.

_ اگر “نمی دانید به کجا می روید هیچ اهمیتی ندارد که از چه راهی بروید”

_ اگر خودتان سرنوشت خود را کنترل  نکنید، نیروهای بیرون از اختیار شما کنترل آن را برایتان به عهده می گیرند.

ویژگی‌های یک چشم انداز خوب :

_ آرزویی روشن برای آینده.

_ قابل درک، ساده و روشن باشد.

_ الهام بخش و چالشی، آرمانی و ترغیب کننده برای مشتریان باشد.

_ قابل باور باشد.

_ در راستای رسالت سازمانی باشد.

_ نقطه تفاهم تمام ذینفعان باشد.

_ توصیف کننده خدمات آینده سازمان باشد.

_ حتی المقدور خلاصه باشد.

_ محکم ولی انعطاف پذیر و آماده تغییر در زمان.

به طور خلاصه باید قابلیت کمی‌شدن را داشته باشد، ترجیحا افق زمانی مشخصی داشته باشد و از الفاظ کلی و توصیفی و کیفی بدور باشد. یعنی نگوییم می‌خواهیم خوب باشیم. مشخص باشد که مثلا تا فلان زمان قرار است دقیقا چه جایگاهی را و به چه میزان و با چه کیفیتی داشته باشیم.

چشم انداز (شرکت های بزرگ دنیا)

_ چشم انداز اولیه ماکروسافت : یک رایانه شخصی در هر خانه و روی هر میز

_ چشم اندازLG: LG Electronics  یک تصویر ذهنی کوتاه و بلندمدت جدید برای خود تنظیم کرده بود، که هدف او رسیدن به موقعیت سه شرکت برتر الکترونیک، اطلاعات و ارتباطات مخابراتی در جهان، تا سال 2010 بود

 _ چشم انداز جنرال موتورز آمریکا : رهبر جهانی در حوزه حمل و نقل و محصولات و خدمات مرتبط، به وجدآوردن مشتری ازطریق بهبود مستمر باتوجه به کار تیمی، درستی و نوآوری کارکنان شرکت

چطور چشم انداز بنویسیم؟

برای طراحی چشم انداز و استراتژی های سازمانی بایستی به سوالات زیر پاسخ دهید:

1. این شرکت چقدر به کارکنان و مسائل آن ها (آسایش، رضایت، خواسته ها و …) اهمیت داده و توجه دارد؟ تا کنون در این زمینه چه کارهایی انجام داده است؟

2. این شرکت تا چه حد نسبت به مسائل اجتماعی (امورخیریه، حفظ محیط زیست و …) حساس بوده و به تصویر ذهنی مردم از شرکت و عملکرد آن اهمیت می‌دهد؟ تا کنون در این زمینه چه کارهایی انجام داده‌است؟

3. این شرکت در آینده می خواهد به چه سمت و سوئی حرکت کند؟

4. می‌خواهید این شرکت درآینده (تا ۵ سال آینده) به چه جایگاهی دست‌یابد؟ (جایگاه مطلوب این شرکت)

5. می‌خواهید این شرکت در آینده (تا ۵ سال آینده) دارای چه ویژگی‌هایی از نظر ارکان داخلی سازمان (نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی، تکنولوژی، عملکرد و توان پاسخ گویی به ذینفعان داخلی) باشد؟

6. می‌خواهید این شرکت در آینده (تا ۵ سال آینده) دارای چه ویژگی‌هایی از نظر موقعیت خارجی سازمان(در مقایسه با رقبا، سایر شرکت‌ها، همکاری‌های استراتژیک، عملکرد و توان پاسخ‌گویی به ذینفعان خارجی) باشد؟

ارزش‌های سازمانی (Values)

ارزش ها و باورهای یک سازمان همان چیزهایی هستند که کارکنان به آن ها ارج می نهند و برایشان اهمیت قائلند. ارزش های سازمانی تعیین می‌نمایند که کجا، وقت و انرژی و پول خود را صرف کنید. ارزش های سازمانی شما چه بدانید و چه ندانید برانتخاب های روزانه شما تاثیر می‌گذارد.

