انتخاب رهبر از درون تیم یا استخدام آن؟ کدام یک برای استار تاپ بهتر است؟

انتخاب رهبر از درون تیم یا استخدام آن؟ کدام یک برای استار تاپ بهتر است؟

یکی از مزایای راه‌اندازی استارتاپ این است که برای هدایت آن به یک عمر تجربه نیاز نیست اما در عین حال اگر از مشاوره یک رهبر مجرب هم بی‌نصیب باشد، ممکن است با تصمیمی اشتباه به نقطه پایان برسد. با توجه به این مساله ترجیح می‌دهید تیم رهبری را از افراد درون استارتاپ انتخاب کنید یا از کسانی که در شکل گیری آن نقش نداشته‌اند کمک بگیرید؟

«Joe Procopio» با بیش از ۲۰ سال تجربه در تاسیس شرکت‌های کوچک و بزرگ معتقد است که پاسخ به این سوال برای هر استارتاپ متفاوت است و انتخاب هر یک از این دو روش مزایا و معایب خود را دارد.

رهبری استارتاپ و معضل تعادل

تمام استارتاپ‌ها در یک نقطه با این معضل برخورد خواهند کرد که چگونه این کسب و کار با رشد سریع را بدون انداختن آن به خندق رکورد یا کوبیدنش به دیوار اشتباهات هدایت کنیم؟ Procopio بر اساس تجربه‌ای که در چنته دارد معتقد است فارغ از ابعاد استارتاپ باید بین داشتن تجربه و برخوردار بودن از انعطاف پذیری لازم برای پذیرش ایده‌های جدید، تعادل برقرار شود. شاید در نگاه اول این دو ویژگی منحصر به فرد تلقی شوند اما لزوما اینطور نیست.

آشوب در ابتدای راه

معمولا در ابتدای راه شکل گیری یک استارتاپ اعضای اولیه کسانی‌اند که مشتاق ایده هستند. این هسته اولیه عمدتا یا از نظر جغرافیایی به مکان شرکت نزدیک هستند یا با بنیانگذاران ارتباط فامیلی و دوستی دارند. شاید این تیم با اشتیاق بیشتر و در ازای دستمزد کمتری کار کنند اما طولی نمی‌کشد که شرکت نیاز به رشد پیدا کرده و آشوب و هرج و مرج خود را نشان می‌دهد.

هیچ فرمول مشخصی وجود ندارد که بر اساس آن بدانید چه کسانی باید استخدام شوند، کدامیک باید ترفیع پیدا کند و چه زمانی دست به اینکار بزنید اما دستورالعمل‌‌هایی برای ساختار بندی شرکت بدون درست کردن پیچیدگی‌‌های اضافه وجود دارد.

انتخاب رهبر از درون تیم

انتخاب رهبر از درون تیم یا استخدام آن؟ کدام یک برای استار تاپ بهتر است؟

انتخاب رهبر از درون تیم یا استخدام آن؟ کدام یک برای استار تاپ بهتر است؟

از نظر Procopio تجربه کسی که یکسال درون تیم بوده، به اندازه سه سال افراد خارج از شرکت ارزش دارد. در صورتی که مثل بعضی از استارتاپ‌ها از همان اول نقش‌ها و سمت‌ها را با عناوینی مثل «مدیران اجرایی» (C-level) و معاون ارشد (VP-level) پر نکرده باشید، دستتان باز خواهد بود.

خود او ترجیح می‌دهد تا زمانی که اعضای تیم به حدود ۱۰ تا ۲۰ نرسیده این عناوین را به کسی اعطا نکند چرا که با گذشت زمان مشخص می‌شود کدام فرد شایسته دریافت چه عنوانی است؛ مثلا اگر اعضای گروه «نیما» را به عنوان رهبر پذیرفته‌اند، می‌توانید رسما او را به عنوان مدیرعامل برگزینید.

البته این روش هم همیشه جواب نمی‌دهد. اگر فرد مورد نظر آماده پذیرش مسئولیت‌ها نبوده و توان استفاده درست از اختیارات را نداشته باشد مشکل بزرگی به بار خواهد آمد. همیشه در نظر داشته باشید که یک مدیر اجرایی در نهایت باید توان هدایت ده‌ها و چه بسا صدها نفر با وظایف ویژگی‌های مختلف را داشته باشد.

اگر شرکت به سرعت در حال رشد است و باید هرچه سریعتر مدیران را انتخاب کنید، رودربایستی را کنار گذاشته و شفاف عمل کنید. از همان اول با افراد درباره انتظاراتی که در مقام مدیر از آنها دارید صحبت کرده و تاکید کنید که در هر مرحله از رشد باید صلاحیت خود برای حفظ موقعیت را اثبات کنند.

ارشدیت را با رهبری اشتباه نگیرید

این دقیقا مخالف آن چیزی است که در بالا گفتیم. یعنی لزوما یکسال تجربه حضور در استارتاپ چند برابر تجربه افراد بیرون از آن ارزش ندارد.

به ندرت تمامی هسته اولیه یک استارتاپ از رهبران شکل می گیرد و معمولا از ۱۰ تا ۲۰ نفر اولیه و حتی بنیانگذاران اصلی یک یا دو نفر رهبر، چند نفر مدیر میانی و بقیه هم زنبور کارگر هستند. از اینرو نباید تصور کنید صرف حضور در هسته اولیه راه‌اندازی کسب و کار بدین معنی است که فرد باید نقش رهبری داشته باشد. گماردن افراد فاقد صلاحیت در نقش مدیر و رهبر خیانت به خود آنهاست و در عوض باید با تشویق آنها به کسب مهارت‌های جدید بستری را برای رشدشان فراهم کرد. اگر هم می‌خواهید به این افراد پاداش دهید اینکار را با پاداش مادی یا سهم انجام دهید نه عنوانی که سزاوارش نیستند.

