عناصر طرح‌ریزی و مدیریت استراتژیک ( طراحی چشم انداز، رسالت و ارزش و…)

چشم انداز (Vision)

چشم‌انداز سازمان توصیف می‌کند که شرکت می‌خواهد در آینده‌ای دور به چه سازمانی تبدیل شود و افق آینده آن چیست.

_ چشم انداز باید به همان نسبت که زاده قلب شماست، پرورده مغز شما نیز باشد.

_ اگر “نمی دانید به کجا می روید هیچ اهمیتی ندارد که از چه راهی بروید”

_ اگر خودتان سرنوشت خود را کنترل  نکنید، نیروهای بیرون از اختیار شما کنترل آن را برایتان به عهده می گیرند.

ویژگی‌های یک چشم انداز خوب :

_ آرزویی روشن برای آینده.

_ قابل درک، ساده و روشن باشد.

_ الهام بخش و چالشی، آرمانی و ترغیب کننده برای مشتریان باشد.

_ قابل باور باشد.

_ در راستای رسالت سازمانی باشد.

_ نقطه تفاهم تمام ذینفعان باشد.

_ توصیف کننده خدمات آینده سازمان باشد.

_ حتی المقدور خلاصه باشد.

_ محکم ولی انعطاف پذیر و آماده تغییر در زمان.

به طور خلاصه باید قابلیت کمی‌شدن را داشته باشد، ترجیحا افق زمانی مشخصی داشته باشد و از الفاظ کلی و توصیفی و کیفی بدور باشد. یعنی نگوییم می‌خواهیم خوب باشیم. مشخص باشد که مثلا تا فلان زمان قرار است دقیقا چه جایگاهی را و به چه میزان و با چه کیفیتی داشته باشیم.

چشم انداز (شرکت های بزرگ دنیا)

_ چشم انداز اولیه ماکروسافت : یک رایانه شخصی در هر خانه و روی هر میز

_ چشم اندازLG: LG Electronics  یک تصویر ذهنی کوتاه و بلندمدت جدید برای خود تنظیم کرده بود، که هدف او رسیدن به موقعیت سه شرکت برتر الکترونیک، اطلاعات و ارتباطات مخابراتی در جهان، تا سال ۲۰۱۰ بود

 _ چشم انداز جنرال موتورز آمریکا : رهبر جهانی در حوزه حمل و نقل و محصولات و خدمات مرتبط، به وجدآوردن مشتری ازطریق بهبود مستمر باتوجه به کار تیمی، درستی و نوآوری کارکنان شرکت

چطور چشم انداز بنویسیم؟

برای طراحی چشم انداز و استراتژی های سازمانی بایستی به سوالات زیر پاسخ دهید:

۱. این شرکت چقدر به کارکنان و مسائل آن ها (آسایش، رضایت، خواسته ها و …) اهمیت داده و توجه دارد؟ تا کنون در این زمینه چه کارهایی انجام داده است؟

۲. این شرکت تا چه حد نسبت به مسائل اجتماعی (امورخیریه، حفظ محیط زیست و …) حساس بوده و به تصویر ذهنی مردم از شرکت و عملکرد آن اهمیت می‌دهد؟ تا کنون در این زمینه چه کارهایی انجام داده‌است؟

۳. این شرکت در آینده می خواهد به چه سمت و سوئی حرکت کند؟

۴. می‌خواهید این شرکت درآینده (تا ۵ سال آینده) به چه جایگاهی دست‌یابد؟ (جایگاه مطلوب این شرکت)

۵. می‌خواهید این شرکت در آینده (تا ۵ سال آینده) دارای چه ویژگی‌هایی از نظر ارکان داخلی سازمان (نیروی انسانی، فرهنگ سازمانی، تکنولوژی، عملکرد و توان پاسخ گویی به ذینفعان داخلی) باشد؟

۶. می‌خواهید این شرکت در آینده (تا ۵ سال آینده) دارای چه ویژگی‌هایی از نظر موقعیت خارجی سازمان(در مقایسه با رقبا، سایر شرکت‌ها، همکاری‌های استراتژیک، عملکرد و توان پاسخ‌گویی به ذینفعان خارجی) باشد؟

ارزش‌های سازمانی (Values)

ارزش ها و باورهای یک سازمان همان چیزهایی هستند که کارکنان به آن ها ارج می نهند و برایشان اهمیت قائلند. ارزش های سازمانی تعیین می‌نمایند که کجا، وقت و انرژی و پول خود را صرف کنید. ارزش های سازمانی شما چه بدانید و چه ندانید برانتخاب های روزانه شما تاثیر می‌گذارد.