علت اینکه تعریف یا مشخص نمودن ارزش های سازمانی بهمراه تعریف چشم‌انداز مطرح شده این است که امکان دارد بخشی از چشم‌انداز ما در راستای ارزشهایمان نباشد، همچنین ارزش ها بیشترین تاثیر را بر روی استراتژی‌ها دارند. فرض کنید فریب دادن رقبا برای سازمان ما یک ضد ارزش باشد، پس مسلم است که استراتژی‌هایی که بر مبنای حیله هستند نباید انتخاب شوند. 

خصوصیات ارزش های سازمانی :

_ در تحت هیچ شرایطی نباید از آن‌ها تخطی کرد.

_ شفاف و قابل فهم باشد.

_ هم سو و هم افزا باشد.

_ با اهداف سازمان مرتبط باشد.

_ به طور کلی در بیانیه ارزش‌های سازمان سه چیز دقیقاً باید مشخص گردد.

مردم : نحوه رفتار با مردم و جمعیت تحت پوشش سازمان.

فرایندها : نحوه اداره سازمان، چگونگی تصمیم‌گیری‌ها و خدمات ارایه شده.

عملکرد سازمان : انتظارات مربوط به مسئولیت سازمان در ارایه خدمات و کیفیت خدمات ارایه شده.

یک نمونه ارزش سازمانی (ارزش‌های سازمانی تویوتا) :

الف. همواره به یاد خدا بودن تا شکر نعمت های او به جا آورده شود.

ب. همواره وظیفه شناس بودن و در همه خوبی ها سهمی داشتن.

ج. همواره کوشا و خلاق بودن.

د. پرهیز از اتلاف وقت خود و دیگران.

در سال 1992 اصول فرهنگ سازمانی تویوتا منتشر و در 1997 ویرایش شد. این اصول, فلسفه و چشم انداز جهانی شرکت را خلاصه می کند :

_ احترام گذاشتن به زبان و روح قانون هر ملت و صادق بودن فعالیت های شرکت درجهت این که یک شهروند جهانی خوب باشد.

_ احترام به فرهنگ و آداب هر ملت و سهیم شدن در توسعه اقتصاد و اجتماع از طریق فعالیت های شرکت در جامعه.

_ وقف کردن خود برای تولید محصول ناب و ایمن و بهبود کیفیت فعالیت های خود در هر کجا.

_ خلق و توسعه فناوری های پیشرفته و تولید محصولات و خدمات نمونه و برجسته که نیازهای مشتریان جهانی را برآورده سازد.

_ ایجاد فرهنگ خلاقیت فردی و ارزش های تیمی، به منظور اعتماد و احترام.

_ رفتار با شرکای کسب و کار و مشتریان بر اساس رشد پایدار و سود متقابل.

عناصر طرح‌ریزی و مدیریت استراتژیک

بیانیه ماموریت (رسالت/Mission)

یک ماموریت (رسالت) شفاف و خوب تعریف شده، تمرکز لازم را برای بقا و توسعه بیشتر را به شما ارائه می‌کند. یعنی اگه کاملا معلوم باشد که چه کاره هستیم، از پراکندگی تصمیمات و استراتژی‌ها جلوگیری می‌شود.

ماموریت یعنی سازمان چرا وجود دارد. چرایی وجود سازمان بر می‌گردد به:

۱. نیازی که سازمان برطرف می‌کند = هدف غایی = فلسفه وجودی
۲. چگونگی رفع نیاز = محصول = خروجی
۳. بهره‌برداران و استفاده‌کنندگان از خروجی سازمان = مشتریان
۴. چگونگی ایجاد محصول مورد رضایت بهره‌برداران = تکنولوژی
۵. در نهایت وجه تمایز سازمان با دیگر سازمان‌هایی که تقریبا همین کار را می‌کنند = مزیت رقابتی

اجزای بیانیه ماموریت :

1. چـه چیــزی ؟  (کالا وخدمات) چه نیازی از جامعه را درقالب کالا یا خـدمات برآورده می سازیم؟ 

2. برای چه کسانی ؟ (مشتریان) مشتریان اصلی ما چه کسانی هستند؟

3. کجا ؟ (حیطه رقابت) درتأمین منابع و ورودی ها و همچنین در خروجی ها در چه محدوده ای رقابت می کنیم؟