همزمان تعداد زیادی رهبر استخدام نکنید

از قدیم گفته‌اند ۲ شیر در یک اقلیم نمی‌گنجند، حالا تصور کنید حضور تعداد زیادی کارشناس که خود را متخصص می دانند در یک استارتاپ می‌تواند چه فاجعه‌ای به بار آورد. برگزاری جلسات با حضور آنها می‌تواند به استدلال‌های ناتمام هر یک در مورد تجارب قبلی منجر شود و احتمالا در نهایت هرکدام ساز خود را خواهند زد. در صورتی که تعداد کارکنان استارتاپ کمتر از ۲۰  نفر است در هر دور استخدام به همکاری با یک نفر بسنده کنید.

حتی زمانی که دست به استخدام مدیران کارکشته می‌زنید آنها را با افرادی که سابقه زیادی در شرکت دارند همراه کنید. شاید این مدیران تجربه زیادی در چنته داشته باشند اما بدین شکل سریعتر و بهتر با چم و خم کسب و کار شما آشنا خواهند شد.

استخدام رهبران رشد دهنده به جای بزرگان صنعت

از نظر این کارشناس بهتر است به جای فردی که تنها در یک صنعت سابقه دارد، افرادی را استخدام کنید که مهارت خود در رشد دادن استارتاپ‌‌ها با حوزه‌‌های کاری مختلف را ثابت کرده‌اند. در ثانی فراموش نکنید شما به عنوان یک استارتاپ قرار است شرکت‌های با ساختار سنتی و سابقه چندین را به چالش بکشید نه اینکه روش آنها را کپی ‌برداری کنید؛ از اینرو رهبرانی را استخدام کنید که آمادگی انجام اینکار و مهارت آنرا داشته باشند.

marketing-mix-seasonal-pricing-e1442514711484

آمیخته بازاریابی «4P»

آمیخته بازاریابی «4P»

آمیخته بازاریابی «4P» بازاریابی فرایندی است که خواست‌ها و نیازهای مشتریان را شناسایی می‌کند و برای برآوردن این نیازها به‌نحوی مطلوب می‌کوشد تا کالا و خدمات متنوعی را عرضه کند.از این رو صاحبان کسب‌و‌کار می‌بایست:

۱- مطابق نیاز مصرف‌کننده به ساخت یا تولید محصول بپردازند.

۲- محصول را با قیمتی منطقی و مناسب در دسترس مصرف کننده قرار دهند.

۳- محصول را در فروشگاه‌ها و نمایندگی‌های فروش به مصرف‌کننده عرضه کنند. به گونه‌ای که مصرف‌کننده به‌راحتی به محصول دسترسی داشته باشد.

۴-از طریق رسانه‌هایی که مصرف‌کنندگان به آن دسترسی دارند، در مورد محصول و ویژگی‌های آن اطلاع‌رسانی کنند.

در واقع مدیران بازاریابی برای برنامه‌ریزی فعالیت‌‌‌های بازاریابی بر ۴ بخش اصلی تمرکز می‌کنند. این ۴ بخش عبارتند از:

محصول (product) ،  قیمت (price) ، توزیع (place) ، ترفیع (promotion)

این عناصر آمیخته بازاریابی «4P» را تشکیل می‌دهند. «فیلیپ کاتلر» آمیخته بازاریابی را مجموعه‌ای از متغیرهای قابل کنترل تعریف می‌کند‌ که شرکت می‌تواند برای تحت تاثیر قرار دادن واکنش خریدار از آنها استفاده کند. این متغیرهای قابل کنترل محصول، قیمت، توزیع و ترفیع هستند.

تصمیم‌گیری در مورد هر کدام از این 4 عنصر می‌تواند عناصر دیگر را هم تحت تاثیر قراردهد. کسب و کارهای مختلف می‌کوشند از این ترکیب به‌گونه‌ای استفاده کنند که ضمن برآوردن بالاترین سطح رضایت مشتری، اهداف سازمانی‌شان را هم پوشش دهند. بسته به منابع هر شرکت و اهداف بازاریابی‌ آن تصمیم‌گیری در مورد آمیخته بازاریابی متفاوت خواهد بود.

آمیخته بازاریابی


حتما بخوانید: ۴ حقیقت ناگفته که برای داشتن کسب و کاری ماندگار باید بدانید

در این مطلب می‌خواهیم هریک از عناصر «آمیخته بازاریابی» را به زبان ساده توضیح دهیم:

۱) محصول:

محصول به‌عنوان قلب بازاریابی است. خدمت یا کالایی که توسط سازمان برای فروش ارایه می‌شود. یک جفت کفش، یک بشقاب ماکارانی‌،‌ یک عمل جراحی در بیمارستان و …؛ همه اینها محصول‌اند. آنها را می‌خریم چون یک یا چند نیاز ما را برآورده می‌کنند. ما الزاما برای محصولی قابل لمس پول پرداخت نمی‌کنیم، بلکه پول‌ را بابت مزیت و ارزشی که آن محصول برای‌مان فراهم می‌کند،‌ می‌پردازیم. به بیان ساده محصول مجموعه‌ای از ارزش‌ها و مزایایی است که بازاریاب به مصرف‌کننده پیشنهاد می‌کند تا بابت آن پول پرداخت کند. وقتی یک جفت کفش می‌خریم در واقع راحتی را برای پاهای‌مان خریداری کردیم. محصول می‌تواند نوعی خدمت باشد. وقتی برای دریافت خدمات درمانی‌ پول پرداخت می‌کنیم، درواقع برای خود سلامتی و بهبود را خریدیم.

ایجاد تغییر و تحول در محصول یکی از گزینه‌هایی است که شرکت‌ها برای به‌دست آوردن سهم بازار بیشتر دنبال می‌کنند. بدیهی‌ترین عنصر محصول، «سیمای ظاهری» آن است. سازمان در خصوص سلیقه و ترجیحات مخاطبان محصول‌اش اطلاعاتی به‌دست می‌آورد، بعضی تغییرات را در نظر می‌گیرد تا ضمن حفظ مشتریان فعلی‌اش، بتواند بعضی افرادی که از رقبا خرید می‌کنند را نیز جذب کند. در شرایطی هم شرکت‌ها بهبود«کیفیت محصول» را برای کسب سهم بازار بیشتر مورد توجه قرار می‌دهند.

