انتخاب رهبر از درون تیم یا استخدام آن؟ کدام یک برای استار تاپ بهتر است؟

انتخاب رهبر از درون تیم یا استخدام آن؟ کدام یک برای استار تاپ بهتر است؟

یکی از مزایای راه‌اندازی استارتاپ این است که برای هدایت آن به یک عمر تجربه نیاز نیست اما در عین حال اگر از مشاوره یک رهبر مجرب هم بی‌نصیب باشد، ممکن است با تصمیمی اشتباه به نقطه پایان برسد. با توجه به این مساله ترجیح می‌دهید تیم رهبری را از افراد درون استارتاپ انتخاب کنید یا از کسانی که در شکل گیری آن نقش نداشته‌اند کمک بگیرید؟

«Joe Procopio» با بیش از ۲۰ سال تجربه در تاسیس شرکت‌های کوچک و بزرگ معتقد است که پاسخ به این سوال برای هر استارتاپ متفاوت است و انتخاب هر یک از این دو روش مزایا و معایب خود را دارد.

رهبری استارتاپ و معضل تعادل

تمام استارتاپ‌ها در یک نقطه با این معضل برخورد خواهند کرد که چگونه این کسب و کار با رشد سریع را بدون انداختن آن به خندق رکورد یا کوبیدنش به دیوار اشتباهات هدایت کنیم؟ Procopio بر اساس تجربه‌ای که در چنته دارد معتقد است فارغ از ابعاد استارتاپ باید بین داشتن تجربه و برخوردار بودن از انعطاف پذیری لازم برای پذیرش ایده‌های جدید، تعادل برقرار شود. شاید در نگاه اول این دو ویژگی منحصر به فرد تلقی شوند اما لزوما اینطور نیست.

آشوب در ابتدای راه

معمولا در ابتدای راه شکل گیری یک استارتاپ اعضای اولیه کسانی‌اند که مشتاق ایده هستند. این هسته اولیه عمدتا یا از نظر جغرافیایی به مکان شرکت نزدیک هستند یا با بنیانگذاران ارتباط فامیلی و دوستی دارند. شاید این تیم با اشتیاق بیشتر و در ازای دستمزد کمتری کار کنند اما طولی نمی‌کشد که شرکت نیاز به رشد پیدا کرده و آشوب و هرج و مرج خود را نشان می‌دهد.

هیچ فرمول مشخصی وجود ندارد که بر اساس آن بدانید چه کسانی باید استخدام شوند، کدامیک باید ترفیع پیدا کند و چه زمانی دست به اینکار بزنید اما دستورالعمل‌‌هایی برای ساختار بندی شرکت بدون درست کردن پیچیدگی‌‌های اضافه وجود دارد.

انتخاب رهبر از درون تیم

انتخاب رهبر از درون تیم یا استخدام آن؟ کدام یک برای استار تاپ بهتر است؟

انتخاب رهبر از درون تیم یا استخدام آن؟ کدام یک برای استار تاپ بهتر است؟

از نظر Procopio تجربه کسی که یکسال درون تیم بوده، به اندازه سه سال افراد خارج از شرکت ارزش دارد. در صورتی که مثل بعضی از استارتاپ‌ها از همان اول نقش‌ها و سمت‌ها را با عناوینی مثل «مدیران اجرایی» (C-level) و معاون ارشد (VP-level) پر نکرده باشید، دستتان باز خواهد بود.

خود او ترجیح می‌دهد تا زمانی که اعضای تیم به حدود ۱۰ تا ۲۰ نرسیده این عناوین را به کسی اعطا نکند چرا که با گذشت زمان مشخص می‌شود کدام فرد شایسته دریافت چه عنوانی است؛ مثلا اگر اعضای گروه «نیما» را به عنوان رهبر پذیرفته‌اند، می‌توانید رسما او را به عنوان مدیرعامل برگزینید.

البته این روش هم همیشه جواب نمی‌دهد. اگر فرد مورد نظر آماده پذیرش مسئولیت‌ها نبوده و توان استفاده درست از اختیارات را نداشته باشد مشکل بزرگی به بار خواهد آمد. همیشه در نظر داشته باشید که یک مدیر اجرایی در نهایت باید توان هدایت ده‌ها و چه بسا صدها نفر با وظایف ویژگی‌های مختلف را داشته باشد.

