lazy-coworkers

کار امروز به فردا نسپار!

کار امروز به فردا نسپار!

اگر تصمیم داشتید رژیم لاغری بگیرید و پس از مدتی آن را رها کرده‌اید، اگر مصمم بودید زبان خارجی یاد بگیرید اما هرگز این کار را انجام نداده‌اید، اگر ایده‌ی نوشتن کتابی را داشتید اما هرگز آن را شروع نکرده‌اید، اگر علاقه‌مند به نقاشی هستید ولی تاکنون یک نقاشی هم نکشیده‌اید، اگر قصد داشتید کار پاره‌وقتی را انجام بدهید ولی هیچ‌وقت شروعش نکرده‌اید، اگر می‌خواستید تغییری در برخی عادات خود ایجاد کنید اما همچنان همان آدم سابق هستید، اگر بارها احساس کرده‌اید که توانایی انجام کارهای خیلی بزرگ‌تری را دارید اما هرگز به سراغ آنها نرفته‌اید، اگر سال‌هاست برای شروع کاری همچنان امروز و فردا می‌کنید، اگر تجربه‌هایی از این نوع را داشتید، پس شما هم نیروی بازدارنده‌ی مقاومت درونی را احساس کرده‌اید.

دشمن درون خود را بشناسید
از سنین نوجوانی همیشه نوشتن را دوست داشتم. ایده‌های زیادی هم برای نوشتن داشتم اما هر وقت کاغذ سفید را روی میز می‌گذاشتم با نیروی بازدارنده‌ی عجیبی روبه‌رو می‌شدم که اجازه‌ی نوشتن حتی یک کلمه را به من نمی‌داد. این نیرو آنچنان قوی بود که معمولا بر من پیروز می‌شد. برخی مواقع نیز که موفق می‌شدم و نوشتن را شروع می‌کردم، مرا از ادامه‌ی کار بازمی‌داشت. به مدت بیست سال این وضع ادامه داشت و من همچنان در رؤیای نوشتن به سر می‌بردم بدون اینکه چیزی بنویسم. برایم عجیب بود که بدون وجود هیچ مانع بیرونی‌ چرا نمی‌توانم بنویسم؟! تا اینکه چند سال پیش به کتابی برخورد کردم با عنوان «نبرد هنرمند» از نویسنده‌ای به نام استیون پرسفیلد (ترجمه نوشین دیانتی، نشر پیکان) و با خواندن این کتاب بود که متوجه شدم یک دشمن نامرئی و قدرتمند در درون من پنهان است که مانع نوشتن من می‌شود. این نیروی بازدارنده مقاومت درونی نام داشت. پرسفیلد مقاومت را «مسموم‌ترین نیروی روی زمین» می‌داند که بیشتر از فقر و بیماری و اختلالات جسمی، ریشه‌ی بدبختی است زیرا تن دادن به مقاومت روح و روان ما را از شکل می‌اندازد. ما را از رشد بازمی‌دارد و از آنچه هستیم و به دنیا آمده‌ایم تا باشیم، کوچک‌تر می‌کند. اما این نیروی بازدارنده یک نشانه‌ی خوب هم هست.

مقاومت سایه‌ی نبوغ است

مقاومت یک نیروی منفی است اما این نیرو یک وجه مثبت هم دارد و آن استعداد و نبوغ درونی شماست. در روان‌شناسی یونگ بخش تاریک وجود ما که شامل نیروهای منفی است «سایه» نام دارد. مقاومت هم یکی از همین سایه‌هاست. اما وقتی سایه‌ای باشد پس نوری هم هست. هر خورشیدی سایه ایجاد می‌کند و سایه‌ی نبوغ هم مقاومت است. هرقدر که شور و اشتیاق‌تان برای تحقق نبوغ‌تان بیشتر باشد، نیروی مقاومت شما در برابر آن نیز بیشتر خواهد بود. مقاومت سریع‌تر از گلوله‌ی شلیک شده، قدرتمندتر از لوکوموتیو و ترک آن هم سخت‌تر از ترک مواد مخدر است. ما تنها افرادی نیستیم که این مقاومت شکست‌مان داده است. میلیون‌ها انسان بااستعدادتر و باهوش‌تر نیز پیش از ما به زمین افتاده‌اند. اما اکثر ما حتی نمی‌دانیم که چه چیزی ما را به زمین زده است. اگر اجازه بدهیم مقاومت همچنان ما را شکست بدهد، زندگی حسرت‌باری در پیش خواهیم داشت.

مقاومت درونی در چه مواقعی بروز می‌کند؟
مقاومت در برابر انجام کارهای مختلف خود را به میان می‌کشد. در اینجا فهرستی از مواردی که مقاومت را برمی‌انگیزند می‌آوریم:

انجام و پیگیری هر کار هنری و خلاقانه از جمله نویسندگی، نقاشی، موسیقی، فیلم و هر نوع فعالیت هنری و مبتکرانه؛
هرگونه رژیم تناسب اندام و سلامتی؛
هر نوع ریسک و خطر برای تغییر و تحول در شغل، پیشرفت مالی و کارآفرینی؛
هر برنامه‌ای در جهت رشد شخصی و خودشکوفایی؛
هر تصمیمی برای تغییر و ترک عادات منفی یا ایجاد عادات مثبت؛
هرگونه آموزش و یادگیری.
در تمام این موارد و وضعیت‌های مشابه، ما با مقاومت درونی مواجه می‌شویم. مقاومت به شکل‌های مختلف مانع انجام کار می‌شود. شناخت این شیوه‌ها می‌تواند ما را برای غلبه بر آن یاری کند.

مقاومت، درونی و نامرئی است
بسیاری مواقع ما علت تعلل در انجام یا اتمام کارها را به عوامل بیرونی و قابل مشاهده مثل همسر، والدین، دوستان یا شرایط نسبت می‌دهیم در صورتی‌ که آن نیروی بازدارنده در درون ماست و دیده نمی‌شود. ما فقط آن را به شکل یک انرژی و قدرت بازدارنده‌ی منفی در درون خود تجربه می‌کنیم که حواس‌مان را به شکل‌های مختلف پرت می‌کند و ما را از انجام کار بازمی‌دارد.