۲) قیمت:

قیمت‌گذاری تنها مولفه درآمدزای آمیخته بازاریابی است و بسیار حیاتی و تعیین‌کننده است. تعیین قیمت برای محصول، کاری زیرکانه و دشوار است. ارزش به‌دست آمده از کالا که مشتری در قبال دریافت آن حاضر است پول پرداخت کند. تقاضا برای محصول،‌ هزینه‌های تولید، ‌توان پرداخت مصرف‌کننده، ‌قیمت رقبا برای محصول مشابه،‌ محدودیت‌های دولتی و … از جمله عواملی هستند که هنگام قیمت‌گذاری باید به آنها توجه کنیم. قیمت‌ محصول تاثیر مستقیم بر میزان تقاضا و سودآوری شرکت دارد.

شرکت‌ها از قیمت‌گذاری اهداف متفاوتی دارند. بعضی صرفا به‌دنبال حفظ بقاء و ادامه حیات کسب و کارشان هستند. بعضی می‌خواهند سود فعلی‌شان را به حداکثر برسانند. احتمالا بعضی هم به‌دنبال حداکثر کردن سهم بازارشان یا  پیشرو شدن از نظر کیفیت هستند. با توجه به هر هدفی که شرکت دنبال می‌کند نحوه قیمت‌گذاری متفاوت خواهد بود.

 ۳) توزیع:

مشتریان ممکن است محصولی را دوست داشته باشند و مایل باشند بابت خرید آن پول بپردازند، اما اگر به محصول دسترسی نداشته باشند، آن را نخواهند خرید. محصولات باید در مکان‌هایی که مصرف‌کننده به‌راحتی بتواند آن را خریداری کند، در دسترس قرار گیرد. فرض کنید محصول A در کشورY  در مقیاس انبوه تولید می‌شود. اما شما می‌توانید آن را در شهر خودتان و در فروشگاهی نزدیک بازار محلی‌تان آن را خریداری کنید. در واقع زنجیره‌ای از افراد و موسساتی مثل: توزیع‌کنندگان،‌ عمده ‌فروشان و خرده فروشان با همکاری یکدیگر چنین امکانی را برای شما فراهم می‌کنند. این افراد و موسسات شبکه توزیع شرکت (کانال‌های توزیع) را تشکیل می‌دهند. شرکت تصمیم می‌گیرد که محصول‌اش را به‌طور مستقیم به خرده فروشان بفروشد یا از طریق توزیع‌کنندگان و عمده‌فروشان به‌دست مصرف‌کننده برساند. حتی می‌تواند برای فروش مستقیم محصولش به مصرف‌کننده برنامه‌ریزی کند.

مولفه توزیع در آمیخته بازاریابی شامل کانال‌های توزیع، مکان فروشگاه و هرگونه موضوعات مرتبط با تدارکات و لجستیک (همچون انبارداری یا حمل و نقل) است. بعضی سازمان‌ها متناسب با ترجیحات مشتریان و یا تقسیم‌بندی مشتریان، کانال‌هایی چندگانه توزیع، کارگزاری و نمایندگی‌های فروش، فروش مستقیم (اینترنتی، تلفنی و …) ایجاد می‌کنند.

۴) ترفیع:

اگر محصول مطابق با نیاز مصرف‌کننده تولید و قیمتی منطقی برای آن در نظر گرفته شود، بعد از آن در فروشگاه‌ها و نمایندگی‌های فروش به‌راحتی در دسترس قرار گیرد، ولی مصرف‌کننده درباره قیمت،‌ ویژگی‌ها و چگونگی دسترسی به محصول اطلاعات کافی نداشته باشد،‌ تمام تلاش‌های تیم بازاریابی بی‌نتیجه خواهد ماند. ترفیع،‌ فرایند آگاهی رسانی، ترغیب کردن و تحت تاثیر قرار دادن مصرف کننده است برای اینکه بتواند محصولی که نیاز دارد را بخرد.

فرایند ترفیع از طریق فروش شخصی،‌ تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش انجام می‌شود. این مولفه از آمیخته بازاریابی درباره نحوه دسترسی، ویژگی‌ها و کاربردهای محصول اطلاعاتی را دراختیار مصرف‌کنندگان قرار می‌دهد. علایق مشتری بالقوه را نسبت به محصول برمی‌انگیزد، محصول را با محصول رقبا مقایسه می‌کند تا در نهایت مشتری بتواند انتخابش را انجام دهد.

اقدامات تبلیغی و ترفیعی، ارزش محصول یا خدمت را به مشتریان می‌شناساند و می‌تواند در جذب سهم بازار رقبا موثر باشد، به‌گونه‌ای که برقراری ارتباط و اطلاع‌رسانی به مشتریان رقیب، در تغییر علایق آنها تاثیرگذار است. علاوه براین، فعالیت‌های تبلیغی می‌تواند نام تجاری برند محصول را ارتقا دهد. در این میان ازدیاد رسانه‌های چاپی و الکترونیکی کمک چشم‌گیری به فرایند ترفیع کرده است.

instagram-automation-results

آغاز حذف لایک در ایسنتاگرام به طور آزمایشی در کانادا

آغاز حذف لایک در ایسنتاگرام به طور آزمایشی در کانادا

هفته پیش بود که از احتمال حذف گزینه پرطرفدار لایک در اینستاگرام برایتان گفتیم. تا امروز این موضوع چیزی بیشتر از یک شایعه نبود، اما ساعاتی پیش و در جریان برگزاری کنفرانس F8 فیسبوک مشخص شد که اینستاگرام به طور جدی چنین نقشه‌ای را در سر می‌پروراند.