علت اینکه تعریف یا مشخص نمودن ارزش های سازمانی بهمراه تعریف چشم‌انداز مطرح شده این است که امکان دارد بخشی از چشم‌انداز ما در راستای ارزشهایمان نباشد، همچنین ارزش ها بیشترین تاثیر را بر روی استراتژی‌ها دارند. فرض کنید فریب دادن رقبا برای سازمان ما یک ضد ارزش باشد، پس مسلم است که استراتژی‌هایی که بر مبنای حیله هستند نباید انتخاب شوند. 

خصوصیات ارزش های سازمانی :

_ در تحت هیچ شرایطی نباید از آن‌ها تخطی کرد.

_ شفاف و قابل فهم باشد.

_ هم سو و هم افزا باشد.

_ با اهداف سازمان مرتبط باشد.

_ به طور کلی در بیانیه ارزش‌های سازمان سه چیز دقیقاً باید مشخص گردد.

مردم : نحوه رفتار با مردم و جمعیت تحت پوشش سازمان.

فرایندها : نحوه اداره سازمان، چگونگی تصمیم‌گیری‌ها و خدمات ارایه شده.

عملکرد سازمان : انتظارات مربوط به مسئولیت سازمان در ارایه خدمات و کیفیت خدمات ارایه شده.

یک نمونه ارزش سازمانی (ارزش‌های سازمانی تویوتا) :

الف. همواره به یاد خدا بودن تا شکر نعمت های او به جا آورده شود.

ب. همواره وظیفه شناس بودن و در همه خوبی ها سهمی داشتن.

ج. همواره کوشا و خلاق بودن.

د. پرهیز از اتلاف وقت خود و دیگران.

در سال ۱۹۹۲ اصول فرهنگ سازمانی تویوتا منتشر و در ۱۹۹۷ ویرایش شد. این اصول, فلسفه و چشم انداز جهانی شرکت را خلاصه می کند :

_ احترام گذاشتن به زبان و روح قانون هر ملت و صادق بودن فعالیت های شرکت درجهت این که یک شهروند جهانی خوب باشد.

_ احترام به فرهنگ و آداب هر ملت و سهیم شدن در توسعه اقتصاد و اجتماع از طریق فعالیت های شرکت در جامعه.

_ وقف کردن خود برای تولید محصول ناب و ایمن و بهبود کیفیت فعالیت های خود در هر کجا.

_ خلق و توسعه فناوری های پیشرفته و تولید محصولات و خدمات نمونه و برجسته که نیازهای مشتریان جهانی را برآورده سازد.

_ ایجاد فرهنگ خلاقیت فردی و ارزش های تیمی، به منظور اعتماد و احترام.

_ رفتار با شرکای کسب و کار و مشتریان بر اساس رشد پایدار و سود متقابل.

بیانیه ماموریت (رسالت/Mission)

یک ماموریت (رسالت) شفاف و خوب تعریف شده، تمرکز لازم را برای بقا و توسعه بیشتر را به شما ارائه می‌کند. یعنی اگه کاملا معلوم باشد که چه کاره هستیم، از پراکندگی تصمیمات و استراتژی‌ها جلوگیری می‌شود.

