حرفه ای بودن درمحیط کاربه چه معناست

حرفه ای بودن درکارچیست

حرفه ای بودن درکارچیست

حرفه ای بودن درمحیط کار به چه معناست؟حتما می‌دانید که اگر می‌خواهید موفق باشید، حرفه ای بودن (Professionalism) بسیار ضروری است. اما «حرفه ای بودن» دقیقا به چه معناست؟ شاید برای بعضی‌ها به معنای هوشمندانه لباس پوشیدن در محل کار، توانایی ایجاد ارتباطات گوناگون یا انجام درست کارشان باشد. برای برخی دیگر، حرفه‌ای بودن به معنای داشتن مدارک پیشرفته یا سایر گواهی‌هایی است که آنها را قاب گرفته و روی دیوار دفتر نصب کرده‌اند. حرفه‌ای‌گری همه‌ی این تعاریف را در بر می‌گیرد، اما تعاریف بیشتری هم دارد.

پس حرفه ای بودن چیست و چرا اهمیت دارد؟ چگونه می‌توانید در نقش روزمره‌تان کاملا حرفه ای باشید؟ در این مقاله ما همه‌ی این پرسش‌ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد تا بتوانید تصویر درستی از حرفه ای گری در محل کار از خود نشان دهید.

تعریف حرفه‌ای‌گری

دیکشنری وبستر حرفه‌ای‌گری را این‌طور تعریف می‌کند: «رفتار، اهداف، یا ویژگی‌هایی که معرف یا نشانگر حرفه یا فرد حرفه‌ای است»؛ و حرفه را «شغلی که مستلزم دانش تخصصی و اغلب آمادگی آکادمیک در درازمدت و به صورت فشرده است» تعریف می‌کند.

این تعاریف می‌گویند حرفه‌ای‌گری شامل ویژگی‌های مختلف بسیاری است و این ویژگی‌ها فرد حرفه ای را مشخص و تعریف می‌کنند. اما این ویژگی‌ها چه هستند؟

دانش تخصصی

نخست آنکه افراد حرفه‌ای به خاطر دانش تخصصی خود شناخته می‌شوند. آنها تعهد شخصی عمیقی به پیشرفت و بهبود مهارت‌های خود داشته و در صورت نیاز درجات و گواهی‌هایی دارند که به عنوان شالوده‌ی این دانش به کار می‌رود. همه‌ی حوزه‌های کسب و کار دارای هسته‌ی ثابت دانش و صلاحیت‌های دانشگاهی مرتبط نیستند؛ همه‌ی حوزه‌ها برای آنکه با موفقیت عمل کنند، به دانش گسترده‌ای نیاز ندارند و همه‌ی افراد حرفه‌ای در حوزه‌های فعالیت‌شان، دارای درجات عالی نیستند.

با این حال، آنچه اهمیت دارد این است که افراد حرفه ای، جدی و اندیشمندانه و با پشتکار کار کرده‌اند تا بر دانش تخصصی لازم برای موفقیت در حوزه‌های کاری‌شان تسلط یابند؛ و آنها این دانش را به‌روز نگه داشته‌اند تا بتوانند هم‌چنان بهترین کار ممکن را ارائه دهند.

حرفه ای بودن درکارچیست

شایستگی

افراد حرفه‌ای کار را به انجام می‌رسانند. آنها قابل اعتماد هستند و به قول خود عمل می‌کنند. اگر شرایطی به وجود بیاید که نتوانند به عهدشان وفا کنند، از قبل انتظارات را مدیریت می‌کنند و نهایت تلاش خود را می‌کنند تا وضعیت را سر و سامان ببخشند. افراد حرفه‌ای بهانه‌تراشی نمی‌کنند، بلکه بر روی یافتن راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

صداقت و راستی

افراد حرفه‌ای ویژگی‌هایی مانند صداقت و اخلاق مداری از خود نشان می‌دهند. آنها به قول‌شان عمل می‌کنند و به همین دلیل قابل اعتماد هستند. هرگز ارزش‌های خود را به خطر نمی‌اندازند و کار درست را انجام می‌دهند؛ حتی اگر این امر به معنای در پیش گرفتن مسیر دشوارتر باشد.