مارک زاکربرگ و همکارانش در جریان کنفرانس F8 امسال که برای توسعه‌دهندگان برگزار شد، اعلام کردند که اینستاگرام از آخر همین هفته تست حذف گزینه لایک را آغاز خواهد کرد. اول از همه نیز کاربران کانادایی شاهد حذف لایک از تایم‌لاین خود خواهند بود.

با این تغییر دیگر نمی‌توانید تعداد لایک پست‌های تایم‌لاین و پست‌های پروفایل‌ها را مشاهده نمایید. اینستاگرام هدف از اعمال این تغییر را «متمرکز کردن کاربران روی عکس‌ها و ویدیوهای به اشتراک‌گذاری شده» و نه روی «تعداد لایک‌های هر پست» اعلام کرده و می‌خواهد امکانی فراهم کند که فقط صاحب اکانت قادر به دیدن تعداد لایک‌های پست‌هایش باشد.

تا هفته گذشته اینستاگرام تست این ویژگی را عملا تکذیب می‌کرد. وقتی جین وانگ اسکرین‌شات‌هایی از حذف لایک اینستاگرام را در صفحه توییتر خود منتشر کرد، یکی از مقامات اپلیکیشن در واکنش به این موضوع اعلام کرد که «مشغول تست این ویژگی نیستند» اما همیشه به دنبال راه‌هایی می‌گردند که بتوانند فشار را از محیط اینستاگرام بردارند.

حتما بخوانید: ارز دیجیتال در ایران قانونی می شود.

حالا که تست ویژگی حذف لایک به طور رسمی تأیید شده، مشخص نیست که آیا اینستاگرام آن را در به‌روزرسانی‌های بعدی اپلیکیشن عملی خواهد کرد یا خیر. نکته مسلم اینجاست که لایک همواره عامل مشوقی برای فعالیت کاربران در این شبکه اجتماعی بوده، اما گاهی پست‌های نامناسب و ناخوشایندی را هم در محیط این شبکه اجتماعی برجسته کرده است.

با این تغییر اینستاگرام امیدوار است که بتواند فرهنگ استفاده از شبکه‌های اجتماعی را برای همیشه تغییر دهد. نظر شما چیست؟ آیا فکر می‌کنید حذف گزینه لایک می‌تواند روی بهبود ساختار محتوایی و فرهنگی اینستاگرام مؤثر باشد؟

Biandishid-Va-Servatmand-Shavid-Napoleon-Hill-400x600

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

 یک کتاب فوق العاده عالی و تاثیر گذار است که تاکنون نظیر آن نوشته نشده است.

این کتاب حاصل سال ها تلاش ناپلئون هیل است. او طی ۲۰ سال با ۵۰۰ نفر از افراد ثروتمند و موفق دوران خود گفت و گو و مصاحبه انجام که حاصل آن کتاب بیندیشید و ثرتمند شوید است.

پیشنهاد نوشتن این کتاب از سوی اندرو کارنگی بود که یکی از ثروتمندترین افراد تاریخ جهان است.

کتاب شامل پانزده فصل می‌باشد که به این شرح هستند:
  1. اندیشه ثروت است
  2. اشتیاق، نقطه شروع همه موفقیت‌ها
  3. ایمان
  4. تلقین به خود، راه نفوذ بر ذهن نیمه هوشیار
  5. دانش تخصصی
  6. تخیل، کارگاه ذهن
  7. برنامه‌ریزی سازمان یافته
  8. تصمیم گیری، غلبه بر تردید و دودلی
  9. ابرام
  10. قدرت همکارای
  11.  کیمیاگری احساس جنسی
  12. ذهن نیمه هوشیار
  13. مغز، ایستگاه گیرنده و فرستنده اندیشه
  14. حس ششم، قلعه درایت
  15. شش شبح ترس
حتما بخوانید: ای کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم

درباره کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

درباره کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

درباره کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

به جرات میشه گفت از بین تمام کتاب های حوزه موفقیت و انگیزشی، کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید یک جایگاه ویژه و خاص دارد. این کتاب حاصل مصاحبه و گفت و گو با افراد موفق می باشد. افرادی که مسیر را طی کرده و به موفقیت رسیده اند. یعنی شما با یک کتاب روبه رو هستید که حقیقت ها را بیان کرده است و نه صرفا یک سری تئوری برای رسیدن به موفقیت و هدف.

 

این کتاب یک شاهکاره و هر بار که آن را می خوانید با موضوعات تازه روبه رو می شوید انگار که قبلا آن را نخوانده اید. در واقع با هر ذهنیتی که کتاب را بخوانید دقیقا همان نتیجه را که می خواهید به شما می دهد. اگر به دنبال کسب ثروت هستید و با این ذهنیت آن را بخوانید، راه های رسیدن به ثروت را به شما خواهد گفت. اگر به دنبال کسب روابط خوب هستید، همان را به شما می دهد. میشه گفت کتاب به ذهن شما پاسخ می دهد.

قسمت هایی از کتاب

هر کس که طالب پیروزی است باید کشتی‌ ها و پل‌ های پشت سرش را در آتش بسوزاند و راه‌ های عقب‌ نشینی را بر خود ببندد. این‌ گونه است که می‌ توان ذهن را در شرایط اشتیاق سوزان برای پیروزی قرار داد و این شرط لازم موفقیت است. خواستن تنها به ثروت نمی‌ انجامد، اما مشتاق ثروت بودن، با ذهنیتی وسواس گونه و آنگاه برنامه‌ ریزی دقیق و تدارک راه‌ های رسیدن به هدف و در کنار همه این‌ ها مداومت در پایداری در برابر شداید و مشکلات اسباب غنا می‌گردد.

در کار برنامه‌ ریزی برای ثروتمند شدن به کسی اجازه ندهید که رویای شما را از بین ببرد. اگر کاری که می‌ خواهید بکنید درست باشد و به آن باور داشته باشید درنگ نکنید، قدمی به‌ پیش بگذارید و رویای خود را جامعه عمل بپوشانید. هرگز به گفته‌ های این و آن توجه نکنید. توجه نکنید که ممکن است موقتا شکست بخورید زیرا شاید دیگران ندانند که هر شکست بذرهایی از موفقیت و پیروزی به همراه دارد.