مقاومت در آغاز کار قد علم می‌کند
حتما تجربه کرده‌اید که گاهی شروع کردن برخی کارها برای ما خیلی دشوار است. مقاومت همیشه در شروع به میان می‌آید و می‌خواهد به هر شکلی مانع آغاز کار شود. طفره رفتن از شروع کار معمولا نشانه‌ی آشکاری از غلبه‌ی مقاومت است. طفره رفتن بارزترین مظهر مقاومت است. چون توجیه آن آسان است. ما به جای اینکه بگوییم: «هرگز نمی‌خواهم زبان خارجی یاد بگیرم»، می‌گوییم: «از تابستان آینده در کلاس زبان ثبت‌نام خواهم کرد». خطر بزرگ طفره رفتن این است که اگر به عادت تبدیل شود، ما همواره و تا دم مرگ، زندگی به روش دلخواه‌مان را به تعویق خواهیم انداخت. «شروع کردن» مشکل‌ترین قسمت کار است و انجام کار معمولا بسیار راحت‌تر از شروع کردن آن است. پس هر ایده و هر برنامه‌ای که در سر دارید بلافاصله قدمی در جهت انجام آن بردارید و کار را شروع کنید.

مقاومت موذی است
مقاومت ترفندهای زیادی برای بازداشتن ما از کار بلد است. مقاومت با پیشنهادهای کوچک و خوشایندی مثل صرف یک قهوه، سر زدن به شبکه‌های اجتماعی، چک کردن ایمیل‌ها، تماس با یک دوست، یک چرت ده دقیقه‌ای به سراغ شما می‌آید و اگر موفق شود، شما ناگهان می‌بینید که ساعت‌ها گذشته و شما همچنان در حال سیاحت در اینترنت هستید و هیچ کاری هم انجام نداده‌اید. اگر مقاومت با پیشنهادهای کوچک نتوانست بر شما پیروز شود از راه‌های مرموزتر و زیرکانه‌تری وارد می‌شود. برای انجام ندادن کار دلایل و بهانه‌های بسیار منطقی و معقول می‌آورد و فلسفه‌ی انجام آن کار را زیر سؤال می‌برد. به شما می‌گوید که توانایی انجام کار را ندارید و صدها توجیه و بهانه‌ی دیگر.

مقاومت از ترس تغذیه می‌کند
مقاومت هیچ قدرتی از خود ندارد. آن تمام انرژی و نیرویش را از خود ما می‌گیرد. ترس یکی از منابع تغذیه‌ی مقاومت است. بر اساس یک قاعده‌ی کلی «هرچه بیشتر از یک فعالیت یا از یک چالش بترسیم، باید با اطمینان بیشتری به طرف آن برویم»، زیرا شدت ترس ما نشانه‌ی آن است که انجام آن کار می‌تواند به رشد و شکوفایی ما بیشتر کمک کند. شدت ترس با شدت مقاومت ارتباط مستقیم دارد. اگر از انجام کاری ترس زیادی داشته باشیم، برای انجام آن با مقاومت زیادی نیز روبه‌رو خواهیم بود. تنها راه غلبه بر ترس، مواجه شدن با آن است. اگر از صحبت در جمع می‌ترسید، این ترس مربوط به قبل از شروع صحبت است و به‌محض شروع به حرف زدن در جمع تمام ترس‌تان از بین می‌رود و مقاومت نیز نیرویش را از دست می‌دهد. پس هر چه زودتر باید با ترس‌هایمان روبه‌رو شویم.

مقاومت باعث خودتخریبی می‌شود
گاهی مقاومت باعث می‌شود که به‌جای انجام کار مورد نظر عکس آن را انجام دهیم. مثلا به‌جای شروع رژیم لاغری به پرخوری بیشتر روی می‌آوریم. گاهی ما بزرگ‌ترین دشمن خویشتنیم و دائما در حال گستردن دام‌هایی هستیم که در نهایت خود در آنها گرفتار می‌شویم. خود تخریبی یکی از این دام‌هاست. خودتخریب‌گرها معمولا انسان‌های بسیار مستعدی هستند اما فقط بخش کوچکی از قوای خود را در جهت فعالیت‌های سازنده به ‌کار می‌گیرند. قسمت عمده‌ی توان آنها، صرف خنثی کردن فعالیت‌های از پیش برنامه‌ریزی‌شده و در نهایت آماده ساختن خود برای روبه‌رو شدن با شکست می‌شود. عنصر مشترک در تمام الگوهای خودتخریبی این است که «فرد به انجام کاری مبادرت می‌ورزد که برای خودش زیان‌آور است». مقاومت از طریق خودتخریبی دو بار ما را شکست می‌دهد. هم مانع انجام کار مفید می‌شود و هم با وادار کردن ما به انجام کار مخرب به ما لطمه‌ی بیشتری می‌زند.

کمال‌گرایی، شکل دیگری از مقاومت

کمال‌گرایی نیز می‌تواند یکی از اشکال مقاومت باشد. نقاشی که چند رنگ مختلف را با هم ترکیب می‌کند، اما به دلیل عدم رضایت از ترکیب رنگ به‌دست آمده، بارها و بارها این کار را تکرار می‌کند و هیچ کار دیگری انجام نمی‌دهد و نویسنده‌ای که پشت سر هم صفحات یک دست‌نوشته را پاره می‌کند و تا ابد «کارش را دوباره آغاز می‌کند»، در دام کمال‌گرایی گرفتار شده‌اند. کمال‌گرایی آنها به‌تدریج تمام انرژی و اراده‌شان را سست می‌کند و انجام کارها را به تعویق می‌‌اندازد. کمال‌گرایی باعث می‌شود که هرگز نتوانیم یک فعالیت خلاقانه را به اتمام برسانیم.