علاوه بر این، افراد حرفه ای متواضع هستند. اگر پروژه یا شغلی خارج از حوزه‌ی مهارت آنها باشد، از قبول آن هراسی ندارند. در صورت نیاز فورا از دیگران کمک می‌گیرند و تمایل به آموختن دارند.

حرفه ای بودن درمحیط کار به چه معناست

حرفه ای بودن درکارچیست

مسئولیت‌پذیری

افراد حرفه‌ای خود را مسئول تفکرات و سخنان و اقدامات خودشان می‌دانند؛ به ویژه اگر دچار اشتباه شده باشند. این مسئولیت پذیری شخصی، پیوند نزدیکی با صداقت و راستی دارد و عنصری حیاتی در حرفه‌ای‌گری است.

خودتنظیمی

آنها تحت فشار نیز حرفه‌ای باقی می‌مانند. برای مثال کارمندی در بخش خدمات مشتریان را در نظر بگیرید که با مشتری عصبانی‌ای مواجه می‌شود. به جای آنکه کارمند هم در واکنش به او آشفته و عصبانی شود، با حفظ آرامش و انجام رفتاری متناسب با محیط کسب‌وکار و با انجام هر کاری که وضعیت را بهتر می‌کند، حرفه‌ای‌گری حقیقی را نشان می‌دهد.

افراد حرفه‌ای واقعی برای افراد پیرامون‌شان، فارغ از سمت یا موقعیت آنها، احترام قائلند. آنها با در نظر گرفتن احساسات و نیازهای دیگران، هوش هیجانی (EI) زیادی از خود نشان می‌دهند و نمی‌گذارند که روز بدی که دارند، بر چگونگی تعامل آنها با همکاران یا مراجعه‌کنندگان تأثیر بگذارد.

حرفه ای بودن درکارچیست

ظاهر

افراد حرفه‌ای ظاهر مناسبی دارند. آنها با لباس شلخته و موهای ژولیده سر کار حاضر نمی‌شوند. آراسته هستند و متناسب با وضعیت لباس می‌پوشند. به همین دلیل از خود اطمینان ساطع می‌کنند و برای این کار احترام هم می‌بینند.

چگونه حرفه‌ای‌گری خود را نشان دهیم

با توجه به این ویژگی‌ها می‌بینید که افراد حرفه‌ای کسانی هستند که دیگران به آنها احترام می‌گذارند و برای آنها ارزش قائلند. آنها اعتباری حقیقی برای سازمان‌شان هستند.

به همین دلیل، باید شهرتی حرفه‌ای در محل کار به دست آوریم. افراد حرفه‌ای حقیقی نخستین کسانی هستند که برای ترفیع در نظر گرفته می‌شوند و پروژه‌ها یا مراجعه‌کنندگان ارزشمند را به آنها ارجاع می‌دهند. این افراد معمولا در حرفه‌ی خود موفق هستند.

حال که تصویر شفافی از آنچه حرفه‌ای‌گری را تشکیل می‌دهد در ذهن‌تان شکل گرفت، آیا این ویژگی‌ها را به افراد پیرامون خود نشان می‌دهید؟ احتمالا تا کنون برخی از این ویژگی‌ها را نشان داده‌اید، اما ممکن است متوجه شوید که فاقد برخی از آنها هستید. به منظور پیشرفت حرفه‌ای‌گری خود، بر روی بهبود هر کدام از این ویژگی‌ها تمرکز کنید. البته هر بار روی یکی از آنها تمرکز کنید تا دچار سردرگمی نشوید.