اشتیاق سوزان برای بودن و انجام دادن نقطه شروعی است که باید صاحب رویا از آن شروع کند. رویا از بی‌ تفاوتی، تنبلی، یا نداشتن الهام و آرزو ناشی نمی‌شود. هر قدر در زندگی بخواهیم و توقع داشته باشیم همان اندازه به دست می‌ آوریم. توقع زیاد یا کم داشتن تفاوت فکری چندانی ایجاد نمی‌کند.

ایمان مهم‌ ترین عنصر ذهن است، وقتی با اندیشه در هم می‌ آمیزد ذهن نیمه هوشیار بی‌ درنگ ارتعاش آن را درک می‌ کند و آن را به فراست لایتناهی تبدیل می‌ نماید. ایمان حالتی از ذهن است که می‌ توان آن را به کمک تأیید یا آموزش‌ های تکراری برای ذهن نیمه هوشیار و به کمک اصل تلقین به خود ایجاد نمود.

حقیقت شناخته‌ شده‌ ای است که انسان هر چه را به خود تلقین کند، خواه مطلبی دروغین یا حقیقی باشد آن را باور می‌کند. برنامه یا هدف با تکرار اندیشه در ذهن کاشته می‌شود، جملاتی را درباره هدف اصلی خود بنویسید. هدف اصلی خود را مشخص سازید و آن را به حافظه بسپارید. جزییات آن را کلمه به کلمه و روز به‌ روز آن‌ قدر برای خود بگویید تا ارتعاش صدا به ذهن نیمه هوشیار شما برسد. مصمم شوید که عوامل ناخوشایند محیط و شرایط را از ذهن خود دور نگه‌ دارید، برای خود زندگی مورد علاقه‌ تان را سفارش دهید. شاید به این نتیجه برسید که بزرگ‌ ترین نقطه‌ ضعف شما کمی اعتماد به‌ نفس است. برای چیره شدن بر این کمبود از اصل تلقین باید استفاده کرد، کافیست اندیشه مثبت را روی برگه کاغذی بنویسید و آن را آن‌قدر به تکرار بخوانید تا بخشی از ذهنیت شما شود.

اطلاعات کتاب

  • کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید
  • نویسنده: ناپلئون هیل
  • ترجمه: مهدی قراچه داغی
  • انتشارات: شباهنگ
  • تعداد صفحات: ۲۴۸
  • قیمت چاپ پانزدهم: ۱۲۵۰۰ تومان
25017100_1955301351458659_8335032182812704768_n

معرفی کتاب دروغ های مصلح

در دنیای امروز، چالشی که در پیش روی ما قرار دارد، در واقع کنکاش در مورد حقیقت است. حقیقتی که گاه ممکن است بسیار دستکاری شود. دروغ های مسلح – شیوه های اندیشیدن انتقادی در عصر پساحقیقت – کتابی است که به ما کمک می کند دید بهتری نسبت به حقیقت پیدا کنیم.


پشت جلد کتاب دروغ های مسلح آمده است:

آنچه دروغ ها را مسلح می سازد، نه رسانه ها هستند و نه فیس بوک در آن نقشی دارد، بلکه آن مسئله ای که می تواند خطرناک باشد، میزان شدت باور و اعتقاد ماست. مواردی که از جانب ما برچسب غیرقابل سوال می خورند و دارای اطمینان حداکثری از طرف ما خواهند بود.

دروغ های مسلح یک کتاب پرفروش در سطح جهانی است و همچنین برنده ی جایزه ی کتاب تجاری سال ۲۰۱۷ شده است.

انتشارات کتاب کوله پشتی این اثر را با اجازه ى رسمى نویسنده و ناشر (خرید حق انتشار در ایران) چاپ کرده است.

 

محتوای کتاب دروغ های مسلح

این کتاب راهنمایی است برای شناسایی انواع مختلف دروغ ها و مغلطه هایی که توسط رسانه های مختلف منتشر می شود. این رسانه می تواند تلویزیون، روزنامه، وب سایت، کتاب، مقالات، شبکه های اجتماعی و… باشند.

دروغ های مسلح در سه بخش اصلی نوشته شده است که در ابتدای هر بخش یک نقل قول هم آمده است:

  • بخش اول: ارزیابی اعداد

چیزهایی که نمی دانی برای تو دردسری پدید نخواهند آورد، بلکه چیزهایی برای تو اسباب دردسر می شوند که از آن ها مطمئن هستی، ولی آن ها تغییر کرده اند و تو در خواب خوش بوده ای. -مارک تواین

  • بخش دوم: ارزیابی لغات

دروغی که نیمی از آن حقیقت دارد، یکی از سیاه ترین دروغ هاست. -آلفرد، لرد تنیسون

  • بخش سوم: ارزیابی جهان

طبیعت فقط به ما اجازه می دهد تا احتمالات را بررسی کنیم و به همین خاطر است که علوم هنوز سر پا ایستاده و فرونپاشیده است. -ریچارد فاین من

دنیل جی. لویتین، نویسنده کتاب، با اشرافی که بر مباحث حوزه علوم شناختی دارد و با بهره‌گیری از منطق، زبان‌ شناسی، علوم آماری، روانشناسی و تحلیل گفتمان، توانسته است شیوه و گفتمان انتقادی ساده ولی مؤثر و کاربردی را در رابطه با مسائل اخبار دروغ و مغلطه ها در فضای بدون کنترل دنیای مجازی، اختیار کند.

 

نگاهی به کتاب دروغ های مسلح

قبل از هرچیزی به این نکته اشاره کنم اگر از مباحث ریاضی مثل آمار و احتمالات بیزار هستید، شاید این کتاب دیدگاه شما را نسبت به آن ها تغییر دهد چون موضوعی که در مورد این کتاب بسیار به چشم میاد، زبان شفاف نویسنده در توضیح دادن مسائل پیچیده است. لویتین یه جوری آمار و احتمال رو در قالب مثال توضیح میده که من به شخصه دوست داشتم به دوران دانشگاه برگردم و دوباره آمار و احتمالات بخونم! اما از این نکته هم غافل نشویم که برای درک تکه هایی از این کتاب دانستن یک مقدار آمار و احتمال بد نیست.