4. چرا ؟ (هدف بهینه سازمان) برای چه بوجود آمده ایم؟

5. چگونه ؟ (مزیت رقابتی ما چیست) چگونه و با توجه به چه مزیت هایی به اهدافمان خواهیم رسید؟

اول Vision یا Mission ؟

این یکی از سوالات و چالش های سنتی که معمولا ذهن خیلی‌ها رابه خودش مشغول می‌کنه. به طور کلی باید گفت که بستگی به نوع سازمان و جایگاه آن دارد:

یک سازمان دولتی رادر نظر بگیرید که ماهیت و شرح وظایف مشخصی دارد مثلاً در سازمان بنادر و دریانوردی. از طرف دولت این سازمان برای ارائه یکسری خدمات بندری و دریایی ایجاد شده و قرار هم نیست کارهای کاملاً متفاوتی انجام بدهد یعنی اساسا این اجازه را ندارد، پس  رسالت یا ماموریتش مشخص است. در نتیجه برای این سازمان اول رسالت شفاف‌تر تبیین می‌شود (چون اساساً موجود است) و سپس تصمیم می‌گیریم که مثلاً بهترین سازمان کشور بشویم یا یه چشم انداز دیگر برای آن تدوین کنیم.

حالا فرض کنید که یک شرکت می‌خواهد به یک هدف بزرگ مثلاً ثروتمند شدن صاحبان سهامش برسد. وقتی این چشم انداز تعریف می‌شود، ممکن است به این نتیجه برسند که با کسب و کار متفاوتی به این رویادست پیدا کنند، پس در این حالت تحت تاثیر چشم‌اندازهایشان رسالتشان را تدوین می‌کنند. و یا اینکه یک شخص اول رویایی در سر می پروراند سپس راه رسیدن به آن را تعیین می‌کند.

اما در کل می‌شود به طور نسبی این فرمول را ارائه داد، که برای سازمان‌ها و شرکت های موجود که در حال فعالیت هستند معمولاً اول رسالت تبیین می‌شود و بعد چشم انداز بر اساس رویای صاحبان سهام تدوین می‌شود و برای اشخاص یا سازمان هایی که قرار است بوجود بیایند معمولاً اول چشم انداز تدوین می‌شود. اما این دو تقریباً همزمان تهیه می‌شوند چون روی هم تاثیر دارند. بهرحال بهتر است خیلی درگیر این موضوع نشویم چون درمرحله تدوین، هر دوی این‌ها قابل اصلاح هستند.

عناصر طرح‌ریزی و مدیریت استراتژیک

ارزیابی بیرونی (محیطی) :

در ارزیابی محیط دو کانون توجه مهم قرار دارد:

1. فرصت‌ها: منفعت بالقوه ای که عوامل بالفعل شدن آن هنوز واقع نشده.

2. تهدیدات: ضرر بالقوه ای که عوامل بالفعل شدن آن هنوز واقع نشده.

دو محیط برای سازمان ها تعریف می شود :

1. محیط دور (در بعد کلان)

2. محیط نزدیک (محیط صنعت)

برای تحلیل محیط دور یا کلان معمولا از آنالیز PEST که در برخی منابع TSEP هم گفته می‌شود استفاده می‌کنند.

 

mission-vision-values-graphic

چشم اندازهای شرکت های معروف و بزرگ دنیا

چشم اندازهای شرکت های معروف و بزرگ دنیا

بنابراین، بیانیه‌های چشم انداز و ماموریت جامع و قدرتمند باید چگونه باشند؟ در ادامه‌ی این مقاله، به ۲۵ شرکت بزرگ اشاره می‌کنیم که به خوبی اهمیت این موضوع را درک کرده‌اند. و وفاداری مشتری نسبت به این شرکت‌ها موید اهمیت این موضوع است.

تسلا

شرکت: تسلا

ماموریت: تسریع فرایند تحول جهانی به سمت انرژی پایدار.

چشم انداز: ایجاد جذاب‌ترین و قانع‌ کننده‌ترین شرکت خودروسازی قرن بیست و یکم از طریق سوق دادن تحول جهانی به سمت خودروهای برقی.