حرفه ای بودن درکارچیست

به علاوه، راهبردهای دیگری نیز وجود دارد که به شما کمک خواهند کرد تا در محل کار حرفه‌ای‌تر باشید:

مهارت‌سازی کنید

نگذارید دانش و مهارت‌هایتان منسوخ شوند. نسبت به یادگیری مهارت‌‌های جدید حساس باشید و در صنعت‌تان به‌روز بمانید.

هوش هیجانی خود را تقویت کنید

افراد حرفه‌ای می‌توانند نیازهای عاطفی دیگران را درک کنند. آنها قادرند به مراجعه‌کنندگان و همکاران‌شان آنچه را نیاز دارند بدهند؛ زیرا می‌دانند چگونه فعالانه گوش بدهند و آنچه را که رخ می‌دهد مشاهده کنند.

بنابراین اگر می‌خواهید حرفه‌ای‌گری خود را بهبود دهید، بر روی افزایش هوش هیجانی تمرکز کنید.

برای تعهدات خود احترام قائل باشید

هر زمان به رئیس یا همکار یا مراجعه‌کنندگان قولی می‌دهید، به آن عمل کنید. اگر فکر می‌کنید نمی‌توانید سر موعد به قول خود عمل کنید، تا حد امکان هر چه زودتر رئیس یا گروه یا مراجعه‌کننده را در جریان بگذارید. با این حال، هر کاری که می‌توانید بکنید تا وضعیت به این مرحله ختم نشود.

بهانه‌تراشی نکنید. در عوض بر روی برآوردن انتظارات به نحو احسن و بر روی سامان بخشیدن به وضعیت تمرکز کنید.

مؤدب باشید

مهربان و مؤدب باشید. با هر کسی که ارتباط دارید، فارغ از سِمَت او و احساس خودتان، رفتار خوبی داشته باشید. این امر ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد، اما تأثیر چشمگیری دارد.

حرفه ای بودن درمحیط کار به چه معناست؟

ابزار موردنیازتان را همراه داشته باشید

آیا بدون همراه بردن نمونه‌ی کالای موردنیازتان، در جلسه‌ای با مشتری شرکت می‌کنید؟ آیا به محل کار می‌رسید و تازه متوجه می‌شوید که فایل بسیار مهمی را در خانه جا گذاشته‌اید؟ آیا مدام خود را در وضعیت‌هایی می‌یابید که فاقد مهارت‌های لازم برای انجام درست کارتان هستید؟

افراد حرفه‌ای واقعی همیشه آمادگی دارند. این امر مستلزم برنامه‌ریزی بهتر، به موقع بودن و توجه است. روی بهبود مدیریت زمان و مهارت‌های برنامه ریزی تمرکز کنید تا همیشه همه چیز را تحت کنترل داشته باشید.
توجه:

اگر چه حرفه‌ای بودن به معنای حفظ تعهدات، انجام کار باکیفیت و داشتن خبرگی است، اما گاهی اوقات، حرفه‌ای بودن یعنی برای پروژه‌هایی که خارج از توانمندی‌هایتان است داوطلب نشوید.

حرفه ای بودن درمحیط کار به چه معناست؟

با این حال، این امر الزاما به این معنی نیست که شما نباید آزمون و خطا کنید! ابتدا ریسک‌ها را تحلیل کنید تا عواقب عملکرد اشتباه را به حداقل برسانید. در مورد هر خلأ حرفه‌ای که دارید صادق باشید و برای پر کردن‌شان تلاش کنید. بعد هم تا جایی که امکان دارد، نهایت تلاش‌تان را بکنید.