ماموریت یعنی سازمان چرا وجود دارد. چرایی وجود سازمان بر می‌گردد به:

۱. نیازی که سازمان برطرف می‌کند = هدف غایی = فلسفه وجودی
۲. چگونگی رفع نیاز = محصول = خروجی
۳. بهره‌برداران و استفاده‌کنندگان از خروجی سازمان = مشتریان
۴. چگونگی ایجاد محصول مورد رضایت بهره‌برداران = تکنولوژی
۵. در نهایت وجه تمایز سازمان با دیگر سازمان‌هایی که تقریبا همین کار را می‌کنند = مزیت رقابتی

اجزای بیانیه ماموریت :

۱. چـه چیــزی ؟  (کالا وخدمات) چه نیازی از جامعه را درقالب کالا یا خـدمات برآورده می سازیم؟ 

۲. برای چه کسانی ؟ (مشتریان) مشتریان اصلی ما چه کسانی هستند؟

۳. کجا ؟ (حیطه رقابت) درتأمین منابع و ورودی ها و همچنین در خروجی ها در چه محدوده ای رقابت می کنیم؟

۴. چرا ؟ (هدف بهینه سازمان) برای چه بوجود آمده ایم؟

۵. چگونه ؟ (مزیت رقابتی ما چیست) چگونه و با توجه به چه مزیت هایی به اهدافمان خواهیم رسید؟

اول Vision یا Mission ؟

این یکی از سوالات و چالش های سنتی که معمولا ذهن خیلی‌ها رابه خودش مشغول می‌کنه. به طور کلی باید گفت که بستگی به نوع سازمان و جایگاه آن دارد:

یک سازمان دولتی رادر نظر بگیرید که ماهیت و شرح وظایف مشخصی دارد مثلاً در سازمان بنادر و دریانوردی. از طرف دولت این سازمان برای ارائه یکسری خدمات بندری و دریایی ایجاد شده و قرار هم نیست کارهای کاملاً متفاوتی انجام بدهد یعنی اساسا این اجازه را ندارد، پس  رسالت یا ماموریتش مشخص است. در نتیجه برای این سازمان اول رسالت شفاف‌تر تبیین می‌شود (چون اساساً موجود است) و سپس تصمیم می‌گیریم که مثلاً بهترین سازمان کشور بشویم یا یه چشم انداز دیگر برای آن تدوین کنیم.

حالا فرض کنید که یک شرکت می‌خواهد به یک هدف بزرگ مثلاً ثروتمند شدن صاحبان سهامش برسد. وقتی این چشم انداز تعریف می‌شود، ممکن است به این نتیجه برسند که با کسب و کار متفاوتی به این رویادست پیدا کنند، پس در این حالت تحت تاثیر چشم‌اندازهایشان رسالتشان را تدوین می‌کنند. و یا اینکه یک شخص اول رویایی در سر می پروراند سپس راه رسیدن به آن را تعیین می‌کند.

اما در کل می‌شود به طور نسبی این فرمول را ارائه داد، که برای سازمان‌ها و شرکت های موجود که در حال فعالیت هستند معمولاً اول رسالت تبیین می‌شود و بعد چشم انداز بر اساس رویای صاحبان سهام تدوین می‌شود و برای اشخاص یا سازمان هایی که قرار است بوجود بیایند معمولاً اول چشم انداز تدوین می‌شود. اما این دو تقریباً همزمان تهیه می‌شوند چون روی هم تاثیر دارند. بهرحال بهتر است خیلی درگیر این موضوع نشویم چون درمرحله تدوین، هر دوی این‌ها قابل اصلاح هستند.

ارزیابی بیرونی (محیطی) :

در ارزیابی محیط دو کانون توجه مهم قرار دارد:

۱. فرصت‌ها: منفعت بالقوه ای که عوامل بالفعل شدن آن هنوز واقع نشده.

۲. تهدیدات: ضرر بالقوه ای که عوامل بالفعل شدن آن هنوز واقع نشده.

دو محیط برای سازمان ها تعریف می شود :

۱. محیط دور (در بعد کلان)

۲. محیط نزدیک (محیط صنعت)

برای تحلیل محیط دور یا کلان معمولا از آنالیز PEST که در برخی منابع TSEP هم گفته می‌شود استفاده می‌کنند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شتاب بگیرید…

اگر سوالی دارید ، مشاوران ما با شما تماس می گیرند.