مقاومت در پایان کار نیرومندتر می‌شود
مقاومت بسیار سرسخت است. وقتی که شما به مقاومت در شروع کار غلبه کردید و اجازه ندادید که شما را از ادامه‌ی کار باز دارد باید حواس‌تان باشد که در پایان کار با نیروی بیشتر به شما حمله خواهد کرد. آیا برای‌تان پیش آمده که در نزدیکی‌های اتمام یک کار رهایش کرده باشید؟ اینجا نقطه‌ی حساسی است چون شما در حال غلبه‌ی کامل بر مقاومت هستید و آن همه‌ی نیروهایش را علیه شما بسیج می‌کند.

حتما بخوانید: مذاکره چیست؟

حرفه‌ای شدن؛ راه غلبه بر مقاومت
در برخی کارها مثل کنترل وزن یا یادگیری زبان شاید آگاهی از مقاومت و شیوه‌های بروز و ظهور آن به غلبه بر آن کمک کند، اما برای غلبه بر مقاومت در انجام کارهایی که مربوط به شکوفایی استعدادها و توانایی‌های ماست باید نقش و اهمیت آن را در زندگی خود مشخص کنیم و به شکل حرفه‌ای آن را پی بگیریم. علت اینکه سال‌ها برای نوشتن تعلل می‌کردم این بود که حرفه‌ای نبودم. آن زمان فکر می‌کردم فقط به خاطر علاقه و برای دل خودم می‌خواهم بنویسم اما هیچ وقت نیز این کار را نمی‌کردم. درست زمانی که تصمیم گرفتم نوشتن را به یک حرفه و کار تبدیل کنم، شروع کردم به نوشتن و توانستم به مقاومت بیست ساله‌ی خود غلبه کنم. منظور از حرفه‌ای بودن در اینجا در مقایسه با انگیزه‌ها و تعهدات فرد تازه‌کار یا غیرحرفه‌ای است. برخی تفاوت فرد حرفه‌ای و تازه‌کار چنین است:

تازه‌کار برای لذت و سرگرمی کار می‌کند اما حرفه‌ای برای معاش؛
برای تازه‌کار، کار در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد در صورتی‌ که برای حرفه‌ای وظیفه اصلی و در درجه‌ی اول است؛
تازه‌کار پاره‌وقت کار می‌کند و حرفه‌ای تمام‌وقت.
به نظر می‌رسد تازه‌کار عشق بیشتری برای کار دارد و از آن لذت بیشتری می‌برد اما چنین نیست. اگر کار را دوست داشت آن را در درجه‌ی اول اهمیت قرار می‌داد، آن را به شغل اصلی‌اش تبدیل و زندگی‌اش را وقف آن می‌کرد.

مقاومت درونی هیچ‌وقت از بین نمی‌رود
مقاومت مانعی نیست که بشود آن را یک بار و برای همیشه از میان برداشت و پس از آن با خیال راحت به انجام کارهای مثبت و مفید پرداخت. مقاومت یک نیرو و یک بخش از وجود ماست و همان‌طور که دیدیم با ترس، خودتخریبی، کمال‌گرایی، بهانه‌تراشی و بسیاری از جنبه‌های وجود و رفتارهای ما در ارتباط است. تنها کاری که ما در برابر مقاومت می‌توانیم انجام دهیم غلبه بر آن است و این مبارزه تا زنده‌ هستیم ادامه خواهد داشت. با هر بار موفقیت در غلبه بر مقاومت درونی، قوی‌تر می‌شویم و زندگی‌مان کمی بهتر و غنی‌تر می‌شود.

693068-636610270890780094-16x9

مذاکره چیست؟

مذاکره چیست؟

توانایی مذاکره امری کلیدی در زندگی هر فرد محسوب می‌شود. ما برای شغل، حقوق، ارتقای شغلی و حتی هنگام خرید و فروش با دیگران مذاکره می‌کنیم. اگر شما در کارهایی مثل مشاوره‌ی املاک یا مبادله‌ی خودرو فعال باشید، باید فنون مذاکره را هر لحظه به کار ببندید.

این مقاله بر اساس مشاهدات و تحقیقات آدام گرنت (نویسنده و استاد دانشگاه پنسیلوانیا) و همکارش آدام گالینسکی (روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه نورث‌وسترن) نگاشته شده، که در آن به ۶ روش از فنون مذاکره اشاره شده است؛ با استفاده از این فنون می‌توانید دستاورد و خروجی بهتری از یک مذاکره داشته باشید.

۱. اطلاعات را با یکدیگر به اشتراک بگذارید

ما معمولا در مذاکرات موضعی محتاطانه نشان ‌می‌دهیم و خواسته‌های خود را چندان بیان نمی‌کنیم. در حالی که گمان می‌کنیم روشی هوشمندانه برای مذاکره را انتخاب کرده‌ایم، ولی این امر می‌تواند بر روی دستاورد ما و ایجاد اعتماد دوطرفه تأثیری منفی داشته باشد. بر اساس گفته‌ی گرنت مردم نسبت به افرادی که با آنها تطابق دارند، گرایش بیشتری دارند و عمل متقابل ما، بر روی رفتارشان تأثیرگذار است. اگر می‌خواهیم دیگران به ما اعتماد کنند، خودمان باید گام‌های اول را در این مسیر برداریم.

مطالعات نشان داده‌اند به اشتراک گذاشتن برخی اطلاعات در حین مذاکره (حتی اگر ربطی هم به آن موضوع نداشته باشد) باعث افزایش دستاورد ما خواهد شد. نیازی نیست تمام امیال خود را از همان ابتدا بیان کنید. ولی صحبت راجع به برخی از عادات، دغدغه‌های شخصی و آرزوها می‌تواند تأثیر مثبتی در به دست آوردن توافق داشته باشد.
حتما بخوانید: چطور از مهارت داستان‌گویی برای متقاعد کردن دیگران استفاده کنیم
۲. اولویت‌ها را مشخص کنید

فنون مذاکره – رتبه بندی اولویت‌ها

یکی از فنون مذاکره این است که اولویت‌ها را مشخص کنید. معمولا در هنگام مذاکره، ما اهداف اساسی خود را می‌شناسیم و آنها را دنبال می‌کنیم. به عنوان مثال اگر بخواهیم کالا یا خدماتی را به مشتری ارائه کنیم، احتمالا قیمت مهم‌ترین اولویت ماست. اگر نتوانیم بر سر قیمت توافق کنیم، دیگر مذاکره را ادامه نخواهیم داد.