منبع:desarrollo de carrera

 

250-sw-excuses-vs-responsibility

تقویت مسئولیت پذیری را در محیط کار

تقویت مسئولیت پذیری را در محیط کار

تمامی فارغ‌التحصیلان دوره‌ی پزشکی طی مراسمی سوگند می‌خورند تا تمامی تلاش خود را برای یک پزشک خوب بودن انجام بدهند و زیانی به کسی نرسانند. آیا خوب نبود اگر چنین سوگندنامه‌ای برای رهبران نیز داشتیم. سوگندنامه‌ای برای مسئولیت پذیریِ فردی و پاسخ‌گو بودن نه تنها در قبال نتایج تجاری و هدایت دیگران، بلکه در هدایت خود. یاد ضرب‌المثلی می‌افتم که می‌گوید «کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی». این ضرب‌المثل به این معنی است که هر فردی ابتدا باید قبل از اینکه خطای دیگران را اصلاح کند به فکر اصلاح خودش باشد. بنابراین من این ضرب‌المثل را پیشنهاد می‌دهم: «اگر رهبر هستی، ابتدا خودت را هدایت کن».

هر کتابی که درباره‌ی اصول ابتدایی رهبری نوشته شده است، توضیح می‌دهد که یکی از صلاحیت‌های کلیدی رهبر این است که از دیگران انتظار داشته باشد در مقابل وظایفی که به آنها محول کرده پاسخ‌گو باشند. این یعنی رهبر باید دستورالعمل‌ها و انتظارات را به وضوح مشخص کند، اهداف و مقاصد را با اعضای تیم در میان بگذارد، کارها را پیگیری و دنبال کند تا از مسئولیت‌پذیری و تعهد افراد مطمئن شود، عملکردها را مورد بازخورد و انتقاد قرار دهد، افرادی که عملکرد رضایت‌بخشی ندارند را هدایت کند و در آخر، هر جا که لازم است اصلاحات انجام دهد. اما تا زمانی که افراد خودشان احساس مسئولیت نکنند مدیر نمی‌تواند از آنها انتظار داشته باشد که مسئول و پاسخ‌گو باشند.

با اینکه این موضوع یکی از مهمترین ابعاد رهبری است، ولی وقتی صحبت از پاسخ‌گویی در مقابل رفتار خودمان به میان می‌آید، آن را نادیده می‌گیریم. این اتفاق حتی ممکن است برای رهبرانی پیش بیاید که خیلی خوب مسئولیت موارد بسیار مهمی، مانند دستیابی به نتایج عالی در فروش، عملیات، بازاریابی، امور مالی، شناسایی ریشه‌های مشکلات تجاری، توسعه‌ی چشم انداز یا استراتژی و مدیریت مؤثر منابع را، می‌پذیرند.

اجازه دهید قبل از اینکه ادامه بدهیم یک مسئله را روشن کنیم: هیچ رهبر توانمندی نیست که صبح، بعد از بیدار شدن از خواب تصمیم بگیرد که امروز جواب‌گوی کارهایش نباشد. هیچ کس دوست ندارد کاری را بد انجام دهد. اما ممکن است اتفاقاتی در طول روز رخ دهند که حتی بهترین افراد را از نیات خوبش منحرف کنند و بی‌غرضانه باعث لغزش او شوند. اکنون می‌خواهیم درباره‌ی همین لغزش‌های غیرعمد صحبت کنیم. آنها اشکال مختلفی دارند. اجازه دهید در اینجا به تعدادی از آنها نگاه دقیق‌تری بیندازیم:

زمان زیادی است با یکی از کارمندان‌تان مشکل دارید ولی نمی‌خواهید او را اخراج کنید، چون می‌خواهید فرد خوبی باشید. بعد از کشمکش‌های فراوان تصمیم می‌گیرید او را به بخش دیگری منتقل کنید، در اصل می‌خواهید مشکل را به بخش دیگری از سازمان بفرستید به این امید که در آنجا به آن رسیدگی شود. در اعماق وجودتان می‌دانید که مشکل به این شکل حل نخواهد شد، اما چون خوشحال هستید که بالاخره از شر این مشکل خلاص می‌شوید، صدای درون‌تان را خاموش می‌کنید. روز بعد با خوشحالی وارد دفتر می‌شوید و از اینکه این بار را از شانه‌های خود برداشته‌اید نفس راحتی می‌کشید.
یکی از اعضای ارشد تیم‌تان عادت دارد در جلسات، با افراد کم نفوذ رفتار بدی از خود نشان دهد. به عنوان مثال، حرف آنها را قطع می‌کند، مشارکت آنها را کم‌ارزش جلوه می‌دهد و در کل رفتار بدی دارد. این رفتار فرد مقابل را به شدت خجالت‌زده می‌کند و باعث ناراحتی دیگر اعضای تیم و حتی خود شما می‌شود. در اینجا هم، به این دلیل که دوست ندارید وارد هر نوع مشاجره‌ای شوید، تصمیم می‌گیرید این رفتار بد را نادیده بگیرید و امیدوار باشید که به خودیِ خود درست شود. این موضوع که فرد بدرفتار کارهایش را به خوبی انجام می‌دهد و نتایج موفقیت‌آمیزی در پرونده‌اش دارد، کار شما را در پا در میانی و اصلاح این موقعیت سخت‌تر می‌کند.
در مورد مقیاس‌های وسیعی که شرکت برای کاهش هزینه‌ها در پیش‌ گرفته است به کارمندان بخش خودتان اطلاع‌رسانی کرده‌اید و از آنها خواسته‌اید که با حذف کردن مخارج غیرضروری در این هدف مشارکت داشته باشند. یک سخنرانی تأثیر‌گذار هم انجام دادید و همه در جریان این موضوع قرار گرفتند. بعد از دو روز، کارمندان می‌بینند که یک صندلی ۳ میلیون تومانی به دفتر شما آورده می‌شود. شما قبلا سفارش خرید این صندلی را داده بودید و فراموش کردید سفارش‌تان را لغو کنید. مسلما دیگران ما را با قصد و نیات‌مان قضاوت نخواهند کرد، بلکه همیشه از روی ظواهر قضاوت می‌کنند.
اشتباهی رخ داده است که افراد زیادی از جمله شما در آن مقصر هستند. شما که تحت تأثیر اضطراب و هرج‌و‌مرجی هستید که از پی این مشکل آمده؛ نقش خود را در این قیل‌وقال کمرنگ می‌بینید و حتی دچار فراموشی سازمانی می‌شوید و یادتان می‌رود قبلا در مورد این مسئله کاملا به شما تذکر داده شده بود. بنابراین دنبال کسی می‌گردید که تقصیرها را به گردنش بیندازید و خودتان را قانع می‌کنید که مصمئنا تقصیر آن فرد بوده است. احتمال روی دادن چنین اتفاقاتی در زمانی که استرس دارید بیشتر است، چون به عنوان مدیر شما باید روزانه، به ده‌ها مسئله رسیدگی کنید. با این حال، افراد دیگری که درگیر این مشکل بوده‌اند اصلا سرشان شلوغ نیست و درگیری ذهنی ندارند و با دقتی لیزری تمامی وقایع را به خاطر می‌سپارند.
خب، مسلما موارد فهرست شده در بالا می‌توانند همین‌طور ادامه پیدا کنند. بعضی از لغزش‌ها به دلایلی که به شخصیت شما مربوط می‌شوند رخ می‌دهند و بعضی دیگر به خاطر حجم کاری بالا و استرسی که معمولا گریبان‌گیر رهبران است. دلایل فراوانی در این میان وجود دارند که نام بردن آنها اهمیت زیادی ندارد. مهم این است که در این اتفاقات چه رفتاری انجام می‌دهید.