شرکت: آمازون

ماموریت: نهایت تلاش‌مان را می‌کنیم که به مشتریان‌مان پایین‌ترین قیمت ممکن، بهترین حق انتخاب، و حداکثر راحتی را ارائه دهیم.

چشم انداز: تبدیل شدن به مشتری‌مدارترین شرکت روی زمین؛ شرکتی که در آن، مشتریان می‌توانند هر چیزی را که دل‌شان میخواهد، به صورت آنلاین کشف و پیدا کنند، و بخرند.

شرکت: پاتاگونیا

ماموریت: تولید بهترین محصول، که هیچ آسیب غیر ضروری ایجاد نکند؛ و از کسب و کار جهت الهام بخشیدن و پیاده‌سازی راه‌حل‌هایی برای بحران محیط زیست، استفاده شود.
چشم انداز: عشق به مکان‌های بکر و زیبا دربردارنده‌ی شرکت در مبارزه‌ای برای نجات این مکان‌ها، و کمک به توقف زوال شدید سلامت محیطی در سرتاسر کره‌ی زمین است.

شرکت: تد

ماموریت: گسترش ایده‌ها.

چشم انداز: ما با تمام وجود به قدرت ایده‌ها برای تغییر نگرش‌ها، شیوه‌های زندگی‌، و در نهایت، جهان باور داریم.

شرکت: لینکدین

ماموریت: ایجاد پیوند میان آدم‌های حرفه‌ای در سرتاسر جهان برای بهبود سازندگی و موفقیت آن‌ها.

چشم انداز: خلق فرصت اقتصادی برای تمام اعضای متعلق به نیروی کار جهانی.

شرکت: گوگل

ماموریت: سازمان‌دهی اطلاعات جهانی و ایجاد دسترسی و کاربرد آن در سرتاسر جهان.

چشم انداز: ایجاد دسترسی به اطلاعات جهانی فقط با یک کلیک.

شرکت: اوبر

ماموریت: ماموریت اوبر عبارت است از تسهیل در حمل و نقل – برای همه‌ی آدم‌ها، به همه‌ی نقاط.

چشم انداز: حمل و نقل هوشمندتر با خودروهای کم‌تر و دسترسی بهتر. حمل و نقلی که ایمن‌تر، ارزان‌تر، و مطمئن‌تر باشد؛ حمل و نقلی که فرصت‌های شغلی بیش‌تر و درآمد بالاتری برای رانندگان ایجاد کند.

شرکت: ایربی‌ان‌بی

ماموریت: تعلق به همه جا.

چشم انداز: تحقق اشتیاق عموم بشر به تعلق یافتن به مکان‌های مختلف جهان – میل و آرزو به مورد استقبال، احترام، و تکریم قرار گرفتن؛ به خاطر جایگاهی که در آن قرار گرفته‌اید، نه به خاطر جایی که در آن قرار دارید.

شرکت: اینتل

ماموریت: کاربرد قدرت قانون مور برای ارائه‌ی دستگاه‌های هوشمند و متصل به تمام انسان‌های روی زمین.

چشم انداز:‌ اگر دستگاهی هوشمند و متصل است، با اینتل بهترین می‌شود.

شرکت: فراری

ماموریت: ما خودرو می‌سازیم؛ نمادی از جایگاه عالی ایتالیا در سرتاسر جهان؛ این کار را می‌کنیم تا هم جاده را از آن خود کنیم و هم مسیر را. آفرینشی منحصر به فرد که به این اسب چموش افسانه‌ای روح و جان می‌بخشد، و “‌جهانی از آرزوها و هیجان‌ها‌”‌ را خلق می‌کند.

چشم انداز: فراری، محصول عالی ایتالیایی که آرزوهای جهان را محقق می‌کند.

شرکت: گوددی

ماموریت: ما این جا هستیم تا به مشتریان‌مان به بهترین شکل کمک کنیم. ما با استراتژی‌مان زندگی می‌کنیم و با تمام هیجان کارمان را در اولویت قرار می‌دهیم تا با خلق فناوری ساده و در عین حال بسیار ظریف و برازنده مشتریان‌مان را راضی نگه داریم – و به صورت تمام وقت بهترین خدمات را به آن‌ها ارائه دهیم. هر روز، تمام نیروهای‌مان را در تمام گروه‌ها جمع می‌کنیم تا موانع را از سر راه برداریم، بازارهایی جدید بسازیم، و آن‌قدر به غیر ممکن‌ها زل بزنیم تا خود غیر ممکن‌ها به ما چشمک بزنند.