اگر شرکت به سرعت در حال رشد است و باید هرچه سریعتر مدیران را انتخاب کنید، رودربایستی را کنار گذاشته و شفاف عمل کنید. از همان اول با افراد درباره انتظاراتی که در مقام مدیر از آنها دارید صحبت کرده و تاکید کنید که در هر مرحله از رشد باید صلاحیت خود برای حفظ موقعیت را اثبات کنند.

ارشدیت را با رهبری اشتباه نگیرید

این دقیقا مخالف آن چیزی است که در بالا گفتیم. یعنی لزوما یکسال تجربه حضور در استارتاپ چند برابر تجربه افراد بیرون از آن ارزش ندارد.

به ندرت تمامی هسته اولیه یک استارتاپ از رهبران شکل می گیرد و معمولا از ۱۰ تا ۲۰ نفر اولیه و حتی بنیانگذاران اصلی یک یا دو نفر رهبر، چند نفر مدیر میانی و بقیه هم زنبور کارگر هستند. از اینرو نباید تصور کنید صرف حضور در هسته اولیه راه‌اندازی کسب و کار بدین معنی است که فرد باید نقش رهبری داشته باشد. گماردن افراد فاقد صلاحیت در نقش مدیر و رهبر خیانت به خود آنهاست و در عوض باید با تشویق آنها به کسب مهارت‌های جدید بستری را برای رشدشان فراهم کرد. اگر هم می‌خواهید به این افراد پاداش دهید اینکار را با پاداش مادی یا سهم انجام دهید نه عنوانی که سزاوارش نیستند.

همزمان تعداد زیادی رهبر استخدام نکنید

از قدیم گفته‌اند ۲ شیر در یک اقلیم نمی‌گنجند، حالا تصور کنید حضور تعداد زیادی کارشناس که خود را متخصص می دانند در یک استارتاپ می‌تواند چه فاجعه‌ای به بار آورد. برگزاری جلسات با حضور آنها می‌تواند به استدلال‌های ناتمام هر یک در مورد تجارب قبلی منجر شود و احتمالا در نهایت هرکدام ساز خود را خواهند زد. در صورتی که تعداد کارکنان استارتاپ کمتر از ۲۰  نفر است در هر دور استخدام به همکاری با یک نفر بسنده کنید.

حتی زمانی که دست به استخدام مدیران کارکشته می‌زنید آنها را با افرادی که سابقه زیادی در شرکت دارند همراه کنید. شاید این مدیران تجربه زیادی در چنته داشته باشند اما بدین شکل سریعتر و بهتر با چم و خم کسب و کار شما آشنا خواهند شد.

استخدام رهبران رشد دهنده به جای بزرگان صنعت

از نظر این کارشناس بهتر است به جای فردی که تنها در یک صنعت سابقه دارد، افرادی را استخدام کنید که مهارت خود در رشد دادن استارتاپ‌‌ها با حوزه‌‌های کاری مختلف را ثابت کرده‌اند. در ثانی فراموش نکنید شما به عنوان یک استارتاپ قرار است شرکت‌های با ساختار سنتی و سابقه چندین را به چالش بکشید نه اینکه روش آنها را کپی ‌برداری کنید؛ از اینرو رهبرانی را استخدام کنید که آمادگی انجام اینکار و مهارت آنرا داشته باشند.

قرارداد سرمایه گذاری استارتاپ چه قوانینی دارد؟

قرارداد سرمایه گذاری استارتاپ چه قوانینی دارد؟

شما استارتاپی هستید که تصمیم به سرمایه‌پذیری گرفته‌اید، یا سرمایه‌گذاری هستید که باتوجه به ارزیابی خود تصمیم گرفته‌اید تا در یک استارتاپ، سرمایه‌گذاری کنید. سرمایه گذاری ممکن است در زمان‌های مختلفی انجام شود: در مرحلهٔ راه اندازی کسب و کار، پس از راه‌اندازی و درطول مدت کسب‌وکار؛ لذا این کار می‌تواند شکل‌های مختلفی هم داشته باشد. این امر می‌تواند صرفا برای کسب سود و بدون مشارکت در کسب‌وکار، سهام کسب‌و‌کار یا همراه با مشارکت در فعالیت، کسب‌و‌کار و ساختار استارتاپ باشد. در این مقاله به‌طور مختصر به نکات مهم قرارداد سرمایه گذاری استارتاپ می‌پردازیم.