گرنت روشی به نام رتبه‌بندی اولویت‌ها را پیشنهاد می‌کند. در این روش دو طرف تمام اولویت‌ها را به ترتیب اهمیت روی میز می‌گذارند و با سبک سنگین کردن آنها به دنبال راهی برای ایجاد توافق نهایی می‌گردند. با این روش اگر مشتری شما نتوانست قیمت را بپردازد، شاید بتوانید از طریق معاوضه یا مطرح کردن شرایطی دیگر به توافق نهایی برسید.
۳. نسبت به قیمت هدف، بهترین و بدترین قیمت آگاه باشید

گالینسکی معتقد است بهترین و بدترین قیمت‌ها را به عنوان قیمت ذخیره‌ی خود در نظر داشته باشید. قیمت هدف، قیمت ایده‌آل شماست و بهترین و بدترین قیمت‌ها آنهایی هستند که در نهایت راضی به قبول کردن آنها می‌شوید. قبل از اقدام برای فروش چیزی، حتما در مورد آن اطلاعات کامل داشته باشید. دامنه‌ی محدودیت‌های خود را به طور دقیق بدانید تا بتوانید در موردشان اظهارنظر کنید و در لحظه بهترین تصمیم را بگیرید. این کار علاوه بر افزایش اعتماد‌به‌نفس و قدرت، باعث می‌شود هنگام مذاکره پیشنهادی غیرمنطقی بیان نکنید. اگر در هنگام مذاکره طرف مقابل کار را شروع کند، این باعث قرار گرفتن شما در موضع ضعف خواهد شد.

۴. اولین پیشنهاد را شما بدهید

این توصیه، عقل سلیم را به چالش می‌کشد. معمولا در مذاکرات «اطلاعات» به اندازه‌‌ی قدرت باارزش است. ما گمان می‌کنیم قبل از این‌که دست خود را رو کنیم، بهتر است از طرف مقابل اطلاعات به دست آوریم.

گرنت و گالینسکی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند شرایط نهایی معمولا به شرایط کسی که اولین پیشنهاد را داده، نزدیک‌تر است. ریشه‌ی آن در روانشناسی و اثری به نام «اثر لنگر انداختن» نهفته است. بر این اساس وقتی اولین پیشنهاد ارائه شد، دو طرف مذاکره‌ی خود را بر مبنای آن پیش می‌برند. در واقع پیشنهاد اول است که مراحل بعدی مذاکره را مشخص می‌کند.

فنون مذاکره – اثر لنگر انداختن: معمولا توافق نهایی به پیشنهاد اول نزدیک‌تر است

معمولا در مذاکرات ما تمایلی به ارائه‌ پیشنهاد اول نداریم. زیرا گمان می‌کنیم قیمت ما خیلی بی‌ربط است. در نتیجه دست طرف مقابل را برای قیمت باز می‌گذاریم. البته گالینسکی می‌گوید همیشه کسی که اولین پیشنهاد را می‌دهد، موفق نیست. دلیلش آن است که بیشتر اوقات فردی که اولین پیشنهاد را می‌دهد برای به کرسی نشاندن پیشنهادش پافشاری کافی را ندارد.

هنگام خرید وقتی قیمت بالاتری پیشنهاد شود، ذهن خریدار ناخودآگاه به سمت جنبه‌های مثبت آن کالا می‌رود و بر عکس. در این زمینه اطلاعات محکمی وجود دارد که اثباتی بر اثر لنگر انداختن است. مثلا هنگام خرید خانه وقتی مشاور املاک قیمت بالایی را عنوان می‌کند، شما به آن دسته از ویژگی‌های مثبت خانه توجه می‌کنید که مدنظرتان بود. اگر هم قیمت پایین‌تر بود، نکات منفی مانند مکان نامناسب خانه یا هزینه‌ی تعمیرات نظرتان را جلب خواهد کرد.

گالینسکی معتقد است بهترین پیشنهاد برای قیمت اول باید کمی بیشتر از قیمت ذخیره‌ی طرف مقابل باشد. البته نه آن‌قدر بیشتر که باعث شوکه شدن خریدار شود.
حتما بخوانید: ۵ راه برای اینکه در صحبت‌ کردن تاثیرگذارتر باشیم
۵. در برابر پیشنهاد طرف مقابل، از پیشنهاد قبلی خود خیلی عقب‌نشینی نکنید

یکی از فنون مذاکره این است که خیلی کوتاه نیایید. اگر شما نمی‌توانید اولین پیشنهاد را بدهید، پس باید از خودتان در برابر اثر لنگر انداختن محافظت کنید. اشتباه بیشتر افراد این است که به سرعت از پیشنهادشان عقب‌نشینی می‌کنند. اگر شما پیشنهاد اول را داده‌اید، پیشنهادات بعدی‌تان نیز باید بر اساس همان پیشنهادی باشد که دفعه‌ی اول مطرح کرده‌اید.

اگر شما فردی هستید که می‌خواهید از اثر لنگر انداختن فرار کنید، طرف مقابل را متوجه کنید که پیشنهادش پرت است. تلاش کنید تا نظر خودتان را به کرسی بنشانید. می‌توانید کاری کنید توجه طرف به دیدگاه شما جلب شود تا جهت تازه‌ای به مکالمه بدهید. مثلا بگویید: حتما با این پیشنهاد می‌خواستید من را امتحان کنید. من به این پیشنهاد فکر هم نمی‌کردم.
۶. پیشنهادات متقابل باید هر دو طرف را راضی نگه دارد

فنون مذاکره – تعهد به نتیجه‌ی مذاکره، دستاورد عالی آن است

هر خریداری می‌خواهد احساس کند که معامله‌ی منصفانه‌ای انجام داده و فروشنده نیز می‌خواهد احساس کند که معامله را به خوبی هدایت کرده است. اگر در مذاکره گاهی عقب‌نشینی کنید و گاهی پیش بروید، دو طرف راضی‌تر خواهند بود.