چشم انداز: با قدرت دادن به آدم‌ها برای راه‌اندازی آسان کسب و کار، رشد با اعتماد به نفس، و به کار اندازی موفق سرمایه‌های شخصی اقتصاد جهانی را، از اساس، به سمت کسب و کار‌های کوچک سوق خواهیم داد.

شرکت: کاترپیلار

ماموریت: فراهم کردن شرایط رشد اقتصادی از طریق توسعه‌ی انرژی و زیر ساخت‌ها، و ایجاد راه حل‌هایی برای پشتیبانی از جوامع و محافظت از کره‌ی زمین.

چشم انداز: چشم انداز ما جهانی است که در آن، تمام نیازهای اساسی آدم‌ها – از قبیل مسکن، آب پاکیزه، بهداشت، غذا، و انرژی قابل اتکا – به روش سازگار با محیط زیست و پایدار محقق شوند؛ هم‌چنین، ایجاد شرکتی که کیفیت محیط زیست و جوامعی را که در آن کار و زندگی می‌کنیم، بهبود ببخشد.

شرکت: تویوتا (ایالات متحده)

ماموریت: جذب و حفظ مشتری با محصولات و خدمات فوق‌العاده ارزشمند و تجربه‌ی رضایتمندی از داشتن خودرو در آمریکا.

چشم انداز: تبدیل شدن به موفقیت‌ترین و محترم‌ترین شرکت خودروسازی در آمریکا.

شرکت: سامسونگ

ماموریت: الهام بخشیدن به جهان با فناوری‌ها، محصولات، و طرح‌هایی که زندگی آدم‌ها را غنی کنند و با خلق آینده‌ای جدید به سعادت اجتماعی کمک کنند.

چشم انداز: الهام بخشیدن به جهان. خلق آینده.

شرکت: ویکی مدیا

ماموریت: توانمندسازی و مشارکت تمام آدم‌های سرتاسر جهان برای جمع‌آوری و توسعه‌ی محتوای آموزشی، تحت یک مجوز رایگان یا دامنه‌ی عمومی، و انتشار این محتوا به صورت موثر و جهانی.

چشم انداز: تصور جهانی که در آن، هر یک از انسان‌ها بتواند آزادانه سهمی در مجموع تمام علوم داشته باشد. این تعهد ماست.

شرکت: ای‌بی

ماموریت: تبدیل شدن به مقصد محبوب تمام آدم‌های جهان برای کشف و انتخاب کالاهای ارزشمند و منحصر به فرد.
چشم انداز: چشم انداز ما در تجارت رسیدن به نقطه‌ای است که مشتریان ما را به آن جا رسانده باشند، از فناوری قدرت گرفته باشد، و به روی همگان باز باشد.

شرکت:‌ ایکیا

ماموریت: ارائه‌ی طیف گسترده‌ای از محصولات خانگی با بهترین طراحی و کارکرد، و با مناسب‌ترین قیمت که تا حد امکان، بیش‌تر آدم‌ها بتوانند آن‌ها را خریداری کنند.

چشم انداز: بهبود زندگی روزمره‌ی برای بسیاری از آدم‌ها.

شرکت: سیسکو

ماموریت: شکل‌دهی به آینده‌ی اینترنت با خلق ارزش و فرصتی بی‌سابقه برای مشتریان، کارمندان، سرمایه گذاران، و شرکا اکوسیستم‌مان.

چشم انداز: تغییر روش کار، زندگی، بازی، و یادگیری.

شرکت: سونی

ماموریت: ایجاد شرکتی برای الهام بخشیدن و تحقق کنجکاوی‌تان.

چشم انداز: استفاده از عشق و شور بی‌پایان‌مان برای فناوری، محتوا، و خدمات جهت ارائه‌ی هیجان و سرگرمی جدید و پیشگامانه، فقط به شکلی که سونی می‌تواند.