۱. طرفین و موضوع قرارداد

طرف سرمایه‌گذار و طرف سرمایه‌پذیر باید به‌دقت در قرارداد مشخص شوند. مانند هر قرارداد دیگری، مشخصات طرفین قرارداد، ازجمله اطلاعات شناسایی، اقامتگاه و سِمت افرادی که قرارداد را امضا می‌کنند، باید به‌دقت مشخص شود. برای جلوگیری از اشتباه در این زمینه، باید مدارک شناساییِ امضاکنندگان مانند کارت ملی و سند سمت، به ‌رؤیت طرف مقابل برسد و ضمیمه‌ٔ قرارداد شود. موضوع قرارداد، سرمایه‌گذاری طرف سرمایه‌گذار در شرکت (استارتاپ) طرفِ سرمایه‌پذیر است. در این بند می‌توان به‌صورت کلی به‌شکل سرمایه‌گذاری اعم‌ از سرمایهٔ نقد یا غیرنقد اشاره و مراحل و شرایط سرمایه‌گذاری را به‌دقت در پیوست قرارداد تعیین کرد.

۲. مدت قرارداد

مدت‌ موضوع قرارداد باید به‌طور دقیق مشخص شود. این امر می‌تواند از اختلاف‌های مربوط به مدت‌ انجام کار جلوگیری کند و مبدأ محاسبه‌ٔ خسارت تأخیر را نیز معین کند. همچنین مدت‌ انجام کار می‌تواند در چند مرحله‌ٔ معین برنامه ریزی شود.

۳. تعهدات طرفین

در این بخش مشخص می‌شود که هر یک از طرفین چه تعهداتی در قرارداد دارند. همچنین هر یک از طرفین قرارداد باید مقدماتی را برای انعقاد قرارداد فراهم کنند و این امر می‌تواند در قسمت تعهدات طرفین یا مقدمهٔ قرارداد پیش‌بینی شود.

۴. خاتمهٔ قرارداد و پیش‌بینی شرایط فسخ قرارداد

در این بخش باید تعیین شود که قرارداد در چه شرایطی فسخ و منحل می‌شود. همینطور در مواردی که شرایط فورس ماژور، برای مدت معینی مانع از انجام کار می‌شود، پس از مدت مشخصی می‌توان برای طرفین حق فسخ قرارداد درنظر گرفت.

۵. حل اختلاف و مرجع حل اختلاف

در هر قراردادی، یکی از بخش‌های مهم، تعیین شرایط و مرجع حل اختلاف است. این مرجع می‌تواند داور یا دادگاه تعیین شود. بهتر است نام شخص یا اشخاص داور نیز تعیین شود و همچنین پیش‌بینی شود که درصورت عدم امکان داوری این افراد، راه‌حل چه خواهد بود. همچنین می‌توان از ابتدا تعیین کرد که برای حل اختلاف به مراجع قضایی مراجعه شود.

نکات اختصاصی قرارداد سرمایه گذاری استارتاپ

طرفین قرارداد سرمایه گذاری استارتاپ باید پیش از انعقاد قرارداد، شرایط کسب‌وکار و شرکت خود را برای انعقاد این قرارداد کنترل کنند. آیا برای انعقاد قرارداد به توافق عدهٔ خاصی از سهامداران و شرکا نیاز است؟ آیا سقف مشخصی برای سرمایه‌گذاری/پذیری در اساسنامهٔ شرکت‌ها در نظر گرفته شده است؟

۱. مبلغ، شرایط و نحوهٔ سرمایه‌گذاری

سرمایه می‌تواند به‌صورت نقدی، غیرنقدی، منقول و غیرمنقول یا سود سهام باشد. اگر سرمایه‌گذاری به‌شکل نقد باشد باید مشخص شود که این مبلغ چقدر است؛ همچنین اگر سرمایه‌گذار، سهام شرکت دیگری را به‌عنوان سرمایه می‌آورد، این سهام باید ارزش‌گذاری شود. همچنین ممکن است سرمایه غیرنقدی باشد، برای مثال تجهیزات یا نیروی کار. پس به‌طور کلی نکتهٔ مهم تعیین ارزش سرمایه‌ای است که وارد شرکت می‌شود. سرمایه‌گذاری می‌تواند زمان‌بندی داشته باشد، یعنی سرمایه‌گذار در فواصل معین و در بخش‌های گوناگون، سرمایهٔ خود را وارد شرکت یا استارتاپ کند. توصیه می‌شود که حتما جدول زمان‌بندی در قرارداد یا ضمیمهٔ آن پیش‌بینی شود.