گالینسکی توصیه می‌کند حتی اگر اولین پیشنهاد طرف مقابل نیازهای شما را تأمین می‌کند، باز هم آن را نپذیرید. از طرف مقابل درخواست مطالبات بیشتری کنید تا مطمئن شوید معامله‌ی خوبی انجام داده‌اید. در این صورت علاوه بر افزایش رضایت خود، رضایت طرف مقابل را نیز افزایش می‌دهید. با افزایش رضایت متقابل، دو طرف بیشتر برای توافق تلاش می‌کنند و به نتیجه‌ی نهایی متعهدتر خواهند بود؛ یعنی همان دستاوردی که از اول هم هدف ایده‌آل مذاکره محسوب می‌شد.

برگرفته از: forbes

getty_511932822_327300

کارآفرینی چیست؟

کارآفرینی چیست؟

اغلب به کسی که تجارت خود را آغاز کرده است، کارآفرین خطاب می‌شود. همچنین با شنیدن واژه کارآفرین، ما تمایل داریم آن را به فردی که سرمایه‌گذاری‌های خود را شروع کرده است، نسبت دهیم. در حقیقت تعریف رسمی کارآفرینی، فرآیند شروع یک تجارت یا سازمان برای سودآوری یا تأمین نیازهای اجتماعی است. ما از این عبارت برای سود یا نیازهای اجتماعی استفاده کرده‌ایم تا کارآفرینی تجاری را از کارآفرینی اجتماعی و خیریه جدا کنیم. پس از تعریف کارآفرینی، اکنون زمان تعریف این موضوع است که چه کسی یک کارآفرین است و چه کاری انجام می‌دهد.

یک کارآفرین کسی است که یک مدل تجارت را توسعه می‌دهد، سرمایه فیزیکی و انسانی لازم برای شروع یک سرمایه‌گذاری جدید را فراهم می‌کند، آن را عملیاتی می‌کند و مسئول موفقیت یا شکست آن است. به تأکید عبارت مسئول موفقیت یا شکست توجه داشته باشید زیرا کارآفرین از مدیر حرفه‌ای متمایز است؛ به این معنی که کارآفرین یا سرمایه خود را از منابع خود سرمایه‌گذاری می‌کند یا سرمایه را از منابع خارجی افزایش می‌دهد و در نتیجه مسئول شکست و همچنین پاداش در صورت موفقیت است، در حالی‌که مدیر حرفه‌ای کار اختصاص داده شده به وی را با در نظر گرفتن پرداخت پول به انجام می‌رساند. به‌عبارت دیگر، کارآفرین علاوه بر خلق یک شرکت جدید، ریسک‌پذیر و نوآور است در حالی‌که مدیر حرفه‌ای تنها اجراکننده است.

ویژگی‌های کارآفرینان

در ابتدا و مهم‌تر از همه، مهارت‌ها و توانایی‌هایی که یک کارآفرین باید داشته باشد را بررسی می‌کنیم؛ وی باید ابتکار عمل داشته باشد و یک ایده تغییر یا یک مفهوم بالقوه جدید را که می‌تواند در بازار شلوغ موفق شود، ارائه دهد. توجه داشته باشید که سرمایه‌گذاران معمولاً تمایل به سرمایه‌گذاری در ایده‌ها و مفاهیمی دارند که احساس می‌کنند بازده کافی برای سرمایه و سرمایه‌گذاری خود را ایجاد می‌کنند و از ‌این‌رو، کارآفرین نیاز به یک ایده واقعاً ابتکاری برای سرمایه‌گذاری جدید دارد.

ویژگی‌های رهبری

صرف‌نظر از این، کارآفرین به‌علت ساخت یک سازمان یا سرمایه‌گذاری از ابتدا و ارتباط با کارکنانش و همچنین اطمینان دادن به سهامدارن از موفقیت در این سرمایه‌گذاری، نیاز به داشتن مهارت‌های مدیریت سازمانی و مدیریتی عالی دارد.

علاوه بر این، کارآفرین باید یک رهبر باشد که بتواند برای کارکنانش الهام‌بخش باشد و همچنین فردی با ویژگی آینده‌نگری با حس مأموریت شناخته شود زیرا مهم است که کارآفرین، سرمایه‌گذاری را با انگیزه کرده و هدایت کند. این بدان معنی است که رهبری، ارزش‌ها، مهارت‌های ساخت تیم و توانایی‌های مدیریتی، مهارت‌ها و ویژگی‌های کلیدی هستند که یک کارآفرین باید داشته باشد.

تخریب خلاقانه و کارآفرینی

اغلب زمانی‌که درباره حذف برخی از شرکت‌ها یا موفقیت برخی دیگر و همچنین حفظ موضع رهبری خود در بازار، صحبت به میان می‌آید به واژه تخریب خلاقانه برخورد می‌کنیم. تخریب خلاقانه به جایگزینی محصولات و شرکت‌های ضعیف‌تر با محصولات و شرکت‌های کارآمدتر، نوآورانه‌تر و خلاقانه‌تر اشاره دارد که در آن، بازار سرمایه‌داری مبتنی بر اکوسیستمی را تضمین می‌کند که تنها بهترین‌ها باقی می‌مانند، در حالی‌که دیگران با اهداف تخریب خلاقانه از بین می‌روند. به‌عبارت دیگر، کارآفرینانی که دارای ایده تغییر و مهارت‌ها و ویژگی‌هایی برای موفقیت هستند، اطمینان حاصل می‌کنند که محصولات، برند‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایشان، سهم بازار شرکت‌های موجود که یا ارزش‌ها را ایجاد نمی‌کنند یا به‌سادگی ناکارآمد هستند، از آن خود کرده است. بنابراین، این روند تخریب ایده‌های قدیمی و ناکارآمد از طریق ایده‌های جدید و خلاقانه به‌عنوان تخریب خلاقانه شناخته می‌شود که غالباً کارآفرین وقتی یک سرمایه‌گذاری جدید را راه‌اندازی می‌کند، انجام می‌دهد.