کتاب دروغ های مسلح یک کتاب در مورد تفکر انتقادی، سفسطه و استدلال محسوب میشه که به نظر میاد خواندن آن در این دنیای پیچیده پر از اخبار ضروری می باشد.

شاید نکته اصلی این کتاب این باشد که خوش باوری را کنار بذاریم و یکم عمیق تر فکر کنیم. حقیقتش بعد از خواندن دروغ های مسلح سخت میشه به رسانه ها اعتماد کرد. نسبت به هر خبری مشکوک می شوید و دوست دارید دوباره در مورد آن فکر کنید که به خودی خود چیز بدی نیست، اما اگر آدم سخت گیری باشید، با خواندن این کتاب سخت گیرتر می شوید.

 

یک نکته مثبت دیگر در مورد این کتاب مثال هایی است که نویسنده استفاده می کند. بیشتر مثال های این کتاب واقعی هستند و نویسنده علاوه بر بررسی و کشف دروغ های پنهان در آن ها، مرجع آن ها را نیز آورده است.


قسمتی از متن کتاب:

این کتاب در مورد این است که چگونه مشکلات را با حقایقی که با آن ها مواجه هستیم، مشخص کنیم؛ مشکلاتی که ممکن است منجر به یک نتیجه گیری اشتباه بشوند.

قسمت هایی از متن دروغ های مسلح

اندیشه ی انتقادی به معنای این نیست که ما همه چیز را بی اعتبار بشماریم، بلکه به معنای این است که می توانیم میان ادعاهایی با مدارک و شواهد، و ادعاهایی که هیچ گونه مستنداتی برای اثبات آن ها وجود ندارد، تفاوت قائل شویم.

متاسفانه بسیاری از مردم به خاطر هراس از اعداد نمی توانند به درستی در مورد اعداد و ارقام فکر کرده و تصمیم گیری کنند.

اگر شما می خواهید به وسیله ی آمارها دروغ بگویید و قصدتان را پنهان کنید، میانگین متوسط قد افراد را در کنار زمین بسکتبال به دست آورید. در مورد درآمدها می توانید به وسیله ی نمونه برداری نزدیک دفاتر بیکاری نظرسنجی کنید و اگر می خواهید از مبتلایان به سرطان ریه در ایالتی نمونه برداری کنید، فقط از کسانی که در کنار کارخانه های ذوب آهن زندگی می کنند، نمونه گیری کنید. مطمئن باشید اگر شیوه ی گردآوری نمونه هایتان را فاش نکنید، هرگز کسی آن را نخواهد فهمید.

احتمالات به ما این اجازه را می دهند که حوادث آینده را مورد سنجش قرار دهیم و کمکی مهم در تصمیم گیری های منطقی به ما می کنند. بدون احتمالات، ممکن است ما توسط حکایت ها و افسانه ها اغوا شویم.

جهان پر از اتفاق های عجیبی است که خیلی وقت ها اتفاق می افتند، اما زمانی که دو چیز با هم تغییر می کنند، به این معنا نیست که یکی سبب دیگری است و یا حتی مربوط به آن می شود و ممکن است عاملی ناشناخته پشت پرده ی تمام این ماجراها وجود داشته باشد.

این جهان آشفته جایی مناسب باری اتفاق ها و تصادف هایی است که شاید هیچ معنای خاص و قابل فهمی را در بر نداشته باشند. اگر شما دوستی دارید که سال ها از او بی خبر هستید و درست زمانی که به او فکر می کنید، آن شخص به شما تلفن می زند، بدین معنا نیست که یکی از شما دو نفر قدرت ذهن خوانی دارید.

یکی از ویژگی های شگفت انگیز شناخته شده ی انسان این است که اگر برای یک بار ادعا و یا اندیشه ای را باور کرد، حتی اگر مستنداتی بی چون و چرا و برهانی علمی بر علیه آن ها باشد، برای او سخت است که دست از آن بردارد.

مشخصات کتاب

  • کتاب دروغ های مسلح
  • نویسنده: دنیل جی. لویتین
  • ترجمه: ابراهیم رهنما
  • انتشارات: کتاب کوله پشتی
  • تعداد صفحات: ۳۴۴
  • قیمت چاپ اول: ۲۵۰۰۰ تومان
mission-vision-values-graphic

چشم اندازهای شرکت های معروف و بزرگ دنیا

چشم اندازهای شرکت های معروف و بزرگ دنیا

بنابراین، بیانیه‌های چشم انداز و ماموریت جامع و قدرتمند باید چگونه باشند؟ در ادامه‌ی این مقاله، به ۲۵ شرکت بزرگ اشاره می‌کنیم که به خوبی اهمیت این موضوع را درک کرده‌اند. و وفاداری مشتری نسبت به این شرکت‌ها موید اهمیت این موضوع است.

تسلا

شرکت: تسلا

ماموریت: تسریع فرایند تحول جهانی به سمت انرژی پایدار.

چشم انداز: ایجاد جذاب‌ترین و قانع‌ کننده‌ترین شرکت خودروسازی قرن بیست و یکم از طریق سوق دادن تحول جهانی به سمت خودروهای برقی.

شرکت: آمازون

ماموریت: نهایت تلاش‌مان را می‌کنیم که به مشتریان‌مان پایین‌ترین قیمت ممکن، بهترین حق انتخاب، و حداکثر راحتی را ارائه دهیم.

چشم انداز: تبدیل شدن به مشتری‌مدارترین شرکت روی زمین؛ شرکتی که در آن، مشتریان می‌توانند هر چیزی را که دل‌شان میخواهد، به صورت آنلاین کشف و پیدا کنند، و بخرند.