۲. دستاورد سرمایه‌گذار

نکتهٔ مهم دیگر این است که سرمایه‌گذار در این قرارداد چه دستاوردی خواهد داشت؟ ممکن است در ازای سرمایه، میزان مشخصی سهام (ممتاز یا عادی) به سرمایه‌گذار منتقل شود؛ یا بدون واگذاری سهام، سرمایه‌گذار تنها سود مشخصی را در فواصل زمانی مشخص دریافت کند. انتقال امتیازات (مانند مشارکت در حقوق مالکیت فکری) یا تعیین امتیازات مشخص برای سهام اختصاص داده شده به سرمایه‌گذار (مانند حق رأی بیشتر در مجامع یا کسب کرسی در هیئت مدیره) از مزایایی هستند که می‌توان در ازای سرمایه دریافت کرد. همچنین توصیه می‌شود که زمان سوددهی سرمایه و دریافت سود توسط سرمایه‌گذار در قرارداد تعیین شود.

۳. حفظ محرمانگی و حقوق مالکیت فکری

طرفین قرارداد سرمایه‌گذاری ممکن است در جریان مذاکره ها و انعقاد قرارداد و همچنین پس از انعقاد قرارداد، در جریان اطلاعات و اسنادی قرار بگیرند که درصورت لزوم باید محرمانگی و حفظ حقوق مربوط به آنها پیش‌بینی شود. این بند می‌تواند بازه‌ٔ زمانی بیشتری نسبت به مدت قرارداد داشته باشد.

۴. تأثیر انحلال شرکت/ استارتاپ و تغییر سهامداران

باید در قرارداد سرمایه‌گذاری تعیین شود که تغییراتی که در شرکت یا ساختار استارتاپ هریک از طرفین رخ می‌دهد، می‌تواند چه تأثیراتی بر قرارداد داشته باشد. آیا ترک سهامداران عمده (که ممکن است تأثیر زیادی روی تصمیم سرمایه‌گذار برای انعقاد قرارداد سرمایه‌گذاری داشته باشد) می‌تواند منجر به انحلال یا بازبینی ضروری قرارداد شود؟ تأثیر انحلال شرکت هر یک از طرفین بر قرارداد چیست؟

۵. منع رقابت و همکاری

این امر قابل‌پیش‌بینی است که طرفین قرارداد حق رقابت، مشارکت یا همکاری با شرکت‌ها یا استارتاپ‌های رقیب را نداشته باشند. این منع می‌تواند به‌صورت منع در سرمایه‌گذاری در استارتاپ مشابه، راه اندازی استارتاپ یا تأسیس شرکت با موضوع مشابه شرکت یا استارتاپ سرمایه‌پذیر یا سرمایه‌گذار باشد، تا به‌نحوی از زیان تجاری شرکت‌ها جلوگیری شود. هرچند این امر می‌تواند در بند جداگانه‌ای تحت عنوان شرایط ورود سرمایه‌گذار جدید پیش‌بینی شود، اما ممکن است سرمایه‌گذار بتواند محدودیت‌هایی را برای ورود سرمایه‌گذار جدید (که به‌نحوی شرایط رقابت را ایجاد می‌کند) در قرارداد درنظر بگیرد.

۶. تعیین نحوهٔ صرف سرمایه

باید در قرارداد تعیین شود که سرمایهٔ موضوع قرارداد به چه نحو و در چه بخش‌هایی به مصرف برسد. ممکن است در ضمیمهٔ جداگانه‌ای تعیین شود که سرمایه باید در چه بخش یا بخش‌هایی و در هر بخش به چه میزان مصرف شود. شفافیت در این موضوع می‌تواند سرمایه‌گذار را برای سرمایه‌گذاری بیشتر ترغیب کند و سرمایه‌گذار نیز با خیالی آسوده‌تر سرمایهٔ خود را به استارتاپ یا شرکت وارد خواهد کرد.

حتما بخوانید: قسمت چهارم رادیو نورا – مدل کسب و کار