یک کارآفرین، خطرپذیر است

کارآفرینی و مهارت‌ها و ویژگی‌های مورد نیاز کارآفرینان همراه با چگونگی تعامل آن‌ها در تخریب خلاقانه را مورد بحث قرار دادیم. این بدان معنا نیست که همه کارآفرینان موفق هستند؛ زیرا این واقعیت وجود دارد که آن‌ها می‌توانند قربانی تخریب خلاقانه شوند؛ به‌علاوه به‌دلیل فقدان صفات دیگر، اکثریت سرمایه‌گذاری‌های جدید بیشتر از یک سال دوام نمی‌آورند. زمانی‌که سرمایه‌گذاری‌ها ناکام می‌شوند، سؤال واضح این است که چه کسی مسئول نقص است و پول چه کسی از بین رفته است. پاسخ این است که کارآفرین پول خود را سرمایه‌گذاری می‌کند یا سرمایه را از سرمایه‌گذاران فرشته و سرمایه‌داران می‌گیرد، یعنی اگر سرمایه‌گذاری دچار مشکل شود، کارآفرین و سرمایه‌گذاران پول خود را از دست می‌دهند. توجه داشته باشید همان‌طور که قبلاً ذکر شد، کارکنان و مدیران حرفه‌ای مشاغل خود را از دست می‌دهند مگر این‌که آن‌ها در سرمایه‌گذاری مشارکت داشته باشند؛ در غیر این‌صورت پول‌شان در معرض خطر نیست. این بدان معنی است که کارآفرین در معرض ریسک قرار می‌گیرد یعنی موفقیت یا عدم موفقیت شرکت بر روی کارآفرین منعکس می‌شود.

برخی از کارآفرینان معروف

با توجه به این مقدمه اولیه کارآفرینی، اکنون می‌توانیم به نمونه‌هایی معروف از کارآفرینان اشاره کنیم که با وجود شانس کم، موفق شده‌اند؛ چرا که آن‌ها دارای ایده‌های تغییر و مهم‌تر از همه، ویژگی‌ها و مهارت‌های لازم بودند که آن‌ها را افسانه‌ای می‌ساخت. به‌عنوان مثال، بنیانگذار مایکروسافت، بیل گیتس و مرحوم استیو جابز، بنیانگذار اپل، از کالج ترک تحصیل کرده بودند، هرچند موفقیت آن‌ها بدین معنی بود که آن‌ها نه تنها ایده‌های ابتکاری داشتند، بلکه آماده بودند برای مدت زمان طولانی این ایده‌ها را اجرا کنند و در هنگام سختی تحمل داشته باشند. حتی بنیانگذار فیس‌بوک، مارک زوکربرگ، و همچنین لری پایت گوگل و سرگی برایان می‌توانند به‌عنوان کارآفرینان واقعاً انقلابی در نظر گرفته شوند. آنچه در همه این شخصیت‌های افسانه‌ای مشترک است این است که آن‌ها چشم‌انداز و حس مأموریت تغییر دنیا را داشتند و با کار سخت، استقامت و اکوسیستم پرورشی، توانستند ایده‌های خود را به واقعیت تبدیل کنند.

کارآفرینی نیاز به یک اکوسیستم پرورشی دارد

در نهایت، به اصطلاح «اکوسیستم پرورشی» توجه کنید. این بدان معنی است که اگر کارآفرینان ویژگی‌های لازم را نداشته باشند نمی‌توانند موفق شوند، حتی اگر دارای این ویژگی‌ها باشند اما در محیط یا کشوری زندگی کنند که خطر را تشویق یا شکست را تحمل نکند و مهم‌تر از همه، قادر به ارائه پول و سرمایه انسانی مورد نیاز برای موفقیت نباشد، نمی‌توانند موفق شوند. این بدان معنی است که ایالات متحده کشور مناسبی برای کارآفرینی است؛ زیرا اکوسیستم لازم برای موفقیت این کارآفرینان موجود است، در حالی‌که در بسیاری از کشورها، اغلب یافتن منابع مالی، کار را از طریق پرونده‌های رسمی و اطمینان از این‌که عوامل محیطی مانع از فعالیت کارآفرینی نشود، غیرممکن یا دشوار است.

منبع: وب سایت مدیریت آموزش

1_lVfJFrxmv5WYXnfm7Tbf3A

اینترنت اشیا (IOT) چیست؟

اینترنت اشیا (IOT) چیست؟

اینترنت اشیا یا به‌بیانی دقیق‌تر، «اینترنت چیزها» یعنی اتصال دستگاه‌های فیزیکی نظیر وسایل نقلیه، لوازم خانگی، گوشی‌های هوشمند و… به‌هم‌دیگر از طریق نرم‌افزارهای خاص، حسگرها و… است. در این فناوریِ به‌نسبت نوپا، تمامی دستگاه‌های متصل به یک شبکه، توانایی این را دارند که کارهایشان را به‌صورت خودکار انجام دهند؛ بر اساس تغییراتی که در محیط اطرافشان رخ‌ می‌دهد، یک سری پاسخ ویژه را به‌صورت کاملا خودکار از خود نشان دهند و همچنین می‌توانند داده‌های مختلف را بدون هرگونه دخالت انسان، با دیگر دستگاه‌های شبکه مبادله کنند.

شاکله‌ی اصلی این فناوریِ جدید، بر پایه‌ی شبکه‌ی بی‌سیم و اینترنت ساخته شده و هدف اصلی آن، بهبود کارایی و دقت دستگاه‌های مختلف است. Internet of Things در کنار موارد یادشده، می‌تواند از لحاظ اقتصادی و حتی به‌منظور جلوگیری از اتلاف وقت، کمک‌حال مردم باشد.

شاید این مورد را ندانید، اما عبارت اینترنت اشیا را می‌توان برای اکثر دستگاه‌هایی که می‌شناسید، تعریف کرد؛ همین نکته را می‌توان وجه تمایز IoT نسبت به دیگر فناوری‌ها به‌شمار آورد. اینترنت اشیا شامل دستگاه‌هایی نظیر گوشی‌های هوشمند، هدفون‌ها، وسایل نقلیه، لامپ‌ها، یخچال‌ها، دستگاه‌های قهوه‌ساز، سیستم‌های امنیتی و هشداردهنده و بسیاری دیگر از دستگاه‌های خانگی و موبایلی می‌شود.