اینها مثال‌هایی هستند که شما مسلما از افرادی که آنها را پاسخگو می‌دانید انتظار ندارید. و همین‌طور که همه‌ی ما به خوبی می‌دانیم وقتی بین حرف و عمل‌تان تناقض وجود دارد، مردم رفتارتان را باور می‌کنند و نه حرف‌تان را. نتیجه‌ای که این سناریو در پی دارد این است که اعتمادها از شما سلب می‌شوند. این یکی از گران‌ترین هزینه‌هایی است که برای کمبود مسئولیت‌پذیری و جواب‌گویی به خودمان می‌پردازیم.

بهتر است این نکته را نیز فراموش نکنیم که به عنوان رهبر، شما گاهی مجبور هستید تصمیماتی بگیرید که به مذاق دیگران خوش نمی‌آید و این به نوبه‌ی خود می‌تواند باعث شود انگشت انتقاد به سمت شما نشانه برود. مثل این است که همیشه در تنگ شیشه‌ای زندگی می‌کنید.

پس برای اینکه محتاط‌تر باشید و در مقابل اعمالی که انجام می‌دهید به خودتان جواب‌گو باشید، یا به بیان دیگر به خودتان گزارش بدهید از چه راهبردهایی می‌توانید استفاده کنید؟

همین‌طور که شرکت‌ها نگران وجهه‌ی خود نزد مشتریان یا سهام‌داران هستند، شما نیز با دقت به این موضوع فکر کنید که رفتار و اعمال شما از طرف افراد ذی‌نفع به چه شکلی دیده می‌شوند. افراد ذی‌نفع می‌توانند شامل کسانی باشند که مستقیما به آنها گزارش می‌‌دهید، مشتریان و همکارانی که با شما هم ‌رده هستند. فرایند ارزیابی ۳۶۰ درجه را درباره‌ی خودتان انجام بدهید یا اینکه فُرم ارزیابی مدیریتی تهیه و از آن استفاده کنید و به این فکر کنید که هر کدام از اعضای تیم‌تان به موارد ذکر شده در این فُرم چه امتیازی خواهند داد. به عنوان مثال، ترجیح دادن منافع دیگران به منافع خود، همه‌ی افراد را در موفقیت‌ها سهیم دانستن، با روی باز اطلاعات مربوطه را با دیگران در میان گذاشتن، درباره‌ی اعمال و رفتار خود پرسیدن، رفتار محترمانه با همه بدون توجه به موقعیت اجتماعی‌شان، توسعه‌ی کارِ گروهی در تمامی بخش‌ها، حمایت از تصمیماتی که توسط تیم گرفته می‌شود، فراهم آوردن بازخورد صادقانه به صورت دوره‌ای.
در پایان هر روز، قبل از اینکه میزتان را تمیز کنید و به خانه بروید، چند دقیقه به روزی که گذشت فکر کنید. به مکالمات جدی‌ای که داشتید، جلساتی که رفتید، ایمیل‌هایی که فرستادید و دیگر اعمال‌تان فکر کنید. آیا به خودتان افتخار می‌کنید؟ آیا می‌توانید بهتر از این باشید؟ این به شما انگیزه می‌دهد تا برای روز بعد اهداف بزرگ‌تری در نظر بگیرید. عادت کردن به این نوع خود‌کاوی، در بلند‌مدت نتیجه می‌دهد.
تصمیم بگیرید برای توسعه‌ و پیشرفت مدیران دیگر هم جواب‌گو باشید. با کمک به تقویت رشد فردی و حرفه‌ای آنها، در اصل مهارت های رهبری خودتان را هم تقویت می‌کنید و به رهبری نمونه و الگو تبدیل می‌شوید و در نتیجه اراده‌تان را هم در جهت پاسخ‌گو بودن به خود محکم‌تر می‌کنید.