شرکت: خطوط هوایی ساوت‌وست

ماموریت: ماموریت خطوط هوایی ساوت‌وست عبارت است از تعهد به ارائه‌ی بالاترین کیفیت خدمات مشتری به همراه حس گرما، صمیمیت، غرور فردی و روحیه گروهی.

چشم انداز:‌ تبدیل شدن به محبوب‌ترین، فعال‌ترین، و سودمندترین خطوط هوایی دنیا.

شرکت:‌ ای‌دی‌پی‌ (پردازش خودکار داده‌ها)

ماموریت: توانمندسازی سازمان‌ها با راه‌حل‌هایی پر از بینش برای هدایت کسب و کار‌ها به سمت موفقیت.

چشم انداز: تبدیل شدن به مرجعی جهانی برای کمک به سازمان‌ها در تمرکز بر آن‌چه از همه مهم‌تر است.

شرکت: کایزر پرمننته

ماموریت: کایزر پرمننته به این دلیل به وجود آمده است تا خدمات بهداشت و سلامتی با کیفیت و ارزان قیمت در اختیار آدم‌ها قرار دهد و وضعیت سلامت اعضا و جوامعی را که برای‌شان خدمت می‌کنیم، بالا ببریم.

چشم انداز: ما شرکای قابل اعتمادی در زمینه‌ی سلامت عمومی هستیم که با همکاری با آدم‌ها به آن‌ها کمک می‌کنیم برای ایجاد سالم‌ترین جوامع در کشور تلاش کنند.

شرکت: کوین بیس

ماموریت: ماموریت کوین بیس عبارت است از ایجاد سامانه‌ی مالی باز و آزاد برای کل جهان.

چشم انداز: ارز دیجیتالی که از طریق ایجاد سامانه‌ی مالی باز و آزاد فرصتی نوآورانه، کارآمد، و عادلانه‌تر برای تمام جهان فراهم کند.

شرکت: فیس بوک

ماموریت: توانمندسازی آدم‌ها برای ایجاد جامعه‌ای قدرتمند و نزدیک کردن تمام آدم‌های جهان به یکدیگر.

چشم انداز: آدم‌ها برای متصل ماندن به دوستان و خانواده، برای کشف آن‌چه در دنیا می‌گذرد، و به اشتراک گذاری و بیان آن‌چه برای‌شان اهمیت دارد، از فیس بوک استفاده کنند.

 

شرکت: هول فودز مارکت

ماموریت: هول فودز مارکت پیشگام و فعال در عرصه‌ی کسب و کار مواد غذایی با کیفیت است. ما شرکتی مبتنی بر ماموریت هستیم که هدف‌مان تعیین استانداردهای عالی برای خرده فروشی مواد غذایی است. ما در حال ایجاد کسب و کاری هستیم که در آن، استانداردهایی بالا در تمام جوانب شرکت‌مان جاری و ساری است. در هول فودز مارکت کیفیت اولویت ذهن‌مان است.

چشم انداز: تمام مواد غذایی، تمام آدم‌ها، تمام کره‌ی زمین.

بیانیه ماموریت و چشم انداز: آگاهی از این‌که چه کسی هستید و به کجا می‌روید

بیانیه‌ی ماموریت بر امروز و آن‌چه انجام می‌دهید، تمرکز دارد؛ و بیانیه‌ی چشم انداز بر فردا و آن‌چه می‌خواهید به آن تبدیل شوید، تمرکز دارد. وجود هر دو برای بقای شرکت لازم و مهم است.

چه آن را جوهره یا قلب تپنده، و چه آن را مشخصه‌ی اصلی کسب و کار بدانید – یا آن را هر چیز دیگر بنامید، به خاطر موفقیت محتوا و شرکت‌تان از تعریف و درک شفاف بیانیه ماموریت و چشم انداز اطمینان حاصل کنید.

بیانیه‌ی ماموریت محتوا و بیانیه‌ی چشم انداز محتوا را روی کاغذ بنویسید. آن‌ها را در اختیار اعضای گروه‌تان قرار دهید. آن‌گاه می‌توانید تلاش‌های آینده‌تان را در تولید محتوا با این دو مقایسه و اندازه‌گیری کنید.