شرکت: پاتاگونیا

ماموریت: تولید بهترین محصول، که هیچ آسیب غیر ضروری ایجاد نکند؛ و از کسب و کار جهت الهام بخشیدن و پیاده‌سازی راه‌حل‌هایی برای بحران محیط زیست، استفاده شود.
چشم انداز: عشق به مکان‌های بکر و زیبا دربردارنده‌ی شرکت در مبارزه‌ای برای نجات این مکان‌ها، و کمک به توقف زوال شدید سلامت محیطی در سرتاسر کره‌ی زمین است.

شرکت: تد

ماموریت: گسترش ایده‌ها.

چشم انداز: ما با تمام وجود به قدرت ایده‌ها برای تغییر نگرش‌ها، شیوه‌های زندگی‌، و در نهایت، جهان باور داریم.

شرکت: لینکدین

ماموریت: ایجاد پیوند میان آدم‌های حرفه‌ای در سرتاسر جهان برای بهبود سازندگی و موفقیت آن‌ها.

چشم انداز: خلق فرصت اقتصادی برای تمام اعضای متعلق به نیروی کار جهانی.

شرکت: گوگل

ماموریت: سازمان‌دهی اطلاعات جهانی و ایجاد دسترسی و کاربرد آن در سرتاسر جهان.

چشم انداز: ایجاد دسترسی به اطلاعات جهانی فقط با یک کلیک.

شرکت: اوبر

ماموریت: ماموریت اوبر عبارت است از تسهیل در حمل و نقل – برای همه‌ی آدم‌ها، به همه‌ی نقاط.

چشم انداز: حمل و نقل هوشمندتر با خودروهای کم‌تر و دسترسی بهتر. حمل و نقلی که ایمن‌تر، ارزان‌تر، و مطمئن‌تر باشد؛ حمل و نقلی که فرصت‌های شغلی بیش‌تر و درآمد بالاتری برای رانندگان ایجاد کند.

شرکت: ایربی‌ان‌بی

ماموریت: تعلق به همه جا.

چشم انداز: تحقق اشتیاق عموم بشر به تعلق یافتن به مکان‌های مختلف جهان – میل و آرزو به مورد استقبال، احترام، و تکریم قرار گرفتن؛ به خاطر جایگاهی که در آن قرار گرفته‌اید، نه به خاطر جایی که در آن قرار دارید.

شرکت: اینتل

ماموریت: کاربرد قدرت قانون مور برای ارائه‌ی دستگاه‌های هوشمند و متصل به تمام انسان‌های روی زمین.

چشم انداز:‌ اگر دستگاهی هوشمند و متصل است، با اینتل بهترین می‌شود.

شرکت: فراری

ماموریت: ما خودرو می‌سازیم؛ نمادی از جایگاه عالی ایتالیا در سرتاسر جهان؛ این کار را می‌کنیم تا هم جاده را از آن خود کنیم و هم مسیر را. آفرینشی منحصر به فرد که به این اسب چموش افسانه‌ای روح و جان می‌بخشد، و “‌جهانی از آرزوها و هیجان‌ها‌”‌ را خلق می‌کند.

چشم انداز: فراری، محصول عالی ایتالیایی که آرزوهای جهان را محقق می‌کند.

شرکت: گوددی

ماموریت: ما این جا هستیم تا به مشتریان‌مان به بهترین شکل کمک کنیم. ما با استراتژی‌مان زندگی می‌کنیم و با تمام هیجان کارمان را در اولویت قرار می‌دهیم تا با خلق فناوری ساده و در عین حال بسیار ظریف و برازنده مشتریان‌مان را راضی نگه داریم – و به صورت تمام وقت بهترین خدمات را به آن‌ها ارائه دهیم. هر روز، تمام نیروهای‌مان را در تمام گروه‌ها جمع می‌کنیم تا موانع را از سر راه برداریم، بازارهایی جدید بسازیم، و آن‌قدر به غیر ممکن‌ها زل بزنیم تا خود غیر ممکن‌ها به ما چشمک بزنند.

چشم انداز: با قدرت دادن به آدم‌ها برای راه‌اندازی آسان کسب و کار، رشد با اعتماد به نفس، و به کار اندازی موفق سرمایه‌های شخصی اقتصاد جهانی را، از اساس، به سمت کسب و کار‌های کوچک سوق خواهیم داد.

شرکت: کاترپیلار

ماموریت: فراهم کردن شرایط رشد اقتصادی از طریق توسعه‌ی انرژی و زیر ساخت‌ها، و ایجاد راه حل‌هایی برای پشتیبانی از جوامع و محافظت از کره‌ی زمین.

چشم انداز: چشم انداز ما جهانی است که در آن، تمام نیازهای اساسی آدم‌ها – از قبیل مسکن، آب پاکیزه، بهداشت، غذا، و انرژی قابل اتکا – به روش سازگار با محیط زیست و پایدار محقق شوند؛ هم‌چنین، ایجاد شرکتی که کیفیت محیط زیست و جوامعی را که در آن کار و زندگی می‌کنیم، بهبود ببخشد.

شرکت: تویوتا (ایالات متحده)

ماموریت: جذب و حفظ مشتری با محصولات و خدمات فوق‌العاده ارزشمند و تجربه‌ی رضایتمندی از داشتن خودرو در آمریکا.

چشم انداز: تبدیل شدن به موفقیت‌ترین و محترم‌ترین شرکت خودروسازی در آمریکا.

شرکت: سامسونگ

ماموریت: الهام بخشیدن به جهان با فناوری‌ها، محصولات، و طرح‌هایی که زندگی آدم‌ها را غنی کنند و با خلق آینده‌ای جدید به سعادت اجتماعی کمک کنند.

چشم انداز: الهام بخشیدن به جهان. خلق آینده.

شرکت: ویکی مدیا

ماموریت: توانمندسازی و مشارکت تمام آدم‌های سرتاسر جهان برای جمع‌آوری و توسعه‌ی محتوای آموزشی، تحت یک مجوز رایگان یا دامنه‌ی عمومی، و انتشار این محتوا به صورت موثر و جهانی.