وقتی اشتباهی رخ می‌دهد، در درون خود دنبال راه‌حل بگردید. در موقعیت‌های دشوار است که مسئولیت‌پذیری ما مورد آزمایش قرار می‌گیرد. مارتین لوتر کینگ (Martin Luther King) به این نکته اشاره کرده است: «حد و اندازه‌ی انسان نه در لحظات راحتی و آسایش، بلکه در لحظات چالش‌برانگیز و طاقت‌فرسا شناخته می‌شود».
وقتی اشتباهی رخ می‌دهد، می‌پرسید: «تقصیر کیست؟» یا می‌گویید «از این مشکل چه چیزی می‌توانیم بیاموزیم؟» یا «برای بهتر شدن این موقعیت چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟». چه خوب است که سعی کنید از وسوسه‌ی انداختن تقصیرها به گردن دیگران خلاص شوید و در مقابل مشکلات و اشتباهات جواب‌گو باشید.
به قول‌هایی که به افرادِ تازه استخدام شده، داده‌اید و چرب‌زبانی‌هایی که در زمان مصاحبه انجام دادید فکر کنید. گاهی به این دلیل که می‌خواهیم مستعد‌ترین افراد و باهوش‌ترین‌ها را در شرکت خود استخدام کنیم، ممکن است بیشتر از حد عادی قول بدهیم. یادداشتی از صحبت‌هایی که در مصاحبه انجام شده و قول‌هایی که داده‌اید به همراه داشته باشید. اگر رویدادها طوری جریان پیدا کرده‌اند که نمی‌توانید روی قول‌تان بمانید، حداقل می‌توانید این موضوع را صادقانه با افراد در میان بگذارید. این کار بهتر از این است که قول‌هایتان را به کلی فراموش کنید.
قول‌هایی که به خودتان داده‌اید چطور؟ اهداف فردی و حرفه‌ای خود را به وضوح یادداشت کنید. هفته‌ای یک بار آنها را بخوانید. آیا اعمال روزانه‌ی شما با ارزش‌ها، استانداردها و فلسفه‌ی مدیریتی‌تان هماهنگ هستند؟ حد و مرزهایتان کدام‌ هستند؟ آیا حاضرید اقداماتی برای محافظت از آنها انجام دهید؟ اگر پاسخ شما به این سؤالات منفی است، ببینید دلیل آن در کجاست. این کار چه بینشی به شما می‌دهد؟ از این اطلاعات کمک بگیرید تا باعث شوند به جای اینکه احساس گناه کنید، دست به کار شوید و اقدامات لازم را انجام بدهید.
مولیر (Moliere)، نمایشنامه‌نویس فرانسوی قرن ۱۷، می‌گوید: «نه تنها باید برای کارهایی که انجام می‌دهیم جواب‌گو باشیم بلکه باید مسئولیت کارهایی که انجام نمی‌دهیم را نیز بپذیریم.» آیا کاری هست که باید انجام دهید ولی از انجام آن طفره می‌روید؟ به عنوان مثال، آیا مکالمه‌ی دشواری را به تعویق می‌اندازید؟ آیا تصمیم مهمی را پشت گوش می‌اندازید؟ آیا مسئولیت‌های خود را بر دوش دیگران می‌گذارید؟
پاسخ‌گو بودن به خود، یعنی علی‌رغم تمامی مشکلات با خودمان صادق باشیم. یعنی همیشه کار درست را انجام بدهیم و حتی وسوسه نشویم به خاطر مصلحت، قوانین را نادیده بگیریم. شاید دبورا لی (Deborah Lee) به بهترین شکل به این نکته اشاره می‌کند: «پاسخ‌گو بودن در مقابل خود‌، یعنی در تنهایی و دور از نگاه دیگران چه می‌کنیم». همچنین این بهترین پادزهر در مقابل احساس گناه است و با این کار انرژی خلاقانه‌ی ما آزاد می‌شود تا بتوانیم به چیزی که برای‌مان مهم است دست پیدا کنیم. از همه مهم‌تر اینکه، باعث می‌شود مسئولیت تصمیمات و انتخاب‌های خودمان را بر عهده بگیریم، چون بدون پاسخ‌گو بودن، انتخاب معنایی ندارد.