اینترنت اشیا

کارشناسان این حوزه تخمین زده‌اند که اینترنت اشیا تا سال ۲۰۲۰ می‌تواند بیش از ۳۰ میلیارد دستگاه را در سراسر دنیا به‌هم متصل کند؛ همین موضوع باعث خواهد شد تا ارزش جهانی این بازار تا همین سال، به حدودا ۷.۱ تریلیون دلار برسد.

به روش‌های مختلفی می‌توان دستگاه‌های گوناگون را از طریق اینترنت اشیا به‌هم متصل کرد؛ همانطور که قطعا تاکنون از نام این فناوری حدس زده‌اید، اولین و مهم‌ترین موردی که برای اتصال دستگاه‌ها نیاز داریم، اینترنت است. اینترنت را در حقیقت می‌توان مرکز کنترل دستگاه‌های متصل‌شده از طریق IoT به‌شمار آورد.

دومین موردی که به آن نیاز داریم، یک گوشی هوشمند یا دستگاه مشابهی است که از اتصال بلوتوث پشتیبانی کند. تمامی اشیایی که از طریق IoT به‌هم متصل شده‌اند، برای تبادل داده‌های مختلف با یک‌دیگر، به یک یا چند دستگاه نیازمند هستند. با استفاده از یک دستگاه کنترل‌کننده نظیر گوشی هوشمند، می‌توانید از راه دور به‌راحتی اشیای مختلف را کنترل کنید.

بدیهی است که اگر کاربر بخواهد دستگاه‌های مختلف را از طریق گوشی هوشمندش کنترل کند، لازم است پیش از هر کاری اپلیکیشن ویژه‌ای را که برای این کار تعبیه شده است، نصب کند.

اینترنت اشیا

چگونه دستگاه‌ها از طریق اینترنت اشیا به‌هم متصل می‌شوند؟

اینترنت اشیا برای متصل کردن هزاران دستگاه‌ به‌هم و به‌اشتراک‌گذاری داده بین آن‌ها، از روش‌های مختلفی بهره می‌گیرد؛ دفاتر کاری و خانه‌ها به‌طور معمول برای اتصال دستگاه‌ها، از وای‌فای یا بلوتوث استفاده می‌کنند. گفتنی است که دو مورد یادشده، محبوب‌ترین روش‌ها برای عملی‌کردن این کار هستند. 

علاوه‌بر این‌ها، می‌توان برای اتصال دستگاه‌های الکترونیکی از طریق اینترنت اشیا، از شبکه‌ی LTE و فناوری‌های ماهواره‌ای هم بهره گرفت که البته این دو روش، چندان مرسوم نیستند.

چه کارهایی را می‌توان با اینترنت اشیا انجام داد؟

اگر شما نیز جرو افرادی هستید که میزان کارایی اینترنت اشیا برای‌تان تبدیل به سوالی بزرگ شده، بهتر است بدانید که از طریق این فناوری تقریبا می‌توان هر کاری که فکرش را بکنید، انجام داد. واقعیت این است که توانایی‌های اینترنت اشیا برای عملی‌کردن کارهای مختلف، فراتر از آن است که خیلی‌ها تصور می‌کنند.

اصلی‌ترین کاربردهای اینترنت اشیا

فناوری اینترنت اشیا در زمینه‌های مختلفی مورداستفاده قرار می‌گیرد و توانایی این را دارد که انجام کارهای گوناگون را برای انسان‌ها ساده کند. در ادامه، اصلی‌ترین کاربردهای این فناوریِ انقلابی را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

اینترنت اشیا

خانه‌های هوشمند

عبارت «خانه‌ی هوشمند» به‌بیانی ساده، یعنی اتصال یک خانه و لوازم داخلی آن به‌هم، از طریق یک سیستم کاملا خودکار. در ادامه، به‌شرح مهم‌ترین کاربردهای فناوری اینترنت اشیا در خانه‌های هوشمند می‌پردازیم:

  • نورپردازیِ خانه

اگر در خانه‌‌ی هوشمند خود از لامپ‌های متصل‌شده به اینترنت اشیا استفاده کنید، این لامپ‌ها می‌توانند زمان خروج شما از خانه یا حتی اتاق‌ها را تشخیص دهند و این یعنی دیگر لازم نیست نگرانِ خاموش کردن لامپ‌ها پیش از خروج از خانه باشید؛ چرا که به‌لطف وجود IoT، لامپ‌ها خود به خود خاموش می‌شوند.

کاربرد مهم دیگر، این است که می‌توانید از طریق دستگاه کنترل‌کننده (نظیر گوشی هوشمند) به‌راحتی در گوشه‌ای از خانه بنشینید و لامپ‌ها را خاموش و روشن کنید؛ نکته‌ی جالب اینجا است که از لحا‌ظ تئوری حتی اگر آن سرِ دنیا هم باشید، می‌توانید به‌راحتی از طریق دستگاه خود، لامپ‌های خانه را کنترل کنید! این قابلیتِ مهم می‌تواند باعث امنیت هرچه بیشتر خانه به‌هنگام خالی بودن آن شود؛ برای مثال، شما می‌توانید شب‌ها با گوشی خود، لامپ‌های خانه را روشن کنید تا اطرافیان فکر کنند که در خانه حضور دارید و فکر ورودِ بی‌اجازه به‌خانه‌ی شما به سر سارقان نزند. 

  • سیستم‌های امنیتی خانه

کاربران می‌توانند به‌راحتی، دوربین‌های مداربسته را به‌صورت ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته، از طریق اینترنت اشیا کنترل کنند و خیالشان از بابت امنیت خانه راحت باشد.

کاربر همچنین می‌تواند با نصب دوربین و میکروفون در جلوی خانه‌اش، قبل از باز کردن در، از طریق میکروفون با افرادِ جلوی خانه صحبت کند و آن‌ها را ببیند. 

یکی دیگر از ویژگی‌های کاربردی و جالب، این است که کاربران می‌توانند از درهایی که به‌صورت خودکار باز و بسته می‌شوند نیز در خانه‌ی خود استفاده کنند. این درها برای باز و بسته شدن، از یک‌سری حسگر ویژه استفاده می‌کنند که در آن‌ها تعبیه شده است.