چشم انداز: تصور جهانی که در آن، هر یک از انسان‌ها بتواند آزادانه سهمی در مجموع تمام علوم داشته باشد. این تعهد ماست.

شرکت: ای‌بی

ماموریت: تبدیل شدن به مقصد محبوب تمام آدم‌های جهان برای کشف و انتخاب کالاهای ارزشمند و منحصر به فرد.
چشم انداز: چشم انداز ما در تجارت رسیدن به نقطه‌ای است که مشتریان ما را به آن جا رسانده باشند، از فناوری قدرت گرفته باشد، و به روی همگان باز باشد.

شرکت:‌ ایکیا

ماموریت: ارائه‌ی طیف گسترده‌ای از محصولات خانگی با بهترین طراحی و کارکرد، و با مناسب‌ترین قیمت که تا حد امکان، بیش‌تر آدم‌ها بتوانند آن‌ها را خریداری کنند.

چشم انداز: بهبود زندگی روزمره‌ی برای بسیاری از آدم‌ها.

شرکت: سیسکو

ماموریت: شکل‌دهی به آینده‌ی اینترنت با خلق ارزش و فرصتی بی‌سابقه برای مشتریان، کارمندان، سرمایه گذاران، و شرکا اکوسیستم‌مان.

چشم انداز: تغییر روش کار، زندگی، بازی، و یادگیری.

شرکت: سونی

ماموریت: ایجاد شرکتی برای الهام بخشیدن و تحقق کنجکاوی‌تان.

چشم انداز: استفاده از عشق و شور بی‌پایان‌مان برای فناوری، محتوا، و خدمات جهت ارائه‌ی هیجان و سرگرمی جدید و پیشگامانه، فقط به شکلی که سونی می‌تواند.

شرکت: خطوط هوایی ساوت‌وست

ماموریت: ماموریت خطوط هوایی ساوت‌وست عبارت است از تعهد به ارائه‌ی بالاترین کیفیت خدمات مشتری به همراه حس گرما، صمیمیت، غرور فردی و روحیه گروهی.

چشم انداز:‌ تبدیل شدن به محبوب‌ترین، فعال‌ترین، و سودمندترین خطوط هوایی دنیا.

شرکت:‌ ای‌دی‌پی‌ (پردازش خودکار داده‌ها)

ماموریت: توانمندسازی سازمان‌ها با راه‌حل‌هایی پر از بینش برای هدایت کسب و کار‌ها به سمت موفقیت.

چشم انداز: تبدیل شدن به مرجعی جهانی برای کمک به سازمان‌ها در تمرکز بر آن‌چه از همه مهم‌تر است.

شرکت: کایزر پرمننته

ماموریت: کایزر پرمننته به این دلیل به وجود آمده است تا خدمات بهداشت و سلامتی با کیفیت و ارزان قیمت در اختیار آدم‌ها قرار دهد و وضعیت سلامت اعضا و جوامعی را که برای‌شان خدمت می‌کنیم، بالا ببریم.

چشم انداز: ما شرکای قابل اعتمادی در زمینه‌ی سلامت عمومی هستیم که با همکاری با آدم‌ها به آن‌ها کمک می‌کنیم برای ایجاد سالم‌ترین جوامع در کشور تلاش کنند.

شرکت: کوین بیس

ماموریت: ماموریت کوین بیس عبارت است از ایجاد سامانه‌ی مالی باز و آزاد برای کل جهان.

چشم انداز: ارز دیجیتالی که از طریق ایجاد سامانه‌ی مالی باز و آزاد فرصتی نوآورانه، کارآمد، و عادلانه‌تر برای تمام جهان فراهم کند.

شرکت: فیس بوک

ماموریت: توانمندسازی آدم‌ها برای ایجاد جامعه‌ای قدرتمند و نزدیک کردن تمام آدم‌های جهان به یکدیگر.

چشم انداز: آدم‌ها برای متصل ماندن به دوستان و خانواده، برای کشف آن‌چه در دنیا می‌گذرد، و به اشتراک گذاری و بیان آن‌چه برای‌شان اهمیت دارد، از فیس بوک استفاده کنند.

 

شرکت: هول فودز مارکت

ماموریت: هول فودز مارکت پیشگام و فعال در عرصه‌ی کسب و کار مواد غذایی با کیفیت است. ما شرکتی مبتنی بر ماموریت هستیم که هدف‌مان تعیین استانداردهای عالی برای خرده فروشی مواد غذایی است. ما در حال ایجاد کسب و کاری هستیم که در آن، استانداردهایی بالا در تمام جوانب شرکت‌مان جاری و ساری است. در هول فودز مارکت کیفیت اولویت ذهن‌مان است.

چشم انداز: تمام مواد غذایی، تمام آدم‌ها، تمام کره‌ی زمین.

بیانیه ماموریت و چشم انداز: آگاهی از این‌که چه کسی هستید و به کجا می‌روید

بیانیه‌ی ماموریت بر امروز و آن‌چه انجام می‌دهید، تمرکز دارد؛ و بیانیه‌ی چشم انداز بر فردا و آن‌چه می‌خواهید به آن تبدیل شوید، تمرکز دارد. وجود هر دو برای بقای شرکت لازم و مهم است.

چه آن را جوهره یا قلب تپنده، و چه آن را مشخصه‌ی اصلی کسب و کار بدانید – یا آن را هر چیز دیگر بنامید، به خاطر موفقیت محتوا و شرکت‌تان از تعریف و درک شفاف بیانیه ماموریت و چشم انداز اطمینان حاصل کنید.

بیانیه‌ی ماموریت محتوا و بیانیه‌ی چشم انداز محتوا را روی کاغذ بنویسید. آن‌ها را در اختیار اعضای گروه‌تان قرار دهید. آن‌گاه می‌توانید تلاش‌های آینده‌تان را در تولید محتوا با این دو مقایسه و اندازه‌گیری کنید.