  • دستگاه قهوه‌ساز

اگر آن‌قدر تنبل هستید که حتی حوصله‌ی خاموش کردن دستگاه قهوه‌ساز را نیز ندارید، اینترنت اشیا دوای دردتان است. دستگاه‌های قهوه‌ساز می‌توانند پس از اینکه شما قهوه‌تان را میل کردید، به‌صورت خودکار خاموش شوند.

کاربر می‌تواند دستگاه را طوری تنظیم کند که در وقت مشخصی از روز، به‌صورت خودکار روشن شود؛ فرض کنید که عصر شده است و شما از سر کار بر می‌گردید، دیگر لازم نیست سراغ روشن کردن دستگاه و درست کردن قهوه بروید؛ کافی است پس از ورود به خانه، از طریق گوشی‌تان دستور ساخت قهوه را صادر کنید.

  • سیستم‌های حرارتی خانه

دستگاه‌های مختلفی در بازار وجود دارند که با استفاده از آن‌ها می‌توان میزان حرارت خانه را تنظیم کرد. چنین دستگاه‌هایی به‌طور معمول توانایی این را دارند که با اطلاع از دمای هوای داخل و خارج از خانه، سیستم‌های گرمایشی را روشن و خاموش کنند. اگر این دستگاه‌ها را به اینترنت اشیا متصل کنید، آن‌ها می‌توانند به‌هنگام کاهش بیش از حد دمای خانه، سیستم گرمایشی را روشن و به‌‌هنگام رسیدن به دمای مطلوب، این سیستم را خاموش کنند؛ نکته‌ی جالب‌توجه اینجا است که تمامی این‌کارها به‌صورت خودکار صورت می‌گیرد.

شیائومی می بند ۳ / Xiaomi mi ban 3

گجت‌های پوشیدنی

یکی دیگر از کاربردهای اینترنت اشیا که همه‌روزه در سراسر دنیا درحال رشد است، به استفاده از آن در گجت‌های پوشیدنی نظیر ساعت‌ها و مچ‌بندهای هوشمند مرتبط می‌شود. شرکت‌های بزرگی نظیر گوگل و سامسونگ طی سال‌های اخیر، سرمایه‌گذاری عمده‌ای را روی فناوری اینترنت اشیا انجام داده‌اند.

گجت‌های پوشیدنی شامل یک‌سری حسگر هستند و از نرم‌افزاری ویژه برای جمع‌آوری اطلاعات کاربرانشان بهره می‌گیرند؛ این گجت‌ها در نهایت داده‌های جمع‌‌آوری‌شده را تحلیل می‌کنند و نتایج را به‌کاربر گزارش می‌دهند.

شرکت‌های مختلف در نظر دارند تا پوشیدنی‌های مختلفی را در زمینه‌ی سلامتی، تناسب اندام و موارد مشابه، به اینترنت اشیا تجهیز کنند. 

خوردروها

استفاده از فناوری در خودروها اساسا یک هدف اصلی را دنبال می‌کند: بهینه‌سازی عملکرد اجزای داخلی. با این‌همه، وقتی خودروها به فناوری اینترنت اشیا تجهیز شوند، می‌توانند به‌‌خوبی از خودشان مراقبت کنند. IoT همچنین می‌تواند باعث شود که خودروها با بهره‌گیری از حسگرهای ویژه و البته اینترنت، امنیت مسافران را بالا ببرند.

شهر هوشمند

شهرهای هوشمند

یکی از جذاب‌ترین مقوله‌هایی که در مورد اینترنت اشیا مطرح می‌شود، توانایی آن برای هوشمندسازی شهرها است. در یک شهر هوشمند، می‌توان با بهره‌گیری از سیستم‌های خودکارِ پیشرفته، تقریبا همه‌چیز را از طریق یک اتاق مخصوص، کنترل کرد. تصور کنید که کارهایی نظیر نظارت همگانی، تأمین آب، تأمین برق، حمل‌‌و‌نقل و حتی تأمین امنیت شهری به‌صورت هوشمند صورت گیرند؛ این‌ موارد تنها بخشی از کاربردهای اینترنت اشیا برای ساخت شهرهای هوشمند هستند.

صنایع وابسته به اینترنت اشیا

  • سلامتی
  • ساخت‌‌وساز
  • حمل‌‌و‌نقل
  • بانک‌ها
  • خدمات غذایی
  • اکتشاف نفت
  • زراعت
  • ساختمان‌های هوشمند
  • و…

امنیت اینترنت اشیا

یکی از اصلی‌ترین مواردی که همواره در مورد اینترنت اشیا مطرح می‌شود، بحث امنیت آن است. از آنجایی که در این فناوری، دستگاه‌های زیادی از طریق اینترنت به‌هم متصل می‌شوند، هک‌شدن آن‌ها می‌تواند ضررهای جبران‌ناپذیری را نظیر لو رفتن اطلاعات حساس شخصی و اقتصادی، به‌همراه داشته باشد.

همواره دو دلیل برای راحتیِ هک‌شدن دستگاه‌های مبتنی بر اینترنت اشیا مطرح مطرح می‌شود: مورد اول این‌ است که دستگاه‌های یادشده از طریق اینترنت به‌هم متصل شده‌اند و اینترنت هم در حالت کلی در معرض خطرِ هک قرار دارد. مورد دوم این است که بسیاری از دستگاه‌های مبتنی بر این فناوری، توسط شرکت‌های بعضا کوچک ساخته شده‌اند و این شرکت‌ها، منابع و زمان کافی را برای قرار دادن ساختارهای امنیتی قدرتمند در دستگاه‌هایشان نداشته‌اند. 

اینترنت اشیا می‌تواند در آینده‌ای نزدیک به یکی از تحولات عظیم در حوزه‌ی فناوری تبدیل شود و نحوه‌ی زندگی کردن ما را از جهات زیادی، دستخوش تغییر کند. 

دیدگاه‌ شما در مورد اینترنت اشیا چیست؟